The first 105 lines.
*سفارشي از خانم نوغانيان*
نه رمزش رو نميدونم
حيدر، بعد رفتن تو اون کلا ساکت شده بود
حتي با منم صحبت نميکرد
خاله متاسفم
من کنارش نبودم - حيدر بس کن خودتو مقصر ندون -
تو مقصر نيستي
تو که پسرمي
تو زندگي مني
تو الان بايد سهم رضا رو هم زندگي کني
پسرم زندگي کن، برو سرخونه زندگيت پيشرفت کن
ولي نتيجهي زندگي فقط پول و شهرت نيست
فقط عشق هستش
حيدر عشق بورز
خودت ياد ميگيري زندگي کني
کساني که تو زندگي عشق نصيبشون ميشه خيلي خوش شانس هستن
و وقتي عشق رو به دست آوردي هيچوقت نذار بره
باشه؟
الو؟ - حيدر، ميرا داره ميره -
واي خدا چه قيافههاي درب و داغوني
بچهها چتونه؟ - ...مطمئني ميخواي
راشي نميخوام ولي مجبورم
ميرا ازت متنفرم، تو براي عروسيم اومده بودي
و بدون حضور در عروسي داري ميري - تو فکر ميکني خوشم مياد -
ميدوني تاريخ مصاحبهام نزديکه و مهمه - نه نه.. عروسي من مهمه -
درسته
بيا اينجا بينم
من فقط يه بار قراره ازدواج کنم - خيلي برات خوشحالم -
دلم برات تنگ ميشه - منم همينطور -
:ترجمه تخصصي رسانه فرهنگي هنري باليووديها مترجم: مجيد ح.ف/ نگارش: بينگ سامي
واي خدا شما با دهل و ساز خداحافظي ميکنيد؟
سيد جريان چيه؟ - من کاري نکردم، نميدونم -
خدايي منم کاري نکردم
"چرا به ديدارم نمي آيي؟ گاه گاه لحظهاي به ديدارم ميآيي"
ميرا ديروز بهم ياد دادي که چطور کسي رو ترک کنم
و امروز کسي بهم ياد دادي که چطوري مانع رفتن کسي بشم
هرچقدر ميخواي تلاش کن ولي من نميذارم بري
چيزايي که ديروز گفتم يا نگفتم رو به ياد ندارم
اون کلمهها و احساسش برام سخت بود چون درکش نميکردم
ولي الان متوجه شدم
..و ميخوام بدوني که
از وقتي که به زندگيم قدم گذاشتي تنهاييهام ازم فاصله گرفتن
من حالا آمادهام تا خاطرات گذشته رو رها کنم و خاطرات جديد رو به خاطر بسپارم
منو ترک نکن، نرو
چونکه من عاشقتم
ميرا کاپور دوستت دارم
"چرا به ديدارم نمي آيي؟ گاه گاه لحظهاي به ديدارم ميآيي"
"اين زماني که به دست آوردهايم"
"ميخواهم ناگفتههايي را برايت بازگو کنم"
"رابطهي ما همينگونه معمولي نيست"
عشق هميشه در مورد اعتماد و صداقت هستش مگه نه؟
"اين همان عشق است"
"باور دارم که تو مال من هستي" سيد بايد چيزي بهت بگم
بيا - ...سيد -
"من نيز برايت نوري هستم"
موز کاپور منو ترک نکن من بدون تو نميدونم زندگي کنم
من خيلي دوستت دارم
لطفا موز کاپور، دوستت دارم موز کاپور
دوستت دارم
جوکهاي موزي بسه
جالبه، ديروز که يه پا واسه خودت شاهرخ خان شده بودي
ميرا، همونطور که ديروز به حيدر گفتي دوستت دارم الانم بهش بگو
زود باش ميرا
اره بايد اينکارو کنه
زود باش
ميرا
ميرا - سيد دوستت دارم -
گفتيم ميرا بگه نه تو
ديروز با ديدن ميرا و حيدر متوجه شدم که عشق واقعي چيه
سيد من واقعا دوستت دارم
و نميتونم زيباترين رابطهي زندگيم رو با دروغ شروع کنم
نميتونم اين گناهم رو تحمل کنم
چه گناهي؟
در مورد چي صحبت ميکني؟
وقتي ما رابطهمون رو بهم زده بوديم
من با سمير يه کاري کردم
فقط يه بار بود
ولي اونکارو کرديم
قسم ميخورم، اون موقع نميدونستم دوباره پيش هم برميگرديم
بعدش دوباره پيش هم برگشتيم
و حتي امروز به مرحلهي ازدواج رسيديم
تو اين مدت من اين جريان رو ازت مخفي کردم سيد خيلي متاسفم
خواهش ميکنم منو ببخش
خواهش ميکنم
...سيد، من
بريم داخل صحبت ميکنيم
بچهها آروم باشيد، با همهتون صحبت ميکنيم
رفقا نگران نباشيد، من سيد رو ميشناسم همه چيز درست ميشه
بچهها، واقعا اميدوارم سيد و آوانتي همه چيز رو حل کنن
خوشحالم که پدر مادرشون، اونا رو فرستادن معبد راه هم تا دهلي طولانيه، کلي وقت دارن صحبت کنن
درسته، ولي آوانتيکا کلي روزه گرفته اينقدر دعا کرده
بازم اينطوري شد
اون اصلا هم روزه نگرفته
روزي که روزه بوده املت خورده
چقدر بهش گفتم ببين آوانتيکا نخور
بازم خورد، الانم تو هچل افتاده
راشي خفه شو
الان بايد به آوانتيکا کمک کنيم، نه اينکه همچين ايدههاي مزخرفي بسازيم
صبح همگي بخير
سلام ريا
بفرما اين مصيبت نصفه لباس هم اومد
...حيدر
دلت برام تنگ شده بود؟
آره مسلمه که شده بود
ميرا تو خوبي؟
No comments yet. Be the first to leave one.