The first 200 lines.
دوست دارم بدونم از کي تا حالا دوز شده نماد کليد مربع توي تلفن ؟
چرا همون چيزي که واقعاً هست صداش نميکنن ؟
شماره مورد نظر را وارد کرده و" ". سپس کلهي آرچي را فشار دهيد
بعد اون دکمهي شمارهگيري مجدد ديگه چيه ؟ . بياين حقيقت رو قبول کنيم
، يا شما ميتوني با طرف تماس برقرار کني . يا ميره روي منشي تلفني يا انتظار تماس
کي هست که هي شماره بگيره ، شماره بگيره ؟
ميدونين اين دکمه مثل دکمهي مردمآزاري . ميمونه واسه کسايي که با هم مشکل دارن
! ببين ، هنوز حرفم تموم نشده
. نميتوني با من اينکار رو بکني
... تازه يه چيز ديگه
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
فکر ميکني توي دعوا بين من و تو کي برنده بشه ؟
منظورت چيه ؟
... اگه من و تو يه زماني يه دعواي واقعي بکنيم ميفهمي ديگه ؟
، و همينطوري مشت باشه که ول بشه توي هوا فکر ميکني که برنده بشه ؟
. خب ، فکر کنم چيز خيلي واضحيـه
. آره ، منـَم همين فکر رو ميکنم
. "سلام "الين - . سلام -
... فکر ميکني توي دعوا بين من و
جرج" باشکوهي که اينجا" وايستاده کي برنده بشه ؟
منظورت از اون دعوا دعواهاي واقعيـه ؟ - ... تقابل مرد و کچل -
. "جرج"
چرا ؟ - . جرج" کثيف دعوا ميکنه" -
جدّي ؟ مثلاً چيکار ميکني ؟
. مو ميکشم ، چشم درميارم ، ميزنم تو بيضه . هر کاري لازم باشه
خب ... گوش کن ... فردا که کاري واسه کردن نداري ، داري ؟
چون من يه بليط اضافه واسه نمايشگاه . البسهي قديمي توي "مت" دارم
. شرمنده
جرج" ؟"
"به نظرت دوست دارم ببينم "مري تاد توي ختم "لينکلن" چي پوشيده بود ؟
. هيچ کس نيست که با من بياد
. ميدوني چيه ؟ يه دونه رفيق زن واسه من نمونده
. خب ، نمونده ، معلومه که نمونده . تو يه زن مردنمايي
، تو از بقيهي زنها متنفري . اونها هم از تو متنفرن
. ممنون
خب "جري" ، چه ساعتي ميريم سينما ؟
سانس هشت و نيم چطوره ؟ - . اسب رو زين کن که بريم -
.ميخواي قبلش يه چيزي واسه خوردن بگيريم - . نه ، من سيرَم -
... "توي اين فکرَم که "سوزان
. نه ، بهتره که برم
. خيلي خب . بعداً ميبينمتون
هيچي رقتانگيزتر از يه مرد بالغ . نيست که از يه زن بترسه
ببينم ، چرا از "سوزان" نميخواي بياد ؟
سوزان" ، زن "جرج" ؟" - . آره -
. "آره ، چرا که نه . "سوزان
. من بايد با "سوزان" دوست بشم
. "خب معلومه ... "سوزان
. باشه . بعداً ميبينمتون بچهها
. اون دردسر ميشه
چرا ؟ - جري" . تو نميفهمي ؟" -
. دنيايي که "جرج" اينجا داره ، پناهگاه اونـه
، اگه "سوزان" با اين دنيا ارتباط برقرار کنه . دنياهاي "جرج" با هم برخورد ميکنن
اون موقع ميدوني چي ميشه ؟
بهت گفته بودم دارم خط تلفن جديد ميگيرم ؟
چطور ؟ - . از دست زن جماعت ، پسر -
. کلي دختر شمارهي من رو بلده
سلام "جري" ، حالت چطوره آقاي کرال پشت ؟
کريمر" ، ايشون "ريمون"ـه از" . باشگاهي که تازه عضو شدم
ميدوني چي شده ؟ نه ؟ - نه . چي شده ؟ -
. منو اخراج کردن
جدّي ؟ - . آره -
. گفتن خيلي کلر ميريزم توي استخر
. خب ، حواست به ته باشه - . باشه ، بعداً ميبينمت -
ته چه خبره ؟
الو ؟ - . "سلام "جرج -
سلام "ليني" ، چه خبر ؟ - . خبري نيست -
ميتونم با "سوزان" حرف بزنم ؟
. آره ، حتماً . گوشي . صداش ميکنم برات
شوخي بسه ، قضيه چيه ؟
. نه "جرج" ، جدّي گفتم ميتونم با "سوزان" حرف بزنم ؟
سوزان" ؟ واسه چي ؟"
. "چون ميخوام فردا دعوتش کنم به ناهار و "مت
. فکر نکنم بخواي همچين کاري بکني
چرا نخوام ؟ - خب ، فايدهي اينکار چيه ؟ -
جرج" گوشي رو ميدي به خودش يا نه ؟"
اين فکر يکهو از کجا پيداش شد ؟
جرج" ميذاري من با "سوزان" حرف بزنم يا نه ؟"
جدّاً فکر ميکنم بايد در اين مورد . با من مشورت ميشد
. بيا . يه کاري باهات داره
الو ؟
. واي ... اين که عاليـه . من عاشق اينجور چيزهام
ميخواي اينجا بشينيم ؟ - . آره -
. اونجا بشين
چرا ؟ - . فاصله ايمني رو رعايت کن -
، ببين اگه ما نشسته بوديم خونهي ما روي مبل ميومديم درست بشينيم کنار همديگه ؟
. نه ، حرف حساب ميزني - . خيلي خب -
. نميتونم
چيکار داري ميکني ؟ - . صندليهاش پشتي نداره -
. واي ، "ريمون" اومد . وانمود کن داريم حرف ميزنيم
. خب حرف ميزنيم ديگه - . وانمود کن جذّابه -
، خب بعدش مجبور شدم طرف رو بکشم . و پليس هم هنوز داره دنبالـَم ميگرده
... آره ، خيلي - . "سلام "جري -
. "سلام "ريمون - . خيلي دستمال برداشتم -
چندتا ميخواي ؟ - . نه ، ممنون -
ببينم ، اون صندلي گرفته شده ؟
. نه
، تازه بدترين قسمتش اين بود ... بعد از فيلم خودش رو چسبوند به ما
. و سر از دو ساعت قهوه خوردن باهاش درآورديم
. تازه کل راه تا خونه رو با ما پياده اومد
آخرش گفتم "ببين ريمون من . "الآن ديگه بايد برم بخوابم
از امروز صبح با "الين" حرف زدي ؟ - نه ، چطور ؟ -
. "ديشب زنگ زد "سوزان
. آره ، ميدونم
از کجا ميدوني ؟ - . ايدهش از خودم بود -
ايدهي تو بود ؟ - . آره -
واسه چي همچين کاري کردي ؟
. دنبال يه کسي ميگشت که باهاش بره نمايشگاه
.خب ، واقعاً ايدهي احمقانهاي بود
ميدوني الآن چه اتفاقي ميفته ؟ - . برخورد دنياها -
. آره
... چون اين دنيا پناهگاه توست
... و اگه مرتبط بشه با اون يکي - . آره ، منفجر ميشه -
اگه ميدوني ، پس براي چي به "الين" طرح دادي ؟
. نميدونستم . "کريمر" در مورد دنياها بهم گفت
خودت تنهايي نميتونستي نظريهي دنياها رو کشف کني ؟
. هر آدم عاقلي ميتونه
همه ميدونن بايد دنياها . رو از هم جدا نگه داري
. آره . فکر کنم گند زدم
. سلام - . سلام -
. اون نظريهي دنياها رو ميدونه
قضيه چيه ؟ داره منفجر ميشه ؟
. کازمو" ، بفرماييد"
. نه ، نه ، نه ، نه
. اين شماره تلفن جديد داره منو ديوونه ميکنه
. هر پنج دقيقه يکي اشتباه ميگيره
شمارهش چي هست ؟ - . 5553455 : اينه -
پس 5553455 ؟ - . آره -
. خب صبر کن ببينم . نميگيري ؟ ميشه 555-فيلک
فيلک ديگه چيه ؟ - . فيلک که چيزي نيست -
. ولي 555-فيلم ، ميشه اطلاعات سينما
. آهان ، اطلاعات سينما
آره ، واسه همين مردم اشتباهاً اين . رو ميگيرن و زنگ ميزنن به تو
. پس من فيلکـَم - . تو فيلکي -
. واي مادر
... خب ، ولي اون چيزي که "سوزان بي.آنتوني" واسه
جشن متمم نوزدهم پوشيده بود رو چي ميگي ؟
. واسه يه فمنيست زيادي سر و سينهش باز بود
. خب ، حتماً جشن معرکهاي بوده ديگه
... يادم اومد چي ميخواستم بهت بگم
چي ؟
. فراموشش کن
. چيـه ؟ ميتوني به من بگي . ميذارمش توي صندوق دلـَم
صندوق ؟
آقاي "ساينفلد"، شنيديم که . با "ريمون" رفتين سينما
. در حقيقت با "ريمون" نرفتم . به "ريمون" برخوردم
خوبه که دوستهايي مثل شما . داره که سرحالش بياره
. بهش بگين به ما زنگ بزنه - . بگين "داستين" سلام رسوند -
. خيلي خب . من بايد برم - ديدن "ريمون" ؟ -
دوتائي ديگه چيکار کردين ؟
. نميدونم . ميدوني ديگه ، کارهاي دخترونه
... پس رفتين نمايشگاه گل و خريد پاپيون
بعد هم برگشتين خونهي اون و جز شرت و کرست لخت شدين و با غلغلک افتادين به جون هم ؟
واقعاً فکر ميکني دخترها اين کارها رو ميکنن ، مگه نه ؟
. آره ، درسته
. خيلي خب
راستي ميدوني "جرج" خيلي از . بابت دوستي جديد تو خوشحال نيست
جدّي ؟ خب ، منـکه هيچ اهميتي نميدم ...حتي به اندازه گُـ
سلام رفيق ، چه خبر ؟
. بله بفرماييد
. بله ، نه ، نه ، نه . گوشي دستتون
. "بله ، فيلم "تفنگ کيوپيد . "هشت و نيم سالن "سوني لينکلن
. آره ، نه ، نه ، نه . مشکلي نيست . بله
حالا ديگه واسه مردم دنبال فيلم ميگردي ؟
. وقت که دارم
. و اينو
. کازمو" بفرماييد"
. آره . نه ، نه ، نه . کمکتون ميکنم
. بله ، "طوفان" فيلم خوبيه . ديروز ديدمش
. دوستم "جري" ، دوبار ديده
ميخواي باهاش حرف بزني ؟
. بيا - ... نه "کريمر" . نميخوام با کسي از -
. فقط در مورد فيلم باهاش حرف بزن . چه مرگته تو ؟ بس کن
بله ، هنوز پشت خطين ؟ . ببينين ، از بابت ماجرايي که پيش اومد عذر ميخوام
خيلي خب، يه سانس هشت و نيم . هست و يکي هم ده و ربع
جرج"ـه . بله ؟"
. ريمون"ـَم"
چي ؟ - . ريمون"ـَم "جري" . دارم ميام بالا" -
. باشه
اينجا چيکار ميکنه ؟
کي ؟ "ريمون" کيه ؟ - . همون مسئول استخر -
کدوم مسئول استخر ؟ - . يه لطفي به من بکن -
. تا وقتي اينجاست ، همين دور و بر باش - . باشه ، مشکلي نيست -
سلام "جري" . چطوري مرد ديوانه ؟
. خب "ريمون" ، ايشون دوست من "الين"ـه - . آره ، و من داشتم ميرفتم -
. "خداحافظ "جري
اينجا چيکار ميکني ؟ - . توي اين محلّه بودم -
. گفتم بيام يه سري بهت بزنم - . يه جورايي يه کارهايي دارم که بايد انجام بدم -
جدّي ؟ کجا داري ميري ؟
ميدوني ، نميدونم . کارهايي . هست که بايد انجام بدم
.اينکه عاليـه . من پايهي کار انجام دادنـَم
. خيلي خب
... اينو داشته باش . رسيدم اونجا
. و فوراً فهميدم که دريچه چاه گرفته
خیلی واضحـه . باورت ميشه ؟ - . خيلي خب "ريمون" . من ديگه بايد برم -
. فکر ميکنم اينجا بايد از هم جدا بشيم - ميخواي چي بگي ، "جري" ؟ -
، ببين . تو مرد خوبي هستي . ولي راستش من خودم سهتا دوست دارم
. واقعاً از پس بيشتر از اين برنميام
ميفهمم . واسه اينه که من استخر تميز ميکنم ، درسته ؟
. هيچ ربطي به اون قضيه نداره
. آره ، خيلي خوب با هم جور شديم
No comments yet. Be the first to leave one.