The first 200 lines.
" استعمال دخانيات براي سلامتي مضر ميباشد "
تقديم به تمام باليوود دوستان -- سفارشي از آقاي سعيد سلطاني
" استعمال دخانيات براي سلامتي مضر ميباشد "
.... کمال ، کمال .کمال ، کمال ، دمال ، ملمال
.مال
.... کمال ، کمال .کمال ، کمال ، دمال ، ملمال
.مال
.ملمال : دمال ملمال
ملمال : دمال مالا
.ملمال : دمال ملمال
.ملمال : دمال ملمال
.... کمال ، کمال .کمال ، کمال ، دمال ، ملمال
.مال
.... کمال ، کمال .کمال ، کمال ، دمال ، ملمال
.مال
" مطمئنم اين روستا رو ميشناسيد "
" لاهولي "
" يه روستا به اندازه جعبه کبريت "
" وقتيکه تمام زندگيشون به سمت فقر هدايت شد "
"مردم اين روستا تمام اميدشون رو از دست دادند "
" وقتيکه خداوند بالاخره جواب دعاهاشون رو داد "
" يه بليط بخت آزمايي بعنوان مجزه عمل کرد "
" و شادي دوباره به دهکده بازگشت "
... " خيلي پولدارشون کرد و "
شما ميتونيد ببينيد که شادي از دهکده " "داره لبريز ميشه
" .. ولي سال قبل ، يه بليط بخت آزمايي "
در دهکده اي ديگر که چند کيلومتر " "فاصله داشت برنده شد
" اسم اون دهکده بيجنور بود "
دو دوست اينجا زندگي ميکنند " پيتر " و "ديويد "
اونا همه چيشون رو باهم شريک ميشدن .بجز مسائل ازدواج
'" عشقه پيتر "
" هردوشون کشاورز بودن "
" ولي هر روز باهم يه بليط بخت آزمايي ميخريدند "
" براي اينکه به روياي پولدار شدنشون برسن "
" و يه روز بليط بخت آزماييشون برنده شد "
" ولي نيت پيتر عوض شد "
" پيتر به ديويد کَلَک زد "
" پس خدا هم پيتر رو تنبيه کرد "
" پيتر پيشخدمت خودشو حامله کرد "
" و در طغيان خشم مَري با ديويد ازدواج کرد ",
" اونا رهيچ رو که کاشته بودن درو کردن "
" بياييد ببينيم که خداوند ديگه چه تقديري براشون در نظر گرفته "
" جاني "
دوست داري خشک از خواب بيدار بشي يا خيس؟
حالت خوش نيست ها
اگه يکم ديرتر زنگو بزني زيادم فرقي نميکنه ها
! ماريا ! اين زنگه کليساست
" اين فرمان خدا براي همه ست "
اين زنگ دوچرخه نيست که هروقت خواستيم واسه خودمون بزنيمش
"پاشو " جاني
پاشو برادر
! لنگه ظهر شده
اگه آسمون تو سرش خراب نشه ! بيدار نميشه
فکر ميکنم اون يه ببر بوده ! و تبديل شده به يه بُز
کي به من گفت بُز؟
همه بهش ميگن بُز
ولي تا پدرش صداش نکنه ! بلند نميشه
ببين ، ميتونه جواب بده ! ولي نميتونه بلند بشه
. پاشو جاني
الان ديگه 25 سالش شده
خواهرش هنوز مجرده ..پدرش با اين سن و سال داره کار ميکنه
! اونوقت اون خوابيده
دارم ميرم
چرا يه چراغ بزرگتر نميخري؟
.. اگه توي مه با اين کوچيکا بري بيرون
.شبيه روح ميشي ..
..براي خانوادت نامه بنويس
برات يه چراغ قوه بزرگتر ميفرستن
کنار چاه ها حواست به قدم هات باشه
! موي دماغم نشو
کاره خودتو بکن
! ديويد ! ديويد
.. اگه يکم به سلامتيت اهميت ميدادي
! زنگ رو بهتر به صدا در مياوردي
کليدهارو بده
برو يکم استراحت کن
و از بچت " جاني" بخواه که اين کارو انجام بده
اون به حرف هيچکس گوش نميده فکر کردي به حرف من گوش ميده؟
فراموشش کن
اين طلوع جديده
نه پدر ، طلوع جديد هنوز به زندگي من وارد نشده
..به مرحمت خداوند
يه زمين ارزون بغل رودخونه پيدا کرديم
.و شد جان پناهمون
وگرنه بايد اين اطراف سرگردان ميشديم
تا جايي که من ميدونم جاني کسي رو نرنجونده
هميشه به فکر بقيه بوده
تو اونو نميشناسي پدر
ازش طرفداري نکن
اون شمارم تحت تاثير قرار داده
نجاتم بده
" عين گاو اينور اونور ميدوه "
" من اينجوريم "
! وايسيد
ته خط ، بازي تمومه
بريم ، يالا ! وايسا ! وايسا -
اومديم اينجا که استخون هاتو بشکنيم نه بازي کنيم براي چي آخه ؟ -
تو پولي رو که ما با سختي جمع کرديم رو به باد دادي - آره
من پول رو به باد ندادم
همه شما توي اين سن کار ميکنيد
به فکر کمک به شما بودم
ميخواستم بليط بخت آزمايي بخرم که همه ميليونر بشيد
و بعد شما ميتونيد درس بخونيد و يه مرد بزرگ بشيد
اين تقصير من نيست که بليط ها برنده نشد
چطور برنده ميشديم؟
!! تو بهمون بليط بخت آزمايي پارسال رو دادي
من نه ، اون فروشنده بهم کلک زد
به ما ربطي نداره پوله مارو بده بريم
وگرنه تک تک استخون هاتو خرد ميکنيم
يه دقيقه بزنيدش -
گوش کنيد بزنيدش -
تقصيره من نبود بزنيدش -
من بهتون کلک نزدم بزنيدش -
من هيچ پولي ندارم
. وايسيد
راستشو ميگم ، من پولي ندارم گمشو -
فرار کنيد ، همتون فرار کنيد
گمشيد ، فرار کنيد
گمشيد ، فرار کنيد
اگه برگرديد چوبم باهاتون حرف ميزنه
نفرت انگيزه ،جاني
حالا ديگه بچه ها هم تورو ميزنند
تعجبي نداره ملت بهت ميگن بُز رام
خفه شو ، من رام نيستم
يادته گاندي چي ميگفت ؟ چي؟ -
..اگه يکي به گونه ي راست شما سيلي زد
. گونه چپت رو بيار جلو ..
اون اينو گفت و تبديل به " ماهاتما " شد
من از اون پيروي کردم و حالا همه بهم ميگم بُز رام
درست نيست آهاي -
ولي تحمله ظلم هم گناهه
جاني يکم شجاعتت رو نشون بده
. مرد باش
..در واقع مايا ، اگه شجاعت خريدني بود
.يه کلاف گُنده براي خودم ميخريدم
من شوخي نميکنم
منم شوخي نميکنم
درمورد بابا بهادر توي همتپور چيزي شنيدي؟
کي؟
..وقتي که توسط اون مبارک بشي
.ديگه يه جوجه نخوايي بود
بيا ، ميبرمت پيشه اون ديوونه شدي؟ -
اگه برادرات مارو باهم ببينند ميزنن لهم ميکنند
و روستاييان از ديدنش لذت خواهند برد
پيشنهاد ميکنم برو يه بند ازش بگير و بيار به من گره بزن
نه ، تو نه ، اينو برات گره ميزنم
هيچکس نميفهمه
کلبه اون توي رودخونه ست
تنهام بذار لطفا بيا -
من باهات نميام
ببين ، سهم امروزم تموم شد
..هفت سال پيش 22 قيراط از
. کليساي ما دزديده شد . .
..و همه مسئوليتشو دادن به پليس
.و در موردش ناراحت نشدن
، و پليس ها با ديدن آرامش مردم .اونا هم آروم شدن
پس کميته بالاخره بيدار شد
و تصميم گرفت که يه صليب طلائي بسازه
خوبه ، ساخته يه چنين چيزي پول زيادي ميخواد ، نه؟
درسته؟
خب من پيشنهاد دادم که زمين کليسا رو بخرم
از اين طريق پول ساختشو بدست مياري
. پدر . پدر
دنباله چي ميگردي؟
صليب طلائي داخله ؟
توجه کن لطفا
آواز که نميخونم
باشه ؟ توجه کن باشه -
خب ، همه حاضر به فروش شدن جز پدر
امتناع کرد ، فسخش کرد
..آقاي پيتر ، پدر گفت نه
.چون شما زمينارو براي بادوم ميخوايد
وقتي دوتا آدم دارن حرف ميزنند يه قورباغه نميپره وسط
بشين ، بشين
پس پدر يه نظر خوب براي ساخت صليب داد
يه مقدار کمي پول از روستاييان جمع کرد
هنوزم توش وامونده
..بعد پسرش
جاني بُزه
يه نظر بي نظير داد
"گفت پول رو بذاريد توي " چيت فوند
پول چند برابر ميشه
و پدرشو وادار کرد از شادي به بالا بپره
پدر تمام پولارو توي " چيت فوند" سرمايه گذاري کرد
و چيت فوند هم يکباره ناپديد شد
پول به باد رفت ، تمام شد رفت
پدر فهميد چي شده ؟ فکر کنم بفهمه -
داماده رذله من ببين -
شنيدي؟
پدر دستشو از اين قضيه شسته
ما به اون مزخرف توجه نميکنيم
خودت بدش وگرنه اون بايد بده
پدر جاني بزغاله
اون بهمون ميپردازش
چي داري ميگي؟
چطور درگير اين بحثا شدم؟
قبول دارم جاني اشتباه کرده
ولي همه پولشونو توي چيت فوند از دست دادن
منم همينطور
! گم شده يا قايم !!! کي ميدونه
No comments yet. Be the first to leave one.