Spy Kyoushitsu 2nd Season (Spy Classroom Season 2)

Spy Kyoushitsu 2nd Season (Spy Classroom Season 2)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Spy Kyoushitsu - 20 [AioFilm click]
A Commentary by AioFilm
🔷 Dead Son آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

TS
Published on: 2023-09-07
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫عنکبوت عزیز من،

‫به نظرت انسانی ترین کاری که یه نفر ‫‫میتونه انجام بده چیه؟

‫به جا گذاشتن یه پیام قبل از مرگ.

‫نشون دادن دنیای بعد از مرگ...

‫ابراز احساساتشون با استفاده از کلمات...

‫بین تموم موجودات، این مهارت ها ‫‫خاص انسان هان

‫واو، عجب افقیه

‫الکی که به میتاریو موزیا نمیگن ‫‫بزرگترین کلان شهر دنیا

‫عنکبوت، گوشت با منه؟

‫خیلی خوش شانسی، حالا هم که ‫‫مورچه بنفش باید بیرون از شهر...

‫چه مرگته مرد؟

‫تقصیر خودته که حواست بهم نیست

‫حقت بود بزنم بکشمت

‫آخه همیشه سخنرانیات خیلی طول میکشن

‫خب حالا هرچی ‫‫یه عملیات برات دارم

‫از ماه بعد،

‫به مدت شیش ماه کنفرانس های اقتصادیِ تولفا ‫‫همینجا توی ساختمون وست پورت برگزار میشن

‫اسمش خیلی دهن پرکنه ولی ‫‫در حقیقت سر حق و حقوق جر و بحث میکنن

‫از زمان جنگ، کل قاره تولفا ‫‫شده خرابه

‫و متحدا هم میخوان بدونن چی بهشون می ماسه

‫چه تنفربرانگیز

‫جاسوسای تموم دنیا می ریزن اینجا

‫وزارت دفاع تیم مخصوص خودشو میفرسته ‫‫اینجا

‫اسمارت مانی میگه که بومال کینگدم ‫‫که شدو فیت و خواهر گوسفوت رو میفرسته اینجا

‫آژانس جاسوسی موزایا و جی‌جی‌جی ‫‫هم نقش خودشونو ایفا میکنن

‫باید حواست به زرافه و لاکپشت هم باشه

‫به علاوه، به خاطر بزرگ بودن این گردهمایی ‫‫قطعا اون جاسوس مرموز اوکا هم پیداش میشه

‫دیگه داریم در سطح بین الملیی حرف میزنیم

‫وظیفه ات اینه که همه شونو بکشی

‫یه کم کار وحشتناکیه، اینطور نیست؟

‫روت حساب میکنم

‫دیر یا زود میان سر راهمون

‫اوه یکی دیگه هم هست که ممکنه بیاد

‫تک ستاره ی آسمان آژانس جاسوسی ‫‫جمهوری دین:

‫بونفایر

‫نگران من نباش

‫توی میتاریو، من پادشاهم.

‫فکر کن یه ماه از اون مکالمه گذشته

‫اوه، زمان مثل برق و باد می گذره

‫میشه براتون نوشیدنی بیارم، بانوی من؟

‫تو جاسوس جمهوری دینی درسته؟

‫باید بگم که انتظار داشتم بزرگتر باشی

‫میشه اسمتو بدونم؟

‫خب مهم نیست

‫خیلی زود حدس میزنمش

‫تا اوم موقع بیا با هم حرف بزنیم

‫بیا راجع به این حرف بزنیم که چطوری به هم ‫‫برخوردیم

‫و چطوری شکست خوردی

Dead Son :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

چشمام رو صحنه ای که

قلبمو تسخیر کرد، باز کرد

می بینم که بین انگشتات جاری و جاری و جاری میشه

حقیقت که فاش شد بهش نگاه کن

چیزی که ساختن بهشته؟

داره از هم فرو می پاشه

اوه، میدونم که قراره خراب شه

ولی باید بتونم فرود بیام تا بتونم رو پای خودم وایسم

دیگه باید برم

خون شگفت انگیزم رو بالا آوردم

گل هایی که کاشتم، ممکنه تا ابد شکوفه بدن

اونقدری این دنیای ناامید رو دوست دارم که

همه ریه ها و دست و پاهامو بابتش میدم

و قسم میخورم که رویام رو پیدا میکنم

ارزش تمام این غصه ها رو داشت

‫این عملیات شامل ‫‫برخورد با جاسوسای خارجی میشه

‫سرپنت توی نیو ورلد، توی ایالات متحده موزایا ‫‫قایم شده،

‫این آزمون خوبی برای همه تون میشه

‫تی، تو مسئول رهبری کردن تیم عملیاتی

‫گرت میشه مسئول برنامه ریزی

‫اول شرایط رو کاملاً بررسی و تحیلیل کنید و بعدش ‫‫بهترین عمل رو انجام بدید

‫و-وایسا، یه لحظه

‫تو چی، معلم؟

‫دیگه اینقدری بزرگ شدید که روی ‫‫پای خودتون وایسید

‫اینطوری میتونم تنهایی و توی بخش خودم ‫‫آزادانه و بدون نگرانی نقشمو ایفا کنم

‫من در خط مقدم خواهم بود

‫کابینه مرکز تحقیقاتی اقتصادی؟

‫این یکی از ساختموناییه که ‫‫آژانس جاسوسی خارجی ازش استفاده میکنه

‫یه چیزی هست که میخوام نشونت بدم

‫ساده بگم، این یه زندانه

‫اکثریت جاسوسایی که توسط آژانسِ ‫‫خارجی دستگیر میشن اینجا نگهداری میشن

‫هی تو، بونفایر. ‫‫همونی بودی که امیدوار بودم ببینمش

‫اگه دوباره نازک نارنجی بفرستن، همه شونو ‫‫میکشم

‫جسد...

‫یا فکر کنم توی امپراطوری بهت میگن دیپ واتر

‫رولند هم میشه. ‫‫بهش عادت دارم

‫هی بون فایر، چطوره با هم مبارزه کنیم، ‫‫تن به تن، تا پای مرگ؟

‫این بار نمیتونی غافلگیرم کنی

‫وقت این بچه بازیا رو ندارم

‫ضد حال

‫در این صورت، باید اون دختر رو بگیرم

‫و بکشم

‫از همین الان باختی

‫وظیفه ات فقط جمع آوری اطلاعاته

‫تیم ممتاز امپراطوری تونسته توی شهر میتیرایوی ‫‫ایالات متحده رو نفوذ کنه

‫و اینطوری باعث شده توی کنفرانس اقتصادی ‫‫تولفا اختلال ایجاد شه

‫همچین حقی دارم؟

‫آره منم داشتم به مورچه بنفش کمک میکردم

‫مورچه بنفش...

‫همون عضو سرپنت؟

‫دقیقاً کجاست؟؟ ‫‫چه شکلیه؟

‫بذار برم، اگه بذاری برم بهت میگم

‫اگه همینطوری بری ‫‫مورچه بنفش همه تون رو سلاخی میکنه

‫مثل دفعه پیش،

‫هم تیمیای باارزشتون رو از دست میدین

‫این تهدیدهای توخالی رو من جواب نمیده

‫باید اون بچه مومشکی رو از تیمتون بندازید بیرون

‫وقتی با هم مبارزه میکردیم، رسماً ‫‫بیخود و بی جهت بود

‫تمام کاری که کرد لرزیدن و فرار کردن بود

‫بهتره قبل از اینکه همراه خودش ‫‫به فنات بده ارتباطتو باهاش قطع کنی

‫میدونی، راستش یه چیزی هست ‫‫که میخواستم ازت بپرسم

‫چرا فکر کردی من و تو میتونیم ‫‫رقیب هم باشیم؟

‫زیادی بی خاصیتی

‫جایگاهتو بدون

‫زندگیت به عنوان یه جاسوس تموم شده

‫معذرت میخوام

‫قرار بود تو دستورات این عملیات ‫‫رو صادر کنی،

‫پس گفتم بهتره بدونی اطلاعاتمون از کجا میاد

‫عذرخواهی نکن

‫تمام حرفای رولند درست بود

‫تمام کاری که کردم لرزیدن از شدت ترس بود

‫و مهم تر از اون...

‫تی، عزیزم، تو هیچی نیستی

‫تو مهربونی، و این باعث شده که بازی دادنت ‫‫اینقدر ساده شه

‫معلم، من...

‫مگه اون پیچ به ایستگاه نمی رسید؟

‫م-معذرت میخوام

‫ماشین داره بازی درمیاره

‫نمیتونم سرعتو بیارم زیر شصت کیلومتر

‫معذرت

‫این خرابی عادی نیست

‫اخیراً اتفاق عجیبی برات نیافتاده؟

‫یه مرد ریشویی بهم گفت که میدونه ‫‫من چی کار کردم

‫چی کار کردی؟

‫از گاوصندوق محل کارم یه کم پول دزدیدم

‫گفتش اگه میخوام که ساکت بمونه، باید ‫‫شما دوتا رو مثل تاکسی سوار کنم

‫که اینطور

‫آشیه که خودت پختی،

‫ولی حداقل باید بابت اینکه پات داخل ‫‫این ماجرا کشیده شد کوتاه بیایم،

‫وقتی این ماجرا تموم شد، با این شماره تماس بگیر

‫شماها کی هستین؟

‫نگران اونش نباش

‫حالا چشماتو بنند و گوشاتو بگیر

‫معلم، چه خبره؟

‫خوب تونستی حضور خودتو مخفی کنی،

‫آنت

‫تصور میکنم کار تو باشه

‫آو پیدام کردین

‫آنت؟!

‫از طرف لیلی براتون یه پیغام دارم

‫اگه میخواید ماشین متوقف شه ‫‫به شکستتون اعتراف کنید

‫یه عملیات بزرگ در پیش داریم، ‫‫در نتیجه هرچی تو چنته داریم رو میکنیم!

‫وقتشه ببینید که چه قدر توی ‫‫عملیات های کوچیک پیشرفت کردیم

‫شگفت انگیزه

‫اگه دیگه امری نیست، عزت زیاد!

‫ولی آنت، من چی؟

‫تو گروگانمی، آبجی بزرگه

‫پیشرویِ کلاوس رو کند کنید

‫ج--

‫و دیگه بای بای!

‫معلم، باید ماشینو نگه داری!

‫از پسش برمیای دیگه؟

‫آره ولی داریم در مورد آنت حرف می زنیم

‫یحتمل تاکسی به محض توقف ‫‫منفجر میشه

‫میخوام دیگه پیاده شم!

‫فعلاً باید از شهر خارج شیم!

‫میتونم دور ازشون ماشین رو نگه دارم

‫ولی مسئله اینه که چرا شصت کیلومتر بر ساعت؟

‫با این سرعت هم میشه دور زد

‫مطمئناً میتونستن توی سرعت بالاتری خرابش کنن

‫گفتنش واسه تو آسونه...

‫پرنده هه رو ببین

‫دستگاه هدف یاب از اولم اهمیتی نداشته

‫چون ایدن بالای سر ماست

‫آه فهمیدم

‫و شصت کیلومتر برساعت سرعتیه ‫‫که یه کفتر میتونه بهش برسه

‫نمیتونی جایی بری

‫چه بدشانس

‫امیدوارم آماده باشی

‫از گل به خودی زدن پشیمون نیستی؟

‫آره فهمیدم که شانسی در برابرت ندارم

‫ولی خب، حدس بزن الان چیکار کردم؟

‫نشونش بده چرا برگ آس ما تویی

‫ناراحت نشی یه وقت

‫خیلی کندی

‫امکان نداره...

‫حتی با اینکه سه نفر دارن بهمون حمله میکنن ‫‫هم نمیتونیم شکستش بدیم؟

‫نگران نباش

‫چهارنفریم

‫گاردت بازه، کلاوس

‫تمومه

‫تونستیم؟ ‫‫بالاخره معلم رو شکست دادیم؟

‫آه که اینطور

‫اولین مونیکایی که خودشو نشون داد ‫‫گرت بود که تغییر چهره داده بود

‫درسته

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left