Station Eleven

Station Eleven

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Station Eleven S01E07 720p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E07 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E07 720p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E07 1080p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E07 720p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E07 1080p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Station Eleven S01E07 XviD-AFG
Station Eleven S01E07 480p x264-mSD
Station Eleven S01E07 WEB x264-TGX
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
Published on: 2022-01-02
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫دوباره پیدام کردی

‫داری می‌میری

‫با تیر سمی بهت شلیک کرد

‫قبلا دندونپزشک بود

‫پادزهرش اینه

‫بده!

‫صبر کن

‫هی، جیو

‫بله؟

‫هنوز از تاریکی می‌ترسی؟

‫آره

‫-مثل سفینه فضایی می‌مونه! ‫-دهنمون سرویسه...

‫قراره سرد بشه

‫جیون

‫چیزی نمیشه

‫همین الان گفتی دهنمون سرویسه

‫تا بهار برسه ما هم غذامون تموم میشه

‫اونایی که زنده بمونن ‫با هم دعواشون میشه

‫باید به فکر آینده باشیم

‫باید بریم، چون این...

‫نباید ادامه پیدا بکنه.

‫«ایستگاه یازده»

‫با چشم کوچیکم می‌بینم یه...

‫به جیون گفتم بیاد پیشت!

‫باید پیش هم باشین!

‫نه، نه، نه، نه...

‫نه، نمی‌خوام اینجا باشه

‫برام مهم نیست که جیون رو نمی‌خوای...

‫پس به نگهبان میگم جلوش رو بگیره!

‫عصر بخیر آقای چادری، این ‫پایین فردی به اسم جیون هست

‫میگه برادر شماست، به همراه خواهرزاده‌تون

‫می‌خوان بیان بالا،

‫یه سری وسایل برای ‫مهمونی کریسمستون آوردن...

‫سلام، فرنک!- ‫-سلام دایی فرنک!

‫بفرستشون بالا...

‫لعنتی!

‫فرنک! در رو باز کن، فرنک!

‫-صبر کن... ‫-زود باش!

‫-صبر کن! ‫-بازش کن!

‫جیو... دختر کوچولوی سفیدپوست!

‫باشه، داریم میاریمشون داخل... برو عقب!

‫فرنک، این کیرستنه. ‫کیرستن، این فرنکه!

‫-سلام ‫-بنظر میاد در حال حاضر

‫با یک سری مشکلات ‫فنی مواجه هستیم...

‫سلام، متیو هستم... در حقیقت...

‫پاریس دیگه اساسا به آتیش کشیده شده!

‫و تو چین کودتا کردن...

‫-سعی کردن. ‫-گزارشی مبنی بر

‫مرگ بیش از ده هزار نفر ‫امشب به دستمون رسیده...

‫آره، شاید بهتر باشه خاموشش کنی.

‫هنوز هیچ خبر دقیق و واضحی ندادن...

‫خبری که اینجا داریم تینا

‫در رابطه با سرعت کشتن این ویروس...

‫تصور کن اونطوری بمیری...

‫خب از نظر من،

‫برق نرفته،

‫یعنی تا چند روز آینده همه‌چیز

‫به روال عادی برمی‌گرده.

‫متیو این اخبار یک تشدید رادیکالی

‫از چیزهاییه که قبلا شنیدیم...

‫آه بله، درسته تینا...

‫چیه؟

‫نشسته اینجا و داره کم کم ‫می‌فهمه که پدر و مادرش مرده‌ان...

‫من خودم هم دارم ‫کم کم می‌فهمم فرنک...

‫که خواهر خودم هم مرده.

‫و دوست‌دخترم...

‫ما دوتا آدم بالغیم...

‫باید تظاهر کنیم که نترسیدیم.

‫کیرستن،

‫شاید... دلت می‌خواد یه کم بخوابی؟

‫یه اتاق‌خواب اضافه هست...

‫هروقت مامان و بابام زنگ زدن بهت خبر میدم.

‫شب بخیر جیون، شب بخیر فرنک

‫خب، مثل اینکه بچه‌داری آسونه...

‫قراره چی بشه؟

‫جدی؟

‫نمی‌دونم

‫ولی خوشحالم که اینجایی.

‫"شاه لیر" چطور بود؟

‫"66 روز قبل از نمایش"

‫فرنک؟

‫کریسمس مبارک

‫درسته...

‫من... یادم رفته بود.

‫چیزی برات نگرفتم

‫اشکالی نداره

‫میشه بهم پسش بدی؟

‫"ایستگاه یازده" رو؟

‫البته

‫فقط به خوندنش ادامه دادم...

‫باید به کارم برسم

‫کتاب خوبیه ولی

‫باهاش ارتباط برقرار می‌کنم.

‫با کدوم شخصیت؟

‫همشون.

‫پادزهر رو توی جعبه کادو گذاشتی؟

‫باید برگردم. کجاست؟

‫کجاست؟

‫فقط یه چیزی براش درست کردم

‫اگر دلت می‌خواد بری می‌تونی بری

‫پادزهر رو تو جیبت قایم کردم

‫می‌دونستم اونجا رو چک نمی‌کنی

‫نه، می‌تونم یه کم دیگه بمونم

‫وقت هست...

‫"75 روز قبل از نمایش"

‫داره میره تو کمد

‫چرا همه‌ی بچه‌ها دوست دارن ‫اتاقشون مثل اتاق هری پاتر باشه؟

‫تا دنیا رو کوچیک‌ جلوه بدن.

‫فکر می‌کنی حالش خوبه؟

‫تازه فهمیده که پدر و مادرش مرده‌ان

‫هشت سالشه، آسیب روحی دیده...

‫هر سه‌تامون همینیم.

‫اوه زود باش دیگه...

‫این چشه؟ این چیز چشه؟

‫جدی میگم چطوری این ‫همه تو زندگیت جلو رفتی؟

‫باتری داری؟

‫کشوی خرت و پرت‌ها رو چک کن...

‫فرنک، میشه چند لحظه ‫خصوصی باهات صحبت کنم؟

‫-بازم برامون معجون تخم مرغ درست کن... ‫-طرز تهیه‌ش رو دارین؟

‫ویسکی بریز تو معجون

‫-چه غلطا، فرنک؟ ‫-این...

‫ببخشیدا، هروئین؟ ما ‫که اهل هروئین نیستیم!

‫ما حتی علف هم نمی‌کشیم!

‫تو قبلا جوایز مختلف بردی...

‫ترک کردم، پاکم... چیزی نیست.

‫هیچکس همینجوری هروئین ‫رو ترک نمی‌کنه، فرنک!

‫الان علائم ترک نداری؟

‫سرما نخوردم...

‫-اصلا کی شروع کردی؟ ‫-ده ماه پیش...

‫ناراحت‌کننده نیست، جیون... فقط...

‫چیز خوبی نیست فرنک!

‫نمی‌تونم تو حالت ‫هوشیار سایه‌نویسی کنم.

‫پس سایه‌نویسی رو بذار کنار!

‫تنها کاریه که بهم میدن!

‫فرنک، شغل دیگه‌ای نمونده!

‫باشه...

‫وضعیت بیرون، هرچیزی که ‫هست به این قضیه ربطی نداره

‫چون دو ساله که برای ‫ماموریت بیرون نرفتم...

‫هرچیزی که قبلا داشتم، دیگه نیست.

‫برمی‌گرده...

‫روزنامه‌نگارها باید بیرون برن ...

‫-پس رمان بنویس! ‫-نمی‌تونم چیزی از خودم در بیارم.

‫اگر مجبور باشیم بریم، با هم میریم

‫حالت بهتر میشه. مفصل رانت...

‫مشکل از مفصلم نیست، جیون...

‫الان دیگه یه بچه داریم

‫گوش کن بهم

‫نمایشنامه رو ننویس!

‫هی کیرستن!

‫باید یه روز زودتر از اینجا می‌رفتین!

‫فکر می‌کنم مرحله به ‫مرحله اتفاق بیوفته...

‫تلویزیون و شبکه‌ها همین الان ‫هم پخششون رو متوقف کردن

‫احتمالا بعدی سیستم مخابراته... ‫که همین الان هم ضعیف شده!

‫جریان برق و اینترنت قطع نمیشه

‫و افرادی که از ترس پنهان شده‌ان

‫همدیگه رو تو اینترنت پیدا می‌کنن

‫ولی این کار فقط یک ‫حقیقت رو می‌پوشونه،

‫اینکه دیگه همه‌چیز تموم شده.

‫ما با آنفولانزایی مواجه ‫شدیم که شدتش کم نمیشه

‫فقط منفجر میشه.

‫ما آمادگی این رو نداشتیم که از ‫هر هزار نفر یک نفر زنده بمونه.

‫شیکاگو... دیگه شیکاگو نیست

‫فقط دو و نیم میلیون جسده و...

‫"سرود کریسمس The First Noel"

‫ممنون

‫"79 روز قبل از نمایش"

‫خبری از پدر و مادرت نشد؟

‫فرنک هستم...

‫برادر جیون

‫یادته؟

‫می‌دونی، اولین صبحی که اینجا بودم

‫یادمه که آفتاب داشت بالای ‫دریاچه طلوع می‌کرد و...

‫می‌دونستم که می‌خوام ‫برای همیشه اینجا باشم.

‫ پنجره‌های رو به شرق... می‌دونی؟

‫تازه اومدی اینجا؟

‫ده ماه پیش

‫شغلت چیه؟

‫سایه‌نویسم.

‫چی سایه‌نویسی می‌کنی؟

‫یه خودزندگی‌نامه

‫مگه هرکسی نباید ‫"خودزندگی‌نامه" خودش رو بنویسه؟

‫اگر پولدار باشی نه.

‫آم...

‫گوش کن کیرستن، برادرم...

‫گاهی کارای عجیبی می‌کنه

‫یه بار... یه پرنده با گردن ‫شکسته تو پیاده رو پیدا کرد

‫و آوردش خونه.

‫پرستار بچه‌ی خوبی نیست

‫و منم منزوی هستم اما... جامون امنه.

‫بچه‌ها غذا چی می‌خورن؟

‫-پیراشکیت چطوره؟ ‫-من یه برادر داشتم.

‫قبل از اینکه به دنیا بیاد مرد

‫شاید وقتی جیون سعی ‫داشت من رو به خونه ببره

‫اون هم با پرستارش تو خونه بود.

‫من سعی می‌کنم به موضوعاتی ‫که توش "شاید" داره فکر نکنم.

‫پات چی شده؟

‫-یکی سعی کرد منفجرم کنه. ‫-چرا؟

‫جای اشتباهی بودم...

‫سری‌لانکا...

More Farsi Persian subtitles for Station Eleven

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left