Gundala

Gundala

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Gundala 2019 BluRay x265 HEVC Pahe
Gundala 2019 BluRay Pahe
Gundala 2020 BDRip XviD AC3-EVO
Gundala 2019 BluRay x264-YIFY
Gundala 2019 BluRay x265-RARBG
A Commentary by Daniall
.::D@NiaL::. - [email protected] | @Danial_jaberansari

Tags

BluRay
x265
HEVC
x264
Published on: 2020-07-23
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام فارسی زبان ‫و علاقه مندان به زبان فارسی

‫ تـرجمـه ای از ‫.::D@NiaL::.

‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم ‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم

‫- شکست ناپذیریم، در کنار هم ‫- شکست ناپذیریم، در کنار هم

‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم ‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم

‫- شکست ناپذیریم، در کنار هم ‫- شکست ناپذیریم، در کنار هم

‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم ‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم

‫- شکست ناپذیریم، در کنار هم ‫- شکست ناپذیریم، در کنار هم

‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم ‫- با ظلم میجنگیم، در کنار هم

‫چطوره که رئیس میتونه ‫به این همه نگهبان و حراست پول بده...

‫اونوقت نمیتونه به کارگرا دستمزد مناسب بده؟

‫نگهبانا هم مثل ما هستن، اونا هم کارگرن

‫باهاشون درگیر نشیم

‫ شکست ناپذیریم، در کنار هم

‫بس کنید!

‫میخوایم بریم داخل با ‫رئیس کارخونه صحبت کنیم

‫با زبون خوش رامون میدید، ‫یا با زور وارد میشیم

‫دروازه رو باز کنید

‫بس کنید

‫بس کنید

‫کافیه

‫گفتم کافیه، ‫بس کنید

‫ای عوضی!

‫تمومش کنیـــــد

‫یکی رو بفرستید داخل تا با من حرف بزنه

‫تویی که سمت راست ایستادی، ‫تو نیا

‫چطور؟

‫هر دوتون برید تو

‫- اون چیزایی رو که توافق کردیم بش بگید ‫- میتونی روی ما حساب کنی

‫ولی به یه شرط... ‫بقیه تون برید خونه

‫ - امکان نداره ‫- نمیشه

‫فکر میکنید دیوونه ام؟

‫به نماینده هاتون آسیبی نمیرسونم

‫یالا، برید کنار

‫حرکت کنید

‫برید خونه

‫دوستم گفت پدرت مایه دردسره،

‫گفت تجمع رو تو رهبری میکنی

‫من فقط برای حق و حقوق خودم و دوستام میجنگم

‫پدر دوستم با حقوق کم هم راضیه، ‫همین که کار داره راضیه

‫اینکه بعضی ها برای گرفتن حق خودشون ‫ساکتن و کاری نمیکنن

‫دلیل نمیشه که ما هم شبیهشون باشیم

‫ولی چرا؟

‫اگه چشمامون رو روی بی عدالتی ای ‫که میبینیم ببندیم و ساکت باشیم....

‫دیگه اسممون رو نمیشه انسان گذاشت

‫ممنون چراغ رو تعمیر کردی

‫سانکاکا، ‫پنجره رو میبندی لطفا؟

‫- مامان، ولی بیرون بارون و رعدوبرق میزنه ‫- نترس، رعد و برق بت نمیخوره

‫یالا، ببند پنجره رو

‫اون دو نمایندمون سه روزه پیداشون نشده

‫بقیه کارگرا عصبانی هستن. ‫میخوان برن تو کارخونه

‫- هر دوشون سه روزه مفقود شدن؟ ‫- احتمالش هست که تا الان مردن

‫من میرم. ‫حواست به سانکاکا باشه

‫باشه، ‫مراقب خودت باش

‫بابا کجا داره میره؟

‫اون دوتا کارگر رو یادته که رفتن تو کارخونه؟

‫از اون موقع دیگه برنگشتن

‫الان هم پدرت با بقیه کارگرا ‫دارن میرن کارخونه

‫بریم به خونه اون دوتا کارگر سر بزنیم ‫ببینیم حال خونوادشون خوبه یا نه

‫- اومدیم حالتونو بپرسیم ‫- خوبیم، واقعا خوبیم

‫یه لحظه صبر کن

‫- چقدر؟ ‫- چی؟

‫با چقدر دوستاتون رو فروختید؟

‫ما به اون پول نیاز داریم

‫براتون متاسفم

‫مامان

‫- میترسید؟ - نه ‫- از مرگ، میترسید؟ - نه

‫مامان

‫مامان

‫- برای مرگ آماده اید؟ ‫- آره

‫مامان

‫مامان

‫ماما

‫سانکاکا، ‫بجنب برو کارخونه

‫به پدرت بگو رکب خوردن

‫برو سانکاکا، پدرت تو خطره

‫- میترسید؟ ‫- نه خیر

‫- برای مرگ آماده اید؟ ‫- آره

‫- از مرگ میترسید؟ ‫- نه خیر

‫- برای مرگ آماده اید؟ ‫- آره

‫بابا

‫بابا

‫بابا

‫بابا

‫بابا

‫ما با خودمون چاقو نداریم

‫بااااباااااا

‫بابا

‫باباااا

‫بابا، لطفا نمیر

‫بااااابا

‫لطفا نمیر بابا

‫بلندشو

‫کمکش کنید

‫سانکاکا

‫فردا باید از شهر برم بیرون ‫یکی یه کار بهم معرفی کرده

‫شب رو هم نمیای؟

‫آره، ولی برای یه روزه

‫یه ساله که پدرت فوت کرده

‫خونمون رو فروختیم، الان مساتجریم

‫پولامون دارن تموم میشن

‫پس باید پول بیشتری در بیارم

‫فقط یه روزه؟ درسته؟

‫پس فردا، بعد مدرسه، ‫دقیقا همینجام و دارم برات غذا میپزم

‫تو پسر شجاعی هستی، درسته؟

‫بیرون بازی نکن، فصل بارونه

‫تو که نمیخوای دوباره رعدوبرق بت بخوره ‫و حالت بد بشه

‫ماما؟

‫مامان؟

‫ماما؟

‫مامان...

‫مامان...

‫مامان...

‫مامان...

‫مامان...

‫برات یه مقدار غذا آوردم

‫بگیریدش

‫میخوای بمیری کله خر؟

‫نمیتونی در بری مرغ پا کوتاه

‫برید کنار

‫عذر میخوام

‫بگیریدش

‫عوضی

‫چطور اینجوری کفریشون کرده بودی؟

‫داشتن یه دختره رو اذیت میکردن

‫،اونم مثل من یه نوازنده خیابونی بود،

‫بعدش یه سنگ سمتشون پرت کردم

‫یاد بگیر سرت تو کار خودت باشه

‫اگه تو کار بقیه سرک بکشی ‫زندگیت به گه کشیده میشه

‫پس چرا تو کمکم کردی؟

‫خب، به خاطر همینه که ‫الان تو دردسر افتادم

‫از پس 5تاشون براومدم، مشکلی نبودن

‫ولی اگه کل دار و دستشون بیافتن دنبالم، ‫دیگه کارم تمومه

‫ببخشید انداختمت تو دردسر

‫- من اوانگ هستم ‫- سانکاکا

‫- بخور، بعدش بت یاد میدم چجوری دعوا کنی ‫- چرا؟

‫تا بتونی از خودت دفاع کنی و ‫دیگه دردسر من نباشی

‫- تا الان خونه داشتی؟ ‫- آره، یه بار

‫یه سری پولدار منو به فرزندخوندگی گرفتن

‫ولی اونا دائم اذیتم میکردن ‫به خاطر همین فرار کردم

‫به پولدارها اطمینان نکن

‫خیلیاشون آدمای بدی ان ‫تا پای مرگ پیش رفته بودم

‫از بارون میترسی؟

‫- از رعدوبرق میترسم ‫- چرا؟

‫همیشه دنبالمه

‫پس با رعدوبرق هم یه دردسر برا خودت درس کردی ‫تو کار رعدوبرقم سرک کشیدی؟

‫سالی یه بار، یه قطاری از اینجا رد میشه

‫واسه یه هفته، بدون توقف در حرکته

‫- کجا میره؟ ‫- شرقِ جنوب، امن ترین جا

‫- کِی دوباره از اینجا رد میشه؟ ‫- فردا

‫روش میپرم و گورمو از اینجا گم میکنم

‫- یه هفته بدون توقف؟ غذا چی میخوری؟ ‫- توی قطار غذا هست

‫سبزیجات، میوه

‫- منم میتونم بیام؟ ‫- نه

‫- وبال گردنم که نیافتادی ‫- واست دردسر نمیشم

‫همین الانش هم هستی

‫- مامان؟ ‫- سانکاکا

‫مامان، دلم خیلی برات تنگ شده بود ‫لطفا دیگه هیچوقت ازم دور نشو

‫- مطمئنی میخوای باهام بیای؟ ‫- آره

‫بپر بریم

‫اوانگ!

‫- یالا سانکاکا ‫- اوانگ!

‫بجنب سانکاکا

‫- اوانگ ‫- سریعتر، تو میتونی

‫- اوانگ ‫- یالا، تو میتونی سانکاکا

‫اوانگ

‫سانکاکاااا

‫- اوانگ ‫- به هیچکی اطمینان نکن

‫- تو کار بقیه سرک نکش، دخالت نکن ‫- اوانگ

‫تو میتونی به زندگیت ادامه بدی

‫هِی!

‫تو کارت دخالت نمیکنم ‫تو کارم دخالت نمیکنی

‫کمک!

‫پناهنده‌ی کثافت ‫این شهرو به گه کشیدید

‫بدش به من!

‫بیا تو ماشین

‫بجنب دیگه بجه جون

‫چرا افتادن دنبالت؟

‫- اصلا کی بودن؟ ‫- خودت کجا زندگی میکنی؟ بزار برسونیمت خونه

‫میتونی حرف بزنی؟

‫خونه داری؟

خونواده؟

‫- کجا ببریمش؟ ‫- هر جا تو بگی

‫میخوای ببریمت اداره پلیس یا ‫میخوای با ما بیای، با ما زندگی کنی

‫میتونی پسرمون باشی ‫مدرسه ثبت نامت میکنیم تا کلی چیز یاد بگیری

‫باشه؟

‫میخوای چکاره شی؟ ‫مهندس؟ هنرمند؟ دانشمند؟

‫نظرت چیه عزیزم؟

‫نترس، ما فقط میخوایم کمکت کنیم

‫هِی، پسر!

‫تو یه تعمیرکاری مادرزادی

‫از یه تعمیرکار واقعی هم فنی تری

‫ولی اگه جدی تعمیرکار باشی ‫به زودی بیکار میشی

‫نگهبان حراست بشی بهتره ‫اونا هنوز به آدمایی مثل تو نیاز دارن

‫قبلا این کارخونه‌ کاشی سقف میساخت ‫الان شده چاپخونه

‫ولی همیشه نیروی حراست میخوان

"جاکارتا تایمز:" ‫"درگیری میان شهروندان رو به افزایش است"

‫"قانونگذاران جدید سوگند یاد می کنند"

"جاکارتا تایمز"

‫هوای ابریه ولی گرما میباره ‫همه چی قاطی شده!

More Farsi Persian subtitles for Gundala

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left