The first 109 lines.
دنیای ژوراسیک نظریه آشوب
چیپس بده
- خودشه؟ - فکر کنم
فکر نکنم دنبالمون کرده باشن
باشه. وارد میشیم به سمی میگیم چخبر
ازش میخوایم باهامون بیاد تا بریم
مستقیم عمل میکنیم خوشم اومد
البته نیازی نیست بریم با خیال راحت گیجش کنیم
با صحبت کردن درمورد آب و هوا مثل کاری که تو باهام کردی
البته اینجا واقعا مرطوبه
بیا سریع جمعش کنیم تا برگردیم به جاده
پس تو هم باور کردی که دنبالمونن
باشه، ببین، دیگه تا این حدم نه اما این که خیلی مراقب باشیم ضرری نداره
اون بوی یونجه هست؟
یونجه بوش اصلا شبیه این نیست
تا حالا قبلا دور و بر یونجه نبودی؟ نه
یه چیزی داره میسوزه یه بو مثل
دود
- سمی - سمی
این داد زدنتون برای چیه؟
اوه
بابت دود متاسفم
کیک پایم رو سوزوندم، اما اما یه جایگزینش تو فره
همیشه یه جایگزین داشته باش
از دیدنت خوشحالم
اوه، همینطور
ولی یادم میاد که بغل کردنتون خیلی راحت تر بود
اینقدر بلند شدی برای بقیه چیزی گذاشتی اصلا؟
شماها اینجا چیکار میکنین؟
...ما اینجا هستیم چون
بیاین داخل، بیاین داخل به خونه من خوش اومدین
اه در حال حاضر یکم بهم ریختس انتظار مهمون نداشتم
اوف باید درستش کنم بعدا
آشپزخونه اینوره
خدایا، انگار یه دقیقه شده از وقتی که شمارو ندیدم
راستی موی بافته شدتو رو دوست دارم
ممنون
گرسنه این؟ تشنه؟ من فقط یه چیز دارم
فکرشم نمیکردی که سمی بتونه سمی تر از چیزی که هست بشه نه؟
آره
سمی ما اینجاییم که
اه اون کیک جایگزینه
جایگزینه چطوره؟
درسته وقتی برای پای نیست
هنوز نشده
خیله خب تا وقتی که منتظریم باید بگیم که
چنگالم رو دیدین؟ قسم میخورم که اخیرا دیدمش
- البسی رو یادتونه؟ - اوه...
خب یه الان یه گوساله داره
اه عاشقشونم
باید یکم دیگه یونجه براشون ببرم ولی میدونی چیه
میتونه صبر کنه
اوه، تو خوبی سمی؟ انگار حواست پرته
فقط مشغولم
فقط من و یاز اینجاییم تا شمال ...مدرسه رو تموم کنیم و پدر و مادرم
پدر و مادرت چی؟
ما دیگه زیاد صحبت نمیکنیم ولی اشکالی نداره
مشغول هستم
راستی گفتم که الان اهل کاپوئرا هستم؟
میدونی چی میگن وقتی زندگی بهت لیمو میده شکرشو بیشتر کن
- ...سمی، ما باید - اوه
سمی، توی احمق
البته که میخوای بری بیرون ببینیش
آه... من... چی
آره میخوایم ببینیمش ولی باید صحبت کنیم
- سمی بس کن ما جدا نیازه که - از اونور
دوباره نه
چرا می دوییم؟
ما سابقه خوبی تو دویدن نداریم
...جدا ما کسایی
بامپی؟
بامپی پسرجون
...اه
ها؟
اوه دلم برات تنگ شده بود
اوه
خب جاش همونجاست؟
میدونم جاش همونجایه یالا
نمیدونستم بامپی اینجاس
ما اونو دقیقاً قبل از کل تحقیقات
جزیره شرکت مانتا از اونجا دزدیدیم
وقتی تو یه کابین با سرویس سلولی بد زندونی
شده، به راحتی میشه از چنتا چیز غافل شد
- آره فکنم همینطوره - اما تو الان اینجایی داش
بزن بریم یوهو
من دوست دارم از انکه دوستامو دوباره میبینم ولی
واقعا باید قبلش از اینجا بریم
اون کیه؟
دردسر
از راه برین کنار
بامپی نه
برو از انیجا
کارل؟
حالت خوبه؟
اون رو دیدی؟ سعی داره منو بکشه
اگه منصف باشیم، تو خودت داشتی
با کامیونت اونو زیر میکردی
این چیزارو نیومدم بشنوم
اون گوشتخوار خرابکار باید
ماه ها پیش زمین می خورد
او یه گیاهخواره حتی نمیتونه درست حسابی توهین کنه؟
به همه اینا نگاه کن
اموالم رو خراب کرده نزدیک بود منو از بین ببره
ببین با کامیونم چیکار کرد؟
من فقط نمی تونم صبر "کنم تا با "دی پی دابلیو
تماس بگیرم و ببینم که این موجود رو میبرن از اینجا
- ...حالا کارل - میدونی چیه؟
این بار چیزی برای دفاع از اون هیولا نداری که بگی
خوش شانسی اگه اون یه شب دیگه رو
No comments yet. Be the first to leave one.