The first 200 lines.
آنچه گذشت
مترجم sali84gh سلمی قشقایی
سرورم , اعلی حضرت
دوک یورک همراه با وارویک
و سپاهی مقتدر و عظیم
بدین سو درحال پیشروی اند
تا صبح بدین جا خواهند رسید
ملکه کجا هستند ؟
ایشان با دوک سامرست داخل هستند
کاش این بوسه میتوانست بروی دستت حک شود -
اگر من هم نشینی ِبهشتی ِتو را داشتم
حتی بیابان برایم تبدیل به آبادی میشد
هرجا تو هستی جهان همان جاست
و جایی که تو نیستی ویرانی است
سانمرست تسلیم شو یا بمیر
پدر -
سافلوکِ پست نهاد
وارویک تو را صدا میزند -
سافلوک جلو بیا و با من بجنگ
زمان مرگ یکی از ما یا هردو نفرمان فرا رسیده
دست نگه دار واریک - و بدنبال ِ شکار ِ دیگری باش
من خود قصد دارم این گوزن را شکار کنم
ای یورک نجیب برای تاج مبارزه کن
بیا سافولک از رزهایت دفاع کن
سامرست - من تو را میشناسم
روستایی احمق - دور شو
خونِ باافتخار خاندان لنکستر
نباید توسط مهتری ناتوان ریخته شود
تو با هرزگی ات - رودخانه ای که انگستان از آن مینوشید را
الوده نمودی
لبهایت که ملکه را بوسیده باید زمین را جاروب کنند
و حالا به خاطر خاندان یورک - در اتش انتقام بسوز
غیر ممکن است که من توسط - رعیت ِ نادانی هم چون تو بمیرم
کلماتت میخروشند اما در من تاثیری ندارند
آری , اما عملم بزودی خشمت را متوقف خواهد کرد
چه شده ؟ ایا میترسی ؟ میخواهی سر فرود بیاوری ؟
نحیب زاده ی حقیقی از ترس معاف است -
بیا و نشان بده تا چه اندازه بی رحمی
این گونه مرگ من هرگز فراموش نخواهد شد
پدر
پدرم کجاست ؟
سافولک
دوک سافولک کجاست ؟
پدر
آه , بگذار این دنیای پست پایان یابد
و شعله های وعده داده شده ی اخرین روز
زمین و اسمانها را در هم گره بزند
از این زمان
قلبم به سنگ بدل میشود
زین پس من دیگر مجبور به بخشش و ترحم بر کسی نیستم
با بی رحمی شهرت بدست خواهم آورد
Somerset!
Somerset!
Somerset!
Somerset!
مارگارت به انتقام بیاندیش - و دست از ناله و زاری بردار
اما چه کسی میتواند با مشاهده ی این منظره گریه را متوقف کند ؟
امیدهایم از بین رفتند -
افسوس , ملکه ی من
عشقم , من میترسم اگر من مرده بودم
تو تا این اندازه برای من اشک نمی ریختی
مارگارت
خدا , ما را رهایی خواهد داد
بیا ما باید از اینجا برویم
ما باید به لندن برگردیم جایی که عاشق شما هستند
و جایی که سرنوشت با ما چنین کرده
امید است به آسانی مشکلاتمان رفع گردند
امروز تو با شمشیر من - بسیار خوب مبارزه کردی
تمام ما خوب بودیم
یکی از حامیان قدیمی پادشاه
یا کشته شده یا بشدت زخمی شده است
این حقیقت دارد پدر خون اش را مشاهده کن
احسنت بر تو پسرم -
کسی از سرنوشت سامرست اطلاعی دارد ؟-
ملعونِ فاسدِ با رزهای قرمزش ؟ -
لرد یورک - لردسامرست اینجاست
من قبل از اینکه به مبارزه ملحق شوم با او مواجه شدم
با من سخن بگو و بانها بگو من با تو چه کردم
چه شده لرد سامرست اعلی حضرت مرده است ؟
امیدوارم بتوانم سر شاه هنری را نیز بجنبانم -
اگر حقیقت داشته باشد که شاه هنری به لندن فرار کرده است
ما تاآنجا او را تعقیب خواهیم کرد
و تا رسیدن به لندن طبل و شیپور خواهیم نواخت
روزهایی ییش از این ما در پیش رو داریم
ریچارد
پسر
ریچارد
این قصر پادشاهِ ترسو است
و این تخت پادشاهی است
بر آن بنشین
زیرا این متعلق به تو است نه پادشاه هنری
مرا یاری کن ای وارویک عزیز - تا بتوانم
تمام ما تو رایاری خواهیم داد - شاه فراری باید بمیرد
سپاس گذارم - ورنونِ نجیب
لردها در کنار من بمانید
و زمانی که پادشاه آمد - با او با خشونت رفتار نخواهیم کرد
مگر اینکه او بدنبال استفاده از زور باشد - در این صورت مجبور به اعمال خشونتیم
ملکه امروز در اینجا شورایش را برپا میکند
و گمان میکند ما از او مشورت خواهیم خواست
با کلام و با خشونت - بگذارید ما حق خود را ادعا کنیم
اینجا باید شورای خونین نامیده شود
مگر اینکه پلانتژنت , دوک یورک شاه شود
و شاه ترسو کنار برود -
کسی که مارا در مقابل دشمنانمان بزدل ساخت
مرا ترک نکنید , و مصمم باشید -
من قصد دارم حقم را پس بگیرم
نه پادشاه
و هرکسی که او را دوست دارد
تا زمانی که وارویک اینجاست جرات هیچ حرکتی نخواهند داشت
من پلانتژنت را قدرت میدهم و دشمنان را از بین میبرم
پسرم
یورک و لرد وارویک اینجا هستند -
ریچارد تصمیم بگیر - و تاج سلطنت انگستان را ادعا کن
ببینید شورشیِ تنومند کجا ایستاده است -
چرا باید خود را زجر بدهیم ؟ -
بگذارید او را پایین بکشیم
قلبم از خشم در حال سوختن است نمیتوانم تحمل کنم
ارل وستمورلند , صبور باش -
اعلی حضرت , اینجا در ساختمان شورا
بگذارید به خاندان یورک حمله کنیم
این افکار از قلب هنری دور باد -
که بخواهد از ساختمان شورا یک کشتارگاه بسازد
میدانید که شهر با آنها همراهی نخواهد کرد
و انها ارتشی از سربازها را بعنوان پشتیبان با خود دارند
اما اگر دوک کشته شود انها فرار خواهند کرد
پسر عمو اکستر روی در هم کشیدن , کلمات و تهدید
جنگی است که هنری در نظر دارد در اینجا راه بیاندازد
ای دوک فتنه گر از تخت من پایین بیا
و برای مرحمت و بخشش در مقابلم زانو بزن
من پادشاه تو هستم
من سرورت هستم -
شرم کن و پایین بیا
او به تو مقام دوک یورک را داد
این بخشی از ارثیه و حق من بود
پدرت به تاج و تخت خیانت کرد
اکستر تو با دنبال نمودن هنریِ غاصب -
به تاج و تخت خیانت کردی
غیر از پادشاه حقیقی از چه کسی - باید پیروی کند ؟
پادشاه حقیقی - ریچارد , دوک یورک
باید من ایستاده باشم - در حالی که تو بروی تخت من نشسته ای ؟
بلی باید چنین باشد -
خودت را راضی کن -
دوکِ لنکستر باش -
بگذار او پادشاه باشد
او هم پادشاه و هم دوکِ لنکستر است
و لرد وستمورلند از او حمایت خواهد کرد
و لرد وارویک او را تکذیب میکند -
فراموش کرده ای , چه کسانی شما را از میدان ِ جنگ دنبال کردند
و پدرت را کشتند , کلیفوردِ جوان
بلی لرد وارویک - من با اندوه و غم آن را بیاد دارم
پلانتژنت , پسرانت
مردانت و دوستانت من بیشتر از خونی که در رگهای پدرم بود
قصد دارم زندگی کنم
میخواهید سند ادعایم به تاج و تخت را نشان دهم؟-
اگر نه , با شمشیرهایمان از این حق دفاع خواهیم کرد
ای خائن , چه سند و مدرکی برای سلطنت داری؟ -
پدرت مانند تو دوک ِ یورک بود -
اما من پسرِ ِ هنری پنجم هستم
کسی که فرانسه و دافین را متوقف کرد
و شهرا و ایالاتشان را ضیط کرد
از فرانسه صحبت نکن - تو تمام آن را ازدست دادی
لردِ حامی باعث آن بود , نه من
من زمانی که نه ماه داشتم تاج گذاری کردم
تو حالا به اندازه ی کافی سن داری و تو باعث از دست دادن فرانسه شدی
پدر , تاج را از سر این غاصب بردار -
پدر عزیزم , این کار را انجام بده و آن را بر سرِ ِ خود بگذار
طبل و شیپورهارا را بصدا در بیاورید , - و شاه از ترس فرار خواهد کرد
پسرها آرام باشید -
تو گمان میکنی من تخت سلطنتی را -
که پدربزرگ و پدرم بر آن می نشستند رها میکنم ؟
نه ,ابتدا باید جنگ مملکت من را از سکنه خالی گرداند-
سند من برای پادشاهی , معتبرتر از اوست -
هنری , آن را ثابت کن و تو پادشاه خواهی بود -
هنری چهارم با غلبه کردن توانست تاج را تصاحب کند -
این کار با شورش علیه پادشاه کشورش انجام شد -
ریچارد تاج سلطنت را به هنری چهارم داد
و بعد از آن به پدرم و سپس من رسید
او علیه پادشاه شورش کرد و اورا مجبور کرد - تا تاج و تخت را به او بدهد
تصور کنید وقتی او با اجبار تاج و تخت را تصاحب کرده -
هنوز گمان میکنید او وارث اصلی سلطنت است؟
نه , تاج ریچارد باید به پسرش میرسید -
وارث بعدی که صاحب تاج و تخت میشد
دوک اکستر , - ایا تو بر علیه ما هستی ؟
وجدانم میگوید که او پادشاه قانونی است -
تمام شما علیه من طغیان خواهید کرد - و به سمت او خواهید رفت
چه زمزمه میکنید؟ - چه توطئه ای میچینید ؟
به شاهزاده دوک یورک بپیوندید -
یا این جا را پر از مردان مسلح خواهم کرد
و دورتا دورِ ِ صندلی پادشاه جایی که او مینشیند
با خون این غاصب , سند پادشاهی ریچارد را خواهم نوشت
لرد وارویک - اجازه دهید تنها یک کلمه بگویم
بگذارید تا زمانی که زنده ام بعنوان شاه سلطنت کنم
سلطنت را برای من و وراث من تایید کن -
و آنگاه میتوانی تا هنگامی که زنده هستی در سکوت سلطنت کنی
من رضایت میدهم -
ریچارد پلانتژنت بعد از مرگ من - از سلطنت لذت ببر
چه بر سر پسرت خواهد امد -
هنری ِ پست و ترسو و ناامید -
چگونه تو به ما و خودت اسیب میرسانی ؟-
نمیتوانم بمانم و به این سخنان گوش دهم -
No comments yet. Be the first to leave one.