The first 200 lines.
گربه وقناری محصول سال 1939
با هنرمندی :باب هوپ پولت گدار
فیلمنامه : والتردی لئون - لین استرلینگ براساس داستانی از : جان ویلارد
کارگردان : الیوت نوجنت
نه چندان دور ازنیواورلئان باتلاقهای لوئیزیانا هنوز در انزوای عجیبی هستند
ترجمه وزیرنویس - م. تاج الدینی شهریور1401
چقدر دیگه مونده؟
به زودی میرسیم
کسی غیر از خانم لو در اطراف
مکان قدیمی نورمن زندگی می کنه؟
کی؟
اون زن بنام کریول همون که هنگام مرگش باهاش بود
اونو می شناسی؟
آره
شخص دیگه ای هم آنجا زندگی می کنه؟
هیچ کس
اونجاست
بفرما.
دو ساعت دیگه برای من برگرد
نه .نه
دیگه امشب بر نمیگردم
فردا.
گوش کن
خوشوقتم آقای کروسبی؟
حالتون چطوره خانم لو ؟
بقیه هم اومدن؟ هنوز نه.
ساعت خوابیده
ازوقتی ارباب فوت شد متوقف شده
شما اجازه دادید ده سال همینطور باشه؟
هیچ چی اینجا تغییر نکرده.
از وقتی رفته همه چی همانطور مانده
خودش اینطور میخواست.
بله ، و همه چی امشب همانطور که میخواست پیش خواهد رفت
وصیتنامه را نیمه شب درکتابخانه میخونیم
درست بعد از ده سال پس از مرگش
اما دیگه تموش کن ، خانم لو. ساعت نباید همچنان متوقف باشه
از این به بعد همه چی تغییر میکنه
آره.
شما باید خوشحال باشید در طول این سالها باید اینجا خیلی راحت بوده باشید.
من هرگز تنها نبودم. من دوستانی دارم
دوستان؟ بله ، دوستان من!
همیشه زمزمه هائی از دنیای دیگه بود
خانه پر از زمزمه است. آنها اونا چیزائی بمن میگن
اوه ، شما به ارواح اعتقاد دارید ، درسته؟
خب ، آیا بشما گفتن که من و وراث باید تمام شب اینجا بمانیم؟
من براش آماده ام
بعضی هاشون الان میان
گوشهای تیزی داری ، خانم لو.
چرا ، این اصلاً پیچیده نیست.
ما دختر عموی دومی هستیم
خاله بزرگ ما الیزابت خیلی...
خب ، چطوری بگم...
پرکار؟
خب ، به هر حال ، اون یه خانواده بزرگ داشت.
بیست و نه تا.
اغراق نکن عزیزم.
سی تا
چی داری میگی؟
تمساح!
تمساح ،
چرا نورمن پیر تو این جای وحشتناک زندگی میکرد؟
خب ،سیروس کمی غیر عادی بود
منظورت اینه که دیوانه بود؟
مرد جوان ، شما هیچ احترامی برای بستگان مرده ندارید؟
ابدا ، مگه اینکه ...
بطوراتفاقی منو وارث خودش کرده باشه
من که شک دارم
سیروس همیشه ضعف بزرگی برای من قائل بود.
بله ، گفتی که غیر عادی بود
من گفتم؟!
همانطور که 10 سال پیش آقای نورمن اینجا گذاشت
اصلا دست نخورده
هی ، این پاکت دستکاری شده .
هر دوی آنها.
حتماً کسی گاوصندوق را باز و وصیت نامه را خوانده .
امکان نداره . هیچ کس جزشما نمیتونه گاوصندوق را باز کنه
خب ، من این کارو نکردم.
به من سوءظن دارید آقای کروسبی؟
خب ، اگه کسی سعی کرده تغییرش بده وقتشو تلف کرده
من به درخواست آقای نورمن نسخه ای از وصیت نامه را تهیه...
و در گاوصندوق شرکت تراست درنیواورلئان گذاشتم
یه نفر جلوی در است
ببین کیه
و مواظب باش ، در این مورد چیزی نگی
عصر بخیر.
پس ، شما هنوز اینجا هستید.
سلام.
صبر کن. چرا؟
من خانم تیلبری وخانم سیسیلی را میشناسم اما شما کی هستید
فرد بلایت ، یکی از اعضای خانواده.
شما باید سرایدار خانه پیرمرد باشی که در موردش صحبت می کنند.
من خیلی به آقای نورمن ارادت داشتم ،
بیشتر ازآنچه فامیل هاش میگن
واقعاً؟
فکر نمی کنم از اینجا خوشم بیاد
هیس .. هیچ چی نگو.
ما اولین نفراتی هستیم که رسیدیم؟
آقای کراسبی وکیل در کتابخانه است
چی شد؟
بعضی اوقات وارد وسایل میشن.
چه کسانی گاهی اوقات وار میشن خاله سو؟
من چه میدونم؟
اوه ، پس شما هستید ، خانم تیلبری. سیسیلی
عصربخیر ، سلام فرد
ببخشید.
سلام. سلام ، چارلی ، خوشحالم دوباره می بینمت
متشکرم ، آقای کراسبی منم همینطور.
اون خوشتیپه ،مگه نه؟ جزء خانواده ماست؟
بله عزیزم ، پسر عموی دوم از طرف پدرش
سلام خاله سوزان
چارلی
این دختر عموی ما سیسیلی است.
خیلی خوشحالم. چطوری؟
ایشون هم فرد هستند
اوه...
حتما باید دست بدیم؟
اوه دعوا برای چیه بچه ها؟
ما دعوا نمیکردیم
نه؟
بسیار خب ، خوشحالم
وصیتنامه کی خونده میشه؟
به محض رسیدن بقیه.
بقیه کی هستند؟ البته ، جویس
بله ، جویس نورمن
جویس... همونکه برای مجلات عکس میکشه؟
و همچنین والی کمپبل
والی کمپبل ، بازیگر؟
در رادیو؟
مغز اصلی پر جنب وجوش.
خب ،کم کم داره از اینجا خوشم میاد
هی..
من واقعاً نمی ترسم ، به طور طبیعی عصبی هستم.
تمام وقت غذا خوردن در رستوران ها
تا نیمه شب بازی چکرز چینی.
بعلاوه این اولین سفر دریائی منه
بنظرت خیلی بامزه بود کلارنس خیلی خوشت میاد؟
دلت میخواد شوخی کنی؟
باعث میشه به مالاریا فکر نکنم
یه موقع کشاورزی بود که یه گاو داشت
اما توانایی تهیه یونجه براش نداشت پس با خاک اره بهش غذا میداد
بعد مقدار زیادی پول پس انداز کرد
اما مطمئناً وقت زیادی را برای
بیرون آوردن تکه های شیر از دست داد.
نتونست تکه های شیر..
تکه تکه های شیر. نگرفتی؟
آها . سال گذشته شنیدی در برنامه جک بنی.
بله ، سیروس کنبی نورمن در آن اتاق مرد
و از همه بستگان نزدیک خودش متنفر بود.
خب ، مطمئناً از من متنفر نبود
و اگه سیروس از ما خوشش نمی آمد میدونم مقصرش کیه
دلیلش را میدونم
چی شده خانم لو؟
آقای کمبل اینجاست.
معرفی میکنم : والی کمبل پسر مورد علاقه شما
میتونم به جمع بپیوندم؟ منم دعوت شدم.
شندیم روح عمو سیروس امشب در بانک پرسه میرنه
آه ، متاسفم ،فقط یه شوخی بود
سلام ، آقای کراسبی. سلام ، والی
ایشون دختر عموی شما هستند ، خانم سوزان تیلبری.
من افسون شدم . حالتون چطوره؟ اون بازیگره.
دخترعموی شما ، سیسیلی یانگ.
خوشوقتم
فرد بلایت و چارلی وایلدر.
از دیدن شما خوشحالم. متشکرم ، متشکرم
خب ، خانم اصلی کجاست؟
خانم اصلی؟
مرد جوان ،مثل اینکه رگه ای از جنون که در این خانواده جریان داره را به ارث بردی؟
اون خانم اصلی کراک بود؟
اوه ، هیچ چی واقعی نیست ، اما همه اینها ، نیمه شب ، تمساح ها...
منظور من ، وراث ، و وکیل خانواده است
همه برای خواندن وصیت نامه جمع شدن.
این منو به یاد بسیاری از ملودرام ها و رمز و رازهایی که در آنها بازی کردم میندازه
درسته؟
متشکرم
و در هر یک از نمایشنامه ها ، یک بانوی...
برجسته ، جوان ، زیبا ، مدرن ، جذاب...
متشکرم . اینارو برای من گفتی؟
خب ، من اینجام
اوه ، ببخشید که دیر کردم
عمه سوزان عزیز
و سیسیلی خوب ، اصلا تغییر نکردی.
چارلی ، بمن گفتن که تو نمیای
خوشوقتم
اوه . فرد. سلام عزیزم.
و...
خب ، پسر خوب ، والی کمپبل.
خوب ، یادت نیست؟
دختربچه ای که به رقص دبیرستان بردی وبعد ترکش کردی.
قبلاً به من می گفتی احمق.
احمق؟
جویس نورمن! بگو کی اینقدر بزرگ وخوشگل شدی؟
خیلی ببخشید اگه شمارو منتظر گذاشتم
اشکالی نداره عزیزم میشه ادامه بدیم؟
چه خانه ای قشنگی
اینطور نیست؟
این عمو سی است.
سلام عمو سی.
به من گفتن كه او چنان كج و کوله بود كه...
هنگام مرگ مجبور شدن به زور اونو تو زمین فرو کنن
هیس . ساکت.
No comments yet. Be the first to leave one.