The first 200 lines.
.بلا، بلا، برگرد اينجا
.بلا
.بلا
.دنيل
.سلام خانوم و آقاي ميکورسکي
.بلا دوباره اومد تو، متأسفم
.دنيل
.هي، بچهها
.بخاطر بابابزرگ لئو ده دقيقه ديگه راه ميافتيم
.لباسهاتون رو بپوشيد. لباس زيرتون هم زيرش باشه ها
.ديگه اين کارُ نکن
.يه زنگ اون بيرون هست
.نينجاها کجان؟ واسه مدرسه ديرمون ميشه
.پس تو هم فراموش کردي
.مدرسه نداريم. جلسهي معلمهاست
تو روز مدرسه؟ مگه تابستون چيکار ميکنن؟
.ظاهراً جلسه ندارن
.براي همين دارم پسرها رو ميبرم پيش بابام
،فکر کردم قراره تو مدرسه ناهار گرم بخورن
.واسه همين چيزي نداشتم براشون درست کنم
.خوب لئو براشون يه چيزي درست ميکنه
.سياتيکش اود کرده
.و دقيقاً آدم غذا درست کردن نيست
.آره، مطمئنم که ميتونستي يه چيزي درست کني
.يه شيشه زيتون
.و يه شيشه زيتون
.کلي مواد مقوي تو زيتون هست
.بهشون "چشم بيگانه" هم ميگن
.اينجوري متقاعدشون ميکنم بخورنش
پنج تا از اينها رو ميندازن تو ودکا .مارتيني درست ميکنن
.اين حرفت کمکي نميکنه
.راستش دارم کمک ميکنم
کريس هرناندز" رو يادت مياد، همون گروهبان قديمي من؟"
موهاي سينهش تا گردنش ميرسيد؟
.اوه، "چيوباکا" آدم خوبي بود
راستش بچهاش پرستار خوبي داشت
اوه، يه لحظه صبر کن، تو نميتوني پرستار بچهي يکي ديگه رو بگيري
.اين تو دنياي مادرها يه جرم به حساب مياد
.بچههاي هرناندز بزرگ تر شدن
.انگاري آليسيا صلاحيتش رو داره
،يه معلم رسميه، آموزش سي.پي.آر ديده
،سابقهش بررسي شده .ديشب باهاش حرف زدم
.همين الانم رسيد
الان؟ ديوونهاي؟
نميتونم بدون هيچ تحقيقي .با يه پرستار بچه مصاحبه کنم
.سلام من آليسيا هستم
.ببخشيد - چي؟ -
.بچههاتون دارن رو همديگه جيش ميکنن
،خوب؟ بايد در اين مورد يه کاري کنيد
.چون خيلي کار زشتيه
!اوه، خدايا، نه
.:: رازهاي لارا ::. .:: فصل اول - قسمت نهم ::.
.::© ارائه اي پرافتخار از مرجان و پري سا ©::. .::© Marjan.Zandieh & Rain Angel ©::.
،من دنبال يه کارم
اما نه با اون آدمهايي که نميتونن بچههاشونُ کنترل کنن
که اونجاي کوچولوشون رو درنيارن
.که همه دنيا ببينن
.اون مسئله فقط همون يه بار بود
.مردها و اونجاشون رو که ميشناسي
!اوه، آره
ميشه فقط يه هفته امتحان کني؟ از امروز شروع کني؟
!ببين چطور پيش ميره. تو يه فرشتهي نجاتي
.بايد قوانين خونه رو بدونم
وقت خواب کيه؟
.هشت - .نه -
.بين هشت و نه
.من تمام وقت کار ميکنم
پس، اگه اونها ديرتر برن بخوابن
من ميتونم يه خورده باهاشون وقت بگذرونم، و راجع به روزشون ازشون بپرسم
من تمام زندگيم کار کردم
بچههام ساعت هفت ميخوابيدن
ميدوني، براساس مطالعات
بچهها حداقل به 12 ساعت خواب نياز دارن
واگه نخوابن کودن بزرگ ميشن
دوست دارم اين مطالعات رو بخونم
کارهاي روزمره چي؟
خب، اونها وسايلشون رو خودشون جمع ميکنن
برنامه روزانه کجاست؟
ما الان داريم طبق برنامه عمل ميکنيم
ببخشيد
دياموند
اوکي
قتل، جنوب شرقي
چرا اونطوري به من نگاه ميکنين؟
من اين کار رو نکردم
دوتا قتل
قربانيها جک و اويلن ميکروسکي
دليل قتل؟ - هر دو -
با ضربه شديد يه چيز نوک تيز به سر و بدن
با توجه به خونهايي که روي ديوار و زخمهاي روي بدن
ميتونم بگم که قاتل يه سلاح مثلِ احتمالا يه وسيله آهنيِ بلند داشته
به هر دو چند بار ضربه خورده
به نظر شخصي مياد
قوم و خويش؟
هنوز نه، اما بيرون رو چک کردم
روي بخاري گرد و خاک نشسته
يه چيزهايي گم شده. سرقت؟
من روي مچ شوهرِ يه خط آفتاب سوختگي ديدم
هنوز ساعتي که مالِ اون باشه پيدا نکرديم
اون آقاي خندون رو پيدا کن
چرا اون وسطشون وايساده؟
يه عکس ازش گرفتم و براي مکس فرستادم
اميدوارم، اگه خوششانس باشيم يه هويتي پيدا کنه
آپريل هاتيگر
اون آپارتمان بغلي زندگي ميکنه، دنبال سگش اومده تو
آخرين کلماتِ زن رو شنيده
چي بوده؟ - يه کلمه -
دنيل
والدينش کجان؟ - دارن از سرِ کار ميان خونه -
اون چيزي نگفت؟ - نه، خيلي ناراحته -
سلام، آپريل من لارا هستم
چه سگ کوچولوي بامزهاي داري
ميدونم الان دوست نداري حرف بزني
اشکالي نداره اگه من با، بلا حرف بزنم؟
سگها نميتونن حرف بزنن
البته که ميتونن. من خودم تو يوتيوب ديدم
بلا، تو اين دور و بر کسي رو نديدي
که قبلا نديده باشيش؟
سگِ گستاخي داري
اون ميگه يه مرد با يه جعبه و يه نردبون بزرگ ديدم
اون مرد چه شکلي بود؟
اون فکر ميکنه که لباسِ سفيد پوشيده بود
اون ديروز اينجا بود
شنيدم که خانم ميکروسکي
وقتي شما دو تا اومديد تو، ميگفته دنيل
تو ميدوني اون داشته در مورد کي حرف ميزده؟
خب، ممنونم آپريل
و ممنون بلا
مواظبِ آپريل باش، باشه؟
"هي دختر، حرفت خيلي بياحساسه"
بهش بگو 1995 نفر ميخوان جوابشون رو بدم
اين خيلي آدمِ مسخرهايه
اولا، حدت رو نگه دار، پيامهاي من رو نخون
و دوما، باويش اصلا هم آدمِ مسخرهاي نيست
اون يه مردِ خوب و موفق هست که من باهاش بيرون رفتم
و يه چيزي شد که يه خورده حرفامون به چالش کشيده شد
اينطوري فکر ميکني؟
از اين گربه خندون که چشماش شکلِ قلبه ميگي؟
اين يارو رو از کجا پيدا کردي؟ کمپ گروهي؟
نه
مامانم ما رو به هم معرفي کرده
ميرم دنبالِ کارم
حدس بزن اين چيه
فکر کنم بيست سئوالي راه انداختي
يه راهنمايي براي مظنون
اوکي، چي هست؟
خب، من با مدير آپارتمان حرف زدم
اون گفت که ميکروسکي اخيراً نقاشيِ آشپزخونه رو عوض کرده
اسمِ نقاش متيو سانچز بوده
کسي که سابقه داره
به طولانيه اکستنشنهاي موي آريانا گراند
.. اون يه ستاره پاپ هست، اون دوست داره
... هميشه اينطوري باشه
اون الان سرِ کاره
لارا گفت که اونجا ميبينتت
خيلي خب، فهميدم
و شما ميتونيد برگرديد به مخ زدنتون
ميو
ببخشيد، متيو
متيو
برو بالا - نه، تو برو -
من بيشتر از تو از بلندي ميترسم
خب، حالا تو ميخواي اندازه ترسِ من رو ارزيابي کني؟
تو هميشه سنگ ميآوردي
باي باي مرد عنکبوتي - لعنتي -
چه غلطي ميکني؟ - پليس نيويورک -
چه ساعتِ خوشگلي
به نظر نمياد آدمي باشي که از رولکس خريد کنه
من ميخوام سريال ساعتت رو ببينم
که شماره سريالش
احيانا مالِ جک ميکروسکي نيست
منم عقيده همکارم رو دارم
من خوشم نمياد اين بالا باشم
اگه ميخواي که من دست به اسلحه بشم
اين کار رو ميکنم
پسرِ خوب
باهام حرف بزن
خيلي خب، من وسايلِ ميکروسکي رو دزديدم
ساعت اون پيرمرد رو بلند کردم
هفته پيش وقتي که تو حموم بود
اما اونها رو نکشتم
اوکي، پس ديشب کجا بودي؟
هوترز. مامانم رو بردم. تولدش بود
چقدر تاثيرگذار
و مامانت ممکنه هيچوقت به خاطرت دروغ نگه
من بيست تا آدم رو اونجا ديدم که بهت ميگن
بذار حدس بزنم، هوترز خيابون 40؟
خيليخب، من اسمهاشون رو ميخوام
و ميکروسکيها چي؟
کسي رو نديدي که بياد ديدنشون؟ يا اونها جايي برن؟
يه بار بردمشون مرکز شهر
يه خونه تو هادسون، هفته پيش که بارون ميومد
تو آدم نيکوکاري هستي
زندان بهت خوش بگذره
چي؟ بيخيال، من باهات همکاري کردم
تو از اون آدمهاي پير دزدي کردي. زندان جاي مناسبي برات هست
اونجا گرم و نرمه
اينها گندهان
گنده نيستن، تاس کبابن
بخور
No comments yet. Be the first to leave one.