The first 200 lines.
.به مارتا گفته بودم این کوفتیها رو بندازه دور
.هپی راکفلر
.نمیشد بری یه دختر منشی رو انتخاب کنی
همیشه باید یکی رو انتخاب کنی .که نشون از تکبر کیریت داشته باشه
پس تقصیر منه؟
.من نبودم که همه چی رو بهش گفتم
!معلومه که بهش گفتم
اون کنارم بود. تو کجا بودی؟
تاحالا به عمرت خواستی باهام صحبت کنی؟
!نه
...این بی مراعات بودن بیش از حدت
مگه چه هیزم تری بهش فروختیم؟
...به جز اینکه براش فرش قرمز پهن کردیم
که بتونه با خیال راحت بیاد .تو دنیای ما جولان بده
!اون جاکش یه مهمون بود
،کارول متائو ...گلوریا وندربلت و لی
عملا هیچ حرفی از اونا نمیزنه
.این نفرته
.نفرت خالصه
.حس میکنم دارم دیوونه میشم
.نیشش خیلی از شماها بدتر بود
.باید یه چیزی بخورم
...قرص میخوام. کجان
مارتا میشه لطفا برای خانم پیلی یه فنجون چای درست کنی؟
.بله، و باهاتون تماس گرفتن قربان
.ممنون. برات والیوم میارم
.ازت کمک نمیخوام آشغال
.جاکش بدبخت
.دیگه اینجا زنگ نزن. هیچوقت
اصلا پاشو برو پاتوگونیا .که دیگه عاقبتت همینه
،قراره انقدر منزوی بشی
.تشنه اکسیژنت میکنم
.و نگاهت میکنم
.تنها مردنت رو نگاه میکنم
.پس برو بمیر
.ترومن هستم
،میدونید چیکار کنید
.پس بعد بوق انجامش بدید الان میخوره. بوق
.آقای کاپوتی. جیمی بالدوین هستم
...اگه اونجایید و پشت یه مبل زشت زرنما
.قایم شدید لطفا بردارید
.دارم میشمارم
.یک
...دو
.سلام آقای بالدوین
.آقای میلر گفته محزون شدید
درسته مگه نه؟
.ووی، متأسفم
.یعنی بهت زده شدم. شوکهم
.زبونم بند اومده
.این بدترین دوران عمر منه
...فکر کنم
.دیشب خواستم خودم رو بکشم
.بذارید خاموشش کنم داره ضبط میکنه
.نیازی به این نیست
پس خانمها دست بهکار شدن و دارن مقابله به مثل میکنن مگه نه؟
.نه. مقابله به مثل نیست
انتقام از بیخ و بنه
.قصد جونم رو کردن
...یه تلاش متمرکزه که کاملا مطمئن بشن
.مطرود اجتماعی باشم
الان دارید چیکار میکنید؟
،خب لب پنچره ایستادم
...و حقیقتش تو فکرم که
.خودم رو پرت کنم تو ایست ریور
.بعد شما زنگ زدید
.بیاید برای ناهار همدیگه رو ببینیم
.امروز تو صحنه جرم ساعت 10. رزرو با من
.نمیخوام برم اونجا
.پر از دشمنه
.ممکنه حتی راهم ندن
.عجب داستانی میشه
با این مرد سیاهپوست نمیتونن جلوی ورودتون رو بگیرن. غیر اینه؟
.برافروخته شدن
اگه کسی بیاد یه آشوب ترسناک بهپا کنه چی؟
.خب منم تا میخورن میزنمشون
...تازه
قبلا هم اینجا آشوبهای ترسناک رو تجربه کردی غیر اینه؟
مگر اون زن قاتل یه بار بهت شبلی نریخت؟
.راستش سنسر بود
،آقای کاپوتی
.من امروز یه سری حقیقت تلخ رو بهتون میگم
.قراره کل امروز گوش بدید و ازم درس بگیرید
.از اینجا کلاس شروع میشه عزیزم
.من شاگرد زرنگی نیستم جیمی
.پس بیا صدف سفارش بدیم
این فو باسک کسشر چیه؟
،من قبلا ساحل باسک بودم عزیزم این مال باسک نیست
.از این غذاهای نیویورکی پر زلم زیمبوئه
چرا باهام خوش رفتار شدی؟
،البته که ما دوستیم ولی دوست نزدیک هم نیستیم
.آقای بالدوین، گفتن سفارش ویژه دارید
...بله بهترین غذایی ،که تو عمرم خوردم
.تو یه رستوران تو حاشیه بیاریتز بود
.یه غذایی به اسم کوکوچا میدونی چیه؟
کوکوچا؟
.با گونه ماهی کاد و سالسا ورده
،روغن زیتون با آب ماهی
،سیر، جعفری ریز شده
.و یه نون کاملا ترد هم همراهشه
میتونید همچین چیزی درست کنید؟
...باید یه کاری بکنیم
.تا روحیهی متزلزل این مرد رو بالا ببریم
.البته قربان
،متوجه شدم که اکثر اقلیتها
خدا رو شکر سیاهپوستها ،آسیاییها، زنها، یهودیها
همه موقع نیاز اجتماعی .از جنس خودشون دارن که بهشون پناه ببرن
.همجنسگراها، نه خیلی
.هنوز نه
،تو، من، گور، تن
.ما تقریبا تنها نویسندههای گی آمریکایی هستیم
،فرنک اوهارا و گینزبورگ رو حساب نکردم
.چون اونا فقط شاعرن
.به گکونم گور باهات تماسی نگرفته
گور؟ شوخی میکنی؟
،داره از بد اقبالی من با خوشی میرقصه
.و عروسک وودو به دستشه
.بهخاطر اینه که بهت حسودی میکنه
.من بهت حسودی نمیکنم
.ترومن امروز. من قراره اجتماع حامی تو باشم
.چون بهش نیاز داری
.تو برای این کشور مهمی
.کلام و ایدههات
.تو هم... همینطور
.خب میدونیم. اما امروز بحث من نیستم
...دارن داستانت رو به اسم
.یه رمان کلیددار هرز شهوانی کوچیک میشمارن
.اما خیلی از این مهمتره
جدی؟
.البته هست دیگه
.میخوام بدونم چه ناگفتههایی رو باقی گذاشتی
تموم این حرفای وحشتناکی .که میتونستی به مطبوعات درباره قوها بگی
چرا میخوای بدونی؟
.آخر روز بهت میگم
.بیا با بیب شروع کنیم
.میدونم که اون سوگولیته
میشه لطفا تو اتاق خواب دربارهش حرف بزنیم؟
مگه حرفی هم مونده؟
.همه شنیدن رفته
البته تو خیلی اتفاقی ...بین خریدن نقاشی مکس بکمن
و نقاشی مکس ارنست ،تو برلین یواشکی جیم بزنی
.و بری یکی رو بکنی !گوش بده
...این مسائل جنسی که توی
پیش نمایش رمانم تو مجله .نشون دادم عصبانیشون کرده
،بهخاطر قساوت غلو شده یا اسامی مستعار نیست
بهخاطر حقیقت ،ناخوشایند روابط نامشروع بیل بوده
،نمیدونم چی براش بیشتر اهمیت داره
.گاییدن، یا اینکه من خبر دارم
فکر کردی لاس زدن با خدمتکار ضرری نداره؟
.اصلا لاس زدن نبود عزیزم
.خب من ناراحت شدم
.پاهاش مثل کنده درخته
چطوره یکیشون رو قطع کنی و حلقههاش رو بشماری؟
،اگه کتاب مینوشتم اسمش رو مینوشتم دزدان آشنا
،با بتی باکال شروع میکردم که ظواهر من رو دزدیده
پارچهای بود که پیدا کردم اون فلانل خاکستری بود؟
و با هر مردی که حتی ،یه شبم باهاش خوابیده باشم
بلا استثنا خوابیده
...تا اینکه از یه مردها شنیدم که گفت
من و اون فرق نداریم و نمیدونه .کدوممون رو داره میگاد
و بعد از دزدیده شدن همه چیز چی ازم مونده؟
.اسمش رو گذاشتم فضیلت برتر
.رمز گاییدن از رو لباس
.من سعی داشتم حساب مردها رو برسم
.نه زنها رو
حقیقتش جیمی چیزی ،که میتونستم بنویسم
اما ننوشتم این بود ...که همهشون با همه میخوابن
.و قسر در میرن
،روابط نامشروع ثروتمندها فرق داره
،اما این زنها جوری بقیه رو تحقیر میکنن
.که انگار ازشون بهترن
بیب روابط نامشروع ،زیادی تو آپارتامنشون داشت
چون بیل برای سفر برنامه .شبکهش سفر میکرد لس آنجلس
.من حتی کمکش کردم لباس انتخاب کنه
...یه بار میخواست مثل
هرمس برای .یه معشوقه بی اهمیت لباس بپوشه
.مردها همیشه نامناسبن
...لی
،لی نقش مهاجر اول آمریکا رو بازی میکنه
،اما ذاتی فاحشهوار داره
.حریص و آزمنده
.اما بدتر از همه اسلیمه
،در سالهای آخر ازدواجش
...کنث رو پرت کرد به اتاق میهمان
.و جلوی چشمش چندین معشوقه رو به تختش برد
،و حتی سی زی که یک پا کمربند پاکدامنیه
.اونم یه زمانی خوش گذرونی میکرد
یادش نمیاد برای دیهگو ریورا با تن لخت مدل شد؟
اکثرا معشوقههاش سبزیجات کوچکیان .که بهشون رسیدگی میکنه
.چون سبزیجات توان حرف زدن و حاضر جوابی رو ندارن
آخه ریاکاره دیگه
،وقتی مردی گیر بیفته ای داد که باید تاوان پس بده
اما مردها در ازای بی مبالاتی زنهاشون چی میگیرن؟ هیچی
.و زنها به جهات زیادی خیلی خیلی بدترن
...عزیزم - ...کاری میکنن مردها تقاص پس بدن -
.چون تهدید اصلی قوها زنهای جوونترن
.و خدایا چقدر ازشون متنفرن
.لطفا ببخشید تا من برم بالا بیارم
بیب؟
...امیدوارم این پیام بهت برسه امیدوارم بیل
No comments yet. Be the first to leave one.