The first 200 lines.
،اوه، هی، میشه یه... ببخشید
میشه لطفاً یه شات مشروب یا... عرق بهم بدی؟
عه، تو میدونی بهش چی میگن؟
چی؟ - بیخیال. بیخیال -
...فقط فکر کردم شاید
...تو به نظر - مکزیکی میام؟ -
به نظر اهلِ عشق و حالی
از اون آدمایی که خوش گذرونی میکنه
میخوای برقصی؟
،ببین من فقط یه رهگذرم
پس دیگه هرگز من رو نمیبینی
...اگه از حرکاتت خجالت میکشی
من از حرکاتم خجالت نمیکشم
...میدونی مثلاً رقصِ پدرونه یا هرچی
رقصیدن با آهنگِ وای.ام.سی.ای رو خیلی عالی بلدم
خب تو با دوستات اومدی اینجا، یا...؟ - ایستگاه بین راهیه -
فردا صبح به بوئناونتورا پرواز دارم - وای. کلمبیا -
آدمِ شجاعی هستی
...آره، من
باید برم دوستهام رو پیدا کنم
برم دوستهام رو پیدا کنم؟
دوتا آبجو و دوتا تکیلا لطفاً
خیلی خب
چیه؟ - اون چیه؟ -
...اون کیفی که بستی به سینهات مثلِ
،اینی که اینجاست
کیفِ پول سفرمه، خب؟ - اوهوم -
...پول و پاسپورتم رو میذارم توش
آره، جیبم همین کارو میکنه
سنتی و شیکه - باهش -
سلامتی، غریبه - سلامتی -
وقتی تو مکزیکی
متوجه اسمت نشدم
چی؟
...اسمت
جونا - ماتئو -
آره؟ - آره -
...خیلی خب
خب، اگه بخوای میتونی از دوش استفاده کنی - خوبه -
راحتم. آره
من میرم دوش بگیرم - آره -
آره
هی
هی
آره، من دیگه میرم - حله -
بعداً میبینمت؟
آره - آره -
ممنون که با سفارتِ آمریکا در مکزیک تماس گرفتید
دفاتر ما اکنون به مناسبتِ جشن استقلال آمریکا تا پنجشنبه تعطیل هستند
لطفاً بعداً تماس بگیرید
،چندتا بچه سوارِ اسکوتر بودن
حتماً یه جوری حواسم رو پرت کردن
آره. متوجهم
خیلی خب، من صبح یه پروازی دارم که باید سوارش بشم
من پاسپورتم رو میخوام
ولی هرگز نباید بذاری بهت دست بزنن
من نذاشتم... هیچکس بهم دست نزد، خب
...نمیدونم چطوری، ولی هیچکس به من
دست نزد
برنامهات واسه امشب چیه؟
هنوز نمیدونم
وای، تو خیلی سریع اسپانیایی یاد گرفتی
،من بودم حواسم رو جمع میکردم
اون بیشتر از بکارتت رو ازت میدزده، رفیق
من این رو برمیدارم
کاملاً مطمئنم پولش رو دادم
پول و پاسپورتم کجاست؟
ده ثانیه وقت داری
وگرنه میرم سراغ پلیس
آره
کارتهات خیلی سریع رد شدن
پاسپورتم کجاست؟ - یه شات بزن -
به حسابِ من
چیکار میکنی؟
به پلیس زنگ میزنم
الو؟ الو؟ - که انگلیسی بلد نیستن -
باشه، حضوری میرم و مطمئن میشم بری زندان
.یواش، یواش، یواش .بهتره عجله نکنی، داداش
اوه، اینی که شورتت رو در آوردی
عجولانه بود، داداش - هان؟ -
گوش کن، میتونی بری سراغ پلیس
و شاید اونا بازداشتم کنن، شاید
تقریباً 10 دقیقه تو یه سلول بمونم
،ولی بازداشتگاههای اینجا خیلی شلوغن
واسه همین به هر حال آزادم میکنن
و تو بازم فردا پروازت رو از دست میدی
،بعلاوه کلی سؤال مثل این میپرسن که
«به هر حال تو اتاقِ یارو چیکار میکردی؟»
الان داری بهم برچسبِ هرزگی میزنی؟
وقتی با کسی که تازه باهاش آشنا شدی عشقبازی میکنی چه انتظاری داری؟
،اوه، یه جقِ دو طرفه بود
و خیلی هم متوسط بود
میتونی به پلیس زنگ بزنی
یا من میتونم پاسپورتت رو بهت بدم
باشه
پس بیا برگردیم خونهی تو
...آره، اون
تو خونهی من نیست
،یه جورایی دادمش به این دختره کالیسی میدونی؟
چی؟ نه، نه، نه
من قطعاً نمیدونم. بهش زنگ بزن
راستش ما در اون سطح باهم دوست نیستیم
هیچوقت اونقدری بهم نزدیک نشدیم که بخوایم شماره رد و بدل کنیم
آره، البته. حالا درکت میکنم
فقط در سطح تحویلِ دادن وسایل سرقتی باهاش در ارتباطی؟
کجا پیداش کنیم؟
اول بذار مشروبم رو تموم کنم
میشه حالا بریم؟ داداش؟
پس این کارته؟
مردهای از همه جا بیخبرِ جذاب ،رو تو بارها پیدا میکنی
باهاشون میخوابی و بعد ازشون دزدی میکنی؟
لازم نیست جذاب باشن
،اگه این کالیسی تحویلش نده
میرم سراغ پلیس
در بدترین حالت پروازت رو عقب میندازی
اهالیِ کلمبیا دلشون برات تنگ نمیشه
من هیچ پولی ندارم چون تو ته مونده پس اندازم رو دزدیدی
و کاملاً مطمئنم بیمهی سفرم
دزدی با ماساژ رو پوشش نمیده
اوه، بچهها این روزها بهش میگن ماساژ؟
،و در ضمن، کلمبیاییها دلشون برام تنگ میشه
چون دارم میرم نیمهی گمشدهام رو ببینم
اینجا صبر کن - نه، نه، نه. دیگه نمیتونی گولم بزنی -
دنبالِ چیزی میگردید؟
بله، سلام، ما برای دیدنِ کالیسی اومدیم
اوه، نه، نه، نه
اون تو یه جلسهی روحانیه
خوانیتا کمک میکنه
بیا، دوست پسرت رو میارم
اون دوست پسرم نیست
...وای نه، نه، ما نیومدیم اینجا
خوانیتا میدونه واسه چی اومدید
هان؟
این واقعاً خیلی تحسین بر انگیزه، خوانیتا
« خوانیتا »
گمراه کردن، هنرِ حواس پرتی
عمیقاً به جنبهای از زندگیت فکر کن که میخوای برات واضح شه
باشه
امشب چطور تموم میشه؟
بیاید با عشق بازی شروع کنیم
چرخ بخت و اقبال
خیلی نویدبخشه
نقطهی عطفِ بزرگی تو زندگی عاشقانهات در پیشه
درسته. آره، میدونم هست، ولی اون نیست
من دارم میرم نیمهی گمشدهام رو ببینم
واسه همینم باید کالیسی رو ببینم
درسته؟
چیه؟
فقط یه جورایی احساس میکنم ازم سواستفاده شده
.حس میکنی ازت سواستفاده شده .خیلی مسخرهای
،ببین، خوانیتا، من آیندهام رو میدونم، خب
چون آزمایش رو دادم
پس کارتهات قراره نشون بدن
من و نیمهی گمشدهام تو کلمبیا هستیم
،تو یه خونهی خیلی قشنگ ،با چندتا بچه
...شاید یه سگ
و تا ابد با خوشبختی زندگی میکنیم
به چی میخندی؟
،بعضیهامون بیشتر میخوایم
،بعضیهامون عشق میخوایم
عشقی که حاضر باشی به خاطرش گلوله بخوری
و واسش آزمایش لازم داری؟
که تو زندگیت به چیزهای بیشتری برسی؟
شاید بهتر باشه سؤال پرسیدن رو بسپاری به خوانیتا
آره، بسپارش به خوانیتا
برای این که تو زندگیت چیزهای بیشتری به دست بیاری آزمایش لازم داری؟
شاید بهتر باشه یه ورق دیگه رو برگردونی
اوه، میبینم
چی میبینی؟
شاید اوضاع مالی این نیمهی گمشده جالب نیست
اوه، نه، نه، نه، نه
نه، همین رو اشتباه فهمیدی، خوانیتا
میگل یه تحلیلگرِ مالی کمیه
واقعاً؟
تو داری واسه این یارو خودت رو آواره میکنی؟
برای ماندین مارکو؟
اسمش میگله، خب؟
،و بیا یه ورق دیگه برگردونیم بوم، این یکی. هان؟
ورقِ مرگ لزوماً معنای مرگ نمیده
ورقِ مرگ؟
منظورت از ورقِ مرگ چیه؟
پس چرخ بخت و اقبال چی شد؟
گفتی خیلی نویدبخشه
،کاملاً مطمئم پرسیدی امشب چطوری قراره تموم شه؟
وضعیتِ بیمه عمرت چطوره؟
،خیلی خب، باشه، باشه ،خیلی ممنون خوانیتا
،این خیلی بصیرانه بود
ولی فکر کنم نوبتِ جوناست، همم؟
درسته؟ شاید بهتره یه کفبینی بکنی
تا جایی که میبینم اون دستها به چیزهای زیادی خوردن که مالِ اونا نبوده
وقتی کیرش رو لمس میکردن شکایتی نداشت - خوانیتا -
سلام علیکم کالیسی. من رو میشناسی؟
الان چطور؟
من پاسپورتم رو میخوام
من قبلاً دادمش به یکی دیگه
تو... چیکار کردی؟
پس زودتر پسش بگیر
ساعت 8 صبح یه هواپیما قراره بپره و منم باید سوارش باشم
3 هزارتا میشه - سه هزار دلار؟ -
تا بتونم دوباره پاسپورتِ خودم رو بخرم در حالی که عکسِ خودم روشه
No comments yet. Be the first to leave one.