Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Seinfeld S07E08-Pool Guy-DVDRip IMDB-DL
Seinfeld S07E08-Pool Guy-HDTV IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2013-12-06
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دوست دارم بدونم از کي تا حالا دوز شده نماد کليد مربع توي تلفن ؟

چرا همون چيزي که واقعاً هست صداش نميکنن ؟

شماره مورد نظر را وارد کرده و" ". سپس کله‌ي آرچي را فشار دهيد

بعد اون دکمه‌ي شماره‌گيري مجدد ديگه چيه ؟ . بياين حقيقت رو قبول کنيم

، يا شما ميتوني با طرف تماس برقرار کني . يا ميره روي منشي تلفني يا انتظار تماس

کي هست که هي شماره بگيره ، شماره بگيره ؟

ميدونين اين دکمه مثل دکمه‌ي مردم‌آزاري . ميمونه واسه کسايي که با هم مشکل دارن

! ببين ، هنوز حرفم تموم نشده

. نميتوني با من اينکار رو بکني

... تازه يه چيز ديگه

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

فکر ميکني توي دعوا بين من و تو کي برنده بشه ؟

منظورت چيه ؟

... اگه من و تو يه زماني يه دعواي واقعي بکنيم ميفهمي ديگه ؟

، و همينطوري مشت باشه که ول بشه توي هوا فکر ميکني که برنده بشه ؟

. خب ، فکر کنم چيز خيلي واضحيـه

. آره ، منـَم همين فکر رو ميکنم

. "سلام "الين - . سلام -

... فکر ميکني توي دعوا بين من و

جرج" باشکوهي که اينجا" وايستاده کي برنده بشه ؟

منظورت از اون دعوا دعواهاي واقعيـه ؟ - ... تقابل مرد و کچل -

. "جرج"

چرا ؟ - . جرج" کثيف دعوا ميکنه" -

جدّي ؟ مثلاً چيکار ميکني ؟

. مو ميکشم ، چشم درميارم ، ميزنم تو بيضه . هر کاري لازم باشه

خب ... گوش کن ... فردا که کاري واسه کردن نداري ، داري ؟

چون من يه بليط اضافه واسه نمايشگاه . البسه‌ي قديمي توي "مت" دارم

. شرمنده

جرج" ؟"

"به نظرت دوست دارم ببينم "مري تاد توي ختم "لينکلن" چي پوشيده بود ؟

. هيچ کس نيست که با من بياد

. ميدوني چيه ؟ يه دونه رفيق زن واسه من نمونده

. خب ، نمونده ، معلومه که نمونده . تو يه زن مردنمايي

، تو از بقيه‌ي زنها متنفري . اونها هم از تو متنفرن

. ممنون

خب "جري" ، چه ساعتي ميريم سينما ؟

سانس هشت و نيم چطوره ؟ - . اسب رو زين کن که بريم -

.ميخواي قبلش يه چيزي واسه خوردن بگيريم - . نه ، من سيرَم -

... "توي اين فکرَم که "سوزان

. نه ، بهتره که برم

. خيلي خب . بعداً ميبينمتون

هيچي رقت‌انگيزتر از يه مرد بالغ . نيست که از يه زن بترسه

ببينم ، چرا از "سوزان" نميخواي بياد ؟

سوزان" ، زن "جرج" ؟" - . آره -

. "آره ، چرا که نه . "سوزان

. من بايد با "سوزان" دوست بشم

. "خب معلومه ... "سوزان

. باشه . بعداً ميبينمتون بچه‌ها

. اون دردسر ميشه

چرا ؟ - جري" . تو نميفهمي ؟" -

. دنيايي که "جرج" اينجا داره ، پناهگاه اونـه

، اگه "سوزان" با اين دنيا ارتباط برقرار کنه . دنياهاي "جرج" با هم برخورد ميکنن

اون موقع ميدوني چي ميشه ؟

بهت گفته بودم دارم خط تلفن جديد ميگيرم ؟

چطور ؟ - . از دست زن جماعت ، پسر -

. کلي دختر شماره‌ي من رو بلده

سلام "جري" ، حالت چطوره آقاي کرال پشت ؟

کريمر" ، ايشون "ريمون"ـه از" . باشگاهي که تازه عضو شدم

ميدوني چي شده ؟ نه ؟ - نه . چي شده ؟ -

. منو اخراج کردن

جدّي ؟ - . آره -

. گفتن خيلي کلر ميريزم توي استخر

. خب ، حواست به ته باشه - . باشه ، بعداً ميبينمت -

ته چه خبره ؟

الو ؟ - . "سلام "جرج -

سلام "ليني" ، چه خبر ؟ - . خبري نيست -

ميتونم با "سوزان" حرف بزنم ؟

. آره ، حتماً . گوشي . صداش ميکنم برات

شوخي بسه ، قضيه چيه ؟

. نه "جرج" ، جدّي گفتم ميتونم با "سوزان" حرف بزنم ؟

سوزان" ؟ واسه چي ؟"

. "چون ميخوام فردا دعوتش کنم به ناهار و "مت

. فکر نکنم بخواي همچين کاري بکني

چرا نخوام ؟ - خب ، فايده‌ي اينکار چيه ؟ -

جرج" گوشي رو ميدي به خودش يا نه ؟"

اين فکر يکهو از کجا پيداش شد ؟

جرج" ميذاري من با "سوزان" حرف بزنم يا نه ؟"

جدّاً فکر ميکنم بايد در اين مورد . با من مشورت ميشد

. بيا . يه کاري باهات داره

الو ؟

. واي ... اين که عاليـه . من عاشق اينجور چيزهام

ميخواي اينجا بشينيم ؟ - . آره -

. اونجا بشين

چرا ؟ - . فاصله ايمني رو رعايت کن -

، ببين اگه ما نشسته بوديم خونه‌ي ما روي مبل ميومديم درست بشينيم کنار همديگه ؟

. نه ، حرف حساب ميزني - . خيلي خب -

. نميتونم

چيکار داري ميکني ؟ - . صندلي‌هاش پشتي نداره -

. واي ، "ريمون" اومد . وانمود کن داريم حرف ميزنيم

. خب حرف ميزنيم ديگه - . وانمود کن جذّابه -

، خب بعدش مجبور شدم طرف رو بکشم . و پليس هم هنوز داره دنبالـَم ميگرده

... آره ، خيلي - . "سلام "جري -

. "سلام "ريمون - . خيلي دستمال برداشتم -

چندتا ميخواي ؟ - . نه ، ممنون -

ببينم ، اون صندلي گرفته شده ؟

. نه

، تازه بدترين قسمتش اين بود ... بعد از فيلم خودش رو چسبوند به ما

. و سر از دو ساعت قهوه خوردن باهاش درآورديم

. تازه کل راه تا خونه رو با ما پياده اومد

آخرش گفتم "ببين ريمون من . "الآن ديگه بايد برم بخوابم

از امروز صبح با "الين" حرف زدي ؟ - نه ، چطور ؟ -

. "ديشب زنگ زد "سوزان

. آره ، ميدونم

از کجا ميدوني ؟ - . ايده‌ش از خودم بود -

ايده‌‌ي تو بود ؟ - . آره -

واسه چي همچين کاري کردي ؟

. دنبال يه کسي ميگشت که باهاش بره نمايشگاه

.خب ، واقعاً ايده‌ي احمقانه‌اي بود

ميدوني الآن چه اتفاقي ميفته ؟ - . برخورد دنياها -

. آره

... چون اين دنيا پناهگاه توست

... و اگه مرتبط بشه با اون يکي - . آره ، منفجر ميشه -

اگه ميدوني ، پس براي چي به "الين" طرح دادي ؟

. نميدونستم . "کريمر" در مورد دنياها بهم گفت

خودت تنهايي نميتونستي نظريه‌ي دنياها رو کشف کني ؟

. هر آدم عاقلي ميتونه

همه ميدونن بايد دنياها . رو از هم جدا نگه داري

. آره . فکر کنم گند زدم

. سلام - . سلام -

. اون نظريه‌ي دنياها رو ميدونه

قضيه چيه ؟ داره منفجر ميشه ؟

. کازمو" ، بفرماييد"

. نه ، نه ، نه ، نه

. اين شماره تلفن جديد داره منو ديوونه ميکنه

. هر پنج دقيقه يکي اشتباه ميگيره

شماره‌ش چي هست ؟ - . 5553455 : اينه -

پس 5553455 ؟ - . آره -

. خب صبر کن ببينم . نميگيري ؟ ميشه 555-فيلک

فيلک ديگه چيه ؟ - . فيلک که چيزي نيست -

. ولي 555-فيلم ، ميشه اطلاعات سينما

. آهان ، اطلاعات سينما

آره ، واسه همين مردم اشتباهاً اين . رو ميگيرن و زنگ ميزنن به تو

. پس من فيلکـَم - . تو فيلکي -

. واي مادر

... خب ، ولي اون چيزي که "سوزان بي.آنتوني" واسه

جشن متمم نوزدهم پوشيده بود رو چي ميگي ؟

. واسه يه فمنيست زيادي سر و سينه‌ش باز بود

. خب ، حتماً جشن معرکه‌اي بوده ديگه

... يادم اومد چي ميخواستم بهت بگم

چي ؟

. فراموشش کن

. چيـه ؟ ميتوني به من بگي . ميذارمش توي صندوق دلـَم

صندوق ؟

آقاي "ساينفلد"، شنيديم که . با "ريمون" رفتين سينما

. در حقيقت با "ريمون" نرفتم . به "ريمون" برخوردم

خوبه که دوستهايي مثل شما . داره که سرحالش بياره

. بهش بگين به ما زنگ بزنه - . بگين "داستين" سلام رسوند -

. خيلي خب . من بايد برم - ديدن "ريمون" ؟ -

دوتائي ديگه چيکار کردين ؟

. نميدونم . ميدوني ديگه ، کارهاي دخترونه

... پس رفتين نمايشگاه گل و خريد پاپيون

بعد هم برگشتين خونه‌ي اون و جز شرت و کرست لخت شدين و با غلغلک افتادين به جون هم ؟

واقعاً فکر ميکني دخترها اين کارها رو ميکنن ، مگه نه ؟

. آره ، درسته

. خيلي خب

راستي ميدوني "جرج" خيلي از . بابت دوستي جديد تو خوشحال نيست

جدّي ؟ خب ، منـکه هيچ اهميتي نميدم ...حتي به اندازه گُـ

سلام رفيق ، چه خبر ؟

. بله بفرماييد

. بله ، نه ، نه ، نه . گوشي دستتون

. "بله ، فيلم "تفنگ کيوپيد . "هشت و نيم سالن "سوني لينکلن

. آره ، نه ، نه ، نه . مشکلي نيست . بله

حالا ديگه واسه مردم دنبال فيلم ميگردي ؟

. وقت که دارم

. و اينو

. کازمو" بفرماييد"

. آره . نه ، نه ، نه . کمکتون ميکنم

. بله ، "طوفان" فيلم خوبيه . ديروز ديدمش

. دوستم "جري" ، دوبار ديده

ميخواي باهاش حرف بزني ؟

. بيا - ... نه "کريمر" . نميخوام با کسي از -

. فقط در مورد فيلم باهاش حرف بزن . چه مرگته تو ؟ بس کن

بله ، هنوز پشت خطين ؟ . ببينين ، از بابت ماجرايي که پيش اومد عذر ميخوام

خيلي خب، يه سانس هشت و نيم . هست و يکي هم ده و ربع

جرج"ـه . بله ؟"

. ريمون"ـَم"

چي ؟ - . ريمون"ـَم "جري" . دارم ميام بالا" -

. باشه

اينجا چيکار ميکنه ؟

کي ؟ "ريمون" کيه ؟ - . همون مسئول استخر -

کدوم مسئول استخر ؟ - . يه لطفي به من بکن -

. تا وقتي اينجاست ، همين دور و بر باش - . باشه ، مشکلي نيست -

سلام "جري" . چطوري مرد ديوانه ؟

. خب "ريمون" ، ايشون دوست من "الين"ـه - . آره ، و من داشتم ميرفتم -

. "خداحافظ "جري

اينجا چيکار ميکني ؟ - . توي اين محلّه بودم -

. گفتم بيام يه سري بهت بزنم - . يه جورايي يه کارهايي دارم که بايد انجام بدم -

جدّي ؟ کجا داري ميري ؟

ميدوني ، نميدونم . کارهايي . هست که بايد انجام بدم

.اينکه عاليـه . من پايه‌ي کار انجام دادنـَم

. خيلي خب

... اينو داشته باش . رسيدم اونجا

. و فوراً فهميدم که دريچه چاه گرفته

خیلی واضحـه . باورت ميشه ؟ - . خيلي خب "ريمون" . من ديگه بايد برم -

. فکر ميکنم اينجا بايد از هم جدا بشيم - ميخواي چي بگي ، "جري" ؟ -

، ببين . تو مرد خوبي هستي . ولي راستش من خودم سه‌تا دوست دارم

. واقعاً از پس بيشتر از اين برنميام

ميفهمم . واسه اينه که من استخر تميز ميکنم ، درسته ؟

. هيچ ربطي به اون قضيه نداره

. آره ، خيلي خوب با هم جور شديم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left