The first 200 lines.
= قسمت 12=-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
تفاهم نامه
تنها کاری که بیاد بکنید اینه که اینجا رو اضا کنید و انگشت بزنین
اگه شماره حسابتون بدین
من دو برابر شایدم سه برابر بهتون بدم
لطفا ، استاد ، لطفا
چوی جین یون
اوه ، پس اسم شما چوی جین یون بود
چوی جین یون
چوی جین یون؟
!نه نمی شه
استاد ، قرار داد
من می دونستم می خوای این کارو بکنی برای همین چند تا درست کردم
تا شما این قرار داد امضا نکنی اصلا نمی شه بری
من باید اینو تا هر زمانی که طول بکشه بازم ازتون بگیرم
می شه لطفا امضاش کنی؟
هی ببین
! هی ، هی
هی ، هی اون آقایی جلویی که کاغذارو خرد کرد ریخت
فکر کردی کی هستی که آشغالات بریزی یکی دیگه مجبور بشه جمعش کنه
هی یارو ! اقای چوی جین یون
از زیرش در نرو برگرد اینها رو بریز سطل آشغال
واقعا که
!آقای چوی جین یون. ! یه لحظه وایسا آقای چوی جین یون
یه دقیقه وایسا
منم - آقای چوی جین یون -
لطفا کمک کن پای زندگی یه بچه وسطه
آینده یکی در دستای شماست
ببین این پولو قبول کن و این قرار داد امضا کن باشه
خواهش میکنم !آقای چوی جین یون.
23از 100 $، 3از 50،000 وون ، و 1از 10،000 وون
در نهایت 2,846,170وون می شه
گفتی می خوای سه برابر بدی؟
2,846,170 می شه
یعنی 8.500.000 وون
چی؟ 8.500.500 می شه؟
شوخی می کنی ؟ فکر کرده من احمقم
فکر کردی بگی من باورم می شه؟
دیگه جلوی من ظاهر نشو ، اطراف من نچرخ ، فهمیدی؟
بیا هیچ وقت دیگه همو نبینیم اونوقت من یک پنی هم ازت نمی گیرم
چی؟
وایسا ، اثر انگشت ، اثر انگشت
برای این قرار داد رسمی من نیاز به اثر انگشت دارم
من حتما پول شمارو پس میدم ، پس لطفا همکاری کنین آقای چوی جین یون
استاد چوی
ببخشید اگه من شمارو می شناسم می شه به من هم بگین؟
سعی می کنم منم شمارو به یاد بیارم از الان کاملا سعی می کنم
درسته که چیزی یادم نیست ولی یه احساسی دارم
احساس می کنم این اولین بار بوده که شما رو دیدم
به نظر میاد ما واقعا همو می شناسیم
من مطمئنم من و شما همو می شناسیم
کجا رفتی؟ فکر کردم یه لحظه میری میای
درسته
بیا بشین چای بخور البته منتظرت بودیم دیگه سرد شده
دوباره گرمش می کنم مادر
می تونی ؟ - واسه چی تو ؟ -
تو اینجا مهمونی ، تو مهمون خونه مایی
بیا اینجا بشین
آجوما یه چای دیگه بیار
نگرانش نباش
پیونگ چانگ، خیابان 11، شماره 50
پیونگ چانگ، خیابان 11، شماره 50
8,500,000?
مرتیکه عوضی
فقط برای 30 ثانیه می تونی به چشمام نگاه کنی
چی؟
لطفا این لطف به من بکنید
تو کی هستی؟
دقیقا تو کی هستی؟
بخاطر همین میگم کی هستی؟
در مورد من چی فکر کردی؟
اگه تو آدم مهمی برام بودی باید یادم می موندی
رفتم به پدر سلام عرض کردم
باید صبر می کردی
می خواستم بدون شما بهش سلامی کنم
تو ناراحت نشو اینها رو بخاطر من می گه
اگه شما ازدواج کنین همه چی درست می شه
وقتی عضو خانواده بشی پدرت دیگه قبول می کنه
اگه بهش یه نوه بدی تا حد مرگ عاشقت می شه
نگران نباش و بیشتر روی زمان ازدواجتون تمرکز کن
بذار وقتی اومدی اینجا با هم در موردش حرف بزنیم
سئول ری تازه امروز اومده
حتی قبل از اومدن اینجا، به شیکاگو، نیویورک و تورنتو سفر کرده
حتی یه روز هم استراحت نداشته
توی این مدت نه خوب خوابیده نه خورده مشغول تحقیق و نوشتن پایان نامه اش بوده
بذار اول یه کم استراحت کنه
باید اول آزمایشگاه و مدرسه رو ببینیم
بذار سول ری اول در خصوص مسئله شغلیش تصمیم بگیره بعد در این مورد
فعلا عجله ای برای ازدواج نداریم
دیدی؟ این دوتا اصلا رابطه شون شبیه زن و مردایی نیست که با هم رابطه دارن
بیشتر شبیه دانش آموز و بزرگترش می مونن
نکنه شما دوتا یه زوج تقلبی هستین؟
نکنه نمی تونین از هم جدا بشین هم یه جور نمایشه؟
!نونا - اگه نه که خدارو شکر -
اگه نمی خواد کارشو ول کنه سریع باهاش به هم بزن
مگه کار اشتباهی کردی؟ بردیش خارج از کشور کمکش کردی درس بخونه و موفق بشه
برای چی این کارهارو کردی؟
نکنه اون مثل زالو بهت چسبیده و ولت نمی کنه که بری؟
مراقب حرفات باش چه در مورد من یا سول ری یا هر کس دیگه
هر چی که به دهنت میرسه نگو نونا
و ازت خواهش می کنم سعی نکن زیاد در مورد من فکر کنی
و همه چی رو حساب کتاب نکن
اگه بخوای شروع کنی منم شروع می کنم
چی؟
خب ، جین یون
نباید با خواهرت تند برخورد کنی
اون خواهر بزرگته چون نگرانته این حرفو می زنه
مگه نه جین ری؟
بنا بر این کی قراره ازدواج کنید؟
منم نمی تونم زیاد منتظر بمونم
بیا یه روزی رو انتخاب کنیم ، نگران سالگرد مرگ هم نباش
سالگرد مرگ ، سالگرد مرگ کی؟
هاه؟
گفتم سالگرد مرگ؟
منظورم یه روز خوش شگوم بود
یه روز خوب
سونبه هنوز بهم پیشنهاد نداده مادر
احساس می کنم شاید هیچ وقت ازدواج نکنیم
بعضی وقتها حس می کنم اصلا ازدواج نمی کنم
راستشو بگم این روزها کار بیشتر مزه میده تا سونبه
اگه سونبه بهم پیشنهاد ازدواج می داد
منم باید بهش فکر کنم ببینم این کارو بکنم یانه
منم زیاد برای ازدواج عجله ای ندارم مادر
پس چیکار می کنی؟
من حتی یادم نمیاد یونگ کی باشم
من فقط دارم خودم رو با خاطرات تو طبیق میدم
دارم سعی می کنم تبدیل بشم به یونگ کی که تو به یاد داری
احساس میکنم دارم با یک پازل 10.000 تیکه ای بازی می کنم
هم سخت و هم خیلی هاش گم شده
و ترس از اینکه بعد چیدن این 10.000 کنار هم قراره چی بشه
اگه معلوم بشه من یه آدم بد بودم چی؟
تو گفتی من غرق خون بودم
!کارت شماره 2
پس از اینجا که تو هستی منظره اینطوری به نظر میاد
وقتی که من اونجا می شینم
تو می تونی منو ببینی؟
روی صندلی یکی دیگه داری چیکار می کنی؟
چیه؟
چی شده؟
آیا تو باد، ابر، دود و یا حبابی؟
برای چی ناپدید شده بودی؟
هی
اگه میری جایی برو اگه میای بیا
اگه نمی خوای تلفنت جواب بدی واسه چی با خودت میبری
اون انگشتها به چه درد می خوره وقتی نمی تونی بهم پیام بدی؟
....هر وقت که غیبت می زنه قلب من می ترکه
اگه دلت می خواد زنگ بزنی زنگ بزن اگه دلت می خواد پیام بدی پیام بده
فقط همینقدر ازت می خوام ، فقط همین
متاسفم
من کیف پول برگردوندم باهاش یه قرار داد عدم شکایت بستم
تو که می دونی وقتی یه چیزی توی مغز منه من دیگه به هیچی نمی تونم فکر کنم
تا وقتی قرار داد بسته نشد فکرم کار نمی کرد
من که ناپدید نشدم
چطوری می تونم ناپدید بشم؟
هی نگاه کن ، دونه لوبیای تو اینجاست
من برگشتم
دونه لوبیا داره گزارش میده
بیا اینجا
زود باش
جایی باش که من همیشه بتونم ببینمت
جای دور نرو ، هیچ جا نرو
به هیچ وجه نا پدید نشو ، مخصوصا از جلوی چشم من
!هی
!آه
ای
بله
اوه ، اومدی
آره ، چیکار می کردی؟
به نظر میاد داری درس می خونی
آره بشین
آیگو ، زندگی اینقدر سخت هست که هرکاری عشقت بکشه بکنی ، اوضاعت خوبه؟
این اواخر نباید اینقدر به خودت فشار میاوردی
من می تونم همه بارهارو روی شونه خودم تحمل کنم
همونطوری که دلت می خواد می تونی زندگی کنی
من مثل همیشه می تونم کاملا ازت حمایت کنم
فقط پنیر مجانیه که توی تله موش می ذارن
چی؟
یه ضرب المثل روسی بود
معنیش چیه؟
من فقط دلم می خواد دارو بسازم
لطفا کاری کن من نگران بقیه اش نباشم
اقتصاد در بدترین شرایط قرار داره
نه تنها ما بلکه تمام شرکت های دیگه هم همین وضع دارن
من در مورد نتایج صحبت نمی کنم.
منظورم کاهش سرمایه گذاری روی املاک و ساختمون سازی و بوجه بیشتر برای پژوهشه
برای چی یه شرکت دارو سازی باید روی ساختمون سازی و املاک سرمایه گذاری کنه؟
اگه ما روی ساخت و تولید دارو سرمایه گذاری نکنیم چون یون هیچ آینده ای نخواهد داشت
شرکت دارو سازی یه شرکت موفق
ما سرمایه گذاری می کنیم برای بدست آوردن پول وقتی همه این کارو می کنن ما چرا نکنیم
تو بدون اینکه کاری انجام بدی پول زمین افزایش پیدا می کنه و تو ازش استفاده می کنی
وقتی این پول رایگان باشه تو هم رایگان می گیریش
می خوام خودم رییس (تحقیق و توسعه) بخش عملیات باشم
چی ؟ رییس؟
رییس فعلی مشکلش چیه؟
کسی که بخاطر کارش باید اخراجش کنیم
اون درست مثل یه مترسک می مونه که در مقابل خیلی چیزها دهن و چشمش بسته است
از نظر من اون مناسب این کار نیست
بذار در موردش فکر کنم
آه
No comments yet. Be the first to leave one.