The first 199 lines.
نمیخوام برم مدرسه
گهگه- چیه؟
بیا کلاس امروز رو بپیچونیم
چرا؟
چون دیگه آخر دنیاست
آخر دنیا؟
این رو از کجا شنیدی؟
اخبار
حتی اگه آسمون بخواد به زمین بیاد
من نگهش میدارم
نگران هیچی نباش
ولی اگه کلاس رو بپیچونی
بهت نشون میدم که واقعاً آخر دنیا چطوریه
دیگه معلمت نباید ازت شکایتی کنه، فهمیدی؟
باشه بابا- تمرکزت رو بذار روی کلاس-
بلند شو برو مدرسه
گهگه
اگه آسمون به زمین بیاد
باهم نگهاش میداریم
زود برو مدرسه- باشه-
صبر کن- تو راه مراقب باشین-
چشم
« @fojanshi ترجمه اختصاصی تیم فوجانشی» مترجم: Mayna ویراستار: Lollifer
وی شیان
احیاناً، وی ژیوان رو دوست نداری؟
اگه داری
فقط بهخاطر اینکه برادریم؟
...مسئله اینه که
نمیخوای
یا جرئتش رو نداری؟
وقتی چهار سال پیش من رو خارج کشور فرستادی
تنها چیزی که بهش فکر میکردم این بود
که چطور من رو ول کردی و بهم پشت کردی
خیلی دردناک بود
میخواستم تسلیم بشم
ولی نتونستم
پس لطفاً دیگه تحت فشار قرارم نده
...هیچ کس نمیتونه
قلبش رو کنترل کنه
ولی زیاده خواه نیستم
چهار سال پیش بهم پشت کردی و ترکم کردی
ولی چهار سال بعدش
ما بازم برگشتیم به اینجا
همین برام کافیه
میشه اینقدر بهم خیره نشی؟
میخوای درست وقتی که برگشتی
دوباره پرتت کنم بیرون؟
نمیتونی همچین کاری کنی
گهگه
لطفاً دوباره من رو از خودت نرون
خیلی خب بیا به ماهیگیریمون ادامه بدیم
چیزی گرفتی؟
ماهی نگرفتی؟
فرار کرد
خب چرا قلابم رو تکون دادی؟
!گهگه
!ماهی گرفتم
!ببین
بعداً برات ماهی سرخ میکنم
خیلی خب داره بارون میاد بیا بریم خونه
لباسهات رو بپوش
با دکتر لین در ارتباطی؟
کیه؟
کی برگشته؟
یه رفیق دارم که دکتر لین رو میشناسه
حالا که ازخارج برگشتیم میتونیم دور هم جمع شیم
اوه وی ژیوان
بزرگ شدی
داری چیزهای زیادی رو ازم مخفی میکنی
حتی نمیدونستم این ماشین دسته دوم رو خریدی
خارج کشور درآمد داشتی
فکر کنم باید بیشتر صرفه جویی کنی
میفهمی؟
حداقل این حقیقت که دوستت دارم رو ازت مخفی نکردم
خسته نباشی
تو و برادرت خیلی صمیمی هستین، نه؟
چه عیبی داره؟
برادرت خیلی باهیجان
تشویقت میکرد
تا الان سه بار مبارزه کردم
واقعاً داری میری؟
لعنت بهت! چطور جرئت داری از باندمون بیرون بری؟
وی شیان- گهگه-
پلیس اینجاست
!برو- گهگه-
!باید بریم
!زود باش
بدو- لی، بیا بریم! زود باش-
بریم
خب، لی برگشته؟
گهگه
این همه سال منتظرت بودیم
و خیلی خوب از مکانت مراقبت کردیم
حالا قدم بعدیت چیه؟
این نیست که اون موش کثیف وی شیان رو پیدا کنیم و به حسابش برسیم؟
به حسابش برسیم؟
چرا؟
من گند رئیس رو گردن گرفتم و فرار کردم
به اونایی که باید، جایزه بده و اونایی که باید ساکت بشن رو ساکت کن
کاری که وظیفهاته رو انجام بده چرا از من میپرسی؟
بهعلاوه، خودت باید بهتر از من و هرکسی راجعبه تجارتمون بدونی دیگه؟
هو گه
لی گه
پاهای من
بهخاطر توئه که اینطوری شده
من رو مثل دشمن مردم میبینن
هیچکس درباره من حرفی نمیزنه
این همه آدم منتظر بودن که برگردی و رو پای خودت وایستی
باید طلبمون رو صاف کنیم
چی طلب داریم؟
فکر نمیکنی خودت یه چیزهایی بدهکاری؟
تو چی؟
یا تو؟
گوش کن ببین چی میگم
خودت انتخاب کردی که
اینطور زندگی کنی
مسئولیت کاری که کردی به عهده خودته، فهمیدی؟
...همه چیز رو
گردن دیگران ننداز
اگه میخوای گردن کسی بندازی
بنداز گردن شانس بدت
یا بیعرضه بودن خودت
انگار نه انگار تازه برگشته باز اتاقش رو کرده جنگل آمازون
توی زندگیام
تحت تاثیر وسواس شدیدی بودم
وقتی به گذشته نگاه میکنم
هیچ چیز دیگهای نیست
ولی اگه یه روزی بمیرم
تنها پشیمونیم اینه که
نتونستم تو رو برای آخرین بار ببینم
مرسی که تو این چند سال از برادرم مراقبت کردی
حتماً برات سخت بوده
پس فهمیدی که سخت بوده
چطور فهمیدی اون یارو گفته که قراره بیاد دنبالتون؟
چه تصادفی
درست وقتی که لی برگشت
من توی فناوری وبسایت کار میکنم
روشهای خودم رو دارم
فناوری وبسایت؟
تحت تاثیر قرار گرفتم
نابغهای
پس لی اول برادرت رو گرفته و بعد هم تو رو
هردو هم با استعداد
توی حرفه خودش بهترینه
...نمیدونستم اون یارو
اینقدر حسوده
ولی به خودت زحمت نده با اون حیوونها در بیفتی
گرفتی؟
برادرم همه چیز منه
پس مهم نیست که چی بشه
این قضیه یه بار برای همیشه باید حل بشه
تو هم همه چیز برادرتی
مطمئنی میخوای این کارو بکنی؟
آره
ممنون
فکر کنم همینطوره
بیاین همینجا جلسه رو تموم کنیم
خیلی خب، همگی خسته نباشید
خسته نباشید- ممنون-
چرا امروز اینقدر دست و پا چلفتی شدی؟
یوان فقط چند روزه که سرکار نیومده
داری خیلی بزرگش میکنی
اون همیشه قبل سفرش خبر میداد
هیچوقت اینطور یهویی نرفته بود
و نکته مهم تر اینکه گوشیش خاموشه و اصلاً جواب نمیده
مثل زنی رفتار میکنی که میخواد مچ شوهر خیانتکارش رو بگیره
اون دیگه بزرگ شده
سرت تو کار خودت باشه
!من هنوز شما رو تایید نکردمها
هنوزم؟
فعلا زیرنظر دارمت
میفهمی؟
باشه
چند ساله همدیگه رو میشناسیم؟ ...باورم نمیشه هنوزم میگی زیرنظر داریم
!لین ژیوان
بلند شو
!بلند شو
چرا جواب نمیدادی؟
کلینیکم باز نیست نمیشه یکم دیگه چرت بزنم؟
برای یوان چه پیامی فرستادی؟
کی برگشته؟
لی برگشته
چرا بهش گفتی؟
نگران بود که نکنه هو کاری انجام بده
اون وقت یوان الان کجاست؟
تو زیر دست لی بودی
میدونی که کجاست
تو کی هستی؟
لی اینجاست؟
از کدوم باندی؟
کری؟
من برادر وی شیانم
وی یوان؟
پارسال دوست امسال آشنا
چه بزرگ شدی
چه پسر خوشتیپی
دیگه از همه چی مطلعی
به محض این که لی برگشت، خودت رو نشون دادی
درست به موقع اومدی
No comments yet. Be the first to leave one.