The first 200 lines.
نمیشناختمش، هیچوقت ندیدمش نکُشتمش
میتونی بهم بگی پیراهنت چطوری خونی شده؟
پسر کوچولوم مریض بود
یه اتفاق وحشتناک براش افتاده
سرمازدگی؟
تو اتاق خواب پسر کوچولو
غرقِ به خون
تو اتاق مطالعهی استدارت پیداش کردم ...ولی اسکن
اسم پتگرو روشه
وقتی ازت پرسیدم که توی اون هتل مونده
مثل همین الان سرخ شدی
ولی میشناختیش
اون بخاطره پتگرو اومده اینجا
پسر کوچولو وقتی چارلی استدارت
به قتل رسیده اونجا بوده
درست اونجا بوده
تـــرجمه از تــــــورج و مــیــــنا STEFAŊ & 3OLiCON
خانوم
مراقب باش
سرمازدگی میتونه صدمات جدیای به گوشهاتون برسونه
واقعاً میتونه
اینو بگیرین
.اینو بردارین، بزارین سرتون من خونهام اونجاست
میتونین بعداً بزارینش تو صندوق پُستیم
نه، لازم ندارم
لئو
بیا، لئو
بیا
بخور
هی، هی، هی، بخور
ساکت باش
ساکت باش
لئو، سرجات بمون
اسمت چیه؟
اینجا بشین
بیا. بهتر شد؟
اینا چیه؟
حالت بد بوده؟
بدنت کاملاً یخ کرده
اسمت رو بهم میگی؟
بیرون تو سرما چیکار میکردی؟
اوه، پات
خدای من
پات یخ کرده بدجور
هاپو
آقای ساتر؟
...سلام
آقای...؟ - هوسکلیپ -
آره. باهم ملاقات داشتیم جلسهی اولیا
شما هم اونجا بودین اگه شخصاً نبودین روحتون حضور داشت
من معلم لیام هستم
آره، میدونم کی هستی
اون پسر خیلی باهوشیه
آره
آره. پر حرفه. دوستانهست. مفید واقع میشه
آره
به نظرم به مادرش رفته
احتمالاً
باید برم خونه
شنیدم گوشک گرفته
درسته، آره
...من باید
خیلیخب، خونریزی داری از کجات داره خون میاد؟
لیام، بگو چی اتفاقی افتاده؟
لیام، صدمه دیدی؟
لیام چه اتفاقی برات افتاده؟
لیام، صدمه دیدی؟
پسرم، بگو چی شده؟
صدمه دیدی؟
نمیفهمم
خون داره از کجا میاد؟
چیزی پیدا نمیکنم ...نمیتونم
نمیفهمم
من استفراغ کردم
عیبی نداره، پسرم
مامان کجاست؟
...اون
الانه که برگرده خونه
بذار در باز باشه، بابا
پترا، میشه اینو برام نگه داری؟
درست اینطوری بالا نگه داری دقیقاً اینطوری؟
خیلیخب، پس اول از چاقوی پوستکن استفاده شده
و این زخمهای سطحی بخاطره همینه
واسه همین خون زیادی ریخته نشده
و قوسِ ضربهزدن خیلی کوتاهه
و بعد یه چاقو برمیداره و بدن رو چاک میده نزدیکتر، رو به پایین
اینطوری
و در اخر، یه ساطور
و واسه همین خون پاشیده میشه
درسته، که بصورت مداوم ضربه میزنه
روی شخص سوار شده ...و با ضربات رو به پایین و
چیه؟
نمیدونم
فکر کنم یه چیزه عجیب میبینم
.یه چیزی تو بدنشه یه چیزه ریز
چی میبینی؟
یه شیء خارجی. یه تیکهی باقیمانده
به دندهی پایینیه سمت چپ گیر کرده طرف زیره دنده
نمیبینمش
میشه لطفاً درش بیاری؟
...اول فکر کردم یه تیکه از استخونه، ولی
یه ناخُنه
مال یه بچهست؟
درمان اکسیژن پرفشاری میتونه کمک کنه
تا سلولهای صدمه دیده ترمیم پیدا کنند هرگونه بافت پای لیام
که ممکنه نجات پیدا کنه تا موقعی که اون داخل باشه امکانش هست
و اگه بهوشش بیاریم چی میشه؟
فقط به اندازهای که باهاش حرف بزنیم
،وقتی به صورت کامل بهوش باشه
درد غیر قابل تحمل خواهد بود
پس امکانش نیست
میتونیم کاری به بچه نداشته باشیم و هیچی نفهمیم
،یا میتونیم بیدارش کنیم و به یه سری جواب پی ببریم
به نظر من باید به هوشش بیاریم
بله
ولی نه قبل از اینکه با مادرش حرف نزدم
!نه. نه
نه. گوش کن چی میگم
حتماً یکی ناخن رو گذاشته اونجا کار اون نیست
متاسفم، جولز
!نه
!بهم دست نزن! ولم کن - آروم باش - یه نفر اینکارو با لیام کرده -
جولز، منو ببین
لیام مشکلی براش پیش نمیاد
نمیزارم آسیبی به پسرت برسه
اینو قبلاًنم بهم قول دادی
باید بهوشش بیاریم
!نه. گور پدرت
!کاری بهش نداشته باش
!گور پدرت! کاری بهش نداشته باش
!کاری بهش نداشته باش، دن
هی، عزیزم
مامانم
مامانی اینجاست
بیداری؟
لیام؟
موجنگاریه پر سرعتِ کم ولتاژ الان بهوش میاد
باید مُسکنش تا پنج میل افزایش بدم
لیام، صدامو میشنوی؟
مامان؟
چیزی نیست، عزیزم
جات امنه، و دکتر مراقبته
میخوام به یکی حرف بزنی، خب؟
به سوالها جواب بدی
لیام؟
حالت چطوره؟
خب من یه چندتا سوال ازت میپرسم
فکر میکنی بتونی همراهیم کنی؟
لیام؟ فکر کنم داره بیهوش میشه
یه لحظه صبرکن
لطفاً سریع تمومش کن
باشه. حتماً
لیام، اون شب با کسی بودی؟
نه
نه؟ چطوری رفتی اون طرف شهر؟
پیاده - تنها؟ -
لطفاً - خیلیخب -
بله
لیام، یادت میاد چه اتفاقی تو آشپزخونه افتاد؟
پیاز
و یادت میاد...؟
هاپو
هاپو
پاهام درد میکنه
!همشون خیسَن
اینو تمومش کن - پاهام، مامان -
!پاهام! مامان
!پاهام دارن میسوزن
!باید همین الان تمومش کنی
!دستهام
صبرکن. صبرکن
لیام. لیام چه اتفاقی افتاد؟
!دستهام
!دستهام
!من دستهام رو تو بدن مَرده کردم
!بیارینم بیرون !بیارینم بیرون
مارگارت؟
کافیه
خیلیخب، بیهوشش کن
چه اتفاقی داره میوفته؟ یه کاری بکن
!پاهام دارن میسوزن
چه اتفاقی داره میوفته؟
!بیارینم بیرون! بیارینم بیرون خواهش میکنم
!خواهش میکنم، محض رضای خدا بیارینش بیرون
!!پاهام دارن میسوزن !بیارینم بیرون! بیارینم بیرون
وضعش ثابته
چیزی نیست، عزیزم
من اینجام
من اینجام
من اینجام
اون چطور میتونه اصلاً با این کنار بیاد؟
نمیتونه
...چارلی حتماً
،حتماً لیام رو از تو سرما آورده داخل ...و بعدش
چارلیه بیچاره
بابا؟
چیه؟
من خیلی خستم
.میدونم... عزیزم بیا. بیا اینجا. بهم کمک کن
نمیتونم انگشتهای گندهام رو بکنم اینجا ببین
No comments yet. Be the first to leave one.