The first 200 lines.
برنامه پیشرو دارای الفاظ رکیک و صحنههای خشونتآمیز است
نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی تا جلوی اتفاقی که برای سارا افتاد رو بگیری
یک کلاهک هستهای با اسم مستعار «پسر بزگ» ربوده شده
کلید چاشنیـه
یه کد اونجا هست
ما فقط باید ازش سر در بیاریم - این یه آدرس آیپیـه -
فهمیدی که پسر بزرگ کجاست
!قراره سارا رو برگردونم، شیو
آرچی؟ - بله؟ -
متیو راجرز هستم. قرار بود قبلتر با هم ملاقات کنیم
استادت این جلسه رو ترتیب داد - اه، گندش بزنن. ببخشید -
اشکالی نداره - میخواستم بیام و پیدات کنم -
اما یه مقاله ده هزار کلمهای در مورد اتحادیههای تجاری اروپا دارم
و تا دوشنبه مهلت داره، به علاوه دوست پسر هم اتاقیـم به تازگی ازش خواستگاری کرده
و من نیاز داشتم که اون رو از ازدواج با مردی که بزرگترین
آرزوش توی زندگی اینـه که روزی بازنشسته بشه، منصرف کنم
همچنین، این مراسم وجود داشت و، میدونی، این همینطوری اتفاق نمیُفته
البته. نگرانـش نباش
انتظار دارم استادت بهت گفته باشه که چرا میخوام باهات صحبت کنم؟
نگفت - اوه؟ به آینده خودت فکر کردی، آرچی؟ -
به آیندهام فکر کردم؟ خب، بذار ببینیم
دانش آموز برتر دوره ابتدایی، راهنمایی و دانشکده مقدماتی بودم
،بهترین ویولنزن توی گروه ارکستر مدرسه بودم
کاپیتان تیم والیبال و فوتبال دختران بودم
رئیس شورای دانشآموزی بودم، نماینده مدرسه هم میشدم اگر به خاطر
کمپین کثیفِ کیتی کلارک نبود که من از پایین آوردن سطح خودم امتناع کردم
من برای پروژههای اجتماعی برای کمک به جوانان ،ناراضی و سالمندان محروم داوطلب شدم
یه باشگاه صبحانه و مراقبت بعد از مدرسه رو مدیریت کردم
۱۵بار نمره خ تا خخ رو برای گواهی عمومی آموزش متوسطه و پنج بار بالاترین نمره رو توی دو سطح آ-اِس و آ-۲ دانشگاه دریافت کردم
در سال وقفهام از درس توی یه مزرعه اخلاقمدارانه دونه کاکائو در کاستاریکا کار کردم
و اولین دانشآموز مدرسهام بودم که
یک پیشنهاد بیقید و شرط برای تحصیل در رشته سیاست، روانشناسی و جامعهشناسی
،توی دانشگاه کمبریج دریافت کردم جایی که الان من رو پیدا میکنی
من شبیه کسی هستم که آیندهاش رو در نظر نگرفته؟
پس، میخوایی چیکار کنی؟
نمیدونم
شامپاین هنوز رایگانـه؟ - مدام بهت میگم، تمام شب رایگانـه -
خب، بعضیوقتها فقط تا یه زمان خاصی رایگانـه
.بذار این رو ازت بپرسم تا حالا به این فکر کردی
که برای دولت خودتـت کار کنی؟
کدوم دختری به صورت شهوتانه به طرح میانبر به سمت موفقیتِ خدمات کشوری نگاه نکرده؟
در مورد خدمات کشوری صحبت نمیکنم
۵یا ۶؟ - ببخشید؟ -
اِمآی۵ یا اِمآی۶؟
نمیتونم بهت بگم
کدوم یکی باحالتره؟
همونی که من توشم - صحیح -
سرویس اطلاعاتی همیشه در ،جستجوی ذهنهای جوان باهوشـه
و رزومه تو تا الان نسبتاً استثناییـه
بهت گفتم که نماینده مدرسه نشدم، درستـه؟
شنیدم که کیتی کلارک یه کمپین واقعا کثیف رو مدیریت میکرده
که من سطح خودم رو براش پایین نیُوردم، درستـه - این کارت منـه -
قراره توی ثانیه خود به خود نابود بشه؟
نه - من اولین کسی هستم که چنین شوخی میکنم؟ -
نه
باشه - باید با شماره روی اون تماس بگیری -
راستی، میدونی که برچسب قیمت از پشت لباسـت بیرون زده
جاسوسهای لعنتی
!خیلیخب! بزن بریم
به سلامتی - کارت عالی بود -
!تو کدوم خری هستی؟
من اینجا نیومدم که بهت صدمه بزنم - ،دوست دارم این احساس دو طرفه باشه -
اما اگه طی پنج ثانیه آینده ،بهم نگی که کی هستی
!سرت رو میکوبم به دیوار - نمیتونی سرم رو بکوبی به دیوار -
چرا نمیتونم؟
آموزش رزمی اِمآی۵ یه شوخیـه
اسم من شیوه
برای کی کار میکنی؟
تو در مورد ما چیزی نشنیدی
شما امروز از یه کامیون زرهی سرقت کردید
انتظار دارم آدرنالین هنوز پایین نیومده باشه
به نظر من چای زیاد با شکر زیاد کمک میکنه
چای زیاد با شکر زیاد؟ - آره -
و همیشه وقتی دزدکی وارد خونه یکی میشی با خودت فلاسک میبری؟
خب، آدم هیچوقت نمیدونه کِی ممکنه چای کیسهای طرف مقابل تموم بشه
چقدر باملاحظه - دقیقا -
پس، من میدونم تو کی هستی، آرچی
،میدونم که با اِمآی۵ هستی میدونم که ۱۲ ماهـه که توی عملیات
.جورجی کانینگهام مامور مخفی هستی و میدونم چیزی که قراره
بهت بگم رو دوست نداری - چی؟ -
.باید کانینگهام رو بیخیال بشی باید عقبنشیی کنی
جورجی کانینگهام در سراسر اروپا و خاورمیانه با جرایم سازمان یافته ارتباط داره
اون توی قاچاق مواد مخدر، اسلحه و انسانها دست داره
وحالا سرمایه کافی پشت سرش داره
.تا عملیاتـش رو ده برابر کنه ،اون آدم بیاهمیتی نیست
اون خطرناکـه و کارش ساخته است
اوضاع چای من خوبـه - حیرتآوره -
این تقریباً همون چیزیـه که دفعه قبل گفتی
چی؟
،ببین، جورجی کانینگهام مرد بدیـه
.من فقط براش آرزوی بدترینها رو دارم ،اما اگه اون رو رو دستگیر کنی
یکی از همکاراش توی اسرائیل با یکی که نباید معامله کنه، معامله میکنه
.مشکل به وجود میاد مشکلات خیلی زیادی، جوری که معلوم شد
و تو اون رو از کجا میدونی؟
میدونی نکته جالب در مورد یه فاجعه چیـه؟
اگه اون رو تجزیه کنی، اون واقعاً فقط یک سری فعل و انفعالات پیش پا افتاده است
که منجر به یک نتیجه فاجعهبار میشه
من توی اونطور قرارهایی بودم
ببین، آرچی، کار من اینـه که بفهمم
سادهترین و راحتترین چیز برای تغییر چیـه
تا مطمئن بشم اون فاجعه اتفاق نمُیفته
و به همین دلیلـه که امشب توی آشپزخونه تو هستم
ببخشید، هنوزم نمیفهمم داری چی میگی برای خودت
به این فکر کن. یه زنی توی پاریس میخواد آپارتمانـش رو ترک کنه
.اون میمونه تا به گربهاش غذا بده ۲۰ثانیه طول میکشه
،سوار ماشینـش میشه ،توی شهر رانندگی میکنه
نزدیک یه تقاطع توقف میکنه. وسیله نقلیه پشت سرش منحرف میشه
نور چراغهای جلوش، چشم رانندهای که از سمت دیگه میاد رو میزنه
و، بنگ، شاهدخت دایانا به یه تونل برخورد کرد
و التون جان در شرف فروش تعداد زیادی ترک موسیقیـه
حالا، اگه بخوام به گذشته ،برگردم تا جلوی اون اتفاق رو بگیرم
یا میتونم سعی کنم مسیر شاهدخت خانم رو تغییر بدم یا میتونم یکی رو بفرستم
تا ۲۰ ثانیه زودتر به گربه غذا بده. میدونی چی میگم؟
این سادهترین چیزها هستن که بزرگترین تفاوت رو رقم میزنن
یعنی کی میدونه، شاید همین بوریتو خوردن من
بتونه دنیا رو تغییر بده
پس من توی این قیاس اون زن گربهای هستم؟
آره
و شاهدخت دایانا کیـه؟
تلاش میکنی جلوی چه چیزی رو بگیری؟ - نمیتونم بهت بگم -
اونوقت از من انتظار داری برای اون یه عملیات مخفی یک ساله رو متوقف کنم؟
انتظار داشتم، اون بار اول
اما تو اوضاع رو توی دست خودت گرفتی و گند زدی به همه چیز
پس اینجاییم، دوباره تلاش میکنیم
مسئله اینـه، آرچی، من درخواست نمیکنم
باید کانینگهام رو بیخیال بشی
فکر میکنم سوال اینـه که میتونی با این موضوع زندگی کنی؟
میتونم سرت رو بکوبم به دیوار
میدونم - جداً برای کی کار میکنی؟ -
بهش میگن پروژه لازاروس
و فکر میکنم تو به خوبی توی اون پروژه جا میشی
!برو عقب! برگرد
چه اتفاقی افتاده؟
.اون رو کُشته میخوایی بهش آرامش بخش تزریق کنیم؟
اگه بیهوش باشه نمیتونم ازش بازجویی کنم، میتونم؟
اون رو ببندید و بهش پشت نکنید
چی شده؟ - ربروف رایان رو کُشته -
رایان از پشتیبانی فنی؟ - آره -
چرا یکی از بچههای فناوری اطلاعات رفته به دیدن ربروف؟ - نمیدونم - چرا اون رو بکشه؟ -
نمیدونم - شیو و جورج کجان؟ - نمیدونم -
خیلی چیزها رو نمیدونیم - نه -
بیا روی اون کار کنیم، باشه؟ - بله، خانم -
من باید وارد این کامپیوتر بشم - کامپیوتر رایانـه -
میدونم مال رایانـه - خب، اون پنج دقیقه پیش اینجا بود -
آره، دیگه اینجا نیست - خب احتمالا به زودی برمیگرده -
.نه، من واقعاً فکر نمیکنم برگرده یه مامور فناوری اطلاعات اینجا نداریم؟
رایان مامور فناوری اطلاعاتـه - یه مامور فناوری اطلاعات دیگه نداریم؟ -
ما یه ماشین زمان داریم، فکر میکنم بیش از یه نفر داشته باشیم
!که بتونه قفل یه کامپیوتر رو باز کنه - نه. امروز فقط رایان رو داریم -
،یا عیسی مسیح از دست تو یه لطفی بهم بکن
به همهی بچههای فناوری اطلاعات که داریم زنگ بزن بگو بیان
به همه؟ - به همه. میخوام تا ۳۰ دقیقه دیگه لشکری از -
آدمهای خوره کامپیوتر از اون در وارد بشن - چرا؟ یعنی رایان برنمیگرده؟ -
صدای زنگ خطر رو میشنوی، دانمارکی؟
همه رو میبینی که دارن اینور اونور میدون؟
آه، گندش بزنن. دنیا دوباره به پایان رسید؟
.نمیدونم. شاید بچههای فناوری اطلاعات حالا، لطفا
آره، باشه. رفتم
فهمیدی که پسر بزرگ کجاست
قراره سارا رو برگردونم، شیو
تو رو هم برمیگردونم
اولین کاری که قراره انجام بدم اینـه که بیام سراغـت
میدونم
خیلیخب، باشه. بزن بریم
محض رضای خدا
رایان به مدت پنج سال اینجا کار کرد
اون یه زن و یه بچه داشت
،بعد از صحبت با تو برمیگردم طبقه بالا تا بهشون زنگ بزنم
و بهشون بگم که اون توی یه حادثه در محل کار فوت کرده
تحقیق میکنن و باید یه پول قلمبه پرداخت کنیم
توی تشییع جنازه شرکت میکنیم
من گریه کردن خانوادهاش رو در حالی که جسدش رو توی زمین میذارن تماشا میکنم
...پس قبل از انجام اون کار، دنیس
میشه بهم بگی چرا کُشتیـش؟
اون کد رو بهم داد
کد؟ - جمله خاصی که میتونه تنها یک معنی داشته باشه -
کسی که الان این جمله رو گفت رو بُکش
مثل زمانی که تحت فشار گزارش میکنی؟
دقیقا. راستی هنوزم از کلمه بالرین» استفاده میکنید؟»
اون رو تغییر دادیم - چرا؟ - !چون تویِ بیپدر معنیـش رو میدونی -
،پس، نمیدونی چرا رایان رو کشتی
فقط میدونستی که باید بکشیـش - درستـه -
کی میتونسته کد رو به رایان بده؟
،من گمان میکنم، خانم
کد میتونسته توسط جاسوسی که توی این سازمان کار میکنه به اون داده شده باشه
ما جاسوس نداریم - حتما -
احتمالاً گروه شکوه از دست رفته خودشون به خودشون خبر دادن که شما دارین میرین سراغـشون
قرار نیست همینطوری بهتون بگم جاسوس کیـه
نه بدون اینکه بهم چندتا تضمین بدین
گزینه اینکه بذاریم همینطوری بری روی میز نیست
تو توانایی گرفتن اون تصمیم رو نداری
تو داری
بجنب، زودباش
گندش بزنن
ببخشید، رفیق. من... من انگلیسی هستم
این ماشین شماست؟ - آره. نه -
قرض گرفتمـش
گزارش داده شده که این خودرو به سرقت رفته
این... این ماشین؟ - اوهوم -
نه. یه اشتباهی صورت گرفته
No comments yet. Be the first to leave one.