The first 97 lines.
اه، اینجا خیلی ک*سشره
باید بریم یه جای دیگه
عه، همه جاهای دیگه هم ک*سشره
آره، راست میگی، آره
اوه، نگا کن
اون کون گنده پیره
هی، کون گنده پیر
داری چیکار میکنی؟
چی گفتین، بچهها؟
ببخشید، داشتم دنبال گنج دفن شده میگشتم
با فلزیاب قدیمیم
تا حالا ۶۳ سنت پول خرد پیدا کردم
یه سگک کمربند قدیمی و یه دستگیره در
که اگه زنگشو بگیرم، مثل روز اول میشه
پس میخوای اون دستگیرهتو صیقل بدی؟
چرا که نه، آره، میخوام دستگیرهمو صیقل بدم
بهت بگم، میخوام خیلی خوب صیقلش بدم
خب، معمولاً از زنم میخواستم که اون رو برام صیقل بده
اونم بدش نمیاومد این کارو بکنه
از اون کاراییه که حال میکنه
شرط میبندم
ولی تو این مورد، فکر میکنم که خیلی حس
خوبی میده که خودم دستگیرهمو صیقل بدم
میدونین دارم از چی حرف میزنم، بچهها؟
آره میدونم. آره، آره، مطمئنم که میدونم، آره
آقا، واقعاً میدونه
بیویس شبانهروز جق میزنه
بچهها، اگه میشه حواستون به وسایلم باشه تا
برم یه نوشیدنی خنک بیارم؟
فقط نگران اون دو تا بچه شرورم
که این اطراف زندگی میکنن، بلویس و بوستامانته.
بوستامانته
خب، خیلی ممنون
اون پیرمرده الان میخواد بره جق بزنه؟
معلومه که میخواد. اون فقط میتونه در مورد همین حرف بزنه
یالا، بیا با این وسیله یه گنجی پیدا کنیم
قبل از اینکه جقش تموم شه و برگرده
خب، بهتره عجله کنیم چون، آم...
اون خیلی واسش هیجانزده بود
پس احتمالاً زیاد طولش نمیده، میدونی؟
خب، سلام دوستان!
بدون هیچ شک و شبههای، یکی از اولین سبزیجاتی
که عاشقش شدم
وای، عاشق سبزیجات شد؟
اسفناج خامهای.
آره
اون میگفت:
"میدونی، مثل همه،
"من با کلمای زیادی این کارو کردم، میدونی
ولی بعد که با اسفناج آشنا شدم، اوه."
"اما وقتی اسفناج دیدم،
"قلبم تالاپ و تولوپ، تالاپ،
ب-ب-تو-لو-پ-پ-پ-پ."
این یارو داره چی درست میکنه؟
داره یه غذایی درست میکنه به اسم اسفناج و آب.
ک*سشره
عه، یه لحظه. اسفناج واقعیه؟
فکر کردم اون چیزیه که تو کارتونه
که دست راست ملوان زبل رو خیلی گنده میکنه
خب، این چیزیه که بهت میگن
ولی یه چیز دیگهست که دست راست ملوان زبل رو
خیلی گنده میکنه، بیویس
اوه، آره، آره
میدونی ملوان زبل خیلی جق میزنه
چون اسم دوستدخترش آلیو اویله (روغن زیتون).
"اسمت همون چیزیه
که من رو سوسیسم میزنم."
"دوستت دارم."
میبینید، ما اسفناج سبز، زیبا و زیبایی داریم؟
این یارو هیچوقت تو برگر ورلد دووم نمیآورد
اون اینجوری میشد:
"دوست داری یه کنار اسفناج با خود اسفناج داشته باشی؟
"با یک دلار اضافه، من اسفناج بیشتری بهت میدم.
آ-ممنونم. از مسیر خودت برو."
"ما یه آیتم منوی جدید داریم."
"اسمش یه اسفناجه، یه اسفناج، یه اسفناج، بله."
"چی، سیبزمینی سرخکرده میخوای؟ عمراً."
"من سیبزمینی سرخکرده درست نمیکنم."
"من فرانسویم. من اسفناج درست میکنم.
"باشه، سفارشتو برات تکرار میکنم
"یه اسفناج، یه اسفناج، یه اسفناج
و یه اسفناج با چاشنی اسفناج،" آره
و بعدش میخوایم پنیر بریزیم
اون همینجوری پنیر و پنیر اضافه میکنه
و کره و خامه تا وقتی که
طعم اسفناج رو از بین ببره
اصلاً چرا داره اسفناج توش میریزه؟
عه، چون عاشق اسفناجه
اوه، آره، آره
بهش تکههای بیکن اضافه کن
منظورم اینه که، میبینید دوستان، با این چقدر کارا میشه کرد، ها؟
"برام مهم نیست!
"بعضی وقتا تکههای بیکن رو میندازم تو اسفناج.
"من خاک میندازم تو اسفناج.
"من اسفناج رو میندازم تو سطل آشغال.
برام مهم نیست! من دیوونهام!"
"خیلی دلم برات تنگ شده، اسفناج."
No comments yet. Be the first to leave one.