The first 200 lines.
. سلام - . صبح بخير -
. اين وضعيت مسخرهست . نميتونم اينطوري ادامه بدم
ولي چرا ؟ - . جام خيلي تنگه -
اين يعني من هم بايد برم ؟
. خب فکر نميکني که فقط منظورش من باشم
. خفه شو - . خودت خفه شو -
. از اين شرايط بيزارم
. بهش عادت ميکني . مثل فوتبال راگبي ميمونه
. نه، ديگه اين وضعيت رو دوست ندارم - . باهات ميايم سر کار -
. و سر قرارات - . و خريد -
. و حمام
. "الين" ، "الين" ، "الين" - . نميتونم نفس بکشم -
. "الين"، "الين" - . دارم خفه ميشم. نميتونم نفس بکشم -
. دارين من رو ميکُشين
. زنگ ساعتت رو خاموش کن
Seinfeld S09E07 : The Slicer Original Air Date : 13.11.1997 Subtitle by zirkhaki & AshorroR
. جرج ، سابقهي خيلي خوبي داري
"ولي اينجا توي شرکت "صافکاري صنعتي کروگِر چه کاربردي داره ؟
خب کاري که توي تيم "يانکيها" ميکرديم ... تمام مربوط به صاف کردن اوضاع بود
، ميدوني ديگـه ، دهن طرفدارها رو صاف ميکرديم . روي اعصاب ملت سمباده ميزديم
. در واقع اسمش رو "سمبادهزن" گذاشته بوديم
. اينجا نوشته 4 روز براي شرکت "وقت بازي" کار کردي
. بايد 14 باشه ... بذار اصلاحش
. خب "جرج" بايد باهات روراست باشم . هم ميتونم استخدامت کنم هم ردت کنم
، ولي بيخيال اين حرفها ما يه نفر رو لازم داريم ، ها ؟
. پشيمون نميشيد ، قربان
. اهميتي نميدم
بريم يه دفتر کار برات جور کنيم ، ها ؟
وقتي عکس رو ديدم ، يادم اومد . اون رو کجا ديده بودم
. واقعهي دستگاه ضبط
واقعهي دستگاه ضبط ؟
. تابستون سال 89 رفتـه بودم ساحل
. يه خانواده کنار من وسيله پهن کردن
. من رفتم موجسواري ... وقتي برگشتم
، لباسام ، حولهام ، چترم . هيچکدوم اونجا نبود
. درجا عصباني شدم ... شروع کردم به داد و هوار سر اون بچهها
، ميخواستم وسايلم رو برگردونن . و بالاخره از کوره در رفتم
دستگاه ضبط اونا رو برداشتم و . انداختمش توي دريا
. عجب - . منطقي به نظر مياد -
. بعد لباسام رو توي آب شناور ديدم
. موج اونا رو برده بود ، نه بچهها
. اين يکي منطقيتر هم هست
. حالا پدرشون سر من داد و هوار ميکرد
. ازم ميخواست هزينهي دستگاه ضبط رو بدم
پس يه آدرس اشتباه بهش دادم . و از اونجا در رفتم
و اون يارو الان رئيس جديدته ؟
تا وقتيکـه اون عکس مسخره . خاطراتش رو براش يادآوري کنـه
"کروگر" . شرکت "صافکاري صنعتي کروگر" رو که نميگي ، ها ؟
. آره - . سمبادهها ، چرخهاي سمباده ، سنگِ تراشها -
اينها ، همون جماعتي هستن کـه تميزکاري . مجسمه آزادي رو ماستمالي کردن
. درسته . نتونستن رنگ سبزش رو پاک کنن
. اون يه شرکت داغونه . کلاً چيزي به نام مديريت اونجا وجود نداره
. ميتونم اونجا آزادانه هرکاري بکنم
ميدوني بايد چيکار کني ؟ ... يواشکي عکس رو برداري
. و طي چند روز اون رو "اِير بِراش" کني
مثل روتوش ؟ - ... اون عکس که من -
و "جرارلد فورد" داخلش بوديم و نگهش داشتم رو يادتـه ؟
. فورد" رو ازش حذف کردم"
. اين خيلي خوبه
. اين يارو "کروگر" هيچ چي نميدونـه
. طاقت ندارم واسـه کار کردن باهاش صبر کنم
. واي . اين رو ببين
. اين ساندويچ افتضاحه
هر جا که بري ، اين حلقههاي گوشتِ . بُنجُل و بدقواره رو بهت ميدن
. ببين ، ببين ، ببين
. الان 13 سال ميشه که يه ساندويچ خوب نخوردم
. منم نخوردم
. سلام . خب، مشکل گوشت رو برطرف کردم
اين رو از کجا گير آوردي ؟ - . با اون دستگاه پرس سوسيس طاق زدم -
. ببين چقدر نازکه . ببين، همهجاش صاف شده
. مزهش جايي براي مخفي شدن نداره
. سلام - سلام . يـه بُرش ميخواي ؟ -
. به سرزمين طعمها خوش اومدي
. هي، اين خيلي خوبه
راستي با دکتري که پيشش . بودي قرار دارم
سارا سيتاريديس" ؟"
چهت شده ؟
همسايهي بغلي من رو يادته ؟
همون آپارتمان که هميشه بوي سيبزميني ميده ؟
. کل ساختمون تو بوي سيبزميني ميده
، اون کلهخر رفته پاريس . و زنگ ساعتش رو روشن گذاشته
. امروز صبح از ساعت 3:30 زنگ ميزد
، ميدوني اين اتفاق واسه "لومز" هم افتاد . اون هم برق همسايهش رو قطع کرد
چطور اين کار رو کرد ؟ - . خب خيلي ساده است -
فقط بذار اين کار خطير رو تموم کنم . بعد يکراست ميام پيش تو
اُه ، فکر کنم يه بسته . نون گرد قيصري" لازم داشته باشيم"
. فکر کنم يکي توي انبار داشته باشيم
. کل راهرو بوي سيبزميني ميده
. ميدونم . ميدونم . همينجاست - . باشه -
ميبيني ، اين پريز احتمالاً . به آپارتمانش وصله
... خب، کاري که ميکنيم
... اين سنجاق رو برميداريم
و خم ميکنيمش کـه يـه اتصال کوتاه . واسه کل مدار درست کنيم
. بگيرش
. فکر کنم بهتره تو انجامش بدي - . نه ، نه . آسونه -
. فقط سريع بايد انجامش بدي
. نه ، واقعاً دوست ندارم اين کار رو بکنم
. خب منم دوست ندارم
. فکر کردم قبلاً اين کار رو کردي - ... آره خب ، انجام دادم ، فقط -
. اصلاً خوش نمياد
پس چطور بايد انجامش بديم ؟ - . باشه ، باشه -
. خب ديگه ، خودم انجامش ميدم
. واي مامان - حالِت خوبه ؟ -
. اين ناخن رو از دست ميدم
. من از چالشهاي پزشکي لذت ميبرم
، نميدوني وقتي زندگي يه نفر بهت بستگي داره . چه حسي پيدا ميکني
خب منم يه همسايه دارم . که زندگيش به من بستگي داره
. شوخي بود
ميدوني نجات جون يک نفر چه حسي داره ؟
مثل حسي هستش که موقع گل زدن در بيسبال پيدا ميکني ؟
. نه - . چون هفته پيش يـه خوشگلش رو زدم -
"بفرما . به روش "اير براش . تو رو تبديل به شن و آسمون کردم
چيکار کردي ؟
. اشتباهي يکي ديگه رو حذف کردي
. فکر کردم ميخواي خودت رو حذف کنم
. ولي من هنوز اينجام . اون يکي ديگه رو حذف کردي
. واقعاً موي زيادي از دست دادي
. خودم ميدونم
. بهترين بُرشدهندهي پيتزا در جهان
. 76 دلار
... هر چند وقت من يه
. بايد يک کتاب بخرم
. گربه
کروگر" رو حذف کرده بود ؟"
دعا ميکنم تا زماني که يارو عکس رو اصلاح نکرده . کروگر" متوجه نبودنش نشه"
. اين دستگاه بُرش ، رام شدني نيست
لباس قصابي رو از کجا گير آوردي ؟
، اگه گوشت کافي بخري . بهت هر چيزي ميدن
کريمر" ؟"
. همسايهم يه گربه داره
، وقتي برقشون رو خراب کرديم . حتماً سيستم تغذيه خودکارشون هم قطع شده
. ميدوني ، همين اتفاق واسه "لومز" هم افتاد
خب چيکار کرد ؟
، رفت يـه مسافرخونـه ساکن شد . اون گربه هم بالاخره مُرد
خب صداي ميوميو گربه . از زنگ هشدار هم بدتره
. اين يکي خيلي گوشخراشه
قرارت با دکتر چطور بود ؟ - . رابطـه روي همون ميز مرد -
يک ساعت و نيم تلاش کرد اين حس رو بهم بده کـه . اگـه جون کسي رو نجات نميدم بيارزش هستم
. آخه ميدوني ، معمولاً روي يه چيز تمرکز ميکنه
. زندگيش شده تخصص پوست
تخصص پوست ؟
. آره. اون متخصص پوستـه
نجات زندگي ؟
. "کل کارش اينه: "يکمي آلوورا بمال روش
. دستگاه بُرش . "الين" . بريم
کجا ميريم ؟ - . پيش گربه -
. فقط اون گوشت رو بردار و بيا
دفعه بعدی که باهاش قرار داری کِیـه ؟
فايدهش چـيـه ؟
... ميخواي از اين فرصت صرفنظر کني
و اون آلوورامال رو سر جاش ننشوني ؟
قرار انتقامي ؟
. اين کارا بيشتر به تو مياد نه من
. جري" خيلي حال ميده آ" نجات زندگي ؟
. اون فقط يه قدم از منشي کلينيک جلوتره
. تخصص پوست . پوست که دکتر لازم نداره
. البته که نه . بشور ، خشک کن ، برو دنبال کارت
راست ميگي. الان بهش زنگ ميزنم . و حسابي از خجالتش درميام
. اُه ، نه ، نه ، نه . بايد يه کار دقيق و هماهنگ انجام بدي
... شام بايد ببريش يـه جاي روياي و کلي گل بهش بدي
گل ؟ - . آره ، بايد باکلاس رفتار کني -
يعني خودت اين کار رو کردي ؟
. تقريباً
نتونستم دختره رو راضي کنم . يه بار ديگه هم باهام بيرون بياد
. به نظرم يه تکهي نيم ميليمتري لازم داريم
ميتوني اينقدر باريک ببُري ؟
يـه برشهايي زدم کـه اينقدر نازک بوده . خودم نتونستم ببينمشون
بعد از کجا ميفهمي که برش زدي ؟
. خب فکر کنم فقط فرض کردم برش زدم
. نگران نباش پيشي . شام الان آماده ميشه
اين رو ميبيني ، ها ؟ . اين رو بايد توي نمايشگاه گذاشت
. خب ديگه ، انجامش بديم - . آره شروع کنيم -
. آره ، اين تکهي باريک رو ببين - . خب -
. بيا ، بيا ، بيا جلو . بيا ، پيشي ، بيا
! خداي من جواب داد . واي
ميشه چند وقت اون رو بهم قرض بدي ؟ - . اُه ، نه فکر نکنم بشه -
واسه چي ؟ - . خب بلد نيستي باهاش کار کني -
چي رو بايد بدونم ؟
گوشت از کجا وارد ميشه ؟
. از اونجا
از کجا روشنش ميکني ؟
. از اينجا
ولي گوشت کجا ميره ؟
. رستوران ، گل . خيلي زيباست
. خب من آدم باکلاسي هستم
شغل ناجيگري چطور پيش ميره ؟ - . خوبه -
حتماً بايد يه جوش چرکي ، خيلي بزرگ باشه . که بتونه آدم رو بکشه
چهت شده ؟
. اسم خودت رو گذاشتي ناجي . "من صدات ميکنم دکتر "جوشتِرکان
دکتر "سيتاريديس" ؟
آقاي "پاري" ، حالتون چطوره ؟
فقط ميخواستم مجدداً بابت . نجات جونم از شما تشکر کنم
جونت رو نجات داد ؟
. من سرطان پوست داشتم - . سرطان پوست -
. لعنتي
. کريمر" ، حق با تو بود" . اين دستگاه بُرش ، واقعاً حرف نداره
. آره . آره . نه ، نه ، نه ، امشب ميارمش
. باشه ، خدافظ
. اين پاشنهها اصلاً يـه اندازه نيستن
. "بفرمائيد آقاي "کاستانزا
No comments yet. Be the first to leave one.