Wonderfalls

Wonderfalls

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Wonderfalls S01E07 Muffin Buffalo DVDRip-MEDiEVAL Fa
A Commentary by Saw_Sub
[TvWorld.info]

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2014-09-23
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت - پولش رو پس نده -

تو نمیتونی حرف بزنی تو حنجره نداری

یه پن کیک بخور - من پن کیک نمیخوام -

تو الان داشتی با گاوِ حرف میزدی؟

وقتی که میگم باهام حرف میزنن، منظورم اینه که دهنشون رو باز میکنن و حرف میزنن

من به قدری احمق هستم که یه رابطه جدید رو شروع کنم تو چی میگی؟

من شاید یکم دیوونه باشم پس بهتره دنبال یه نفر که پایدار تر باشه، باشی

،من از آبشار نیاگارا خوشم میاد من از تو خوشم میاد

چیزی میبینی؟ - نه صبر کن -

این پارکینگ آری از فعالیت هستش

شما ها نباید دور آتشی برقصین یا به کنسرو یا یه همچین چیزی شلیک بکنید؟

فیلم رو حروم نکن ما باید از یه حیوون افسانه‌ای مستند تهیه کنیم - !مال منه -

!میشکنیش ها - خو مگه چی میشه؟ تو از محل کارت دزدیدیش -

تو سطل گم شده ها بود یه جرم بدون قربانی بود

عجب آدم مزخرفی‌ـه

!من اونو تو یه سال اخیر ندیدم

فکر نمیکنی داری سوء استفاده میکنی؟

... نچ، هدف از زندگی تو پارکینگ تریلر چیه اگه

با جماعت همرنگ نشی؟

و با این جمله منظورم جاسوسی کردن دیوونه‌هاست

همه‌ـمون امشب داریم جاسوسی دیوونه ها رو میکنیم

اخیراَ با گاوی چیزی حرف زدی؟

اخیراَ نه

فکر میکنی اینقدر چاق شده که نمیتونه از خونه بیاد بیرون؟

دَرِش خیلی باریک‌ـه

اون فقط برای غذا میاد بیرون

امشب پیتزا داره، پس به اندازه کافی باز خواهد کرد که اون جعبه ازش رد بشه

... اگه "چاپاکابرا"ی شما به زودی نیاد بیرون

من مجبور میشم برم خونه و روی مقاله‌ام کار کنم

دیگه به اون اسم صداش نمیکنم شاید از نژاد مکزیکی ها باشه من نمیخوام بی عاطفگی بکنم

پس چی صداش میکنی؟ - پت" چاقالو" -

... اولش چاقالو بود ولی

پس، مامان بابا فکر میکنن اومدی اینجا .... و داری درمورد مسیح و زئوس و

بودا و بقیه درس میخونی؟ - آره -

پس، مامان بابا میدونن که تو با این چیزا حرف میزنی؟

... خیلی جالبِ که تو تونستی اینقدر اونارو از دانشکده‌ات

دور نگه داری

من اونارو دور نگه نمیدارم من دارم به سختی روی تحصیلاتم کار میکنم

فقط الان نه

پیتزا رسید

!در رو باز کن

!تو باز کن - این موجود افسانه‌ای منه -

سلام؟ - من عکس های زیادی میگیرم - مثل این میمونه که خودت گرفتی

،هر چیزی بالای 500 پوند دیدی شروع کن به عکس گرفتن

"اوه، سلام خانم "بیتل - هی، من ازت خواستم که منو "ماریانا مری" صدا کنی -

نه، ممنون آم من واقعاَ سرم شلوغه - متاسفم، گربه کوچولوم -

من فقط میخواستم بدون اگه به اشتباه نامه‌ای بهت داده شده یا نه

من حق معلولیتم رو چند ماهه که نگرفتم

پیتزا رسون داره از ماشین پیاده میشه

سلام - علیک -

چکی نگرفتم ممنون که اومدی

پیتزایی داره در میزنه - پیتزا -

ولی از اداره گفتن که فرستادنش میشه یه نگاه بندازی؟

البته

تریلی داره تکون میخوره خیلی زیاد

خیلی خیلی - من واقعاَ به اون پول نیاز دارم، عروسکم -

من از وقتی رَحِم رو در آوردم دیگه همون آدم قبلی نشدم

و کار و کاسبی مافین هم بد بوده

آره میدونم - روانشناسم میگه باید تبلیغات بکنم -

در رو باز کرد؟ - ... باید به زودی یه چند تا سرمایه گذار پیدا کنم -

یا این که ورشکست میشم

اوه، نه - خب، اونا الانشم منو رد کردن -

باید یه هفته پیش منم تعطیل میکردم

ولی هنوز منتظر چک ها هستم

در باز شد - میتونی بعداَ برگردی؟ -

فقط یه نگاه کوچیک بنداز

اوه

اوووپس - پیداشون کردی، شکرم؟ -

...خب - اونارو نگه دار -

داری شوخی میکنی؟ - اونارو نگه دار -

نه، فقط میخواستم بدونم که پیداشون کردی یا نه - !"چوپاکابرا" -

اوه، یه سایه هستش - فقط اینو پیدا کردم مال توئه؟ -

اسم تو روش هست

چقدر احمقم من خب، نه، پس چیزی پیدا نکردم

ولی بازم به گوش باش - باشه -

خداحافظ - ممنون عزیزم -

آره، باشه

اوه، خدا یه دست یه بازو

تموم شد - !نه -

0 اون در رو بست اوه، نه نه -

!نه! لعنتی

« تـی » با افتخار تقدیم میکند میکند »

ترجمه از سینـا Sina_Saw

فکر کردم رفتار های "در حال جستجو"ایت تموم شدن دیگه

خیلی دلتنگ بودم

پت" چاق منو یاد زمانایی کم دردسر میندازه"

زمانی که جنده بازی در میاوردی؟

یا میتونیم بگیم زمانی کم دردسر بود و همون جا ولش کنیم دیگه

من که اونو با موتور تعقیب نمیکردم

فکر میکنی نمیشه از این یارو عکس انداخت؟ - منظورت مثل خون آشام‌ـه؟ -

بیشتر شبیه سیاهچال‌ـه

شاید اون به قدری چگال هستش که قوانین فیزیک و نور رو میشکنه

فکر کنم داری اونو تحسین میکنی - اعتراف میکنم که تو در های بسته موندن یه جذابیت خاصی داره -

لباس پوشیدن اختیاری‌ـه و یه بخشش هم هست که از مردم دوری میکنی

بند کفش باز مونده

منگنه بزن - و چیزای دیگه که حرف میزنن -

لازم نیست که تو چاردیواری بمونی تا از مردم دور بمونی

،من تو چاردیواری نیستم و الان هم از مردم دوری میکنم

ولی تو برای یه مردک ساعت کوک میکنی

پت" چاق به هیشکی جوابی نمیده"

اون داره چیکار میکنه؟ - محلش نذار - ارزیابی هفتگی کارمندان

... فکر کنم تو به "پت" چاق جذب شدی

چون اون دیوونه تر از توئه

اینا شناسایی چیزی هستن؟ میخوای بهش کمک کنی؟

داری با کی حرف میزنی؟ من به ملت کمک نمیکنم

!بچه‌ام

!بچه‌ام - بیا -

فکر کنم رید به خودش

ممنون خیلی ممنونم

بس کن

چیزی نیست بچه بیچاره - چیه؟ -

هیچی - متاسفم عزیزم -

اوه صبر کن این چند وقته که اینجا گیر کرده؟

اوه، خدای من این حلقه‌ی مادربزرگم‌ـه فکر میکردم گمش کردیم

اوه، محض رضای خدا

!بس کنین

تو به روانشناس نیاز داری

... بعضی از محققان متعقد هستن که

جانبخشی به اشیا راهی است که بیشتر به آدم دلگرمی میده

ولی این حقیقت نیست این تخیل‌ـه

من ازش پرسیدم که چرا میمون شما رو دزدید

میدونی چی جواب داد؟

هنوز میمون منو داره؟ - اون گفت که میمون بهش گفت این کار رو بکنه -

،بعد طوری رفتار کرد که انگار داره شوخی میکنه ولی نمیکرد

میمون باهاش حرف زد؟ مثل ظرف خامه گاوی؟

درست مثل اون

فکر میکنی داره با کی حرف میزنه؟

منظورتون اینه که، فکر میکنه که داره با کی حرف میزنه؟

نه منظورم اینه که فکر میکنی داره با کی حرف میزنه؟

اون با کسی حرف نمیزنه

تو در رشته مقایسه ادیان دکتری نمیگیری مگه؟

آره خب که چی؟

موسی" با یه بوته حرف زد، نه؟"

،یعنی شما میگی که اون مثل همون دختر خوشگله مارگارت"، هستش که در مورد پریود بودنش با خدا حرف زد؟"

فقط نظرم رو میگم تو چی میگی؟

هیچی اون با خدا حرف نمیزنه اون تخیلی میشه

جالبه

چی چی چی چی نوشتی؟

یادداشت تو منکر خدا هستی؟

به عنوان یه عالم علوم الهی، من نمیتونم خودم رو تو این شرایط در نظر بگیرم

ولی آره - دین شناسی که به خدا ایمان نداره؟ -

بیشتر از اون چیزی هستیم که فکرش رو بکنی

و با این حال، تو از این که خواهرت با خدا بزنه میترسی؟

نمیترسم نگرانم

نگرانی که خواهرت دیوونه شده یا اینکه شاید نشده باشه؟

باید شده باشه

این من نیستم این مسخره‌اس

من بچه نجات نمیدم

ولی اونو نجات دادی - من کاری نکردم -

اون بچه تو بغل تو مثل سپر انسانی میمونه

ممنون میبینی، این زن منو میشناسه

این میدونه که من همچین آدمی نیستی - این "جی" نیست -

اون میدونه که من کوچکتر از خودم رو ملاحظه نمیکنم

خب، قبلاَ که نمیکردی

به نظر من که با ملاحظه میای

کم و بیش - تو منو قبلاَ نمیشناختی -

قبل از چی، دقیقاَ؟ - ... قبل از -

این که با ملاحظه کار کردن من شروع شدن

ولی الان تو رو میشناسم - و تو فکر میکنی که من یه ناجی بچه هستم -

... و همه اینطوری فکر خواهند کرد

"با تشکر از روزنامه "اوگوهوی

خیلی خب، شاید نه همه

ولی سرخپوست های سنکا اینجوری خواهند شناخت

من نمیتونم اینو تحمل کنم که اونا دور آتیش بدوون و - فکر کنن من ناجی‌ام من سه درصد سنکایی هستم -

اونوقت میتونی به مردمت بگی که من ناجی نیستم

این مسئله رو پخش کن

پاش درد میکنه به خانمِ یه صندلی بده

اوه! او او

یکی داره ازش استفاده میکنه

... اوه - !اوه -

!اوه، نه - اوه، مرد -

!چرا مواظب کاری که میکین نیستین؟ لعنتی - متاسفم -

... این زن کارکن اینجا نیست و بار مسئولیتی

در قبال اعمال اون نداره

من این پیرهنرو تازه خریدم و الان بوی عرق نیشکر میده

بوی عرق نیشکر میده

یه حوله هست، ولی اینم بوی شیر ترشیده میده نیمدونم کدوم بهتره

سلام تو شراب "دایکوری" من نیشکر بودش

رفیق اون که مال من بود متاسفم

من برای 20 سال شراب نخورده بودم، عوضی

ممنون تو همین الان هوشیاری منو نجات دادی

منظوری نداشتم تشکرت رو پس بگیر

من لایقش نیستم - داری کجا میری؟ -

به یه جلسه

من هیچ ربطی به اون نداشتم

خانم "بیتل"؟

خانم "بیتل"؟ ماریانا مری"؟"

خانم "بیتل" دوباره قرص های آلرژی تون رو با گالو خوردین؟

!ایو

چاقالو

مافین

اون اومده بیرون

سلام؟

ما یه جلسه داشتیم؟

!چاقالو

آه، "پت"؟

پت" چاقالو"

اینا عکسای من هستن تو منو زیر نظر داری؟

....نه نه! من دارم تحقیق میکنم

... روی، آم، کسایی که

Wonderfalls subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Wonderfalls

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left