The first 200 lines.
شب ابدی
قسمت سیزدهم
روشنایی از بین نمی رود، بهشت ادامه خواهد داشت
درود بر کشیش اعظم بخش نور
سرپرست بخش نور اجازه ی
دخالت توی این پرونده رو بهمون نداده
مجازاتی که درنظر گرفتن خیلی ناچیز بود
منصفانه نیست
من سعی میکنم تا آزادتون کنم
در غیر اینصورت روشنایی بازنده میشه
بی فایدس
من بی مصرفم، هنوز تهذیب ذهنم ضعیفه
اگه شما من رو به شاگردی قبول کنین
با تمونم قلبم به روشنایی خدمت میکنم
فکر میکنی چون مردم پسر نور صدات میزنن واقعا میتونی شاگرد من بشی
و احساسات خودت رو سرکوب کنی میتونی از عهده مسئولیتهای بزرگ بر بیای
ممنونم از نصیحتتون
سانگ سانگ
ارباب امروز نوشیدنی خورده و شاید نتونه بیاد خونه
یادت بمونه که سوپ مرغ رو بخوری
نینگ چوئه
بیدار شدی
همه منتظرتن، عجله کن
ارباب امروز نوشیدنی خورده و شاید نتونه بیاد خونه،یادت بمونه که سوپ مرغ رو بخوری
نینگ چوئه اینجاست
جیان داجیا
همکلاسیهام کجان؟
همه رفتن، فقط تو موندی
تو دیگه بالغ شدی
دارالفنون یه مکان خیلی خوبه
باید از این فرصتت برای مطالعه استفاده کنی
شائو سائو یه چای تسکین دهنده براش بیار- چشم-
دارالفنون جاییه که توش میشه معجزه ایجاد کرد
اگه خودت نخوای که اون معجزه برات اتفاق بیفته
اونوقت هیچ کس نمیتونه بهت کمک کنه
میتونم ازت بپرسم چرا رفتارت با من متفاوته؟
به عنوان یه غریبه احساس میکنی
زیادی باهات راحتم؟
نه، نه، نه منظورم این نبود
وقتی شما رو میبینم، احساس میکنم بهم نزدیکیم
انگار از بستگانم هستی
خودت رو با ارباب جوان چو یوشیان ثروتمند مقایسه نکن
همینطور با چو جونگ تیان، سی تو ییلان و شاهزاده توی یه سطح نیستی
اینکه تو رو سرکار گذاشتن رو فهمیدی؟
اره
میدونم که اونا بهم نزدیک شدن تا بتونن سرگرم بشن
اونا الان کنجکاو هستن
این کنجکاوی خطرناک نیست
ولی به وضوح معلومه ازم خوششون نمیاد
انگار احمق نیستی
اگه واقعا میخوای باهاشون دوست بشی
باید توانایی
و نگرش اونا رو داشته باشی
این سوپ ارغوانی هست
بخورش تا بدنت تواناییش رو بدست بیاره و کامل هوشیار بشی
ممنونم، جیان داجیا
در آینده برای استراحت خواستی میتونی بازم بیای
ولی زیاد نوشیدنی نخور
درسته اینجا ظرافت خاصی داره
ولی بازم یه فاحشه خونس و برای افراد تحصیلکرده محل مناسبی نیست
اگه وقت خودت رو با گل های خیابونی بگذرونی
حتی اگه به بالاترین درجات هم برسی
بازم مردم بهت احترام نمیذارن
برام مهم نیست که بقیه ببینن
و اینکه چطور قضاوتم میکنن
اگه واقعا مثل خورشید بشم(معروف بشم)
بازم هر روز به اینجا میام
چون وقتی کسی من رو نمیشناخت آدم سرشناسی نبودم
جیان داجیا بود که یه زمانی به من آموزش داد
تو شبیه دوست قدیمی من هستی
اون گفت که هر روز به اینجا میاد
حتی میگفت اینجا براش مثل یه خونه هست
متاسفانه
حتی دارالفنون هم نتونست اون رو نگه داره
دوستت یه شاگرد از دارالفنون بود؟
اون فقط یه شاگرد از دارالفنون نبود
توی تاریخ دارالفنون
اون یکی از افسانه ترین شاگردان بود
صحبت دربارش بسه
امپراطوری تانگ، افراد با استعداد رو دوست داره
مهم نیست که تو در بالا هستی یا پایین
داخل یا بیرون
تو یه شاگرد جوان توی پایتخت هستی
تواناییهات نادیده گرفته نمیشن
شیائو سائو کجاوه آماده است؟- بله آمادس-
بهشون بگو تا خونه ببرنش- چشم-
میخوام از خواهر شو جویی خداحافظی کنم
شو جوی در حال حاضر داره به یه مهمان مهم رسیدگی میکنه
الان وقتش نیست، یه روز دیگه بیا
برو خونه و استراحت کن تو فردا کلاس داری
ممنونم بانو جیان
جناب نینگ، بریم
من توی نوشیدن همراهیتون میکنم- ترجیح میدم تنهایی بنوشم-
پس چرا ازم خواستین تا بیام؟
مثل اینه که غذا کنارت باشه بازم گرسنته
با بودن زن زیبایی مثل تو
چه احتیاجی به خوردن نوشیدنی هست
صبر کن
حرکت نکن
چکار میکنی؟- یواش، یواش-
...ارباب امروز
هی
زود باش
جوهر و قلم رو آماده کن
...عجله کن
ارباب آب آمادس بیاین، میتونین حمام کنین
اومدم
سانگ سانگ تو دیگه بزرگ شدی
لازم نیست که بهم توی حمام کمک کنی
پس خودت حمام بگیر
راستی ساختمون هنر چای رو پیدا کردم
کارت خوب بود، من فردا حتما یه سر به اونجا میزنم
ارباب پشتت رو کیسه بکشم؟
،خوبه نیازی نیست
خودم میتونم
سالهاست که من پشتش رو کیسه کشیدم
چرا یهو میگه نمیخواد من این کار رو انجام بدم
ارباب دیگه ازم خوشش نمیاد؟
هی، اینو ببین
چطوره؟ مثل اون شد؟
شما تموم شب ازم خواستین که نگاهش کنم
صد در صد شبیه شده
این دست خط رو قبلا دیده بودم
واقعا
ولی هر کسی که این رو نوشته
فاقد انرژی درونی هستش
با این حال قلم قوی ای داشته
این دستخط آسمونی هستش
من از جیان داجیا شنیدم که شما از فرقه جنوبی دائو هستین
اون گفت که اگه اسمت رو همه بشناسن جای تعجب نیست
خواهش میکنم، بذارین یکم بخوابم
باشه، باشه، باشه
ما اساتید طلسم الهی
وقتی قلم رو دستمون میگیریم مثل نیرو ها و پایان ستاره های شیطانه
چندین دهه اس که من به پایتخت اومدم و توی تانگ مستقر شدم
مسیری که رفتم یادم نیست
پس من صادقانه یه چیزی میگم، دنباله روی قلبتون باشین
هر وقت به دیدنم اومدین، پول بدین و هیچ کاری نکنین
اگه واقعا به شیلینگ برگشتین
طبق یه رقابت عادلانه شما رهبر میشین
حرفای شیرینی میزنی
بعد اینکه تموم شب به اون یادداشت دست زدم
چرا توی اتاق بوی سوپ مرغ میاد؟
حرفات بامزه نبود
پرسیدی که چرا به نظرم سوپ مرغ جالبه
از این به بعد اسم این یادداشت سوپ مرغه
یه مرد بیرون از خونه کار میکنه ولی به فکر اینه که زنش، تو خونه سوپ مرغ رو بخوره
همچین زوجی باید، عمیقا عاشق همدیگه باشن
سانگ سانگ زن نینگ چوئه نیست
اون خدمتکار کوچولوی نینگ چوئه هستش
اسمش چیه؟
نینگ چوئه، مثل از دست دادن چیزای فاسد
خیلی خوبه
این یه اسم معنا داره
نینگ چوئه
Somayeh-H
کی پشت این قضیه اس؟
یان سو جین، اون گفت که انگشت ژنرال لین رو قطع کنیم
تا بتونیم یه نامه جعلی درست کنیم
قربان چی میل دارین؟
چای کودینگ
استاد بزرگ یان سه
عمو، توی دارالفنون تحقیق کردم
شاگرد نینگ چوئه واقعا نمیتونه پرورش ذهن رو انجام بده
چقـدر بد
اینکه با سیستم بدنت مقابله کنی خیلی خطرناکه
تو نمیتونی تهذیب کنی
تلاشت برای پیدا کردن یه راه برای رشد خیلی خوبه
ولی هنوز نتونستی تمومش کنی
خیلی وقته که زیرنظرت دارم
اولین شاگردی هستی که بدون برانکارد و با پاهای خودش به طبقه پایین برمیگرده
ولی...رهاش کن
از نصیحتتون ممنونم، دنبال یه راه هستم
مگه راه دیگه ای هم هست؟
میدونم به نظر شما من یه فلوتم که نمیتونه صدایی ایجاد کنه
ولی میخوام همه تلاشم رو بکنم
شمشیر بزرگ در رساله وو شاینگ
شمشیر بزرگ؟
قلم و جوهر مثل شمشیر قلب من رو سوراخ کرده
احساس میکنم توی بدنم یه کوه خاموش وجود داره
امروز من کتاب شمشیر بزرگ در رساله وو شاینگ دیدم
کسی که بتونه انرژی زمین و آسمان رو داشته باشه میتونه ازش استفاده کنه
میتونه به سطح تهذیب بالایی برسه
منی که نقاط پرورش ذهنم بستس، این کتاب بی فایدس
این ارثیه
آسمان واقعا ناعادلانس
این ناعادلانس
توی این دنیا میتونی چیزی رو پیدا کنی که عادلانه باشه؟
خدا مثل نور خورشید توی کوه های برفی هست
با استفاده از ابرها از نیلوفر آبی حفاظت میکنه پ.ن:نیلوفر آبی توی مذهب بودایی مقدسه
ولی علفهایی که بین سنگها هستن رو نمیبینه
من نابغه بی نظیر جهان
مثل نیلوفر آبی هستم
و چون نقاط پرورش ذهن تو بسته هستن
باعث بی فایده بودنت میشن
پس قبول کن که تو فقط میتونی همون علف های بین سنگها باشی
پس اینکه خودت رو به جای شخصیت ابدی بذاری احمقانس
خوندن کتاب شمشیر بزرگ باعث آسیب دیدن قلب و ریه تو شده؟
پس بذار بهت بگم
چطور زخمت رو درمان کنی
No comments yet. Be the first to leave one.