Gu Family Book

Gu Family Book (구가의 서)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Gu Family Book - E14
A Commentary by aramesh
aryan-translators.pro

Tags

other
Published on: 2013-05-30
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند برترين سايت ترجمه زيرنويس فيلم و سريال

کتاب خانوادگي گو قسمت 14

.درست عين همون وقتايي

تو هم يه مقداري پيرتر از اون موقع هايي

هيچ انساني نيست که بتونه سر زمانُ کلاه بذاره

....شماها حتي 100 سال هم نمي تونين عمر کنين

اما با اين حال تو يه جوري .حرف مي زني که انگار 1000 سالته

هرطوري هم که بهش نگاه کنم رقت انگيزه

اما تو چطوري تونستي برگردي؟

نکنه واقعا اهريمن 1000ساله شدي؟

قبل از اينکه جوابتُ بدم يه سوالي ازت مي پرسم

يکم پيش يه آدم خيلي عجيبي تو جنگل ديدم

نه آدم بود نه افسانه

.انگار ترکيب اين دوتا بود

دستبند تو هم دستش بود

کيه؟

اون کيه؟

يعني زمان قرارُ يادش رفته؟

!اوه

.کانگ چيه

ببخشيد

کانگ چي

.دير کردي

...دام يئو وول

خودتي؟

...تو

چرا اين شکلي شدي؟

ها؟

منم ممکنه يه وقتايي اينطوري لباس بپوشم

چطور؟ خيلي عجيبه؟

آره

کجاش عجيبه؟

...فقط

!همش

آهاي! کجا داري ميري؟

خودت گفتي عجيب شدم، حتماً دلت .نمي خواد با يه آدم عجيب ديده بشي

...نه منظورم از عجيب که اين نبود

پس منظورت از عجيب چي بود؟

...خب - خب چي؟ -

.انگار خودت نيستي

...انگار يکي ديگه شدي

...واسه همين غافلگير شدم منظورم اين بود

.ولي اينم منم

باشه فهميدم ناراحت نشو

!خداي من. نمي دونم باهات چيکار کنم

باز داري کجا ميري؟

جشن فانوس هاس منم بايد براي آرزوم يه فانوس بخرم

نظرت چيه؟

دوسش داري؟

!آره عاليه !يه همچين چيزي واقعاً عاليه

اما...فانوس آرزوي تو چي؟

همين الان آويختمش

اون فانوس...يه آروز واسه من نيست؟

چي داري ميگي واسه خودت؟ !آرزويه منه

که هر چه سريع تر کتاب خواندگي گو رو پيدا کنيم که تو کاملاً انسان شي

.آرزوم اينه

.بسه ديگه زل نزن .خجالت مي کشم

هان؟

آهان

چطور بود؟ انتظاراتتون برآورده شد؟

اين رقص 5 طبل بانوي ارشد بود

خوشتون اومد؟

يه جورايي نا اميد کننده بود

...شايد اون قديم نديما رقص حيرت انگيزي بوده

.ولي الان خجالت آوره

.ايشون ديگه خيلي پير شدن

بايد انتقادتون رو ترجمه کنم؟

.فايده اي نداره

معذرت مي خوام

...با اينکه همه تلاشمُ کردم

انگار اونقدري جالب اجرا نکردم که شما رو تحت تاثير قرار بدم

موضوع چيه؟

نکنه...اجرا مطابق دلخواهتون نبود؟

...نقطه نظرشون اين بود که .خجالت آوره

خداي من...چيکار کنيم؟

...يه همچين انتقاد شديدي از بانوي ارشد کردن

.خجالت آور ترين چيزه

همينطور نيست، قربان؟

حرفت کاملاً درسته

،همونطور که وول سان گفت .از اين خجالت آور تر نمي شد

در اون مورد، مهمان خودشون بايد جواب بدن

از کدوم قسمتش رضايت نداشتين؟ - !چونگ جو -

....بعد از 10 سال اين نمايش طبل رو دوباره اجرا کردند

صداي ضربات تبلشون قلب هر آدمي رو ميلرزونه

فريبندگي و ظرافت رقص ايشون هيچ جور قابل وصف نيست

از کدوم قسمتش رضايت قلبي شما حاصل نشد؟

از کجاش راضي نبودين؟

.معذرت مي خوام

...اين يه گيشاي تازه اس که هنوز کامل آموزش نديده

.خواهش مي کنم ببخشيدش - .اون اشتباه کرد -

ضربه هاش خيلي مقطع بودن و نواختنش هم حس نداشت

...با جون و دل نميزد پس

توي يک کلمه، کمبود داشت

درست نمي گم؟

...فعلاً

...پس با اجازتون

خيالت راحت شد که عصر من رو خراب کردي، بانوي ارشد چون؟

...نمي دونم چي بگم

من اين اجرا رو به درخواست و براي شما ترتيب دادم

اما آخرش اينطوري شد و شما هم ناراضي تر از قبل شدين

نه اينطور نيست

در حقيقت بانوي ما از اجرا لذت بردند

که اينطور؟

از اين گذشته، من نميدونستم که شما به اين رواني ميتونين به زبان چوسون صحبت کنين

اين اواخر ايشون با تاجر مياموتو زبان ميخوندند

يه سري چيزها رو هم خودم بهشون ياد دادم

... همه اينا به کنار، من اغلب شما رو با

يه شهروند جوسون اشتباه ميگيرم

... حالا

ممکنه ما رو ببخشيد؟

آهان

سرورم

چي شده؟

بانوي ارشد چون براي ديدنتون اومده

چي شده؟

... براي اتفاق امروز لطفاً عذرخواهي منُ بپذيريد

فکر ميکنم ديگه وقتش باشه از پستت کناره گيري کني

چطور شخص با تجربه اي مثل تو نميتونه از پس يه گيشاي تازه کار بياد؟

مهمتر از همه، تو اجرايي رو که براي يک مهمان خيلي مهم بود خراب کردي

معذرت ميخوام

هرگز ديگه چنين اتفاقي نمي افته

... کسي بايد ازش عذرخواهي کني من نيستم

تو بايد از مهمونمون که نااميدش کردي عذرخواهي کني

ديگه امشب خيلي دير شده، برو و فردا صبح براي عذرخواهي ازش برگرد

وااااااي، بالاخره جشن فانوسها شروع شد

اوه....خيلي خوشگله

ارباب جوان، امسال چي رو به عنوان آرزوتون نوشتين؟

من؟ راستش ...فقط ميخوام والدينم هميشه صحيح و سالم باشن، همينطور

موفقيت مسافرخونه صدساله - موفقيت مسافرخونه صدساله -

چطور ميتوني هر سال فقط همين يه جمله رو بنويسي بدون اينکه کلمه اي پس و پيش بشه

خب راستش ... اين براي من از همه چيز مهمتره

خب بيا امسال اينکارو نکن، بيا و يه چيز ديگه هم بنويس

"لطفا بهم اجازه بدين يه دختر زيبا رو ملاقات کنم و باهاش ازدواج کنم" تکرار کن

من خودم اون آرزو رو براش نوشتم، کانگ چي

چطور ميتونم بذارم تنها برادرم تنها زندگي کنه؟

اينطور نيست، گوب دان؟ - البته -

شما ... ديگه خيلي زياده روي کردين

.... چونگ جو

کار کي بود؟ - معذرت ميخوام -

فقط اين گيشاها رو ببين تو رو خدا

داري سعي ميکني منُ وادار کني باهات بيام نوشيدني بخورم؟ همينطوره؟

تو خيلي خوردي دست از سر اون دختر بردار و راه خودتُ برو

واي، ولي خدايي اون دختر يه چيز ديگه اس تو خيلي خوشگلي، خيلي نازي

اين چرت و پرتا رو به زن خودت بگو پس بهتره با زبون خوش الان بري بخوابي

هنوزم ازم ميترسي؟

هنوزم بعد از اينکه منُ اون شکلي ديدي ازم ميترسي؟

از اينکه نتونستم زودتر بهت بگم معذرت ميخوام

....راستش نميدونستم بايد چطوري بهت بگم

... واسه همين اينقدر طولش دادم - اون دختر هم ميدونه؟ -

اون دختري که تا چند لحظه پيش باهاش بودي دام يئو وول

اونم ... درباره هويت واقعي تو خبر داره؟

آره

که اينطور - چونگ جو -

از اينکه کمکم کردي، خيلي ممنونم

بايد هر از گاهي بياي چون هوا گوان ... تا بتونم برات با نوشيدني جبران کنم

... چونگ جو، چيزه

يه گيشا داره به نوشيدني دعوتت ميکنه چرا قبول نميکني؟

اين شکلي حرف نزن

تو هر لباسي هم بپوشي يا هرجايي هم زندگي کني ... بازم براي من

تو هميشه پارک چونگ جو باقي خواهي موند

پس بي خودي شبيه کس ديگه اي رفتار نکن

و هيچوقت ديگه اين حرفها رو نزن شنيدي؟

داري ميگي يه گيشا نبايد درباره زندگيش حرف بزنه و نبايد به کسي بگه يه گيشاس؟

مثل هيولايي که ميخواد وانمود کنه خود واقعيش نيست و تمام سعيشُ ميکنه تا بتونه بين انسانها زندگي کنه

راستش نميدونم کدومش سختتره

اين که سرنوشتتُ بپذيري و باهاش کنار بياي يا اينکه واقعيتُ انکار کني و سعي کني جور ديگه اي زندگي کني؟

اون به سلامت برگشت؟

...

... تو هم دوباره برگشتي شدي همون آدمي که برام عاديه

بريم

يعني...اون مهم ترين آدم زندگيته؟

کسي که هيچوقت از ذهنت بيرون نميره و هيچکس ديگه نميتونه جاشُ بگيره

اون دختر چنين آدميه، مگه نه؟

بانو چونگ جو

اُه ... متاسفم

نميخواستم دوباره رفتاراي عجيب بکنم

گشنمه

از اونجايي که تمام ديشبُ بيرون بوديم مياي يکم سوپ بخوريم؟

چي؟

اونا رفتن؟ - بله رفتن -

کانگ چي و يئو وول هردوشون؟

بله، فکر نکنم حتي ديشب هم برگشته باشن

!من اون آشغالُ ميکشمش

بگيرش

چيکار ميکني؟ - سعي نکنين جلومُ بگيرين -

ميخوام برم اون عوضيُ بکشم

اگه ارباب بفهمه هردوشون مُردن

فقط پاي کانگ چي که گير نيست اگه بفهمه بانو يئو وول هم توي بد دردسري ميافته

همتون اينجايين

استاد

صبحت بخير استاد دام

اتفاقي افتاده؟

چه اتفاقي افتاده؟ مشکلي نيست

گون و من داشتيم نرمش ميکنيم

مگه نه گون؟ - بله -

درسته

گون، از يئو وول خبر نداري؟

.... خب - من اونُ صبح زود فرستادم دنبال يه کاري -

واقعاً؟ پس کانگ چي چي؟

اونم با باهاش فرستادم

More Farsi Persian subtitles for Gu Family Book

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left