The first 200 lines.
بابا
بابا؟ بابا
بابا؟ بابا
حالا
حالا نوبت توه که بمیری
قسمت سوم
...اهای مطمئنی که
بعد کشتنش تو امان میمونیم؟
وقتی که مادرت مریض شد و افتاد
اون انداختش تو خیابون حتی صب نکرد از دنیا بره
به همین زودی فراموش کردی؟
این آخرین شانسته
این فرصت دیگه گیرت نمیاد
باشه فهمیدم
نگران نباش صب کن
با یه حرکت محکم بزن باشه؟
زود باش
مان سوک
مان سوک
مان سوک
دزد
دزد بهمون زده
دوباره دزدی شده؟
این اواخر همه جا پر شده از دزد
...دزدا انبار خالی کردن
و ارباب جو کشتن
...جو سانگ مون
مرده؟ مطمئنی که دزد بودن؟
کسی اونارو دیده؟
بله بله من دیدم
با همین چشای خودم دیدمشون
...اونا ماسکای سیاه پوشیده بودن
و طنابای قرمز داشتن
خودشونن کی؟
سه روز پیش که تو سودونگ ری هم دزدی شده بود
...اونا هم گفتن که دزدا ماسکای سیاه پوشیده بودن
و طنابای قرمز داشتن
آره آره
آه مو گه اون دیوونه حتما خواسته اموالش برگردونه
خدای من
...خب
...من یه پزشک و باربر اماده کردم تا جسدرو
برای معاینه و بازرسی بیارن
...من تا به حال
بازرسی پرونده قتلی نداشتم
منم همینطور
اما شما باید دربارش تحقیق کنین و گزارشش ثبت کنین
با این اوضاع
باید برین خونه ارباب جو
من مطمئنم
این دزدایی که اخیرا از مردم دزدی میکنن از یه روش استفاده میکنن
یکیشون که فرز و سریع اول میاد تو و خدمتکاری که نگهبانی میده رو میکشه
اونو میبندن
و کلید انبارو ازش میگیرن
و وقتی همه تو خوابن همه چیزو میدزدن
بدون اینکه کسی چیزی ببینه
من شنیدم که اونا همیشه یه شمشیر خونی تو صحنه جا میذارن
مطمئنم که یه جایی همین جاهاست باید بگردیم دنبالش
...دزدا
اونا دزد نبودن
دزد نبودن
ارباب جو
یکی از خدمتکارا خیلی شدید تنبیه کرد
شاید اون مرد خواسته انتقام بگیره
نه من مطمئنم
یه خدمتکار؟
منظورم آه موگه است آه موگه
بانوی من لطفا قبل از اینکه حرف بزنین
خوب فک کنین
اگه کار اون باشه جنایتی برابر خیانت انجام داده
این یه جرم جدیه که ممکنه همه شهر نابود کنه
قربان
لطفا آه موگه بیارین قربان
اگه اونو شکنجه کنین
حتما اعتراف میکنه
قربان
لطفا اونو بیارین اینجا
پدرت کجاست؟
اینجا نیس می بینین که
حتی کفشاشم اینجا نیس
اون پدرت نبود؟
این همه سرو صدا واسه چیه؟
واسه چی اومدین اینجا؟
کفشای من کو؟
وقتی که ارباب جو کشتی باید جنسارو برداریم
و از اینجا بریم
نه
اگه اینجا بمونی
درجا متهم میشی
اگه فرار کنم تا آخر عمرم تحت تعقیب میشم
و اونطوری دیگه زندگی بچه هامم تموم میشه
پس چیکار میخوای بکنی؟
پس؟میخوای اینجا بشینی
و بمیری؟
تو گفتی که میخوای اموالی که ارباب جو ازت دزدید پس بگیری
بخاطر همین موافقت کردم که جوری باشه که ازش دزدی شده
چطور جرات کردی ارباب خودتو بکشی؟
فک کردی جون سالم به در میبری؟
آره من باید بمیرم
من میمیرم هرچند
باید بی عدالتی که درحقم شده آشکار کنم
مطمئنم که خودتم شنیدی
خب که چی؟فک کردی تو تنها کسی تو چوسان هستی
که در حقش بی عدالتی شده؟
گوم اوک من
حتما نمیدنی
اما تو چوسان اگه خدمتکاری گزارش اربابش بده
بدون توجه به دلیلش
درجا اعدام میشه
چطور میخوای بی عدالتی که در حقت شده آشکار کنی؟
اگه زندگیم بدم میتونم آشکارش کنم؟
شروع کن
آه موگه صدر در صد ارباب جو کشته
وقتی که بخاطر صدمه زدن به ارباب جو به شدت تنبیه شده
نتونسته خشم خودشو کنترل کنه و مرتکب این جنایت شده
منو ببین مان سوک
دیدی که من توسط ارباب جو تنبیه بشم؟
حالا ببینین
چقد منو زده؟
خوب نگاه کنین
زخم جدیدی رو بدنم می بینین؟
اینا همه زخمای قدیمی هستن
این مال وقتیه که هفت سالم بود و ارباب جو با اسمش صدا زدم
سیلی خوردم و روس صخره افتادم
این مال وقتی بود که 10 سالم بود
بخاطر اینکه دیر رفتم سر مزرعه با بیل تنبیه شدم
و زخم های رو پشتم هم
بخاطر شلاق هایی که واسه جابجایی اشتباه اثاثه خوردم
داری چی میگی؟
من همه اینارو تحمل کردم
من حالا دیگه حتی بچه دارم
چرا باید اربابم بکشم اونم فقط بخاطر اینکه عصبانیتم بخوابه؟
خیلی عجیبه
اون روز گفت که آه موگه تنبیه میکنه و کشوندش تو
پس چرا تنبیهش نکرده؟
...بخاطر اینکه
...ارباب جو
بخاطر اینکه آه موگه واسه چندین دهه بهمون خدمت کرده بود بهش رحم کرد
بخاطر همین فقط با حرف سرزنشش کرد
منم دارم همینو میگم
چرا باید ارباب جو بکشم اونم وقتی که حتی منو نزده؟
منم موافقم ...هیچ مدرک معتبری نیست
که نشون بده آه موگه ارباب جو کشته
انگار که اینجوریه
آخه چطور ممکنه یه جنایتکار اخلاقی توی شهر من باشه
نه قربان کار آه موگه است
کار خودته
مطمئنم
بانوی من چرا اینکارو باهام میکنین؟
ارباب دلیل دیگه ای هم واسه عصبانیت اون هست
چرا تو
تو واسه اینکه فک میکردی گوم اوک بخاطر اون مرده عصبانی بودی
بانوی من
...پس
دارین میگین که ارباب جو دلیل
مرگ گوم اوک؟
...اون سعی کرد تا زندگیش بهتر کنه
و سعی کرد اونو اغوا کنه و بعد اینکه اون بهش توهین کرد مرد
تو احمق کوتاه فکر
حتما بخاطر اون از ارباب جو متنفر بودی
قربان نگاش کنین داره میخنده
بانوی من
گوم اوک هرگز ارباب جو اغوا نکرد
مردم خوب من ...داره چیکار
همتون خوب گوم اوک میشناسین مگه نه؟
...من و گوم اوک واسه
40سال تو این شهر زندگی کردیم
اون حتی یه بارم بهم خیانت نکرد
اون هرگز سعی نکرد ارباب جو اغوا کنه
مردم خوب من
مردم خوب من
چیزی واسه فک کردن نیست
میتونیم آه موگه اعدام کنیم و مجبورش کنیم که به جرمش اعتراف کنه
ولی به این آسونیا نیس
اگه حقیقت داشته باشه که ارباب جو کشته
اونوقت دیگه یه مجرم اخلاقی میشه
میدونین چی میشه اگه اینجا یه مجرم اخلاقی داشته باشیم
شهر نابود میشه و شما هم ممکنه اخراج بشین اینطور نیست؟
چی؟اخراج؟
پس باید چیکار کنم؟
داری میگی که باید به دروغ بگم که
اون ارباب جو نکشته؟
نباید دروغ بگین وگرنه ممکنه که حتی بدتر تنبیه بشین
...بازرس کل حتما گزارش
این پرونده بررسی میکنه بخاطر اینکه یه جرم جدیه
اگه اونا بعدا بفهمن که یه چیزایی جور درنمیاد چی؟
بنابراین
شما باید حقیقت بفهمین ...کل حقیقت اینکه چه اتفاقی افتاده
و یه گزارش کامل برای بازرس کل بفرستین
...این تنها
راه زنده موندنتونه
...پس بله
شما باید کل حقیقت آشکار کنین
شما باید حقیقت ماجرای بین ارباب جو و گوم اوک بفهمین
هر کسی که دیده چه اتفاقی بین ارباب جو و گوم اوک افتاده
باید بیاد و شهادت بده
این فرمان حاکم بخشه
اگه نیایین
به شدت تنبیه میشین
حاکم بخش خیلی ساده است
No comments yet. Be the first to leave one.