A Korean Odyssey

A Korean Odyssey (화유기)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

A Korean Odyssey Hwayugi E18 sunflowermag ir
A Commentary by sunflowermag
زیرنویس قسمت 18 کاری از تیم ترجمه مجله آفتابگردان sunflowermag.ir

Tags

other
Published on: 2018-02-28
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ميگي ميخواي کمکم کني ولي داري بهم کنايه ميزني؟

داري سر به سرم ميذاري؟

داري توي شوخيت زياده روي ميکني

دارم سر به سرت ميذارم، ولي شوخي نيست

توي موقعيتي نيستم که شوخي کنم

پس واقعا ميخواي کمکم کني؟

بهت پول و قدرت مي دم

پس آدمايي مثل خودتُ دورت جمع کن

اون آدما بدون توجه به اينکه چقدر آدم بدي هستي

ميخوان کورکورانه و به خاطر پول و قدرت

تو رو به اون بالا برسونن

تو و همچين آدمايي

چيزي رو که من ميخوام احضار مي کنين

پس داري مي گي براي اينکه به اون بالا برسم

بايد چيزي رو که ميخواي بهت بدم؟

پس يه جورايي بده بستونه

بده بستون؟

پس بيا درباره ي جزئيات اينکه

من چي ميخوام و تو ميخواي به چي برسي، صحبت کنيم

من وقت ندارم، بايد برم

بايد برم «زندگي طلايي من» ببينم

خيلي سرم شلوغ بود، واسه همين حتي نتونستم آشپزخونه ي يون رو هم ببينم، بايد برم تکرارشو ببينم

هر چي خواستي، فقط به اون آدمي که اونجاس بگو

هر وقت لازمت داشتم بهت زنگ ميزنم. اونوقت زود بيا

اين يکم اهانت آميزه

اگه ميخواي يه معامله اي انجام بدي، حداقل نبايد

يکم احترام به طرف مقابلت بذاري؟

با اين وضع، چطور ميتونم بهت اعتماد کنم؟

اصلا منو به چشم کسي که ميخواد باهات معامله کنه نبين

فکر کن يه قدرت مطلق ميخواد هدايتت کنه

مگه خدايي؟

هي، خيلي واضحه دنيايي که قراره بسازي چطور دنيايي ميشه

به نظرت خدا کمکت مي کنه؟

فکر کن من شيطانم، اونوقت حتما ميتوني بهم اعتماد کني

گاو عزيزم

ديگه تبديل به چوب لباسي شدي

اوه، اومدي، ما وانگ؟

هي

يکم روش تلويزيون ديدنتُ عوض کن

چون هميشه اينجوري دراز به دراز تلويزيون نگاه مي کني

مبل به اين گروني داره از هم وا ميره - باشه -

هيچوقت به حرفم گوش نميدي

اصلا بايد اين مبلُ بندازم دور

ديدم که اشتراک ماهانه ي تلويزيون گرفتي. عاشقشم

ميدوني براي ديدن هر برنامه چقدر وقت ميذاري؟ -

اگه همه ي هزينه هاشو جمع مي کردم، ميتونستم 12 تا از اين مبل گرونا بخرم

بايد زودتر اشتراک ماهانه مي گرفتي. تو هم بايد صرفه جويي کني

بايد يه فکري به حال خودت کني که توي توالت

يه نقاشي 10 ميلياردي آويزون کردي. اصلا حرف زدن باهات وقت تلف کردنه

بعدا ميدمشون به تو، مال خودت

هر وقتم خواستي از شراب هاي سوريوم دونگ، بخور

تو چت شده؟

شنيدم که داري خودتُ واسه مُردن آماده مي کني

اتفاقي افتاده که باعث ميشه بميري؟

روح خبيثي که سام جانگ بايد باهاش روبه رو بشه

فهميدم چيه

چيه؟

چيزي که آسانيو احضار مي کنه

...چيزي که آسانيو احضار مي کنه

اژدها؟ چطور ممکنه اژدها، روح خبيث باشه؟ اون يه موجود مقدسه

يه اژدهاي سياهه

اژدهايي که اين دفعه قراره احضار بشه، يه اژدهاي بزرگ و سياهه

قدرت اعظم درباره ش فهميد

همه ي ارواح خبيث دنيا جمع شدن

و اون موجود مقدس رو به يه روح خبيث تبديل کردن

اگه سر و کله ي يه اژدهاي سياه توي دنيا پيدا بشه و يه آدم شرور رو به عنوان اربابش انتخاب کنه

نابودي جهان که سام جانگ در آينده شاهدش بود، اتفاق ميفته

پس براي احضارش، به آسانيو نياز داري

آدمي رو هم که اژدهاي سياه قراره انتخاب کنه، پيدا کردم

کانگ دسونگ؟ - وقتي آسانيو، اژدها رو براي کانگ دسونگ احضار کنه -

قبل از اينکه پاش به دنيا برسه، نابودش مي کنم

هي، اون يه اژدهاي سياهه. خيلي قويه

اگه باهاش دربيفتي، حتي اگه يه تخته سنگ هم باشي

بدنت تکه تکه ميشه

يه اژدها اينقدر قدرت داره؟ قبلا باهاش جنگيدي؟

جنگيدي؟

باختي؟

خب، نميشه گفت باختم

فقط داشتيم محترمانه، قدرت همديگه رو امتحان مي کرديم

و بعدش من عقب نشيني کردم

تابلوئه که از باختن مي ترسيدي، واسه همين تسليم شدي

ولي اگه با اون قدرت قديميت از جنگيدن باهاش ترسيدي

حتما خيلي قويه

هنوزم بعضي وقتا خواب اون چشماي قرمزي رو ميبينم

که 3200 سال پيش ديدم

ممکنه واقعا بميري

واقعا؟

اگه منشي ما برات داروي خوبي اورد، يکمي هم به من بده

تا قدرتم بيشتر بشه

ولي يه راه ساده تر هست

از سام جانگ استفاده کن

به هر حال سرنوشتش از قبل مقدر شده

از سام جانگ به عنوان طعمه استفاده کن و اژدها رو از بين ببر. اونوقت ميتوني با شمشيري که گرفتي بهش ضربه بزني

مگه اون غذاس؟ چرا همش از اين حرفا ميزني؟

همش به خاطر اين دستبنده که نميتوني اونکارو کني

بايد حتي اگه شده با قطع کردن دستت از شرش خلاص بشي

تا بتوني از پس اونکار بربياي

پس امتحان کن

چي؟

درست از اينجا قطعش کن

جدي ميگي؟

امتحان مي کنيم، تا ببينيم

احساساتم هم با اين ناپديد ميشه يا نه

واقعا ميخواي اينکارو کني؟

قول بده که وسط کار، آخ و اوخ راه نندازي، باشه؟

فکر مي کني حتي اگه قطعش کنم

بازم چيزي عوض نميشه؟

واقعا اميدوارم اونطور باشه

ديگه بسه

چرا وقتي مطمئن نيستيم، دست به اين خوبي رو قطع کنيم؟

باشه. برو با اون اژدها بجنگ و تکه تکه بشو

حتي اگه دستت باقي بمونه، خودم خوب دفنش مي کنم

يه مدت، يه جاي ديگه زندگي مي کنم

اگه حوصله ت سر رفت، تحملش کن

خوشحالم که اشتراک ماهانه گرفتم

اگه اشتراک سالانه گرفته بودم، هيچ کس نگاه نميکرد

پولم حروم مي شد

سون او گونگ

صدام کرد

خيلي وقت بود که اسممُ صدا نکرده بودي

هيچ خطري نميبينم، پس ميخواي راننده جايگزينت بشم؟

صدات کردم که يه کاري برم بکني

اينو مثل بقيه ي ستاره ها، بذار توي آسمون

اينو؟ - نميتوني؟ هميشه لاف ميزني که ميتوني هر کاري برام انجام بدي -

ولي حتي نميتوني يه کار به اين سادگي رو انجام بدي؟

گذاشتمش. بعدا وقتي رفتي بيرون تاييدش کن

دروغگو

منم ميتونم يه کاري کنم. ميخواي ببيني؟

باحاله

ولي بيا براي سوپ خوردن از دستامون استفاده کنيم

خيلي پيش پا افتاده س

سون او گونگ من مارماهي دوست دارم

ميتوني يه کوه از مارماهي درست کني؟

و ميتوني با کيک ماهي يه اقيانوس درست کني، مگه نه؟

اگه تو بخواي، درست مي کنم

ولي ميخواي توي سرزمين آنجو زندگي کني؟

سرزمين آنجو هم خوبه

مرغ هاي سوخاري پرواز مي کنن و پاي خوک اينور و اونور ميره

يه عالمه شراب توي سوريوم دونگ داري

پس بايد سرزمين آنجو رو اونجا درست کنيم و همونجا با هم زندگي کنيم؟

تا موقعي که همه ي شرابي که اونجاست

و آنجوها رو تموم کنيم

اميدوارم بتونم اونجا با تو زندگي کنم

راستش، وقتي گفتي ميخواي منو بخوري و همه جا تعقيبم مي کردي، بدم نيومد

يعني همچين مرد خوشتيپي

واقعا منو ميخوره؟

به اين چيزا هم فکر مي کردم

از موقعي که دنبالم اومدي و بهم گفتي عاشقمي

عقل و هوش از سرم پريد

از اون وضعيت خيلي خوشم مي اومد

بستني که با هم خورديم رو دوست داشتم

و خوردن پشمک شيرين

و توکبوکي برام لذت بخش بود

گفتي، وقتي گوم گانگ گو ناپديد بشه

ديگه نميتونيم همديگه رو ببينيم، درسته؟

چکار کنم؟

من خيلي خيلي دوستت دارم

اين دفعه، يه آدم خيلي قدرتمند ميخواد

ازم حمايت کنه

واقعا؟

اگه تو، شر موانع سر راهم رو کم کني و اون راه رو برام باز کنه

اين دفعه ميتونم به نوک قله برسم

من هر کاري خواستي، کردم

ولي خيلي از اطرافيانت مُردن

فکر نميکني مردم ممکنه بهت شک کنن؟

کي ميدونه؟ اون کار يه آدم نبوده

ولي تو ميدوني. مشکلي باهاش نداري؟

هر کاري لازم بود، انجام شده. همين

فقط بهم درباره ي مراسمي بگو که گفتي ميخواي اينجا برگزار کني

هر چي بخواي برات آماده مي کنم

خوبه

چرا ميخواي توي احضار اژدها براي کانگ دسونگ، کمک کني؟

چون ميخوام بگيرمش و نابودش کنم

اژدها يه موجود مقدسه

فکر ميکني چيزي که از اينجا بيرون مياد، يه موجود عاديه؟

همونطور که فکر ميکردم، سام جانگ از تو قوي تره

بدون اينکه پاشو اينجا بذاره

ميدونست اينجا چقدر وحشتناکه

وحشتناک؟

اژدهايي که از اينجا بيرون مياد يه موجود مقدس نيست، بلکه يه روح شيطانيه

سياه تر از تاريکيه

اژدهاي سياهه؟ غيرممکنه

اژدهايي که من احضار کردم هاله ي طلايي داشت

آخرش بهم خيانت کرد، ولي آدمي که به خاطر اون اژدها، پادشاه شد

به قدرت رسيد و حکومت صلح آميزي داشت

ولي اون مال گذشته س و تو الان يه روح شيطاني هستي

به خاطر همين انرژي شرارتي که اينجا رو گرفته، حس نمي کني

چون مثل خودته

هنوزم فکر مي کني خودت کانگ دسونگ رو پيدا کردي و رفتي سراغش؟

نه. اون کانگ دسونگ شرور

موجودات شروري مثل تو رو به سمت خودش ميکشه

اون جونگ سه را رو کشت

به خاطر همين من اومدم سراغش

حق با سون اوگونگه

درسته

فرقي نداره آدم باشي يا دستگاه، همه مون ميميريم

رئيس

ديشب مست کردين، درسته؟

...تو چطور

سوپ رفع خماري اينجاست

More Farsi Persian subtitles for A Korean Odyssey

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left