The first 200 lines.
ما رو نکشيد - ما رو نکشيد -
...نه
ولمون کنيد
...حنيف، فرار کن
!يکي کمک کنه
حنيف فرار کن. زودتر فرار کن
سريع فرار کن
فرار کن حنيف، فرار کن
بگيرينش
فرار کن، حنيف
!کمک
!کمک
دستور بدين، قربان
آماده شليک
بله؟
"قربان، 24 بسته به اين آدرس فرستاده شده"
"ردِ 15 بسته رو زديم" قربان، هدف داره حرکت ميکنه
بله، حسنا - "خونهش رو پيدا کرديم" -
بايد شليک کنم
"طبق اين نقشهها، بمبهاش دارن سيگنال ميفرستن"
چي!؟ - دستور بدين، قربان -
دارم شليک ميکنم
همه رو در حالت آماده باش قرار بدين
ببين ديده بانها سر پستشون هستن يا نه
همه رو در حالت آماده باش نگه داشتم
...خيلي خب، هر چي که دستور بده
بايد انجام بشه
بله، قربان - زود باش -
وارانگ کيه؟ وارانگ؟
قربان، وارانگ هستم
تمام منطقه پاک شده
قايق رو ديدم
قايق کِي رسيده اينجا؟ - نميدونم، قربان -
...پس تو نگهبان ساحلي هستي ولي نميدوني
قايق کِي رسيده؟
قربان، به محض اينکه قايق رو ديدم اطلاع دادم
وظيفهم رو انجام دادم، خانم
اسم شرکتي که قايق توش ثبت شده يا اينکه کي و کِي تا اينجا آوردتش
هيچي نميدوني
...آخه
بيشتر از نصف نيروي امنيتي اين شهر، تو ساحل پُست ميدن
... و با اين وجود
اسم اين انجام وظيفه نيست. به اين ميگن اهمال در انجام وظيفه
"روهيت"
اينجا رو نگاه کن
...قربان اين - اِچ.اِم.ايکس -
درجه ارتشي
خيلي قدرتمندتر از آر.دي.ايکس
فکر ميکني چقدر قاچاق آوردن؟
...با توجه به سايز کوپهها
...اگه تونسته باشن تو هر کدوم 25 تا 30 کيلو جا بدن
احتمالاً هزار تا يا بيشتر رو قاچاق آوردن
زنگ بزن به رئيس
بله
بله، قربان
...ميدونم ولي
بله، قربان. بنده در حال حاضر رئيس ستاد مبارزه با تروريسم* هستم
بله
چقدر زمان ميبره تا اطلاعات رو از سازمان اطلاعات* بگيرم؟
خانم
باشه. صبر ميکنم
باشه، ممنون
خانم، ديگه مرخص ميشم
صبر کن، ديوان
آي.بي يه دقيقه ديگه اطلاعات رو برامون ارسال کنه
يه دقيقه؟
به شهرمون 25 کيلو اِچ.اِم.ايکس قاچاق شده
و هيچ سرنخي نداريم
شايد 1 روز، 5 روز يا 10 روز
نميدونيم چند تيکه ازش تو سطح شهر پخش شده
هر ثانيه باارزشه و شما ميخواين يه دقيقه صبر کنم؟
ميفهمم، ديوان. ولي بايد طبق مقررات پيش بريم
وزير دولت
خانم، شما از مقررات پيروي کنيد
و من وظيفهم رو انجام ميدم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سارا
روناک؟
بله روناک؟ - قربان، منگش تاده هستم. از دايره مواد مخدر -
هان؟
بله؟ - روناک پسر شماست؟ -
آره
قربان، يه عمليات در هتل ماه آبي داشتيم
يه مهموني جنجالي بود
مقدار زيادي مواد مخدر هم توقيف کرديم
جوونهاي زيادي رو بازداشت کرديم
پسر شما، بين اونا بود
چيکار کنيم، قربان؟
طبق وظيفهتون عمل کنين
همه رو براي تست اعتياد بفرستيم؟
معلومه، همه رو بفرستين
بله، قربان
رائوتيا - بله، قربان؟ -
اين دو تا رو هم ببر. زود باش
بله
بريم. بلند شين
روناک؟
"سيدهو"
منتظر روناک بودم
اصلاً ميدوني پسرت کجاست؟
آره، رفته مهموني با آشيش
ولي جواب تلفنش رو نميده
و نخواهد داد
تو عمليات پليس، دستگير شده
تو مهموني جنجالي بودن
چي؟
تو از کجا ميدوني؟
از کلانتري بهم زنگ زدن
!واي خداي من
درستش کردي، سيندو؟ - آره -
دارن ميبرنش که آزمايش خون بده
چرا جلوشون رو نگرفتي؟
بايد ميورديش خونه
ميتونستيم بهش توضيح بديم
تو ميدونستي مواد مخدر مصرف ميکنه؟ - نه -
چطور... چطور ممکنه مواد مخدر مصرف کنه؟
اون پسر ماست
حتماً يه اشتباهي شده
اگه اشتباه شده باشه، ميارنش خونه
...ضد تروريسم ولي
اسامي - موقعيت چيه؟ -
خبر جديدي نيست؟ - نه، قربان -
قربان - بله -
قربان - قربان -
قربان
فيلم دوربينهاي مدار بسته چي؟
بده بهش - بله -
اين سه تا پروفايل رو ميخوام - بله، خانم -
وصل شو به دوربينهاي مدار بسته
زوم کن
وقت ندارم. سريعتر
اين چيه؟
...تو دو هفته گذشته
شيرکه، رئيس ديوان داره فايل رو مياره، آماده باش
بله، قربان
سريع،سريع - از اين فايل پيداش کن -
بله، قربان - زود باشيد، بچهها. سريعتر -
"تو مشت آهنين من اسير شدين" "و هيچ راه فراري ندارين"
"بذارين بهتون بگم که روحتون هم خبر نداره"
"چون هيچکس تا به حال زنده فرار نکرده"
"تا ديدن طلوع خورشيد زنده نمي مونين"
"بهتره همين الان شهادتتون رو بخونين"
"قراره بکشمتون"
"پسرجون... من از قبل هشدار نميدم"
"از قبل هشداري نميدم"
"صداي بلند آژيرها رو بشنو"
"يه طوفان داره به سمتتون مياد" "از سر راهش برين کنار"
"يه گلوله از تفنگم" "يا يه آپرکات به بالا"
"ميل خودتونه"
"چون قراره يک بار براي هميشه تمومش کنيم"
"خيال ميکني بهت آسون گرفتم" "اما اين يه هشداره پسرجون"
"اگه خواستي از اين فرصت استفاده کن" "چون آخرين فرصته"
"اين مسابقه بين زندگي تو و ماشه تفنگ منه"
"پس هر کاري ميتوني بکن"
"وقتي عدالت رو اجرا کردم، فرصت دوبارهاي براتون نميمونه"
"تبهکارها ميفتن و ميميرن" "پايان داستان"
"اين استايل منه" "به کسي رحم نميکنم"
"آماده باش، پسرجون"
"من هشداري نميدم"
"تو مشت آهنين من اسير شدين" "و هيچ راه فراري ندارين"
"بذارين بهتون بگم که روحتون هم خبر نداره"
"چون هيچکس تا به حال زنده فرار نکرده"
"تا ديدن طلوع خورشيد زنده نمي مونين"
"بهتره همين الان شهادتتون رو بخونين"
"قراره بکشمتون"
"پسرجون... من هشداري نميدم"
"من هشدار نميدم"
"من هشدار نميدم"
اون يکي، لطفاً
"من هشدار نميدم" - هي -
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
زود باش
يواش، يواش - زود باش -
گزارش چيه؟ - قرباني تصادف -
بايد هر چه زودتر جلوي خون ريزي رو بگيريم
پرستار، بخيهها رو حاضر کن
شايد ضربه مغزي شديد خورده باشه
از اعضاي خانوادهش همراهش بودن؟
نه، قربان. مردمي که در محل حادثه بودن آوردنش بيمارستان
کارت شناساييش رو از کيف پولش بردار و کاراي اداري رو شروع کن
نه کيف پول داره نه موبايل
اسمت چيه؟
کسي رو داري بهش زنگ بزنيم؟
صدام رو ميشنوي؟
سي تي اسکن رو آماده کن - بله دکتر -
اين چيه؟
پرستار، قيچي
بگيرش
!اين چه کوفتيه
قربان
آقاي ديوان
شماها موقعيت رو ميدونين
پس چرا بهم زنگ زدين بيام؟
يه سري اطلاعات دريافت کرديم، ديوان
نميشد پشت تلفن گفت
خانم شيندي - بله -
فردي رو تو بيمارستان "هولي اسپيريت" پيدا کرديم که بمب به خودش وصل کرده بوده
تصادف کرده بود - چي؟ -
بله خانم. در حال حاضر بيهوشه
کل بيمارستان رو تخليه کرديم
خيلي خب، مامورهاي ويژه رو ميفرستم - باشه خانم -
No comments yet. Be the first to leave one.