The first 180 lines.
از وقتی که نبرد با ارک لرد تموم شده...
خیلی سرمون شلوغ بوده...
ولی به کمک همه، تونستیم حلشون کنیم.
خب، برنامۀ امروز من چیه؟
امروز هیچ برنامۀ خاصی ندارید.
اوه، عالی شد!
بعضی وقتا، بد نیست کمی به خودتون استراحت بدید.
حالا که فکرش رو میکنم، هیچ روز مرخصیای نداشتم.
خیلی خب، همه چیز ..درمورد کار رو فراموش میکنم.
و تنبل بازی درمیارم!
هر چقدر دوست دارید تنبل بازی در بیارید.
نگاه.
بوینگ، بوینگ.
بوینگ، بوینگ، بوینگ.
بوینگ، بوینگ، بوینگ، بوینگ.
بوینگ، بوینگ.
نگاه.
یه بار دیگه!
ای وای...
نگاه.
ور رفتن
اوه.
نه، نمیتونم برای آشپزی .به شما زحمت بدم، شیون دونو
نیازی نیست اینقدر نگران من باشی.
هرکاری بتونم انجام میدم.
میگم...
چیزی ندارین؟
جانم؟
مثلاً... کار؟
روز دوم: هوای بهاری و...
خب، آخرش برگشتین سرکار؟
وقتی بهم گفتن نیازی نیست کاری کنم، حسابی بیقرار شدم.
پسر!
بالاخره یه روز تعطیل گیرت اومده، باید ازش لذت ببری.
ا... اوه...
جدیداً مغازههای باحال بیشتر شدن.
!اوه
میتونی برای راهنمایی به من اتکا کنی.
اوه!
اینم خدمت شما.
دیدی؟ غذای مغازههای این خیابون عالین.
آره!
همینطور اون طرف!
مغازۀ سوغاتی فروشیه.
اوه؟
بین خودمون باشه، امیدوارم زودتر مغازهای که خانوم داشته باشه پیدا شه.
اوه، آره.
اون کجا غیبش زده؟
بد شد!
کاپیتان ریگورو و استاد اومدن!
!اوه
یعنی خیالاتی شدم؟
.خوب از دستمون در رفت
پسر، لذت بردن از روز مرخصی هم !خیلی آسون نیست، ها
نخیر! تو داری از زیر کار در میری، مگه نه؟
اوه؟
اونی ساما، امروز مرخصی هستی؟
پس...
نه.
حتی اگه مرخصی باشم...
باید هنوز نظم ذهن و بدن، همینطور مراقبت از اسلحههام رو رعایت کنم.
دقیقاً به خاطر اینکه روز آرومیه...
باید شمشیری که ازمون محافظت میکنه رو برق بندازم.
به خاطر ریمورو ساما، تو و همینطور اهالی شهر.
اونی ساما...
ولی...
،باید تمیز کاری کنم پس بیرون انجامش بده.
فکر کنم آخرش، منم معتاد کار بودم.
پس دیگه نمیتونم بهت گیر بدم.
شما میتونید از هرکاری که انجام میدید لذت ببرید.
ولی من فقط دارم بیوقفه کار میکنم.
،حتی وقت استراحتم حس میکنم باید یه کاری رو میکردم که نکردم.
وقتی دستام بیکارن، حس میکنم از بقیۀ شهر جدا شدم.
از بچهها... خوشت میاد؟
نه... خب من...
اوهو، مراقب باش.
...مطمئن نیستم خوشم میاد یا نه
نمیدونم چرا... همیشه اینطوری میشه.
اوه، شما اینجایی، ریمورو ساما.
سرگرمی قایمکی.
با اجازه.
!اوه، ریرینا سان کم پیش میاد بیای اینجا.
زمان آماده سازی مزرعهها رسیده...
چیکار کنیم؟
آماده سازی مزارع = کار
همینه!
آماده سازی مزارع = کار
همه رو فردا صبح جمع کن!
چشم، پس همه رو خبر میکنم.
خیلی خب!
وقتشه تو مزارع رو ردیف کنیم!
ما به عنوان قدمی در جهت ...افزایش خودکفاییِ شهرِ درحالِ رشدمون
تصمیم گرفتیم کلی زمین برای کشاورزی درست کنیم.
از قدیم گفتن، زمینی غذای خوب میده که خودش خوب باشه.
میخوام مال ما هم همینطور باشه.
،خب به هرحال روی کمک همهتون حساب میکنم.
فهمیدیم!
به نظرت سبزیجاتی که توی شهر میفروشن رو ما میتونیم درست کنیم؟
به نظر کمک کردن جالب باشه!
بیاید همگی تلاشمون رو بکنیم.
میگن، با شکم خالی نمیشه کاری کرد.
من که نمیخوام بچههامون گشنگی بکشن.
آره، درسته؟
..درکـتون میکنم.
ســــمــــــــــــــی
دوست دارید یه غذاهای خوشمزه بخورید، مگه نه؟
خیلی خب! کاشت رو شروع میکنیم!
آره!
تو روی اون زمین کار کن.
ما هم باید حسابی بترکونیم!
دارم خسته میشم.
آره.
میخوام جیم بزنم.
به نظر من که خیلی سرگرم کنندهست.
پسر، چه چیزای خسته کنندهای میگی.
هوی، گوبوتا، گوش میدی؟
وایسا بینم، چی؟!
،اون که کار نمیکنه سریع جیم زد رفت!
گوبوتا! چرا داری از زیر کار در میری؟
اشتباه میکنید.
داشتم تمرین تمرکز انجام میدادم.
تمرین تمرکز؟
که اینطور، تمرین تمرکز...
تمرین تمرکز
مدیتیشن
هوی، گوبوتا کون!
!کوروبه سان؟
چیزی که ریمورو ساما خواسته بود رو تموم کردم.
واقعاً؟
پاداش برای نبرد با گابیرو
هورا! مُردم از منتظر موندن!
مال اون موقع است، درسته؟
پسر، فکر میکردم دیگه مردم!
گوبوتا کون، این میتونه با یه چرخش زمین رو بشکافه.
بیشتر از هر کار دیگهم ازش راضیام.
فوقالعادهست!
حالا حتی قویتر میشم...
قویتر... میشم؟
اسلحه
چنگک
شگفتانگیزه، گوبوتا.
زمین سخت تو یه لحظه شکست!
واقعاً داره شخم میخوره!
انگار چنگک بخشی از بدنشه!
میخوای بگی این بیشتر از هرچیز دیگهای بهم میاد؟!
به نظرت اشتباهی بهش دادم؟
جریان این لوبیاها چیه؟
سویا
انگار تعداد زیادی ازشون رو کاشتین.
اینا سویا هستن.
اوه...
اگه درست پرورششون بدیم، میتونیم ازشون چیزای زیادی درست کنیم.
چیزایی مثل میسو و سس سویا...
.و همینطور... ناتو
ناتو؟
ناتو، اگه بخوام ساده بگم...
لوبیای فاسده!
شیون، بخور! خوشمزه است!
تعارف نکن، بذار به خاطر اینکه هر روز برام غذا درست میکنی ازت تشکر کنم.
من عاشق این لوبیاهای لزج کشدار و فاسدم!
ریمورو ساما فکر میکنه لوبیاهای فاسد خوبن
ریمورو ساما چیزای فاسد رو دوست داره
ریمورو ساما چیزای فاسد دوست داره!
ریمورو ساما چیزای فاسد دوست داره!
بذار اصلاحش کنم! تخمیر شدن! تخمیر!
منتظر غذای بعدیتون باشید!
یه غذا با کلی چیز فاسد براتون آماده میکنم!
نکن شیون!
میخوای با این یاداشتها چی درست کنی؟!
شیـــــــــــــــــون!
خاطرات نتاسخ یک اسلایم، ادامه دارد!
زمانی که به عنوان اسلایم تناسخ پیدا کردم
خاطرات یک اسلایم تناسخ پیدا کرده
پس با این حساب...
برنج آزمایشی
پرورش برنج رو میسپارم .به گروه گابیرو
!اوه! مایۀ افتخاره
...پس اجازه بدید آواز قدردانی
!لازم نکرده
از اونجایی که توی تالاب زندگی میکنید این کار کاملاً براتون مناسبه، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.