The first 200 lines.
اتفاقات پیشرو بازگفتار بیقاعدهای ...از وقایع واقعی هستند
وقایع کاملاً بیقاعده
خوبه؟ - آره -
خوبه. خوبه - لعنت. باشه -
آره
آره - آره؟ خوبه؟ -
خوبه؟ - دردت گرفت؟ -
نه. همهچی ردیفه - باشه -
تو خوبی؟
آره، آره. عالیه - باشه، خوبه -
آره، اگه پولها رو میذاشتیم کنار بهتر میشد
نه
.نه، نه، نه ،حالا که درآمد مصرف شدنی دارم
میخوام مثل توی فیلمها سکس کنم
داریم همینکارو میکنیم. سوتینت هنوز بستهاست
...جفتمون میدونیم که روی پولها جرم و
بیخیال، مثبت باش - باشه -
وقتی قیافهی لینکلن روبروت باشه باعث نمیشه دیرتر آبت بیاد؟
نمیخوام بیشتر از زمانیکه باید طول بکشه
...باشه. بزار من - آره -
...نمیدونم - فقط یکم -
باشه
ممنون
!آخ
یهذره فشارش دادم
سلام، عزیزدل
آره، بیگباپر هستم - آهنگش رو شافل کردم -
اصلاً چرا آهنگش رو داری؟
چون آهنگ عالیایه. بیخیال
نمیتونم انجامش بدم
دستهام خیلی خستهان
هرچند الان بزرگتر بهنظر میان - خوبه -
تو خشنی
« illusion متـرجــم: امیـرعـلی »
« جـاهطـلـب دخـتــر »
چیشده؟ - خب، چندتا از این -
،لباسهای گانیسَکس رو لیست کردم ولی هنوز هیچکس پیشنهاد نداده
دلیلش اینه که یهجورایی مثل لباسهای کانتری هستن؟
نه، نه. تیپ کانتری الان سکسی شده
تاپهای دختر گاوچرون، و ...تیشرتهای روستایی، دامنها دراز
،تیپ گانیسَکس چیزیه که داره مُد میشه
و وقتی مُد بشه، خط مقدمش منم
مطمئنم همینطوره
استیو جابز لباس یقهاسکیش رو
با منتظر بودن برای اتفاق بزرگ بعدی بهدست نیاورد
،این دخترها با چنگ تخمچشم همدیگه رو بیرون میارن
فقط واسه اینکه بتونن یه گرایش پوشاک جدید داشته باشن
سوفیا
اوهوم؟ - من دارم واسه چندماه میرم تور -
راست میگی
گرفتم
دارم وسواس پیدامیکنم
،ولی، بهت قول میدم
به محض اینکه کارت بیمهام رو گرفتم ،و بیماری فتقام رو عمل کردم
با هواپیما میام دیدنت، و بعدش حواست جمع باشه
چون قراره نشونت بدم توی تخت واقعاً چطوریام
،یعنی پنج دقیقه بالا ،پوزیشن مذهبی
بعدشم ارضا میشی؟ - آها -
آره، سوفیا خیلی دیوونهاست
داگیاستایل نداریم
اَه! نه، اون تبعیض جنسیه
چرا آخه؟ - چون داری منو سگ خطاب میکنی -
اگه میشد منم سگ اون سناریو میشدم
اینطوری نیست که من یه سگ رو بکنم
این نباید آخرین مکالمهای باشه که با دوستدخترم داشته باشم
هی، موسیقی رگی دوستداری؟
الان میخواستی موضوع صحبت رو عوض کنی؟
چون اگه قصدت این بود، رقتانگیزترین تلاش برای تغییر صحبت بود
ولی رگی دوستداری؟
،مثل یه روز گرم تابستونی یا شاید سفردریایی مشروبخوری؟
گرفتم. از دهنم پرید
ولی اینکه دوستدخترم صدات کنم باعث میشه حد و مرزها مشخص بشه
.کمکم میکنه توی تور بهت خیانت نکنم بهم اعتماد کن
من دوستدارم معمولی نگهش دارم، یادته؟
معمولی، کاملاً معمولی
اینقدر معمولی که حتی حاضر نیستم کلمهاش رو کامل بگم
،چون تموم کردن کلمات برای دخترهای مضطرب توی کتوشلواره ...و من
میدونی منظورم چیه؟ - آره -
واسه من معمولیه - این کارو کردم که دیگه حرف نزنی -
خب، موفق نشدی، چون میتونم توی لبگرفتن هم حرف بزنم
.من خیلی حرف میزنم. تو باید... نه فکرمیکنی اون جواب میده؟
نمیتونی مجبورم کنی کاری انجام بدم
،دیدی؟ هنوزم میتونم صحبت کنم ...مهم نیست چندبار
آره
هی، لیونل، من بیمهشدم
تبریک میگم
حالا میتونی دندونهاتو درست کنی
بای
.هی، بچه یه لحظه میای اینجا؟
بله، آقای نگهبانی؟
اون کیف رهاشده رو میبینی که اونجاست؟
اونی که اون گوشهاست؟ - آره میبینم -
چه حسی بهت میده؟ هنر یا تهدید امنیت ملی؟
آقا، این روزها زندگی خیلی عجیب شده
آدم باید خیلی مراقب باشه
فکرمیکنی وظیفهی میهنپرستانهی شماست که گزارشش کنید
کاملاً درست گفتی که میهنپرستام
خبرهای بزرگی دارم
بزار حدس بزنم
،بالأخره شروع کردی به دیدن برنامهی وایفسوامپ واسه همین همهش دربارهش حرف میزنی
.این اتفاق هیچوقت نمیافته خبر اینه
،و ریک، حالا که بیمهشدم میزنم بهچاک
بههمین راحتی میخوای استعفا بدی؟
،خب، قرار نیست همینطوری ولت کنم
.مثل یه آدم نفهم، بی تا پایان هفته میمونم
ولی آخرهفته فرداست
آره که هست. بعدش زندگیم آغاز میشه
صبرکن. پس بیماری فتقت چی؟
آره خب، بیمهام سهماه باقیمیمونه
واسه همین وقت دارم عملش کنم
چیزی که براش وقت ندارم اینه که بزارم روحم بمیره
توی حوصلهسربرترین شغلی که برای انسان شناخته شده
ظاهراً تاحالا توی مرکز بازدید کریتر لیک کارنکردی
گوش کن، هر ثانیه که توی این کارخونهی شستشوی مغزی میگذرونم
و روی نستیگل کارنمیکنم، یه ثانیه هدف کردن زندگیمه
من باید برم اون بیرون، چیزی که بهش علاقه دارم رو دنبال کنم
و پشت سرم رو نگاه نکنم
خدای من. درست میگه
این همه مدت خودمو مخفی کرده بودم
واقعیت خودم رو انکار میکردم - ،ببین بچه، اگه میخوای بری بیرون -
فکرکنم بتونم تو وقتت صرفهجویی کنم - نه، من از سهسالگی اعلام کردم همجنسگرا ام -
دارم دربارهی خودم به عنوان یه هنرمند حرف میزنم
،وقتی باسکیات همسن من بود
توی یه کارتن زندگی میکرد و دیوارها رو اسپری میکرد
،نمیرفت کلاس درسی تا یه معلم بهش بگه
باید استفادهی بیشتری از فضای منفی بکنه
باید از اینجا برم
و بدوم - تشویقت میکنم -
این کارت شناساییم
به نشانهی نمادین، چون تاریخش منقضی شده
عکس تخمیای داری، پسر
سوفیا - بله؟ -
ممنون
و هنوزم بخاطر اون سهبار، ناهار مدیونتم
،یهکم نگرانشم ولی نه اونقدر که بخوام کاری بکنم کنم
پیشنهاد بدین
پیشنهاد بدین
بهتون دستور میدم پیشنهاد بدین
انگار خیلی نگران نیستم
پیشنهادات همیشه بعد از اتمام مزایده شروع میشن
،ولی من به اون یهدختر نیاز دارم
،میدونی که کارم راهبیافته و بعدش هیجانها شروع میشه
مگه اینکه اون دختر 200 سال پیش از بیماری آبله مرده باشه
...اَنی
اون لباسهای گانی قراره مد بشن
میخوای بدونی چرا؟ - هوم -
چون من هیچوقت اشتباه نمیکنم
هوم
بهجز وقتی که یهنفر ازم میپرسه یکی از دستها رو انتخاب کنم
انجامش بده
نه، اشتباهه - چی؟ -
ببین - وای خدا -
آرخ
...میدونید، توی رشتهی مدیریت، ما - آره، میدونیم -
،میدونیم. بدهی زیادی بالا آوردی واسه اینکه حوصلهسربر تر بشی
.بدهیش کمرشکنه و ممنون که هیچوقت انعام نمیدی
،چیزی که بهت یاد میدن اینه که نمیتونی به بازار بگی چی میخواد
بازار بهت میگه
درست نیست
تا وقتی برگرکینگ بهم نگفت، نمیدونستم مرغ سوخاری دوستدارم
حالا هم عاشقشون شدم - آره. دربارهی برگرکینگ خوندیم -
مرغ سوخاری نتیجهی مطالعهی ،یه گروه متمرکز بود
،و نتایج واضح بودن آمریکاییها عاشق دستگاه سرخکن بودن
خیلی این کشور رو دوستدارم
میدونی، اون مطالعات خرخونیت شاید ،برای کسب و کار جواب بده
ولی من کسب و کار ندارم
بیشتر از این حرفهاست
علاقهی شخصیمه - خیلیخب -
ولی شاید شایسته باشه که حرفهای یه شخص تحصیلکرده رو گوش کنی
دَکس، دربارهی استفاده کردن از کلمهی شایسته" چی بهت گفتم؟"
گفتی منو شایسته نمیکنه
منظورم اینه که، تاریخ پر از کمپانیهاییه که دیدی به آیندهشون نداشتن
،که نفهمیدن مشتریهاشون چیمیخوان
.واسه همین ورشکست شدن مثل شرکت گدزوکس، پولاروید، شوئیم
خب، اونها بهخاطر اسم مسخرهشون ورشکستهشدن
.بیشتر شرکتها شکست میخورن نودوپنج درصدشون توی پنجسال اول
شکست میخورن
هی، از این تفاوتها خوشم اومد
چون میدونم من جزء اون پنج درصدیام که موفق میشه
باشه سوفیا. خودت میدونی
ولی اگه میخوای مد رو پیشگویی کنی، بهتره حق با تو باشه
"وگرنه اون کار "غیر کسب و کاریت ،یا علاقهی شخصیت
،هرچی که اسمشو میزاری شکست میخوره
اینقدر سخته که توی دستشویی دستمال بزارید؟
دستمال توالت رو واسه بااستعدادها کنار گذاشتن
واقعاً دلم واسه دادزدنهات تنگ میشه
آخی
وای، اون واسه کیه؟
،خب، امروز روز آخرته، واسه همین ،گفتم یه جشن کوچیک بگیریم
...چون، خب، واقعیت اینه که
تو بهترین کارمندی هستی که تا بهحال آموزش دادم
ریک، خیلی لطف کردی
و اگه واقعیت داره مسخرهاست
خب خلاصه، از کیکفنجونیات لذت ببر
میدونی، نکتهی جالب دربارهی این کیک اینه که میتونی تظاهر کنی یه کیک سایز معمولیه
و تو یه غول هستی - چه باحال -
...ببین، یهچیزی بود که میخواستم بهت بگم
...خب - ،ولی، من زیاد تو کار حرف زدن نیستم -
...راستش - شرمنده که نامه میدم بهت -
از اون مجانیهایی که همراه با قبض برق برات میفرستن استفاده کردم
No comments yet. Be the first to leave one.