The first 200 lines.
چند روز پیش داشتم لباس امتحان کردنه زن ها رو تو فروشگاه میدیدم
و متوجه شدم که لباس امتحان کردنه اونا با مرد ها فرق داره
زن ها لباس ها رو امتحان نمیکنن میرن پشته لباس
....لباس رو برمیدارن
و جلوی خودشون نگهش میدارن...
از این کارشون میفهمن دارن چی میخرن
یه دونه از پاهاشون رو میبرن جلو
چون باید بدونن اگه یه روزی ...یه پام رو از دست بدم
اونوقت چی باید بپوشم؟....
هیچوقت مرد اینکارو نمیکنه ...تا حالا یه مرد کت و شلوار برنداشته
و سرش رو بزاره پشتش و بگه... این یکی چطوره؟فکر کنم بخرمش،خوبه
یه جفت کفش بزار پایین کت و شلوار میخوام مطمئن بشم خوبه
عالیه،حالا،میخوام راه برم کفش ها رو بیار،کفش ها رو بیار
"کفش ها رو بیار
داری چی کار میکنی؟
خوبه،خوبه
اون چش بوده؟ اون چطور بود؟
رابرت وان تو فیلمه فورموله هلسینکی؟
اون تو فیلمه مردی از آنکل" خوب بازی کرد"
حدس بزن جشنه تولد کی داره به زودی میاد
میدونم،میدونم،همون هفته دارم دندونم رو میکشم
امیدوارم دندون پزشکه خوبی باشه چون جراحیه جدی ایه
هی،نگاه کن آدم های لخت
نه،نمیخوام آدم های لخت ببینم
مدتی شده سکس نکردی؟
....یادمه با یکی یه کاری کردم
ولی خیلی وقته پیش بود....
فکر کنم آخرین بار تو راچستر سکس کردم
مو هام خیلی کوتاه تر بود
یادمه سکس کردنه چیزی خوبیه
و یک روز امیدوارم دوباره اینکارو بکنم
چیه؟
چیه؟
اون نگاه چی بود؟ - کدوم نگاه؟ -
همونطوری که نگام کردی
بهت نگاه کردم؟ - آره -
چه جور نگاهی؟ - اون نگاه رو من میشناسم -
خُب،چه نگاهی بود؟ - چرا باید بهت بگم؟ -
خُب،تو متخصصه نگاهی
میخوام ببینم چقدر حالیته
مطمئن باش،من اون نگاه رو میشناسم
خُب؟ - چیه؟ -
برای چی نگاه کردی؟ - نمیدونم -
چیزی تو ذهنت میگذره؟ - نه -
بعضی چیز ها به مغزم خطور میکنه
تو؟
بعضی موقع ها بعضی چیز ها به مغزم خطور میکنه
آره،منم همینطور
حُب،نمیتونی کاملا گذشته رو فراموش کنی
خُب،نه،معلومه که نه
منظورم اینه،یه کاریه که کردیم
....به احتماله زیاد 25 بار
اینکارو کردیم....
سی و هفت بار
آره،تو اتاقه خواب کارمون رو خوب بلدیم
ما زمینه هاش رو میدونیم - هیچ شکی توش نیست -
نوچ
نظرت چیه؟ - نمیدونم،نظره تو چیه؟ -
خُب،میشه بهش فکر کرد
آره - ....منظروم اینه،بیا بگیم -
...چی میشه...
اگه اینکارو بکنیم؟... - چی میشه؟ -
مگه دنیا به آخر میرسه؟
معلومه که نه - ....چرا نمیتونیم بعضی موقع ها -
هر وقت خواستیم اینکارو بکنیم؟.... - میدونم -
منظورم اینه،واقعا،مگه چی میشه؟
....ما اون تو میریم
یه مدتی اون تو میمونیم... بعد برمیگردیم اینجا
اصلا پیچیده نیست
اگه اینکارو نکنیم احمقیم
احمقانه است - نا معقوله -
....خُب
فکر کنم شاید یه مشکلی هایی پیش بیاد...
همیشه یه مشکلی پیش میاد
....منظورم اینه،اگه اتفاقی افتاد
و اگه نتونستیم مثله الان دوست باشیم... واقعا بد میشه
ویران کننده میشه - چون این رابطه خیلی خوبه -
و اون رابطه هم خوبه
اون هم خوبه
....ایده اینه که این رابطه رو
با اون رابطه ترکیب کنیم....
ولی این رابطه نباید بهم بخوره
...آره،ما فقط میخوایم این رابطه رو داشته باشیم
و اون رابطه هم داشته باشیم...
....ولی البته،باید یه راهی پیدا کنیم
تا از چیز هایی که مشکل سازه دوری کنیم....
شاید چند تا قانون بزاریم خوبه
:برای مثال
حالا هروقت عشقم میکشه بهت زنگ میزنم
ولی اگه اون کارو بکنیم ....ممکنه حسی بهمون دست بده
که انگار وظیفه امونه که زنگ بزنیم....
خُب،چرا باید اینطور باشه؟
یه ایده دارم
بعد از اون کار به هم دیگه زنگ نمیزنیم
عالیه
بیا این قانون رو تصویب کنیم
باشه،قربان
حالا،یه قانونه دیگه - باشه -
....وقتی الان همدیگه رو میبینیم
بعد به خونه های خودمون برمیگردیم....
...ولی بعضی موقع ها وقتی آدم ها اونکارو میکنن
....احساس میکنن....
باید شب رو با هم بخوابن....
...درحالی که
اون درواقع نمیشه اسمش رو گذاشت خوابیدن...
خوابیدن با اون کار جداست ...و نمیفهمم
....چرا خوابیدن به اون کار....
مربوط میشه...
:باشه،باشه،قانون شماره دو شب رو موندن ،اختیاریه
خُب،حالا داریم به یه جاهایی میرسیم
خوبه
بوسه شب بخیر چی؟ - کاره سختیه -
تو بگو چیکار کنیم
بیخیالش میشیم
باشه
خُب
خُب
آماده ای؟
آماده
پس فکر میکنی میتونی از پسش بر بیای؟
معلومه
سلام - سلام -
روزنامه رو گرفتی؟ - هنوز نه -
روزنامه نگرفته - هنوز بیرون نرفتم -
خُب،چرا اینقدر طولش دادی؟
اوه،فهمدیم
قضیه آکوامن چیه؟
میتونه بیاد تو خشکی یا فقط میتونه تو آب بمونه؟
نه،فکر کنم یه چند دفع تو خشکی دیدمش
راستی وضعیته کار چطوره؟
هنوز دنباله کار میگردم
خیلی وضعیت خرابه تو چطور؟
خبری نیست دیشب با الین خوابیدم
اکسیژن،به اکسیژن نیاز دارم
این خیلی خبره بزرگیه - فکر کردم خوشت میاد -
اوه،خیلی خوبه
میدونم - باشه،خیلی خُب،جزئیات رو بهم بگو -
نه،جزئیات نمیگم
تو چی؟ - نمیتونم جزئیات بدم -
جزئیات نمیدی؟
حوصله اش رو ندارم
....تو ازم خواستی بیام اینجا باهات ناهار بخورم
...بعد بهم گفتی با الین خوابیدی...
و بعد میگی حال و حوصله ی جزئیات دادن... رو نداری
حالا،خوب گوش بده
من جزئیات میخوام و همین الان جزئیات رو میخوام
کار ندارم جایی برای رفتن ندارم
تو حال و حوصله اش رو نداری؟ خُب،حال و حوصله پیدا میکنی
باشه،باشه
داشتیم تو آپارتمانم تلویزیون نگاه میکردیم
کجا نشسته بودی؟ - رو مبل -
کناره همدیگه؟ - نه،جدا -
ساعت چند بود؟ - تقریبا ساعت یازده بود -
باشه،ادامه بده
....بعد اون داشت همش کانال عوض میکرد
و بعد رسید به کانال های بد بد...
دیدی،برای همین تو خونم ماهواره ندارم چون کانال های بد بد داره
اگه تو خونم کانال های بد بد داشته باشم هیچوقت تلویزیون رو خاموش نمیکنم
نمیخوابم،غذا نمیخورم
احتمالا،آتش نشان ها باید در رو بشکنن
و من رو با پیژامه و آب دهن آویزون از صورتم پیدا میکنن
باشه،تو رسیدی به کانال های بد بد
...و بعد
یه دفعه داشتیم در مورده اینکه... اگه سکس کنیم چی میشه؟" صحبت میکردیم"
پسر،واقعا جزئیاته بدی داری میدی
سخته که اینو بگم ولی من دیگه دارم برای جزئیات دادن پیر میشم
متنفرم که این خبر رو میشنوم
رشده عقلی یه جورایی منو عصبانی میکنه
واقعا شهوانی بود - از قبل هم بهتر بود؟ -
اون حتما برای اینجور کارها رفته کلاس
خیلی خوبه خُب،احساست نسبت بهش چیه؟
چطوریه؟ دوباره با همید؟
دقیقا نه - دقیقا نه،یعنی چی؟ -
....خُب،ما یه موقعیتی ترتیب دادیم
....تا بتونیم بعضی موقع ها اینکارو بکنیم...
و هنوز دوست باشیم...
چیه؟
کدوم سیاره داری زندگی میکنی؟
ماله اینجایی؟ ماله همین سیاره ای؟
غیره ممکنه،شدنی نیست
هزاران سال،مردم سعی کردن کیکشون رو خودشون درست کنن و بخورن
پس ناگهان شما دو تا اومدید و میخواید اینکارو بکنید
از کجا اینقدر اعتماد به نفس آوردی؟
هیچکی نمیتونه،شدنی نیست
فکر کنم یه برنامه چیدیم
میدونی مثله چی هستی؟ مثله یه قمار بازه رقت انگیزی
...یکی از همین بازنده های تو لاس وگاس که همش
فکر میکنن میتونن یه راهی پیدا کنن تا تو.... بازی "بلکجک"برنده بشن
نه،این خیلی پیشرفته است ما قوانین طراحی کردیم
تا بتونیم رابطه امون رو حفظ کنیم و از مشکل های رابطه دوری کنیم
باشه،باشه،قوانین رو برام بگو
باشه
روزه بعد از سکس به همدیگه زنگ نمیزنیم
پس یعنی سکس میکنید و روزه بعد به همدیگه زنگ نمیزنید
خیلی خوبه
ادامه بده - برای قانون دوم آماده ای؟ -
اعتراف میکنم قانونه اولت منو خیلی تحت تاثیر قرار داد
:گذراندنه شب
اختیاریه
نه،نه،دیدی؟حریص شدی
No comments yet. Be the first to leave one.