The first 163 lines.
قبلاً در هارتلند. باعث شد فکر کنم چقدر خوب میشه
یه نفر پشتم باشه
یعنی دوباره آمادهای با کسی قرار بذاری؟
اینجوری نگو. خیلی بد میشه
من نیتان پرایس جونیور هستم
من ایمی فلمینگ هستم
از آشناییتون خوشبختم
این تعهد خیلی بزرگتر از چیزیه
که اول فکر میکردم
من هفتهها باید دور باشم
این یه چیز کوچیکه برای تبریک
کار جدیدت
ممنون که اینقدر خوب ازش مراقبت کردی
داجر لیاقت یه خونه رو داره
که هر روز سوارش بشن
نیتان پرایس پدر آلزایمر داره
اصلاً خبر نداشتم. آره
چون نیتان بیماری رو مخفی نگه داشته بود
تا اینکه لو تصمیم گرفت اعلامش کنه
به مدیر عامل کراون شاپر وقتی ونکوور بودیم
من لو هستم، راستی. گریسی
چقدر اینجا میمونی؟
بستگی داره چقدر طول بکشه تا گندکاریهای تو رو جمع کنم
مجبورت کردم بین نیتان و این خانواده انتخاب کنی
و اون خیلی ناعادلانه بود
تنها چیزی که مهمه خانوادهاس
ولی، ایمی، تو باید عاشق بشی
نه، ما توافق کردیم جدا بمونیم
و یه عالمه دلیل خوب داشتیم
اینجوری به درد من نمیخوره. چرا؟
چون دوستت دارم
منم دوستت دارم
چیز خاصی نیست، فقط یه شام با خانوادهام
اوه، آره، عالی به نظر میاد
و یه کم هم ترسناک
خب، اونا نهایت تلاششون رو میکنن که خوب باشن
نه، منظورم اینه که
نمیدونم، انگار داریم رابطهمون رو رسمی میکنیم
همه قبلاً در مورد ما میدونن
به جز لیندی
آره. (ایمی آه میکشد)
شاید باید به فکر این باشیم که بهش بگیم
اگه تو برای این کار آمادهای
من آمادهام
مطمئنی؟
آره. قدم بزرگیه
میدونم
(صدای افتادن بسته کاه)
میخوام که بدونه
ولی نمیدونم چطور واکنش نشون میده
اون دوستت داره
آره
و مولی هم هست
پس این برام چند تا امتیاز مثبت میاره
آره، همینطوره
فقط
از وقتی تای از دنیا رفت، فقط من و اون بودیم
و من فقط، نمیدونم این کار باعث میشه یه سری
احساسات دوباره زنده بشه
آره. میفهمم
فقط میخوام محتاط باشم
تا وقتی که بدونی من کنارت هستم
واقعاً؟ برای همیشه؟ آره
واقعاً؟ آره
چقدر خوششانسم
باشه. باشه
دیگه حواسمو پرت نکن. (بوسیدن)
من باید برم
با یه مشتری قرار دارم
ولی... شام ساعت ۷:۳۰؟
شام ساعت ۷:۳۰
باشه. دیر نکنی
نمیکنم. (صدای قدمهای دورشونده)
اوه، نه
چقدر دیرم شده برای سر کار
باید برم لباس عوض کنم
میدونی، خیلی خوشحالم که بیشتر سوارکاری میکنی
ولی تو هنوز تو رستوران مسئولیت داری
میدونم. میدونم. فقط، حواسم به زمان نبود
دوباره تکرار نمیشه
میخوای برسونمت؟
اوه، راستش، داشتم فکر میکردم الان که گواهینامه دارم
شاید بتونم ماشین شاسیبلند رو قرض بگیرم؟
(ایمی میبوسد)
لطفاً؟
اونها اسبهای وحشی هستن
معمولاً این موقع سال از کوهستان
پایین نمیآن
اوه، چه عالی! (هر دو میخندند)
پس این مکان جدیده
نظرت چیه؟
به نظرم زیباست
و همهش مال توئه
خب، مال من و بانکه
پدر و مادرم فکر میکنن عقلم رو از دست دادم، ولی
به محض اینکه از دروازههای ورودی رد شدم فهمیدم
اینجا خونهی منه. تبریک میگم، مایلی.
ممنون
قطعاً یک رویایی بود که به حقیقت پیوست، ولی
معلومه رویاها گرونن
و به همین دلیله که به کمک تو نیاز دارم
دنبال من بیا
این کوئینیه
اون افتخار و دلگرمی منه
حسودی نکن، اِیس. (اِمی) هی!
منم دوستت دارم. (میخندد)
خب، یا کوئینی شکم بزرگی از علوفه داره
یا خیلی بارداره. اوهوم.
هر لحظه ممکنه زایمان کنه
این اولین کرهاش و اولین تلاش منه
برای پرورش اسبهای بشکهای قهرمان
حالت خوبه
همیشه اینجوری قدم میزنه؟
از چند هفته پیش شروع شده
خب، منظورم اینه که برای مادیانهای باردار عادیه
که یکم بیقرار باشن
مخصوصاً اگه اولین کرهشون باشه
پس این عادیه؟
آره
به نظرم برای صاحبان اسب هم عادیه
که یکم نگران باشن
منم فکر میکردم خیلی خونسرد و آرومم
چی لوَم داد؟
خب، اون دوربین اونجا برای شروع
بهش میگم دوربین کوئینی
من معمولاً انقدر عصبی نیستم، قسم میخورم
نه، اشکال نداره... اشکال نداره
باور کن، میفهمم. (کوئینی غرغر میکند)
هی
حالت خوبه
بفرمایید. "تیتاچ"
چرا خودم به این فکر نکرده بودم؟
دختر خوب
گاهی اوقات فقط چیزهای ساده کارسازند
میخوای امتحانش کنی؟
اوهوم
مسئولان در حال رصد دقیق
وضعیت جوی هستند
زیرا آتشسوزی جنگل در غرب هادسون
همچنان خارج از کنترل در حال سوختن است
به ساکنان توصیه میشود از منطقه دور بمانند
پیشبینی میشود با فرارسیدن شب سرعت باد افزایش یابد
که تلاشها برای خاموش کردن آتش را دشوارتر خواهد کرد
تیم پرچمداران کار رو با یک نمایش دیدنی
شروع میکنند. (در بسته میشود)
برای بهترین صندلیها، همینجا بمونید
سلام، پدربزرگ. سلام، لو
ما از فینالهای پالوما ریو به صورت زنده
با میزبانی دارل گتی و تیم کلمنت با شما خواهیم بود.
اون بعد از میانبرنامه پخش میشه.
هی، پس بخش بابا چی میشه؟
نه، این، این مهمتره.
تازه دیروز هم دیدیمش.
از شوخیهای لوسش خسته شدم.
...به خاطر شرایط جوی...
تا این لحظه.
ولی همچنان شاهد هستیم...
میانگینهای سالانه خشکتر از حد معمول.
مقامات این فصل خیلی محتاط هستن.
مخصوصاً بعد از آتشسوزیهای ویرانگر...
تو جاسپر تابستون گذشته.
برنامهی تیم هنوز پخش نشده؟
نه، پدربزرگ کانال رو عوض کرد.
No comments yet. Be the first to leave one.