The first 200 lines.
.زودباش دیگه
.باز کن
.کاری میکنم اون خنجر رو بخوری
،حالا .دیدی این میتونه چیکار کنه
پس، عذرخواهی کن، قبل از اینکه .صورتت رو بشکنم
.متأسفم
.دیدی؟ بهتر شد
تو یه گلدن تایگر هستی، درسته؟
مشتآهنین
امیرعلی ، شقایق Dark AngeL , illusion
بوی میگوی سیره؟
.و مو شو
.لوسم میکنی
.سوخته واسه اینکه چراغ نیمه شب روشن بمونه
.چند ساعت دیرتر از نیمه شب اومدی
روی چی کار میکنی؟ - .یواِسسیآیاِس آی-485 -
نمیشه اولین قدم رو در گرفتن تبعیت دائمی آسون برداشت، درسته؟
.وگرنه همه درخواست میدن
.دارم کمک میکنم دایانا سای درخواستش رو آماده کنه
توی اون فروشگاه اَنیمهای فورسایت کار میکنه، درسته؟
.باید یه سر برم و ببینمش
تا بتونی باز هم آت و آشغال بیاری اینجا؟
.هی، آت و آشغال نیست .تحقیقه
.15سال فرهنگ گذشته رو از دست دادم .باید خودم رو بهش برسونم
یه جورایی خوشم میاد که نمیدونی .باباسفنجی کیه
.یه اسفنجه به نام بابا
.خیلیخب
.لعنت .واقعاً خسارت وارد کردی
.سه تا نگهبان رو کشتن
نمیتونستم ریسک کنم ...که بذارم فرار کنن، پس
.جلوشون رو گرفتم
.مثل یه منطقهی جنگی شده
.پاسخ خوبی به "خواهش میکنم" نمیدادن
میدونی اون شب همین رو گفتی، درسته؟
وقتی دیوار پشت اون .کلاب شبانه رو خراب کردی
.فقط سعی دارم آرامش رو حفظ کنم
...وضعیتها .پیش میان
شاید اگه ...شروع میکردی باهام بیرون بیای
بیا دوباره این بحث رو نکنیم، باشه؟
.بیخیال، بده من
.از کاری که توی کانون میکنم خوشم میاد
.میدونی، به... مردم کمک میکنم .بخشی از جامعهام
...تازه
...آخرین باری که درگیر شدم
.اوضاع به بیراهه کشیده شد
.هی
.تو میستی رو نجات دادی
.و کلیر
.این نیمهی پُر لیوان رو دیدنه
.حقیقته
.باشه
.زودباش
چیه؟
نظرت راجع به یه مأموریت قهرمانانهی آخر قبل از خوابیدن چیه؟
.فکر میکردم میخوای استراحت کنم
این همه راه از خیابون هستر .برام غذای بیرونبر آوردی
.عصر بخیر
.پیغامت دربارهی محموله رو گرفتم
.اطمینان دارم هنوز توی راه باشه
.هست ،مشکل هزینهی عبوره
.که بیشتر شده
.ما یه معاملهای داشتیم، آقای یانگ
.من این اسکلهها رو کنترل میکنم
ولی بقیه .چیزی که دارم رو میخوان
،اگه کنترل رو از دست بدم .محمولهتون نمیتونه از مأمورها بگذره
.این انتخاب رو نداریم
.قیمت جدید چهار میلیونه
،جایی که من ازش میام، آقای یانگ
اونهایی که حرفشون دوتا میشه رو .به انتهای درهای عمیق میاندازن
،وقتی بچه بودم میان جسدهاشون قدم میزدم
.و استخونهاشون رو برای تأثیر بیشتر میشکوندم
.شرایط رو با شریکم در میون میذارم
زنم دوست داره بهم بگه .این محل یه داستان اخطارآمیزه
تمام ماهیهای کوچیکی که فکر میکردن ...دارن به بالای رودخونه میرن
.حالا شدن غذای یه نفر دیگه
.داستان دیگه بسه
...اگه دوباره قیمت رو بیشتر کنی
تو، زنت و کسب و کارت .زجر میبینن
.کالین کوتاه میاد
فقط میگم خانومت .نمیدونه چی رو داره از دست میده
.یه برنامهی عالی جلوت هست .من کسب و کار خودم رو دارم. بدجوری خوب میرقصم
.و باید صدای کارائوکه خوندنم رو بشنوی .کاملاً عالی میخونم
،آره، خب .کالین از کارائوکه متنفره
چی؟ پس .همین الان میذارمش کنار. فراموشش کن
به نظر شما دوتا اوضاعتون خوبه، ها؟ - .آره. الان رابطهی محکمی داریم -
،میدونی، این اولین باریه که .با یه نفر زندگی کردم
یه سازگاریه، میدونی؟ .باید فضای شخصیم رو به اشتراک بذارم
.افکار خصوصیم رو
،هفتهی پیش .یکی از لباسهاش رو انداختم توی خشککن
.یکی از گناهان کبیره - .آره -
.درست بعد از خوردن شیر با پاکتش
.اون دیگه خیلی حال به هم زنه، داداش - .آره. بهم میگن -
.دنی
.ببین
،تمام این چالشها، برادرم .تمرین خوبیه
.باید تا وقتی فرصت هست از این موقعیت استفاده کنی
.چون معلوم نیست ممکنه کِی از دست بره
.باشه - آره؟ -
و تو چشمهات رو باز نگه دار .ممکنه یه وقت زن آیندهات رد بشه
.دوست دخترت زن آیندهی منه
.باشه، برو .فقط سوار شو
!هی همینجوری میخوای ماشینت رو بذاری اینجا؟
.خیابون مات بسته شده .امروز قراره کلی ترافیک بشه
.تو تمام اخبار دیدمش .جریان ماشین زرهی بود
.گلدن تایگرها در منطقهی گنگ هَچِت
.خوب نیست
خوب نیست، بهت میگم، دنی. تمام صلحهای قدیمی .دارن بر باد میرن
.آخرین باری که جنگ ترایاد شد، خوشگل نبود
.برای عضوگیری به همه گفتن
تو... جوری میگی انگار .تجربهاش کردی
،وقتی 12 سالم بود .تقریباً به تیشهها ملحق شدم
.بهترین دوستم رو عضوگیری کردن
دیدنش توی تابوت .باعث شد به زندگی درست و صحیحم ادامه بده
.روزهای بد گذشته بیا امیدوار باشیم برنگردن، باشه؟
.خبرهای خوب .انجام شد
.فقط مونده اون هزینهی بایگانی
امکان نداره به این زودیها .750دلار به حقوقم اضافه کنم
.بایارد یه سپرده داره
.شاید حداقل بتونیم بخشی از هزینه رو پرداخت کنیم
.ممنون، کالین
.خیلی ممنونیم - .خواهش میکنم -
.تنهایی بزرگ کردن لانا نمیتونه آسون باشه
.خیلی زود داره بزرگ میشه
.خیلی سریع .لباسهاش خیلی زود بهش کوچیک میشن
تازه چندتا اهداییه از اون .خیریه برامون ارسال شده
چطوره من یه نگاه بندازم ببینم میتونم .چندتا لباس زمستونهی بچگونه پیداکنم
هی، لانا؟
.بیا بریم دنبال گنج بگردیم - .باشه -
.باشه. خیلی کوچیکه
نظرت راجع به این چیه؟ .بیا اون رو امتحان کنیم
عالی شد. بذار ببینیم میتونیم یه شالی .چیزی پیدا کنیم یا نه
.خوشگله
اونجا چی داری؟
!اسباب بازی
ایتن؟
...لیستی از اهداییهها داریم یا
میدونی این از کجا اومده؟
ببین، کاری که باید بکنی .اینه که بری به سمت بالای شهر تا به پرینس برسی
.اونجا میشه بالاشهر
فکر میکردم دارم .اونطرفی میرم
.خیابونهای این پایین خیلی گیجکننده هستن
.بهش عادت میکنی - .نمیتونی گم بشی -
،خورشید روی رودخونهی ایست طلوع میکنه .روی هادسون غروب میکنه. بالاشهر میشه سمت شمال
.وای. بعد مردم میگن اهالی نیویورک اهمیت نمیدن .چه جنتلمن
تازه به شهر اومدی؟ اهل کجا هستی؟
.اوک کریک، ویسکانسن
...خونهی رؤیاهای خاموش شده، امید از دست رفته و .پای در حد متوسط
...هی، تو یه .عکسبردار هستی
.نه. از یه دوست قرضش گرفتم میتونم ازت عکس بگیرم؟
.آره. البته .آره
من نقاشی میکشم و فقط از دوربین استفاده میکنم
.تا زمینهی تصورم رو محدود کنم
فهمیدم هرجایی که لنزها رو ،روی خیابون متمرکز میکنم
فقط یه نفر یا یه چیز رو ...پیدا میکنم، انگار
.این یکی جالبه
،آره، نور ساختمونها .خیلی جادوییه
!مائو دو هنوز داری کار میکنی، مرد؟
.بهت نمیخوره یه مائو دو باشی
.باورکن، من هم همین رو میگم .اسمم دنیـه
.مری
باشه، خب، ممنون برای .معارفهی ورود به شهرم
.از ملاقات باهات خوشبخت شدم، دنی .اَندرو
.آلبرت. ولی میتونی بهم بگی اَندرو .بدم نمیاد
.باشه .بهتره برم
قسم میخورم، بعضیها .دوتا دوتا گیرشون میاد بعضیها سرشون بیکلاه میمونه
.ببین، فقط داشتم مؤدبانه رفتار میکردم
.نه ".جنتلمنانه"
.اینطوری رفتار میکردی
مؤسسههای رند
الو؟
.بله
،باشه. خیلیخب .بابت خبر ممنون. آره
.هی، عذر میخوام ...ببخشید
.اون اسبابخانه فروشی خیلی وقته بسته شده؟
.چند هفته است - ...میدونی چطوری میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم یا -
.پسرعموش یه رستوران توی خیابون داره .سیلور لوتوس
.اسمش ایپـه .هنری ایپ
.باشه .ممنون
.شما اینجا کاری ندارید
،نون رو بهمون بده .و میریم
...قبلاً پول دادم - .مشکل توئه، نه ما -
.هی! ازش دور بشید - !هی، برو عقب. برو عقب -
میخواید به پلیسها زنگ بزنم؟ - .انجامش بده -
چند سالتونه، 15؟ .برید خونه
!از اینجا گم بشید
.زودباشید .زودباشید
.خدای من آقای ایپ، درسته؟
حالتون خوبه؟ - .آره، خوبم. ممنون -
چی میخواستن؟ - .پول محافظت -
،متأسفم ،میدونم واقعاً بدموقع اومدم
ولی راستش چندتا سؤال دربارهی .پسر عموتون دارم، چویی
.پسرعمویی به اون اسم ندارم
.من فقط جور دیگهای شنیدم
.باز هم ممنون
.هی، وارد .وایسا
یه شرکت حمل بار؟
کِی قراره این جریان درآمد بخور و نمیر تموم بشه؟
تو یه دفتر کناری با اسمت .توی رند داری
برام خوب بود که از رند ...فاصله بگیرم
.یاد بگیرم خودکفا باشم .دید جدیدی بهم داده
No comments yet. Be the first to leave one.