Uzumaki

Uzumaki

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Uzumaki S01E01 AMZN WEB
Uzumaki S01E01 WEBRip 720p/1080p 10bit x265 HEVC-PSA
A Commentary by starn
🔴 23mn 16sc : AMZN WEB هماهنگ با نسخه‌ی 🔴

Tags

webdl
Published on: 2024-10-02
Downloads: 106
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 120 lines.

‫اینجا شهر زادگاهمه. کوروزو

‫داستان‌هایی که می‌خوام براتون تعریف کنم...

‫در مورد تمام اتفاقات عجیبیه ‫که اینجا افتادن

‫« مارپیچ »

‫« ایستگاه کوروزو »

‫سلام شوچی!

‫خوش برگشتی

‫میگما، کیریه...

‫دلت نمی‌خواد با همدیگه از این شهر بریم؟

‫منظورت چیه؟ یعنی فرار کنیم؟

‫متوجه نشدی چه اتفاقاتی داره اینجا میفته؟

‫این اواخر توی این جریان آب ‫مدام گرداب تشکیل میشه

‫- آره گمونم ‫- فقط این نیست

‫متوجه شدم این اواخر اینجا ‫گردبادها هم بیشتر شدن

‫این شهر داره روی بابام تاثیر می‌ذاره

‫از وقتی این قضایا شروع شد ‫رفتارش عجیب شده

‫کارشو ول کرده

‫و متوجه شدم این اواخر ‫تمام روز توی اتاق مطالعه‌ش می‌مونه

‫همونجا می‌شینه و ساعت‌ها ‫به کلکسیون درهم برهم مارپیچ‌هاش خیره میشه

‫و در همون لحظاته که چشم‌هاش...

‫می‌چرخن و می‌چرخن...

‫اونم در جهت‌های متفاوت

‫حرکتشون به شکل عجیبی نرم و روانه

‫چشم راست و چپش... ‫در جهت‌های متفاوت می‌چرخن؟

‫یه بارم سر شام...

‫بخاطر اینکه توی سوپ میسوی اون ‫کیک ماهی مارپیچ نبود بشدت عصبانی شد

‫بگذریم. درکل بدون مارپیچ‌هاش ‫نمی‌تونه آروم بگیره

‫حتی وقتی حموم می‌کنه ‫باید گرداب درست کنه

‫اشکال نداره، بایدم بخندی

‫تا وقتی خودت ندیدیش ‫درک نمی‌کنی چقدر ترسناکه

‫- به این زودی ساعت 5 شد... ‫- از این صدا متنفرم

‫انگار یکی مدام سیخ می‌کنه توی گوشم

‫اون دریای غم‌انگیز... ‫و اون فانوس دریایی شوم

‫اون کوه ترسناک ‫و این شهر شبح‌وار

‫ذره ذره‌ی اینجا روی اعصابم راه میره

‫همینه! اینجا جدی جدی داره دیوونه‌م می‌کنه

‫منو بهم می‌زنه... ‫باعث میشه بیفتم توی مارپیچ دیوونگی...

‫هرجا رو نگاه می‌کنم ‫پر از مارپیچ شده

‫چی گفتی؟

‫اومدم خونه!

‫این روزا تمام فکر و ذکرم شده مارپیچ‌ها

‫بابای شوچی اینجا چیکار می‌کنه؟

‫حتی همین شکل دادن خاک رس روی چرخ

‫انگار داری هنر مارپیچ رو به تصویر می‌کشی!

‫هنر مارپیچ رو به تصویر می‌کشم؟

‫منظورت چرخ سفالگریه؟

‫آره، می‌دونی ‫گاهی اوقات خیلی سرمو گیج میاره

‫آره، دقیقاً! میشه سفارش ‫ساختن یه چیزی رو بهت بدم؟

‫یه چیزی مخصوص اینکه ‫همون احساس سرگیجه رو به منم بده!

‫میشه جلوش یه طرح ‫مارپیچ خوشگل برام بکشی؟

‫این شکلی، به داخل بپیچه و بپیچه...

‫آره، می‌تونم به وضوح ببینمش

‫یه مارپیچ سیاه محشر میشه!

‫آخه می‌دونی چیه، آقای گوشیما...

‫بنظرم یه چیز خیلی اسرارآمیزی ‫درون مارپیچ‌ها نهفته‌ست

‫باور دارم قدرت شگفت‌انگیزی ‫درون تک‌تکشون وجود داره!

‫مارپیچ فوق العاده نیست؟

‫خارق العاده‌ترین شکل هنری دنیاست!

‫و شما، جناب، بهترین هنرمند

‫برای ساختن همچین چیزهای اعجاب انگیزی هستی!

‫عه، واقعاً؟ پس دوست‌پسرت ‫توی دبیرستان میدوریاما درس می‌خونه؟

‫تا راهنمایی توی کوروزو بود ‫برای همین تقریباً هر روز کنار همدیگه بودیم

‫بنظر شرایط سختی برای جفتتون میاد ‫ولی بهت حسودیم میشه

‫اینجا چندان کسی پیدا نمیشه ‫که باب میلم باشه

‫چی؟ واقعاً؟ تو که خیلی خوشگلی

‫بنظر میاد می‌تونی ‫ با هر پسری بخوای دوست بشی

‫این؟ وقتی بچه بودم

‫می‌خواستم یه پسری که ‫ رفته بودم تو نخش رو تحت‌تاثیر قرار بدم

‫وقتی داشتم تظاهر می‌کردم طناب‌بازم ‫افتادم و اینجام زخم شد

‫جالبیش اینجاست که بعد از اون قضایا

‫دوست‌های صمیمی‌تری شدیم

‫از اون زمان، تو نخ هر پسری رفتم ‫اونم ازم خوشش میومده

‫یه‌خرده عجیبه

‫ولی شاید واقعاً همین زخم باعث میشه ‫اینقدر بهم کشش داشته باشن

‫خب، بگو ببینم "کیریه" ‫دوست‌پسرت چجور آدمیه؟

‫احتمالاً قبلاً دیدیش ‫احتمالاً توی ایستگاه از کنارش رد شدی

‫آره، شاید

‫- این "آزامی کوروتانی"ـه! ‫- چقدر خوشگله...

‫شوچی!

‫خوش برگشتی

‫می‌خوام با دوستم آزامی کوروتانی آشنا بشی

‫مسیرش دقیقاً برعکس توئه

‫توی شهر میدوریاما زندگی می‌کنه ‫ولی اینجا با من هم‌مدرسه‌ایه

‫- از دیدنت خوشبختم. اسمم "کوروتانی"ـه ‫- همچنین

‫شرمنده، برای یه کاری دیرمون شده!

‫چی شده، شوچی؟

‫- حسش نکردی، کیریه؟ ‫- چی؟!

‫یه مارپیچ بود! وجودش رو از دوستت حس ‌کردم

‫باید مراقب باشی، می‌شنوی چی میگم؟ ‫اون دختر یه مارپیچه!

‫شوچی...

‫- اومدم خونه... ‫- سلام، کیریه!

‫تازه ظرفی که آقای سایتو ‫سفارش داده بود رو تموم کردم

‫میشه برام ببری تحویلش بدی؟

‫ببخشید تو زحمت انداختمتون ‫ولی دیگه نیازی بهش ندارم

‫آخه می‌دونی، یهویی بهش پی بردم

‫فهمیدم آدم خودش می‌تونه ‫مارپیچ بوجود بیاره

‫ببین می‌تونم چیکار کنم! ‫شگفت‌زده میشی!

‫یه سفارش از بشکه‌سازی تاناکا آوردم!

‫اون بشکه‌ی سفارشی ‫که خواسته بودین رو آوردم، جناب

‫خیلی هیجان زده‌م

‫اکثر پسرهایی که می‌شناسم ‫همه‌شون شیفته‌م میشن، ولی تو...

‫چرا فقط تویی که ‫دست رد به سینه‌م می‌زنی؟

‫شوچی، خواهش می‌کنم...

‫تو... چی روی پیشونیت قایم کردی؟

‫پیشونیم؟ این... منظورت ‫زخم هلالی‌شکل روی سرمه؟

‫حتماً کیریه بهت گفته ‫ولی خوشحالم بهت گفته

‫یه نگاهی بهش بنداز ‫شاید بعدش عاشقم شدی

‫- می‌دونستم! یه مارپیچه! ‫- مارپیچ؟

‫اولش یه زخم هلالی‌شکل بود؟

‫آره. بخاطر این زخم، همیشه می‌تونستم...

‫همینه! اول و آخر زخمت ‫کش اومدن و یه مارپیچ تشکیل دادن!

‫همه‌ش به این شهر ‫و شیوع مارپیچ‌های اخیرش مربوطه

‫برو! از کوروزو برو ‫تا همه‌چی بدتر نشده!

‫چطور می‌تونی همچین حرفی بهم بزنی؟! ‫از این شهر برم؟

‫اونم وقتی از فکرت درنمیام؟ ‫تابحال همچین حسی نداشتم!

‫اینی که میگم به صلاح خودته! ‫گوش کن چی میگم!

‫باید تا دیر نشده از این شهر بری!

‫تا دیر نشده از این شهر برو...

‫شوچی!

« تنـظيـم زیـرنـويـس از: « آرِن زُهرابـی

Uzumaki subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Uzumaki

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left