Release info

The Golden Eyes | چشمان طلایی | EP 09
A Commentary by EXOLegend
ID

Tags

other
Published on: 2019-04-04
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

exolovers3

تقدیم میکند EXOLegend تیم ترجمه و ساب exolovers3

امروز هر دوتا نوه ی من کنارمن

بیاید بعدا بریم نوشیدنی بخوریم و جشن بگیریم

اما پدربزرگ من میخوام برگردم و نامه هایی که پدربزرگم فرستاده رو بخونم

باشه اشکالی نداره

امروز تازه همو دیدم

وقت زیادی برای باهم بودن داریم عجله ای نیست

صبر کن

از این بخوبی مراقبت کن

یادت نره حتما بیای دیدنم

و خب اگه تو نیای دیدنم من میام سراغت

نوه خوانده من

نوه ی عزیزم برو برادر بزرگترت رو تا دم در ببر

باشه بیا بریم داداش بزرگه

خداحافط پدربزرگ گو - خوبه خداحافظ ..برو -

دانشگاه پکن بخش زمین شناسی گیرنده :گو تیانفنگ

شیمینگ احساس میکنم خدایان ما رو به بازی گرفتن

میتونم ببینم تموم اسمان داره با رنگ قرمز میدرخشه

شهرت و ثروت مانند نفسی بخار نفس در هوا محو میشود ( اهنگ " از قلب سائل" ازخواننده هنگ کنگ سام )

من هیچوقت نمیتونم زندگی رو که مدیون توهستم رو جبران کنم

اما خوشبختانه ژوانک روی هست

یادت نره چیزی رو که بهتون گفته بودم

مواظب باش

بااحتیاط برش دار و با احتیاط بذارش زمین ..اینا خیلی باارزشن

مواظب باش مواظب باش

چکار داری میکنی؟ - وسایل رو جا به جا میکنم -

بیا بیا

اخه چطور میتونی این کارا رو بکنی؟ تو الان یک ادم پواداری این جور کارای سخت

اخه چرا تو خودت باید انجامشون بدی؟

خوب استراحت کن و از هوا لذت ببر

یکم شیر بخور و سعی کن راحت باشی

تو خیلی خوبی

بیا زودباش

ببرش تو اروم مواظب باش

زودباش زودباش اینجا

نگاه کن یک نگاه به اینجا بنداز

اینجا واقعا شبیه جاییه که ادمای پولداری مثل ما باید توش زندگی کنن

این خونه نشون میده که ما شغل فرهنگی و مقدسی داریم مگه نه؟

که ما واقعا ادمای پولدار و باشعوری هستیم

اما اینجا کلی اتاق هست چطوری میخوایم تو همه شون زندگی کنیم؟

وقتی توی منطقه سیهه زندگی میکنی باید به خیلی چیزا دقت کنی

اتاق اصلی شمال قرار داره پس این میشه اتاق خواب صاحب این خونه

پس این اتاق توعه

و بین اتاق های شرقی و غربی ، اتاقای شرقی ارزششون بیشتره

و معمولا برای اتاق های مطالعه استفاده میشه و میتونی توش راحت کتاب بخونی

پس این اتاق میشه برای کتاب خوندنت

و یک چیزی هست که میگن ادم اشرافی از اشپزخونه دور میمونه

پس اشپزخونه معمولا از اتاقای اصلی دورتره

برای همین اشپزخونه اینجاست

اون حمومه

اما این مال ما نیست

اگه مال ما نیست پس درشو باز نکن

بذار بازش کنیم ببینیم چی توشه

بذار ببینم از طرف کیه

از طرف خانم شینه

هیچ چیز خاصی توی جیانگنان پیدا نکردم

پس شاخه ای از بهار رو بهتون هدیه میکنم

چیز عالی ایه

یک هدیه برای تبریک، ازش خوشت اومد؟

این خونه خیلی قشنگه

خانم شین ما داریم خونه مون رو عوض میکنیم معمولا ما باید شما رو به شام دعوت کنیم

پس چرا شما دارید برامون هدیه میارید

این یکم خجالت اوره

لطفا منو بینگ بینگ صدا کن و اینقدر هم محترمانه باهام حرف نزن

برای اینکه رفتن به خونه جدیدتون رو جشن بگیریم باید به شام دعوتتون کنم

اما من سرم شلوغه باید یک سر برم شهر پینگ ژو

پس بنظرم باید قبلش وقتمو باهاتون چک کنم

شهر پینگ ژو؟پینگ ژو همونجایی که معاملات قبل از حراج یشم سبز پینگ ژو قراره برگذار بشه؟

چطور؟ شما هم قراره برید؟

این ... برادر ما قبلا درموردش بهمون گفته بود

میخواست مارو دعوت کنه تا یک نگاهی بهش بندازیم

اما اخه ما مگه همون دو روز رو مشغول اثبابکشی نیستیم؟

من اصلا نمیتونم برم

چرا خودت تنها نمیری؟

من میمونم تا مواظب اینجا باشم

من اومدم اینجا که بهت خبر بدم دوباره وقتی از بیجینگ برگشتم با هم حرف میزنیم

هدیه تون خیلی با ارزشه

این برای تشکر بخاطر نجات دادنم توی نشست تبادل سنگ های قیمیتی قبلیه

خب پس تو رو تو شهر پینگ ژو میبینم

بله؟

من هنوز مطمئن نیستم اون برامون ارزشی داره یا نه

باشه متوجه شدم

داری به چی نگاه میکنی؟

اینجور معاشرت اونم از فردی از طبقه اجتماعی بالا

ذنیای اون قطعا با دنیای ما فرق داره

اگه واقعا احساسات جوانی ات داره فوران میکنه

بنظرم خواهر پلیسه بد نیست

اگه تو واقعا از خواهر پلیسه خوشت میاد

پس دفعه بعدی که افسر میائو رو ببینم سلام تو رو بهش میرسونم

نمیتونی این کارو بکنی چون من از خیلی وقت پیش به معلم شیائو جا تعلق دارم

به علاوه خواهر پلیسه اصلا از من خوشش نمیاد

از تو خوشش نمیاد؟ پس چی از من خوشش میاد؟

فکرکنم این داره جالب میشه

ولی بنظرم این اصلا جالب نیست

اون هر روز یا داره دستبند رو برق میندازه یا با اسلحه ور میره

با اون بودن مثل اینکه هرروز تو یک فیلم پلیسی زندگی کنی

این کجاش جالبه؟

بنظرم من که این اصلا جالب نیست . اینجا کجا بود؟

اتاق خواب اصلی

دستبند؟

خب واقعا جالبه!

نخیر هنوز کلی جعبه مونده

انتظار نداری که تنهایی همه ی اینا رو جابه جا کنم؟ پس حس برادریت کجا رفته؟

چطور میشه ادمای پولداری مثل ما این کارا رو بکنن

در سن بیست و چهار سالگی به فنگ خوان چشمانی طلایی عطا شد و وقتی چشمانش را باز میکرد و اطراف را نگاه میکرد

هر چیز در جهان در برابر چشمانش واضح و روشن میشد

کم کم او کشف کرد که چشمانش توانایی نفوذ به اشیاء را دارد

چشمان او میتوانست از شکاف روی اشیاء نفوذ کرده و ساختار داخلی ان را ببیند

اما همین قدرت برای او مصیبت هم به همراه داشت

به چشم او همه چیز

شبیه مرگ بود

تمامی پرندگان ، گربه ها

و حتی بچه های اطراف او مانند اسکلت بودند

و وقتی به سنگی نگاه میکرد الگوی دانه های تشکیل دهنده سنگ

لایه به لایه برای او کنار رفته و ساختار داخلی ان مشخص شد

او کسی را یافت تا سنگ را برایش بشکافد

و او کشف کرد که الگوی دانه های سنگ دقیقا همانطوراست که او دیده بود

شیائو روی ، اون مثل برادر من میمونه

سانیر ریشه اش مال پینگ ژواعه و خودشو به طورکامل به تجارت سنگ های قیمیتی اختصاص داده

و هربار که میام اینجا حسابی هوامو داره

سانیر ایشون هم برادرمن ژوانگ روی هستن

گول سن کم اش رو نخورید تشخیصش توی اشیاء عتیقه اینقدر خوبه که حتی دزدها هم میخوان ازش استفاده کنن

سلام سلام - سلام -

برادر ما خسته اید؟

اگه خسته نیستین اجازه بدید شما رو به بازار شبانه ی پینگژو ببرم و نگاهی بهش بندازیم

و بعد از اینکه بازار شبانه رو گشتیم میریم و یکم چای میخوریم نظرتون چیه؟

البته

اینجا هم بازار شبانه هست؟

این اولین باره که این دوست جوان مون میاد پینگژو؟

اینجا عتیقه جات و اثار سنگ یشم سبز

پیش فروش میشه که هنوز قیمت نخورده همه شون توی این بازارهای سیاه پیدا میشن

این بازار های شبانه همه ی اثار یشمی رو داره

بازارشب خیلی از روز جالب تره

ادمای زیادی فقط برای بازارشبانه میان پینگژو

حتما باید ببینیش

باشه

پس بیاید بریم

خیلی خب بریم

چیکار داری میکنی،چرا همینجوری اینجا وایسادی؟

بیا بریم بریم،بریم،بزن بریم

بازارشبانه پینگ ژو برطبق کار و قوانینه

اگه مردم عادی توی مسیر و ارواح روی پل حرکت کنن

هیچ کس تو دردسر نمیوفته ، و حتی پادشاه دنیای مردگان هم راه رو باز میکنه

تو این بازار شبانه ،همه سنگ های سخت از پیش مزایده های مختلفی جمع شدن

خریدارا شانسشون و قدرت قضاوتشون رو اینجا به چالش میکشن

تفاوت بین بهشت و جهنم فقط توی یک انتخابه

اونا کالاهای پیش مزایده رو مقایسه میکنن

این واقعا هیجان انگیزه

اون طرف جالبتره،بیا یه نگاه بندازیم بزن بریم،بزن بریم

بیا بریم اون طرف رو هم ببینیم

بزن بریم بزن بریم

بفرما،یه نگاهی به اینا بندازید

نور رو بنداز روش

این یکی رو ببین

بنظرم مشکلی نداره اگر از توی این یک گردنبند بسازیم درسته؟

برادر فکر کنم شما خیلی خوش بینی که میخوای از اون گردنبند بسازی

اما آبی اسمانی الان بورس بازاره

بیا ،بزار کمکت کنم ببینی

ببین... ترک رو اینجا ببین

اه ترک داره؟

بیا بریم باقی جاها رو ببینیم

کجا رفت؟

رییس،این چنده ؟

پنجاه تا

اینو برای من بسته بندی کن - چشم -

ببین این یکی چقدر پره

بد نیست

این یکی نه

رنگش خوبه،اما بدون رطوبته اینطور نیست؟

این صورت لرد گوان خیلی خوب تراشیده شده

بدک نیست - صورتش بازه -

برادر،اینو ببین

نگاه کن

روی،یه نگاه به این بنداز،این اصله یا بدله؟

برادر ما،لطفا اینجوری شوخی نکن،اینجا اصل و بدل وجود نداره

فقط تفاوت بین کیفیت خوب و کیفیت بده درسته؟

رییس اینجا - اومدم دارم میام -

وقتی داری این چیزا رو از خارج میخری

باید وانمود کنی سرگردون شدی حتی اگه خیلی چیزا درباره اش بدونی - رییس کدومش چشمتو گرفته؟ -

اینو برامون بیار بیرون یه نگاه بهش بندازیم - باشه -

بفرمایید خوب ببینیدش

این یکی رو ببین

نه نه نه نه

این تیکه یشم به اندازه کافی قدیمی هست

بعلاوه، کیفیتش هم بد نیست

اما تو این چند سال اخیر ارزش قرص یشم با یک حفره تو مرکزش زیاد نیست

اگر بتونی بعد از خریدنش چند سال ازش نگهداری کنی

شاید وقت برای بالا رفتن ارزشش پیدا کنه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left