Conviction

Conviction

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Conviction 2016 S01E07 A Simple Man 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 Conviction 2016 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مرد: کمک!

کمک!!

سلام. من مکسینم، و معتادم.

۱۹ ماه و ۵ روزه که هیچ قرصی نخوردم.

اما... ولی این...

این شش روز گذشته واقعاً سخت بود.

یه نفر تو محل کار فوت کرد، و خب...

فقط باید یادم باشه که این هم می‌گذره.

ممنون که اومدین.

این جمله رو دیشب واسه نائومی هم استفاده کردی؟

چه زود فهمیدی.

من دیدم شما دو تا داشتین تو دفترت لب و لوچه همو می‌خوردین.

هنوزم مثل یادم خوبه؟

البته، به عنوان وکیل.

یه پرونده جدید برات دارم -- لئو اسکارلاتا.

۱۵ ساله که حبس ابد گرفته،

به خاطر به آتش کشیدن رستوران خانوادگیش.

تو آتیش‌سوزی یه نفر کشته شد و یه نفر دیگه زخمی.

آتیش‌سوزی عمدی -- فرانکی از این خوشش میاد.

نمی‌فهمم چرا باید اینو مخصوص برات بیارم.

دفاع می‌خواست بگه که ظرفیت عقلیش کاهش پیدا کرده،

و قاضی اجازه نداد،

با اینکه ضریب هوشی لئو فقط ۷۳ بود.

یه اختلال شناختی جدی.

آره، همینطوره.

این دقیقاً از اون جور متهم‌هاست

که سیستم از روش رد میشه.

دوباره درست گفتی. جزئیات پرونده چیه؟

محکمه، ولی نه خیلی محکم.

خب، پرونده‌ها رو بفرست دفترم.

فقط یه چیز دیگه.

با پاول اسلاتکین آشنا شو.

اون داره یه مستند در مورد زندانی شدن لئو می‌سازه.

و، امیدوارم، تبرئه شدنش. از آشناییتون خوشبختم.

این فیلمبردارمه -- سایمون.

اون‌ها از تحقیقات شما فیلمبرداری می‌کنن.

من پنج روز رو نمی‌گذرونم

با این فضول‌ها که هر حرکتمو دنبال کنن.

اگه می‌خوای روی پرونده کار کنی، مجبور میشی.

پاول: من می‌تونم کمک کنم.

من دو سال گذشته از لئو و خانوادش فیلم گرفتم.

با خودش، وکیلاش و اعضای خانوادش مصاحبه کردم.

می‌تونم دسترسی به همشون رو برات فراهم کنم.

عالیه! پس گورتونو از لئو و من گم کنید.

این برای سی‌آی‌یو تبلیغ خوبی خواهد بود.

رضایت‌نامه رو داری؟

بعد از اون گندکاری مصاحبه با دن هریس،

چرا اصلاً باید همچین ریسکی کنی؟

این دفعه، تنها کسی که واقعاً در خطره

لئو اسکارلاتاست.

حتی وقتی هم که خودت رو نابود می‌کنی،

هرگز به کسی مثل اون آسیب نمی‌رسونی.

تو خیلی حسابگر و حقه باز و...

مگه نه؟

اون هم همینطور.

اونا می‌خوان تمام هفته اینجا باشن؟

بهتره ریشه موهاتو درست کنی.

شبیه یه عروسک کِن با ریش کوتاه شدی.

زودتر شروع کن دیگه.

آم، دادستانی گفت

که لئو ساعت ۳ صبح دزدکی وارد رستوران شد،

یه پارچه رو آتیش زد، انداختش تو سرخ‌کن،

و رفت. انگیزه؟

انتقام. لئو از دو تا...

...برادرش به خاطر اینکه اونو به آشپزخونه منتقل کردن

برای اینکه تصادفی چای داغ روی یه مشتری ریخته بود، عصبانی بود.

می‌تونی اون رو ببندی؟

اون... اون نور خیره‌کننده است.

کورکننده؟ کی فکرشو می‌کرد؟

اون کشته شده و مرد زخمی --

هیچ کدومشون به لئو ربطی داشتن؟

ارول جردن یه بی‌خانمان بود که بد شانسی آورد

و دزدکی وارد زیرزمین شد و خوابش برد.

کارل ویمر داشت رد می‌شد، دوید تو تا جردن رو نجات بده،

و شدیداً سوخت.

در مورد دفاع بهم بگو.

اونا گفتن لئو تو همین رستوران بزرگ شده بود.

پدر و مادرش اون رو تاسیس کردن،

خودش و برادراش رو همونجا بزرگ کردن.

این سه تا پسر کل عمرشون جدایی‌ناپذیر بودن.

این قضیه بخاطر یه کم چای ریخته شده عوض نشد.

تس: آنتونی، برادر کوچیکه،

با لئو تو یه آپارتمان زندگی می‌کرد.

شهادت داد که لئو موقع شروع آتیش‌سوزی خواب بود.

متاسفانه، وقتی که دلیل بر بی‌گناهیت رو

یه برادر عاشق ارائه می‌کنه...

تو هیچ دلیل بر بی‌گناهی نداری.

متاسفم. تمام مدت جلو تخته بودم؟

می‌خوای از اول شروع کنم؟

عالی میشه. ممنون.

همچنین، قاضی دست دفاع رو بست

با اینکه اجازه نداد درباره کاهش ظرفیت عقلیش بحث کنن.

می‌تونین معنی این اصطلاح رو واسه‌مون توضیح بدین؟

ما می‌دونیم چی یعنی، شما می‌دونین چی یعنی. چرا توضیحش بدیم؟

برای بیننده‌ها.

تو قانون کیفری، "کاهش ظرفیت عقلی" یعنی

متهم قادر به ایجاد

قصد مشخص برای ارتکاب جرم نیست.

پس این با بی‌گناهی واقعی فرق می‌کنه؟

بله. حکمشو به طور قابل توجهی کم می‌کرد.

خانم‌ها و آقایان، به این می‌گن توضیح اضافه و بی‌مورد.

من درباره‌ی آتیش‌سوزی تحقیق می‌کنم.

شاید تصادفی بوده، نه عمدی.

مکسین رو با خودت ببر.

سَم، با قاضی در مورد رایِش درباره‌ی، امم، توانایی عقلیش صحبت کن.

تس، تمام رونوشت مصاحبه‌های اون انگل رو بردار

مربوط به پرونده.

من میرم با لئو صحبت کنم.

شما چهار جهت مختلف می‌رین.

من فقط یه فیلمبردار دارم.

من فقط پنج روز وقت دارم. خودتون تنهایید.

بریم.

خیلی ممنونم.

خب، کی می‌خواین مصاحبه‌ی رو در روتون رو انجام بدین؟

هیچ‌وقت.

فقط پنج دقیقه طول می‌کشه، حداکثر.

شما اجازه دارین فقط از تحقیقات CIU فیلم بگیرین. همین.

نمی‌دونستم اینقدر ازش آسیب دیدی.

از چی؟

بزرگ شدن تو کاخ سفید،

همیشه دوربین‌ها دورت بودن.

اَه...

چیزی که منو آزار می‌ده، رفتار تیمم دور و بر توئه.

اون و توهمت.

توهم؟ از چه نظر؟

تو فکر می‌کنی داری به لئو کمک می‌کنی، در حالی که داری ازش سوءاستفاده می‌کنی.

این یه داستان مهمه که باید گفته بشه،

و من دو ساله دارم روش کار می‌کنم

بدون اینکه یه قرون هم بگیرم.

اما قصد داری - بالاخره - یه قرون بگیری.

امیدوارم، کلی پول.

دوست دارم این بشه "Making a Murderer" بعدی؟ حتماً.

این به این معنی نیست که برام مهم نیست.

نه، فقط اینکه دلسوزیت...

انگیزه مالی داره. در نتیجه، سوءاستفاده‌س.

با تو که نمی‌شه کنار اومد، نه؟

هر وقت خواستی، می‌تونی بازی رو تموم کنی.

فکر می‌کنی کجا داری میری؟

با تو، به زندان.

اونا اجازه نمی‌دن بری تو.

ما مجوز فیلمبرداری اونجا رو داریم.

فکر کنم یکی زنگ زده و لغوش کرده.

خداحافظ.

من وینسم.

همسرم - ریتا.

خیلی ممنون که پرونده برادرمو پیگیری می‌کنید.

این برای ما خیلی ارزش داره.

سلام. من هیز هستم.

اوه.

لئو، چی به سر شلوارت اومده؟

معلومه که چند تا حیوون اینجا دزدیدنش.

باید از خودش بشنوم. لئو؟

مامور داره یه شلوار دیگه میاره.

م-م-من نمی‌خوام کسی به دردسر بیفته.

اشکالی نداره.

می‌تونی به من بگی.

اون بچه‌های دیگه عصبانی شدن

چون می‌خواستم با چراغ خواب بخوابم.

من تاریکی رو دوست ندارم. منم همینطور.

من تا پونزده سالگی با چراغ دستشویی روشن می‌خوابیدم.

واقعاً؟

آره.

باید در مورد آتیش‌سوزی چند تا سوال ازت بپرسم. مشکلی نیست؟

من نکردم. من کبریت یا چیزی نداشتم.

می‌دونم، اما آتیش گرفت

چون یکی یه چیزیو روشن کرد و انداخت تو سرخ‌کن.

من هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنم. آتیش خطرناکه.

خب، شاید اشتباه کردی؟

نه. من همیشه از قانون پیروی می‌کنم.

من و وینس و آنتونی تو اون رستوران بزرگ شدیم.

اونجا خونه‌ی ماست.

آنتونی - اون برادر دیگه‌ته؟

بله. من دو تا برادر دارم و گربه‌ام - میت‌بال.

آنتونی هم میاد بهت سر بزنه؟

بله. اما نه با وینس و ریتا.

اونا دیگه واقعاً با هم حرف نمی‌زنن.

اون فقط یکم زیادی سرش به شمردن پولاش گرمه.

تو... ام‌ان‌ام می‌خوای؟

ممنونم.

قاضی هیندز؟ هی، یه لحظه وقت دارین؟

این وقت منه آقای اسپنسر. باید ده هزار قدمم رو بردارم.

من دنبالتون میام.

لئو اسکارلاتا - ما داریم پرونده‌اش رو بررسی می‌کنیم.

اون ضریب هوشی ۷۳ داره،

که در پایین‌ترین حد طیفه.

اما به اندازه‌ای پایین نیست که برای کاهش ظرفیت روانی واجد شرایط باشه.

تست‌های ضریب هوشی به طرز مشهوری ذهنی هستن.

یه آزمایش‌کننده دیگه شاید بهش نمره کمتری می‌داد.

یا بیشتر.

می‌تونم تلاشتون رو درک کنم،

اما فارغ از ضریب هوشیش، آقای اسکارلاتا سر جاشه.

اون به طور منظم تو سینگ سینگ کتک می‌خوره.

متاسفم که این رو می‌شنوم.

افرادی مثل آقای اسکارلاتا

جاشون نه تو مرکز روانپزشکیه و نه تو خیابون.

اما لازمه یادآوری کنم، یه نفر کشته شده.

اون جاش تو زندان نیست.

قانون با شما موافق نیست، آقای اسپنسر.

روز خوبی داشته باشید.

آنتونی: بین آتیش‌سوزی و آتش‌نشان‌هایی که خاموشش می‌کردن،

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left