The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در طول تاريخچه داروسازي
شاهد وقايع مهم و معجزاتي بوديم
اما الان به نظر ميرسه ...در آستانه
يکي از مهمترين... اکتشافات دارويي
قرن،به لطف دکتر جين دانينگ شديم
که به نام مادر جراحي مغز و اعصاب هم شناخته ميشه
و تيم تحقيقاتيش شديم
از طرف همکارانم، ازتون تشکر زيادي ميکنم
خوب، بيايد بگيم که شايد تا الان از
اين آستانه گذشته باشيم هرچند حدود ده سال برامون زمان برد
و تمام قضيه هنوز آزمايشيه
بعد از پشت سر گذاشتن تمامي موانع و مشکلاتي که
پروژه افترمث باهاش روبرو بوده
الان ميتونيم براي اولين بار
به انتهاي اون برسيم
بايد متوجه ميشديم که فقط بخش کوچکي از
کل قضيه رو تا الان ديديم
آزمايشات بسيار و دقيقترين محاسباتها
همچنان بايد انجام بشن تا بتونيم بگيم
به چه چيزي دست يافتيم اما من ميگم
ما موفق شديم به ابعاد جديدي دست پيدا کنيم
کيت صحبت ميکنه
کيت، چه اتفاق کوفتياي داره ميفته؟
قرار بود ديشب موادو تحويل بدي
خودت خيلي خوب ميدوني که اين سومين فرجه بود
من خيلي خوب، از اين قضيه خبر دارم، آره
...اما اون وقت
ميدوني چرا اينو ميدونم، روبي؟
اسمت روبيه، درسته؟
...اوم، آره، اما
چون احتمالاً من تنها کسيم که
روي اين چرنديات حدود پنج ساله کار ميکنه
در حاليکه اعضاي هيئت مديره
مثل هرزههاي خونه هنفر عوض ميشن
...کيت من
مطمئنم که نميدوني
چند وقته مدير بخش تحقيقات و توسعهاي؟
سه هفته است؟
چهار هفته؟
...دو هفته و نيم، اما- دقيقاً-
اگه يک دلار در ازاي هر فرجهاي که بهش گند زدم، ميگرفتم
ميتونستم بازنشسته بشم
بنابراين، به مديرعامل و بقيه بگو که کار آماده ميشه
چون من هميشه کارو تحويل ميدم
و به لطف کارم ميتونم هزاران دلار
رو آخر هرسال
توي کميسيون به هم پرت کنيم
در حاليکه براي يک کامپيوتر لعنتي
الان چند ساله کار ميکنم؟ ديگه شده پنج سال؟
پس لطف کن و هر ده دقيقه يک بار، باهام تماس نگير
عوضي
اوه، لعنتي
ميدونستيم مياي
با من بيا
در غير اين صورت تا فردا صبح هيچي ازت نميمونه
مرسي
مرسي که نجاتم دادي
ارزش زيادي نداره اگه الان بلند نشي
و از اينجا نريم
بيا عجله کنيم
زود به اينجا ميرسن
يک دقيقه صبر کن
اگه نميخواي اون عوضيها گيرت بندازن
بهتره عجله کني
يک مخفيگاهي هست که خيلي از اينجا دور نيست
ميتونيم يک مدتي اونجا استراحت کنيم
اينجا کجاست؟
نميدونم
چطوري اومدي اينجا؟- اينجا به هوش اومدم-
اصلاً هيچي يادم نمياد
نميدونم چه اتفاقي برام افتاده
فقط يک گردنبند و عکس يک زن توي جيبم پيدا کردم
تو جيبتو گشتي؟
...اين منم و
چشمهاتو نبند
اوضاع فقط بدتر ميشه
چشمهاتو نبند
يک دقيقه اي از شرش خلاص ميشيم
تو اينو از کجا ميدونستي؟
همين اتفاق واسه من هم افتاده
خانوادهات؟
نميدونم
دختر خوشگليه
سوفي، کيت و پيتر
الان اسمتو يادت مياد؟
کيت، عزيزم؟
بله؟
کيت
اسمم کيته
اين نصف کاره
اسم تو چيه؟
بوبا
و حافظهات؟
يعني، ميدوني کي هستي؟
بيا بريم
اون مخفيگاه خيلي از اينجا دور نيست
اون يک همراه داره
پناهندههاي بيشتري دستگير شدن قربان
برگرديد و منتظر دستور بمونيد
بله فرمانده
راه بيفتيد
گزارش موقعيت- خيلي نزديکيم، قربان-
مطمئنم نيازي نيست بهت بگم
پيدا کردن اين هدف چقدر اهميت داره
من از اهميت موقعيت، اطلاع دارم
فقط وقتي واقعاً ميفهمي، فرمانده که
هدف، شروع به به خاطر آوردن کنه
و شکي ندارم که به ياد مياره
جلوشو ميگيريم، قربان
دير يا زود، اون ميفهمه دنبال چي ميگرده
و اين براي اينجا براي هممون، مرگباره
زمان داره ميگذره، فرمانده
اينو بگير
از يکي از سربازها برش داشتم
مرسي
مرسي
اينجا رو از کجا پيدا کردي؟
همونطور که گفتم
جايي که توش به هوش اومدم که خيلي از اينجا دور نبود
جريان چيه؟
...يعني
اينجا، کجاست؟
و چرا ما؟
نميدونم
اما اين تنها چيز جالبش نيست
ساعت داري؟
ساعت چنده؟
يازده و هفت دقيقه
و الان چي؟
...اما من فقط
و الان چي؟
چه کوفتي؟
چه اتفاق کوفتياي داره اينجا ميفته؟
اين غيرممکنه
من هم بودم، نگرانش ميشدم
نه فقط اون بيشعورها
شايد همه اينها يک جور آزمايش باشه
و همه ماها سوژهايم
شايد
نميتونيم جلوشو بگيريم
کس ديگهاي جز خودمونو نديدي؟
منظورم آدمهايين که دوست ندارن شليک کنن
هيچکس
اون ميتونه همسرت باشه؟
نميدونم
شايد
...من
من فقط حس ميکنم اون خيلي برام مهمه
از اعماق وجودم حس ميکنم
اين عکسها نميتونن تصادفي باشن
يک خاطره براي من، يک خاطره براي تو؟
بايد يک دليلي وجود داشته باشه
ديگه تقريباً تموم شده
ديگه تقريباً تموم شده
ديگه تقريباً تموم شده
يک تصادف بود
توي ماشينم نشسته بودم و يک دفعه يک ماشين ديگه
جلوم بود
وقتي به هوش اومدم
...وقتي به هوش اومدم
آره؟
يک ماشين بود
جلوش داغون شده بود و دود غليظي اونجا بود
ميخواستم دقيقتر نگاه کنم اما حواسم پرت شد
ميدوني اون ماشين کجاست؟
آره ميدونم
خيلي از اينجا دور نيست
پس بيا بريم
بيا بيشتر از اين معطل نکنيم
!يالا
بيا بريم همين الان
اول بايد اونو پيدا کنم
اگه از اينجا، مستقيم بري
بايد از دوتا جاي باريک عبور کني
بعد از دومي
مسير جنگلو ادامه بده و ماشينو پيدا ميکني
تو چي؟
من ميتونم مراقب خودم باشم
اينو بگير
کنترلش کاري نداره
هدف بگير و شليک کن
اما فقط سه تا گلوله برات باقي مونده
پس مراقب باش
نبايد از هم جدا بشيم- ميدونم-
ماشينو پيدا کن
ببين ميتوني جوابهاي سوالاتو پيدا کني
و دوساعت ديگه دوباره اينجا، همديگه رو ميبينيم
خيلي مراقب باش
شايد از بالا مراقبت باشن
اگر ديديشون، قايم شو
بايد روي پيدا کردن راه خروج از اينجا تمرکز کنيم
در برابر اونها هيچ شانسي نداريم
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرام ما @subforu
سلام کيت
...من
بابا؟
No comments yet. Be the first to leave one.