The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
بوکسور
با الهام از مردمی
که از لهستان کمونیستی فرار کردند تا رویاهای خود را دنبال کنند
این داستان میتونست واقعی باشه
بایتوم، لهستان
لعنتی
کاش میتونستم توصیف کنم
چیزی که بعد از سال ها برگشت به اینجا حس کردم
دستکش های کهنه خیس عرق کرده
حلقه ای که بارها و بارها به طور خونی پوشیدم
خیلی وقت پیش بود
...خیلی قبل از اینکه
همه چیز رو خراب کنم
برای اینکه این داستان معنا پیدا کنه
اول از پدرم براتون میگم
از کجا باید شروع کنم؟
از دست سنگینش؟
مشت زدنش؟
نه
...از آخرین باری که دیدمش شروع کردم
شاد شدم
بلندشو خیلی خوبه ؛ ببین
عجب ضربه ای بود ؛ من خوبم یک ؛ دو
بابا داره تظاهر می کنه سه ؛ چهار
تو خوبی؟
بابا داره تظاهر می کنه ؛ ببین
شروع کنید
آفرین حسابش رو برس
خوبه
محکم میزنه
اونو خسته کن
حالا ؛ برو
بزنش
آره ؛ انجامش بده
خوبه ادامه بده ؛ ادامه بده
بابا زدش
شش ؛ هفت ادوین
ده
آره
برو عزیزم ؛ برو
بیا بغلم
بیا بغلم
...دوستت دارم المپیک
چپ ؛ راست ؛ همونطور که نشونت دادم
ادک ؛ اینجا رو نشونم بده
زیرش باشه؟ خوبه
چپ، راست
برو ؛ یک ؛ دو
تو خسته ای؟ محکم تر بزن
ناک اوت ؛ ببین
تو قهرمان لهستان میشی
تو قهرمان لهستان میشی
ما همه اونا رو شکست میدیم
...من نمیخوام
خب
تو راه فکر کردم که یک بوکسور رو پیدا کنم
من دوتا پیدا کردم
و چه بوکسورهایی بودند
تو یه روز قهرمان لهستان میشی؟
من قهرمان جهان میشم
...جهان
پس اگه اینطوره
ازت امضا میخوام
وقتی ستاره بشی تو رو در تلویزیون می بینم
اینقدر باهام مهربونی؟ آره
ممنونم ؛ قشنگه
قابش می کنم
برای تو
ممنونم
قهرمان جهان امضاهای زیادی میده
چطور باید بهت کمک کنم؟
ما اومدیم بهت تبریک بگیم
خصوصی
اگه ممکنه
فکر کن خونه خودته
چشم بله
اون کاری که بهت میگه رو توی رینگ انجام میده
این یک همزیستی کامله
مثل لهستان
تو المپیک موفق باشی
احمق های ووشویی چزیک
المپیک اولویت داره ؛ این رویای توئه
کار مهم نیست
خانواده حرف اول رو میزنه
لعنت بهت پرنسس
بدش به من
بابا دیگه هرگز پاش رو توی باشگاه چزیک نزاشت
...دوباره
بجنب
اون تو المپیک با نماینده روسیه مبارزه کرد
بهش نشون بده
و باخت
دوباره
حرفه اون هم از دست رفت
سایه خودش شد
بوکس باهام مبارزه کن
چزیک ادامه بده
باشگاه اونه
مراقب باش یدرژی چزنسکی ناک اوت
بر باد رفت
ببخشید بابا لعنتی
بشین ؛ باید درس بخونی
باید درس لعنتیت رو بخونی
اینو میدونم
واقعا؟ خب فصل بعد رو بخون
اون یک معدنچی شد
و بعدی
و منو زیر کتاب ها دفن کرد
تا مطالعه کنم
این تمام چیزی بود که بهش اهمیت میداد
و من اهمیت نمیدادم
سه مرحله تنفس سلولی چیه؟
چرنسکی؟
مراحل تنفس سلولی
گلیکولیز، چرخه اسید سیتریک و فسفوریلاسیون اکسیداتیو
درسته
دومی به معنی کیمیوسموز و زنجیره انتقال الکترونه
کافیه
انرژی آزاد شده یک گرادیان پروتون ایجاد می کنه
بشین
عمو جدرولا
سوار شو
تولدت مبارک ؛ به سلامتی
چه اتفاقی افتاد؟
مطالعه زیاد
خدای من
نشونم بده
گابی یک پرستاره
دوست دختر داری؟
براش وقت ندارم
خوبه
زن ها خرج دارند باید بهشون آب و غذا داد
و باید برای سکس مخ اونا رو بزنی
چزیک درسته
میتونی اونا رو با افسار نگه داری
چزیک
برای گبورستگ تو به یک گبورستگ نیاز داری
ممنونم
شکلات رو روی کاغذ نگه ندار
هیولا
بابات نمی تونه اونو پیدا کنه ؛ فهمیدی؟
بله قربان
من عاشق وقت گذرونی با عموم بودم
متاسفانه
همه باهاش موافق نبودند
کی اینو بهت داده؟
یه دوست تو مدرسه
یه دوست؟ از کجا گیرش آوردی؟
ادک ؛ با پسر ما چیکار داری؟
...بهت گفتم لعنتی ؛ تو باید اونو
دور از ما نگه داری؟ درسته؟
کجا میری؟ میخوام این ماجرا رو تموم کنم
بابا
بمون ؛ وقتی برگشتم حرف میزنیم
بابا
ادک صبر کن
آروم ؛ نفس بکش
مدام به این فکر می کنم که چه اتفاقی برای بابا افتاد
نفس بکش
تقصیر من بود
دوباره ؛ نفس بده بیرون
کتاب ها بهم یاد ندادند
که ریه های بابا مثل اسفنج فرسوده شده بود
من خودمو متقاعد کردم که اون بهتر میشه
اگه هر کاری می خواست انجام میدادم
دانش آموز با معدل بالاتر
جدرژی چرنسکی
با تمام توانم به سمت خونه دویدم
می خواستم نمراتم رو نشونش بدم تا بهم افتخار کنه
طلای از دست رفته چرنگی
شکست چرنکی
چیزی نیست
چیزی نیست
بعد از مرگش نمی خواستم درس بخونم
فکر نمیکردم بیای
می خواستم فراموشش کنم
چرا؟
می خواستم زندگی منصفانه باشه
تشییع جنازه امروز نبود؟
متاسفم خفه شو
چی؟ درباره بابام حرف نزن
...بابام گفت خفه شو
و من میخواستم حساب یکی رو برسم
درباره اون حرف نزن
لعنتی ؛ اون مرد خوبی نبود
بیا از اینجا بریم
می بینم میخوای به کسی مشت بزنی
تو کری پرنسس؟
میخوای مبارزه کنی؟
پس مبارزه کن
این تمام چیزیه که داری؟
مبارزه کن
مبارزه کن لعنتی
مبارزه کن
حالا ؛ مبارزه کن
کافیه
بهم اعتماد کن
مبارزه کن
No comments yet. Be the first to leave one.