The first 200 lines.
راوی: قبلاً در «آشپزخانهی جهنمی: نبرد
ایالتها»، پردهها برای فصل ۲۴ کنار رفت.
این واقعاً نبرد ایالتهاست.
راوی: و سرآشپز رمزی به ۲۰ سرآشپز جاهطلب خوشامد گفت.
از دلاور، آنایا، سیندی، جیدن
راوی: --که هرکدام از ایالتهای مختلف آمریکا آمدهاند.
از نیوجرسی
از لوئیزیانا
از اورگان
برنده، سرآشپز من در «آشپزخانهی جهنمی» میشه
کازینوی تفریحی فاکسوودز
این شغل شامل جایزهای به ارزش یکچهارم میلیون دلار میشه
آشپزها مشتاق بودن نماینده ایالتهاشون در
چالش غذای امضا باشن.
وای خدای من!
انگار همین الان دارم کل نیویورک رو نمایندگی میکنم.
راوی سرآشپز لوئیزیانا، بردلی
با طعمهاش ریسک کرد.
من دارم اردک با پوست تُرد، همراه با کاراکارا و سرو کوهی درست میکنم.
این ترکیبی هست که انتظارش رو ندارید.
روایتگر: --که باعث شد مورد توجه سرآشپز رمزی قرار بگیره
این اردک عالی شده
پنج از پنج میگیره
روایتگر: در حالی که کارا ماری گیاهخوار از رود آیلند
نتونست انتظارات رو برآورده کنه
تُن ماهیِ هندوانهای؟
تُن ماهی تقلبی؟
بله
دو از پنج میگیره
روایتگر: کارلوس، سرآشپز آلاسکایی هم نتونست تأثیری بگذاره
مشکل بزرگ من اینجاست، بیش از حد پخته شده
نمره دو میگیره
روایتگر: هر دو تیم، مدعیان قدرتمندی داشتند
طعمها خوبن
غذای خوبیه
روایتگر: از جمله کالیفرنیا
سرآشپز ارشد، لیزا
استیک آنگوس گریل شده، مدیوم پخته شده
همه چیز استثناییه. پنج از پنج میگیره
تبریک میگم
گوینده: --که پیروزی رو برای تیم قرمز به دست آورد
و جایزهای به یادماندنی رو نصیبشون کرد.
صبح روز بعد
یالا شروع کنیم! بزن بریم!
گوینده: --سرآشپز رمزی یک آموزش سریع برگزار کرد
در مورد مواد اولیه تازه.
حالا، سرآشپزها، ما این شانس بزرگ رو داریم
که از برخی از باورنکردنیترین،
تازهترین مواد اولیه استفاده کنیم.
اوه خدای من! اوه!
گوینده: و حالا ادامه
"آشپزخانه جهنمی."
اوه خدای من!
وای خدا!
وای مامان!
تنها چیزی که وقتی جعبه افتاد شنیدم صدای "بوم، چه" بود!
تمام یخها همه جا پخش شدن.
من خیلی شوکه شدم.
گفتم تازه، درسته؟
با خودم میگم این چه وضعیه دیگه؟
چرا باید این کارو میکردی؟
آره، ترسناک بود.
یکی از غذاهای دریایی مورد علاقه من گوشماهیه.
من کاملاً عاشقشونم.
پس خوب گوش کنید چون برای چالش امروز،
باید یه غذای گوشماهی درست کنید که نه تنها
خوشمزه و کاملاً پخته شده باشه،
بلکه از نظر بصری هم خیرهکننده باشه.
من که اهل آلاسکا هستم، تمام عمرم
گوشماهی پختم.
این باید چالشی باشه که راحت از پسش برمیام،
مطمئناً.
اما خیلی با دقت گوش کنید.
گوشماهیها حاشیه خطای خیلی کمی دارن.
و توی این چالش، شما هم همینطور!
چون اگه غذای گوشماهی شما
ضعفهای شما رو به عنوان یه سرآشپز نشون بده، برمیگردید خونه.
با این حال، اگه یه غذای گوشماهی درست کنید که
خیرهکننده و خوشمزه باشه و از بقیه بهتر عمل کنه،
میتونید یکی از اینا رو به دست بیارید.
این "گذرنامه مجازات"ه.
این گذرنامه مجازات خیلی مهمه.
راستشو بخوای، اون گذرنامه مجازات...
خیلی قشنگ به نظر میاد!
میدونی که من جواهراتمو دوست دارم.
اینجا رو الکی که آشپزخانه جهنمی صدا نمیکنن.
چون مجازاتها اینجا وحشیانه است.
همهتون ۳۰ دقیقه وقت دارین بدویین بالا، گوشماهیهاتون رو بردارین،
بازشون کنین و یه غذای فوقالعاده درست کنین.
شنیدین؟ بله، شف!
۳۰ دقیقه شما از الان شروع شد.
بجنبید!
اینجا قشنگ هرج و مرجه.
از پشت بهم تنه میزنن، و زانوم...
مستقیم رفت توی یخ.
شلوارم خیس شد.
گوشماهی پشت سرت. گوشماهی پشت سرت.
لعنتی، نمیتونم این یکی رو باز کنم.
این دیگه چه کوفتیه؟
وای خدای من، این دیگه چیه این تو؟
این چیه؟ همهاش احشائه.
اینا در واقع همهشون کره چشم هستن.
وای خدای من، چقدر حال به هم زنه!
نباید غذای مورد علاقه سرآشپز رمزی رو خراب کنی، خب؟
تمرکز کن.
خب، از اونجایی که من اهل "مارتا'ز وینیارد" هستم،
حس میکنم دست بالا رو دارم چون ما با بعضی از
بهترین غذاهای دریایی منطقه کار میکنیم، و اکثر رقبای من
واقعاً در محاصره خشکی هستن.
برای همین اونا حتی نمیدونن "صدف" رو چطور باید بنویسن،
چه برسه به اینکه بخوان صدف بپزن.
من که توی مونتانا بزرگ شدم، هیچوقت صدف تازهای رو پوست نکندم.
دارم روی یک عصاره زنجبیل و رازیانه کار میکنم.
قراره یه مقدار پوره ریشه جعفری (پارسنیپ) هم بزنم،
فقط برای اینکه صدفها رو توی پوستهشون محکم کنم.
باشه.
یه چیز کمی گرم بهش بده.
این غذا باید از نظر بصری خیرهکننده باشه.
باید طعم عالی داشته باشه.
باید از همه لحاظ بینقص باشه.
هیچکس دیگهای پوستههای صدفش رو نگه نداشته،
و این ممکنه به من برتری بده.
خانما، حدود ۱۳ دقیقه وقت دارید، خب؟
خیلی خب، کارا ماری، بگو داری روی چی کار میکنی؟
من دارم یه پوره سیبزمینی شیرین بنفش، یه سس شراب پورت،
پولنتای خامهای با گلکلم رومانسکو و چاشنی ساردین درست میکنم.
من هر تکتک اجزایی
که توی غذای کارا ماری هست رو نمیدونم،
اما به نظر میاد خیلی زیاده.
خیلی شلوغش کردی.
لازم نیست همهاش رو توی بشقاب بذاری.
بله، کاملاً.
شما داری چیکار میکنی؟
من میخوام صدف رو با رزماری سیخ بزنم
همراه با سس نارگیل و لیمو.
من هیچوقت صدف رو سیخ نمیزنم.
با رزماری، که رفیق، این بزرگترین بیاحترامی به
اون صدف تازه بود.
من میخوام پوره ذرت با پنیر بز درست کنم
همراه با چاتنی آناناس و رام.
و بعد، صدفهات رو چجوری میپزی؟
قرار سرخشون کنم. میخوای "پن سیر" کنی؟
بله.
مطمئن شو که خوب خشکشون میکنی، خب؟
بله، سرآشپز.
و شما داری روی چی کار میکنی؟
یه سرخ کردن سریع روی صدفها با کمی
کره، کمی روغن، چاشنیزنی میکنم.
و بعد این هم سس خامهای پستو هست.
باشه.
خانما، به نظر میاد همهتون دارید پن سیر میکنید.
اگه مجبور شدید تغییر رویه بدید، این رو یادتون باشه.
کمتر از چهار دقیقه دیگه مونده.
بجنبید! بله، سرآشپز.
داغ... اینا به اندازه کافی پخته نمیشن.
میدونم.
۶۰ ثانیه باقی مونده، خانما.
بجنبید! دقیقه آخر!
برو! باید سروش کنی.
۱۰. داره تموم میشه، داره تموم میشه.
همین پشت سر، همین پشت سر، همین پشت سر!
۸، ۷، ۶، ۵.
۴، ۳، ۲، ۱.
و سرو کنید!
اوه، خدای من!
چیزی درست کردید که ارزش یکی از اون کارتهای نجات (از مجازات)
خارقالعاده و تغییردهنده زندگی رو داشته باشه؟
بله، سرآشپز.
وظیفه شما این بود که یک غذای صدف درست کنید،
که نه تنها خوشمزه باشه، بلکه از نظر بصری هم
باید فاکتور شگفتانگیز بودن رو داشته باشه.
بنابراین همین حالا، میخوام سرآشپز میشل و سرآشپز جیمز
مشخص کنن که کدوم یکی از غذاهای هر دو تیم،
همه معیارها رو دارن.
اگه خوشمزه یا خیرهکننده نباشه، من مزهاش نمیکنم.
موفق باشید.
سرآشپز، من اینجا برای شما پوره فلفل زرد کبابی،
گوجهفرنگی و ذرت آماده کردم.
میدونم که مهارتهای بشقابآرایی من خیلی قوی هستن.
من یه دختر دریاییکارم.
من چالش امروز رو میبرم.
بفرمایید، من صدف سرخشده سیخزده با رزماری
همراه با سس غلیظ نارگیل و رزماری درست کردم.
باشه.
صدف رو چند دقیقه پختی؟
در مجموع حدود سه دقیقه.
من یه پوره رومسکو با میسو داخلش درست کردم.
سرآشپز جیمز مثل یک دیوار سنگی میمونه.
اما در مورد این پخت، الان کاملاً مطمئنم.
و بعد، من دو تا کار با قارچ انجام دادم.
اشتباه من این بود که وقتی داشتم صدفها رو درست میکردم،
عجله داشتم و اول خشکشون نکردم.
باید این عادت شروع کردن با اشتباهاتت رو بذاری کنار.
باید به کاری که داری انجام میدی مطمئن باشی، درسته؟
بله.
و این چیه؟
کره قهوهایه، سرآشپز.
کره قهوهای؟
بله، سرآشپز.
پس شما پولنتا و سیبزمینی داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.