The first 150 lines.
800سال قبل
!نــــــــــــه
!نجاتم بده، پدربزرگ
.دیگه گریه نکن، رین .شیاطین از بین رفتن
!موضوع اصلاً این نیست، پدربزرگ
من از اینکه خیلی ضعیفم .و همیشه باید یکی نجاتم بده، ناامیدم
!دیگه تحملش رو ندارم
... از بین تمام چیزای که میشه براش گریه کرد
،فعلاً بذار تا وقتی برا خودت تجربه کسب می کنی .ما ازت محافظت کنیم
.این چیزی نیست که بخوای از بابتش خجالت بکشی
... اما هرگز فراموش نکن
ما روزی از دنیا می ریم ،و وقتی ایداتن جدیدی متولد شد
.اون موقع نوبت توئه که ازشون محافظت کنی
ایداتن خدایان میشناسن فقط صلح
ایداتن خدایان میشناسن فقط صلح
حالا، این موضوع نشون دهنده .قدرتی هست که باهاش سر و کار داریم
نظرتون چیه؟
#3 گردباد
... امیدوار بودم اونا ارزش وقت گذاشتن رو نداشته باشن
ولی از چیزی که فکر میکردم .خیلی خطرناکترن
واسه چی، پیسکالات نهچان؟
.حتی منم میتونم اون بچهها رو شکست بدم
لعنت بهت کوری، هزار بار بهت گفتم .اینجا ماهی نیار
.به هر حال، منم باهاش موافقم
یعنی قرار به خاطر ترسیدن از این فسقلیها توی حالت انسانیمون مخفی بشیم؟
مسخره ست! ما فوراً باید !برای نابودی دنیا دست به کار بشیم
هی، نپوت، میشه یکم خفه خون بگیری؟
.وگرنه میکشمت
.بـ ... باشه، متاسفم
!خب، من ملتفتم شما دوتا چی میگید
.ولی، بذارید واضحتر توضیح بدم
.اول، افرادی که میتونن این دو تا رو شکست بدن، دستاشون رو بالا ببرن
.که تقریباً شامل همگی میشه
حالا این بچه ننر چی؟
... خب، حالا فرض کنید تعداد زیادی از اونا شبیه این پسر باشن
علاوه بر استادشون، که به مراتب خیلی قویتر از اوناست؟
... نیکل و براندی
.بعید میدونم کس دیگه ای دستش رو بالا ببره
... امیو، میکو، بارکد
تعداد کل شیاطین و انسانهای طرفدار ما چقدره؟
.در حال حاضر 364 دیو و 80 میلیون نیروی انسانی در اختیار داریم
.جمعیت کل زمین 220 میلیون نفره
.تعداد آدمها خیلی عالی در حال رشده
.هیچ کمبودی تو نیروی انسانی نداریم
.مشکل اصلی سر تعداد شیاطین ـه
برا چی بعد 100 سال فقط 364 تا از ما وجود داره؟
تو هنوز خیلی جوونی! میمیری یکم بیشتر تولید مثل کنی؟
خب، این یه مشکل جزئی ـه. مسئله اصلی اینکه .دیگه نمی تونیم به راحتی پنهون بشیم
.اونان الان از وجودمون باخبرن
پس فوراً باید بهشون حمله کنیم؟
!دقیقاً
،راستش موقع برخورد و نابود شدنم .تونستم فرستنده ای روی این پسر نصب کنم
فرستنده؟
.آره
،وقتی اون از تعقیب دکتر برمیگشت .دیدم به هایاتو چسبده
،هرچند، به نظر میرسه بخاطر ضربه محکم خراب شده
.و سیگنال صدا کاملاً قطع شده
با این حال، به مدت یه هفته از مکان ثابت سیگنال میفرستاد
!تا اینکه چند روز پیش سیگنال ردیابی بلکل میره
من ردیاب صوتیش رو از کار انداختم ،و مخفیانه به رین سان نصب کردم
ولی چند روز پیش متوجه شدم فرستنده نیست .و مطمئنم که دشمن به این موضوع پی برده
.مطمئناً تو آینده نزدیک افرادی رو برای بررسی اینجا میفرستند
... ما هیچ اطلاعی از تعداد دقیق اونا نداریم، بنابراین
.ما قویترین کارتمون رو میذاریم وسط
من کاملاً مطمئنم اونا کسی رو میفرستن که .قدرت نابود کردن هایاتو رو داره
.رین هرگز از جایی که مهر و موم هست تکون نمیخوره
.به عبارت دیگه، دشمن قطعاً مجبوره باهاش بجنگه
.ایسلی، پائولا. دیگه وقت تمرین ـه
!باشه
... خب، بیا بریم
!هی، یه لحظه صبر کن، ایسلی
پس به عبارت دیگه ما رین سان رو مجبورم میکنیم تنهایی با دشمن روبرو بشه؟
اگه شکست بخوره چی؟
توی این یک هفته گذشته آیا اون تصوری رو بهت القا کرده که قرار از کسی شکست بخوره؟
... خب، نه، ولی
علاوه بر این، پائولا، اگه دشمنی که باهاش روبرو هستیم ... تجهیزات لازم برای شکست دادن رین سان داشته باشه
.پس ما از اول هیچ شانسی برای پیروزی نداشتیم
.پس، شما به این موضوع رسیدگی میکنید
.نیکل
!باشه
ای ساحره، کثیف، نی قلیون !پیر، خرفت، مردنی
از زیر زمین؟
... هنوز خیلی مونده، هایا
پائولا؟
!این طرف؛ عجوزه
!چطوری، عجوزه خرفت؟
توی 200 سال گذشته این اولین .باری که کسی بهم ضربه زده
خب، ایسلی، هنوزم ترفندی تو چنته داری؟
....لعنت بهت
بالاخره تونستم بهش ضربه بزنم
،ولی اون حتی ککشم نگزید ... اینجوری دیگه هیچ امیدی به پیروزی ندارم
!بسیار خب، من میرم پایین
چه خبره؟
!فقط چهار نفرین؟ چقدر حیف
!اون دیگه کیه؟
.... یه آدم؟ ولی این حس
!آه، یکیشون فرار کرد
.درست شبیه یک دیو غول پیکر ... تو لباس آدم ـه
هی؛ تو دیگه کدوم خری هستی؟
!با توجه به شکل لباست، فکر کنم از رفقای اون پیر مردی
.... یه آدم دقیقاً اینجا چه غلطی میـ
!این از اولی
... حرومزاده
داری چه گهی می خوری؟
... ها
!آه، درسته. بلکل فراموشش کرده بودم
.برای کشتن شماها این مقدار کافی نیست
پس به گمونم باید اونقدر تستش کنم !تا ببینم چقدر طول میکشه
!منو دست کم نگیر
خب، حالا چقدر باید از درون تو رو تیکه تیکه کنم تا بمیری؟
!هی، به نظرم این آسونتر از چیزی که فکر میکردم
.تو برا آدم بودن زیادی عجیب و غریب میزنی
.از حالا حریفت منم
.که اینطور. پس تو رهبرشون هستی
... صبر کن، عجوزه
!تو کار دیگرون دخالت نکن
.... من به راحتی شکست
.ایسلی، هایاتو و پائولا رو بردار و از اینجا دور بشید
.بسیار خب
... افتضاحه
!رین سان، لطقاً مراقب باشید !اون ادم نیست هیولاست
چی؟
!تو بیشتر از اینا باید حواست رو جمع کنی
... اگه گاردت رو اینقدر باز بذاری
به نظرت به موقع می تونی عکس العمل نشون بدی؟
!خیلی سریع ـه! حمله از دور روش اثر نداره
... پس با این وضع
.چندش
.خرد و خاکشیر شو
... بقدر کافی
!تحملت کردم
!اما حالا دیگه نمیتونی از دستت استفاده کنی ... حالا چقدر دیگه می تونی روی پات
... جا
!جــــانـــــم؟
چطوری حالش خوب شد؟
!باور نکردنی ـه
یه مبارزه پا به پا با رین سان؟
ایسلی، چرا اینجا متوقف کردیم؟
!بیا یکم دیگه دورتر بریم
!نه. باید جایی بمونیم که رین سان بتونه مارو ببینه
.هرچقدر دورتر بریم خطرناک تره
.اون عینکی یه جو عقل تو کلهش هست
،اگه از اینجا بی قدار شلیک کنم ،موقعیتم لو میره
.و اونا فرار میکنن
... هرگز تصور نمی کردم یکی پا به پای نیکل مبارزه کنه، هرچند
... پس یه سوراخ تو گردنت تو رو از پا در نمیاره
!خدایی دیگه دارم از این وضعیت خسته میشم
به گمونم پی چان به همین دلیل .نگران مبارزه با تو بود
.صبر کن. یه سوالی ازت دارم
تو دقیقاً چی هستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.