The first 200 lines.
ترجمه اختصاصی از پرو موویز
آقای پری دریایی-
قسمت 28-
یون دو
چنگ می کی رفت؟ چرا میزش خالیه؟
میخواد میزشو عوض کنه؟
اون استعفا داد استعفا؟
چرا؟ شوخی نکن معلم سان
یون دو خوب گوش کن، دارم جدی میگم
وقتی دلیلشو شنیدی زیاد خودتو اذیت نکن
چی شده؟
امروز صبح،
چنگ می رفت پیش کارگردان لو اعتراف کرد
که اون بوده فایلارو پاک کرده و تقصیرارو گردن تو انداخته
امکان نداره، همچین شوخی اصلا خنده دار نیست
چنگ می بهترین دوستمه، عمرا همچین کاری کنه خب، خب
یون دو ، شوخی نمیکنم
میدونم به اون خیلی نزدیک بودی
ولی میدونی
اینجا محل کاره یون دو
توی محل کار کسی که بهت از پشت خنجر میزنه لزوما جلو روتم باهات بد نیس
ممکنه یه دوست باشه که همیشه تشویقت میکنه
ولی معلم سان، این محاله، اون همچین کاری با من نمیکنه
شاید سوء تفاهم شده ، میرم پیداش کنم
یون دو
چنگ می!!
چنگ می! صبر کن! صبر کن
چیکار میکنی؟
منم میخوام همینو بپرسم، واقعا میخوای بری؟
از معلم سان شنیدم که تو ...
واقعا چی شده؟ اشتباه شده مگه نه؟
اشتباه نشده
هرچی بهت گفتن درسته
من به حرف بقیه کاری ندارم، میخوام از زبون خودت بشنوم
تا درست برام توضیح ندی، نمیذارم جایی بری
چی میخوای بشنوی؟
همه چی همونی بود که گفتن، دیگه چی میخوای بشنوی؟
میخوام توضیحتو بشنوم
بگو چی شده؟ اشتباه ... یون دو
خودتم میدونی من کسیم که بهت خیانت کردم
چرا با واقعیت کنار نمیای؟
نگو که باور کردی بخاطر کدورت شخصی اینکارو باهات کردم
فکر کردی انتخاب دیگه ای هم داشتم؟
خب بذارم بگم
این کارم فقط یه دلیل داشت
اونم بخاطر این بود که وجودت منو عذاب میده
هروقت صداتو میشنوم یاد شکستام میفتم
چنگ می ...
باهام حرف نزن،، نمیخوام صداتو بشنوم
هربار صداتو میشنوم یاد شکستای خودم میفتم
من بهت باختم
به من باختی؟
واقعا نمیفهمی؟ از بین همه کارآموزا فقط یه نفر میتونه رسمی بشه
کسی که کارگردان میخواد رسمیش کنه
تویی نه من
بخاطر همین تو ...
آره
فقط بخاطر اینکه مجبورت کنم داوطلبانه بری، هم فایلاتو پاک کردم هم تقصیرارو گردنت انداختم
حتی بهت دروغ گفتم که کارگردان میخواد برات نمره انضباطی در نظر بگیره و مجبورت کردم استعفا بدی
همه این کارارو کردم که نفر اول بشم
حالا که بهت گفتم، متوجه شدی؟
جلوی من گریه نکن
با اینکه بی گناه بودی، مثل احمقا یه ذره هم به من شک نکردی؟
آره هیچوقت بهت شک نکردم
چطوری میتونم به کسی شک کنم که باهاش غذا میخورم و تو یه تخت باهاش خوابیدم
کسی که هروقت کمک خواستم، بدون توجه به بقیه، بهم کمک کرده
و مهم نیست کی باشه همیشه به حرفام گوش میکنه
تو دوستمی ، بهترین دوستمی
چون بهترین دوستمی، نمیتونم باور کنم این کارو در حقم کردی
چیکار کردم؟
خودت خوب میدونی من لین زی رو دوست دارم، ولی همیشه خودتو بهش نزدیک کردی
با اینکه میدونی دوستت داره ولی بازم ازش فاصله نگرفتی!!
فقط جلوی من، نقش دخترای شیرین و ساده رو بازی میکنی
واقعا نفهمیدی؟ رفتارای مشکوک و مبهمت
باعث شده ولت نکنه و حتی به منم توجه نکنه
پس بخاطر لین زی باهام اینطوری رفتار میکنی؟
مهمه؟
به هرحال نمیتونیم مثل قبل باشیم
زیاد مساله ای هم نیست
این مدل دوستی ها که بعدش جدا میشن، خیلی زیاد شدن
یکی میره نه بخاطر اینکه امیدی به ادامه دوستی نداره
بخاطر اینکه
از جایی که توش قرار دارن پشیمونن
خیلی قشنگه
چنگ می
اومدم
تو و یون دو کجا در رفتین؟
خیلی دیر برگشتین، همه منتظرتون بودن
شرمنده، من و یون دو رفتیم کتابخونه دنبال مقاله برای گزارش گروهیمون
کلا زمان از دستمون رفت، متاسفیم بابتش
شما دوتا خیلی دیر اومدین، وقت نشد بهتون بگیم
برای این گزارش گروهی لازم نیست زیاد کار کنیم
چرا؟
دیروز فهمیدم برادرم همین گزارش گروهی رو پارسال انجام داده
یه نگاهی بهش انداختیم، فهمیدیم اگه فقط چندتا چیزو اصلاح کنیم
یکم تغییر میکنه و میتونیم ازش استفاده کنیم
جدی؟
آره، چنگ می خودت ببین
درسته، نکات کلیدی موضوعشون دقیقا عین مال ماست
حتی ترتیب مقالاتم مثل ماست
آره؟ باید از می کوچولو متشکر باشیم
حالا میتونیم بدون اینکه به خودمون زحمت بدیم گزارشمونو بدیم
فکر نکنم کار درستی باشه
با اینکه موضوعمون یکیه
ولی نباید گزارش یکی دیگه رو به اسم خودمون ارائه بدیم
این یه جور دزدی ادبیه، کار درستی نیست
منظورت از دزدی چیه؟ برادرم اینو نوشته
گفت میتونم ازش استفاده کنم
استاد این تکلیفو بهمون داده تا گزارش نویسی رو یاد بگیریم
نه اینکه کار یکی دیگه رو برداریم و کپی کنیم
یون دو زیادی جوگیر شدی، این فقط یه گزارش گروهیه
لازم نیست اینقدر جدی بگیریش
بعدشم هممون موافقیم این بهترین راهه
جوگیر نیستم ، این یه موضوع اخلاقیه
چیزی که اشتباهه، اشتباهه. چون شما فکر میکنید درسته دلیل نمیشه کار درستی باشه
خیلی رو مخی، چرا نمیری با بقیه گروها گزارش بنویسی؟
راس میگه، اگه چنگ می نبود کی تو رو تو گروهش راه میداد؟
اگه واقعا اینطوریه و اصول اخلاقیتو زیر پا گذاشتیم
مشکلی نیست، خودت تنهایی برو گزارش گروهیُ آماده کن انقدم بحث نکن
بسه دیگه، مگه یون دو حرف اشتباهی زده؟
شما دارین کار یکی دیگه رو به نام خودتون میزنین و وانمود میکنید عادیه
شاید از نظر خودتون شرم آور نباشه، ولی من قبولش نمیکنم و نمیخوامش
یون دو اگه اینا میخوان دزدی ادبی کنن، بذار بکنن
ما خودمون میریم دنبال اطلاعات بیشتر، بیا بریم
چنگ می ... متاسفم
چی؟ چرا متاسفی؟
این گزارش کار چهار نفر بود، ولی آخرش خودمون دوتا موندیم
و بخاطر من با دوستات دعوا کردی
بسه دیگه، نمیخوام با کسایی دوست باشم که فرق غلط و درستو نمیدونن
بعدشم من بخاطر بهترین دوستم جلوشون دراومدم
اگه کسی جرات کنه بهت بد و بیراه بگه با من طرفه
خیلی خب، اگه وقت داری از من عذرخواهی کنی بهتره همون وقتو بذاری روی گزارشمون
میبینی؟ کلی اطلاعات داریم که باید دسته بندی کنیم
تا وقتی کارمونو خوب انجام بدیم، مطمئنا موفق میشیم
مهم نیس چی بشه، من مطمئنم
قطعا با همدیگه خبرنگار رسمی میشیم
ما اینجا سخت کار میکنم تا خبرنگار رسمی بشیم
تو و لین ... یواشکی ...
قرار میذارین؟
اگه بگم آره سرزنشم میکنی؟
چرا سرزنش کنم؟ کلی خوشحال میشم که یکیو دوس داری
بچه ها نذارین غذاها حیف شه، از شام لذت ببرید، صورت حساب با من
از غذا لذت ببرید، بای بای!
یون دو!
شرمنده اشتها ندارم
تو بخور، من میرم
لین زی ، تو ...
ترجمه اختصاصی از پروموویز
اربای، بیا اینجا
عزیزم
یون دو، برگشتی؟
خاله لو!
داری شام میپزی؟
آره مثل همیشه خیلی سخته
میام کمکتون
زود باش، بدون تو نمیتونم
خاله لو! بله؟
شما ... نگفتین خیلی سخته؟
آره، راهنمایی اون دوتا جونور
برای شام پختن، فکر کردی آسونه؟
دوتا جونور
اون دوتا! مگه شام پختن چقدر سخته؟
خب! کارمون تمومه ! حتما گرسنه شدین
تو نیم ساعت زیاد غذای خوبی نشد، ولی خیلی داغ و تازس
فعلا یکم میلک شیک بخورین
ممنون عمو
خواهش میکنم
چرا خونه ای؟
امتحانای نهایی نزدیکن ، سرمربی یوان گفت
تا پاسشون نکردیم، نمیتونیم تمرین کنیم ... پس اومدم خونه
پس مثل تعطیلاته؟
نه زیاد، با اینکه تمرین ندارم ولی باید خوب درسامو بخونم
سرمربی گفت اگه کسی پاس نشه نمیتونه مسابقه بده
نباید الان تو خوابگاه باشی و درس بخونی؟
بهش فکر کرد، اگه اون چی رو فنگ احمق اونجا نبود
وقتی اون باشه یه لحظه هم آرامش نداری
کتاب خوندن که هیچ، حتی نمیتونی بخوابی
واسه همین برگشتم اینجا
اومدم خونه یکم
انگیزه بگیرم برای درس خوندن
دارین در مورد کلاساتون حرف میزنین دیگه؟
فقط داشتن حرف کلاسارو میزدن، مگه نه؟
ولی چرا حس میکنم حرفایی که شنیدم
کاملا مبهم بود؟
اشتباه میکنم؟
فکر کنم حق با توئه
اوه ببین، تو هم همین فکر میکنی؟
بابا ، مامان ، اینطوری نباشین
راستش من و یون دو، مدتیه که
قبول کردیم مصاحبه کنیم
خوب وقتی اومدی ، یه لحظه رو هم نباید از دست بدیم، بریم برای مصاحبه
هی بچه ها، هیچی نمیخورین؟
نه فقط همینو میخورم
یون دو، یادت نره اربایو با خودت ببری
باشه!
چرا اربایو میفرستی؟
اربایو برای جاسوسی میفرستم
جاسوسی؟ از کی تا حالا زبون سگا رو میفهمی؟
چرا زبونشو بفهمم؟
یکم دیگه میرم دنبالشون، گوش وامیستم
No comments yet. Be the first to leave one.