The first 151 lines.
.هواش تمیزه. میشه ماسکمون رو در بیاریم
!آخیش! هوای راحت بعد مدتها
آدما چهار ماه نشده به ماشینا باختن
جنگ به جایی کشید که هر روز .بیشتر از قبل عقب رونده میشدن
زمین رو هم که از این رو به اون رو کردن
الان هم که میخوان با یه آسانسر .فضایی ماه و زمین رو به هم وصل کنن
.برامون کلی خواب دیدن
...سرگرد گفت باید خودمو برسونم به آسانسر فضایی
.ببینین
.کابلی که از ماه به سمت مدار زمین میاد آخراشه
طبق محاسبات تا کامل شدن ۳۶ کیلومتری که از .سمت زمینه فقط دو هفته مهلت داریم
.روز براندازی» اونموقعست»
.آخرین روز زمین. آخرین مهلت بشریت
ها؟
بخوایم نیمه پر لیوان رو ببینیم
میتونیم خودمون رو برسونیم به .اول آسانسر که سمت زمینه
اگه نابودش کنیم دیگه نمیبازیم دیگه؟
.آره برای همین لازمه از دریای آهن رد بشیم
.ولی اون طرف دریا دست ارتش رباتیِ لوناتیکه
.وقتی رد شیم تضمینی نیست زنده برگردیم
...دکی
!من واسه پول درآوردن اومدم که بتونم زندگی کنم
یعنی هیچکدومتون با اینکه زنده برنمیگرده مشکلی نداره؟
.اصلا. چون وظیفهمونه
.باید فانوس دریایی رو پیدا کنم
.هرجا امپرس بره منم میام
!لوناتیک رو پخش دیوار میکنم
...وای...اینا دیگه کین
.اگه میخوای راهت رو جدا کنی الان آخرین فرصتته
.فقط بدون علافت نمیمونیم تا انتخاب کنی
!بیخیال
چی شد؟ خبریه؟
.ای وای، میبخشید. اونش بخاطر ماست
وقتی میری دریای آهن ماهی بگیری .هرکاری کنی آخرش اَرخهای میشی
تو همونی هستی که میتونه با کشتیش از دریای آهن ردمون کنه؟
.آره. رئیسش منم
.اسمم ایسانائه. خوشوقتم
.از اونی که فکر میکردم کوچیکتری
مشکلی داره؟
نه. اونقدر تجربه دارم که بدونم کسی که .حرف مفت نمیزنه کاربلد و قابل اطمینانه
.پس بریم سر اصل مطلب
.کشتی تو اسکلهس. هروقت بخوایم میتونیم راه بیفتیم
.راهو نشون بده
سان دیاگو سال 2059 میلادی
.بیبرو برگرد بزرگترین شکست زندگیم همون بود
عبور از دریای آهن
.مونیکا
.چقدر تو عاشق کتاب خوندنی
.خب کار دیگهای که ندارم
اصلا تویی که بدنت ضعیفه دیوونهای میپری تو آب؟
.بیخیال. بپر تو آب
بده رفاقتمون رو به خاطر بیاریم؟
.عمرا راه نداره
!چیکار میکنی، خره
.خوبه. وقتی خیسی قشنگ میشی
فکر کردی چون خوشگلی میذارم هرچی خواستی بگی؟
.صد در صد
.منم اگه تو باشی میذارم هرکاری بکنی
.نفستو نگه دار
...از اون موقع خیلی نگذشت که
.یه پیام برام گذاشت که: «خیلی زود میمیرم» و گذاشت از پیشم رفت
.مونیکا
.اوه، سلام
دریازده شدی؟
.بدم نمیاد اگه میشدم
بینتون اتفاقی افتاده؟
.خب، قبلا آره یجورایی
...فکر میکردم خیلی وقته دیگه مرده
.حوالی نصفهشب دیگه باید برسیم اون سمت
تا کجا میخواین برین؟
.آه، تقریبا تا ماه
.سفر درازی میشه
.سعی میکنیم از کوتاهترین راه از دریای آهن ردتون کنیم
.خودمونیم، این کشتی خیلی کهنه میزنه مشکلی پیش نمیاد؟
.روی بدنه موجودات تکای چسبیده
...هم میتونه اَرخه رو دفع کنه هم از گیگانتسها مخفی
...آلودگی اَرخه
اگه کریستال بالا میاری پس وضعت خراب نیست؟
.دریای آهن تراکم اَرخهش بالائه
.زیاد بگذره ماسک ضد گاز هم جوابگو نیست
با صید موجودات تکّای که ازشون ...برای ساخت باتری استفاده میشه
鉄海 tekkai : .تِکّای. به معنای دریای آهن. با تشدید روی «کـ» خوانده شود
پول در میاریم، ولی از بالای همین .سلامتیمون بدتر و بدتر میشه
با این حال درخواست ارتش صلحآور رو قبول کردی؟
.پول و زمین
بالاخره میتونم به وظیفهم .به عنوان رئیس عمل کنم
سکس؟
یهو چی میگی؟
.عملی که نشوندهندهی عشقه
اونموقع که ناراحت بودم، گفتی اگه .انجامش بودم شاید خوب بشم
...که اینطور
نه، بعضی غصههای آدم بزرگا ...با سکس هم خوب نمیشه
یهو؟ همینجا؟
.ساکت
موجودات تکای؟
.نه فقط اونا
!گیگانتس
.وای...نزدیک بود
.داره میخورتشون
.انگار کف دریا قایم شده بود
!مونیکا
!باز کار توئه لعنتی؟
!یعنی چی «باز»؟ !نخیر آقا
...لعنتی
.صبر کن
.از تفنگ استفاده نکن
.سوآرم دیویژن صدای تیر بشنوه مثل مور و ملخ میاد
.بهرحال با این فرمون گیگانتس قورتمون میده
.گیگانتسه هنوز متوجهمون نشده
چی؟
.کشتی استتار داره. فکر میکنه صخره ایم
.بسپرش به من
.خیله خب
.منم. موتور خاموش
.صبر میکنیم تا بره
...رفت
...سوآرم دیویژن
.در افتادن باهاشون به مکافاتش نمیارزه
...تا وقتی ساکت باشیم حمله نمیکنن، پس مرتبه
!مونیکا !پرتت میکنم تو دریا ها
!اونجا رو
.بوی یه پول قلمبه میاد
.مراقب باشید
.حتما. پس من رفتم
...واقعا اینجا
میتونیم قطعات ارتقای امپرس رو گیر بیاریم؟
.آره
.الانشم علائم یه قطعهی گنده رو دارم
...اگه بدیمش به امپرس
.جنگهای بعدیمون آب خوردن میشه
مطمئنی قصدت فقط گیر آوردن قطعات کمیاب نیست؟
.اینا برعکسِ هیکلشون چقد بیآزارن
.بهشون نمیخوره ولی موجودات تکای خیلی بیآزارن
.ولی وحشی هم بینشون هست
.زودتر گنج مونیکا...سان رو پیدا کنیم از اینجا بریم
اون لاشی. اون همه بلبل زبونی .میکرد ولی خودش موند تو کشتی
.خب...اونش احتمالا تقصیر منه
یعنی چی؟
.حشره از در و دیوار بالا میره
.خوب شد دد مستر رو نیاوردیم
منظورت چیه؟
.از قدیم از حشره بدش میومد
.اگه الان اینجا بود زرت زرت بهشون شلیک میکرد
...حشرهها...حشرهها ترسناکن...ترسناک و حال به هم زن
قدیم...تو حتما موقعی که تو فانوس ...دریایی شماره هشت بودیم
.منِ قبلی رو میشناسی
.خودت میگی توی قدیم
...از فانوس دریایی چیز خاصی یادم
راستی، تو برای چی اینقدر کوچولویی؟
...خب، مهم هم نیست حالا
...یهچیز که یادمه
No comments yet. Be the first to leave one.