The first 200 lines.
!حالت خوبه؟
!صدامو میشنوی؟
...یه مرد ناشناس، به نظر حدود 35 ساله
.چه مصیبتی
.کامیون بهش زده، بیهوشه و وضعیتش بحرانیه
.کارش تمومه
.راننده کامیون سالمه
...درسته، یه کامیون بهم زد
دو نفر از دانشآموزهایی ...که در محل تصادف حضور داشتند
.درحال حاضر ناپدید شدن
.جستجو درحال انجامه
.درخواست پشتیبانی فوری داریم. تمام
اون سه نفر، جون سالم به در بردن؟
!سنگینه! مواظب باش
.هه هه... راست میگه
آخه به مدت 20 سال به جز .کف دستی و خوردن و خوابیدن، کار دیگهای نکردم
........ !زنیس
ها؟
!میدونی کجایی؟
.خفه بمیر باو .حالا لازمـم نیست ایقدر داد بزنی
....
ها؟ این چیه؟
!فشار خونش داره میاد پایین
!آماده تزریق خون بشین
صدام رو میشنوی؟
اسمت رو یادت میاد؟
میتونی حرف بزنی؟
ها؟ دارم میمیرم؟
،خب حالا هر چی .در هر صورت زندگی من که تموم شده بود
ولی ای کاش حداقل میتونستم ...از باکرگی در بیام
...
... زنیس ...
!اِه! چه روشنه
.انگار هنوز زنده ـم
...
هوی، هوی، این یارو دیگه کیه؟
ها؟ ناموساً؟
منی که بالای 100 کیلو وزن دارم رو ...مثل پر کاه بلند کرد
ها؟ میخوای چیکار کنی؟
!نکن! چندشم میشه
آخه این چه کاریه؟
... زنیس
جـــــون! چرا مثل لبو سرخ شدی؟
!چه ممههای گندهای
...
به چه زبونی حرف میزنه؟
اصلاً اینجا کجاست؟ مگه بیمارستان نیست؟
این یارو چه مرگشه؟ !مثلاً آسیب دیدم، ها
!ولی عجب جیگریه، ها
اروپایی ـه؟
،اگه همینطوری گاردت باز باشه !شاید هوس کردم یه دستی بهشون بزنم، ها
ها؟
.به نظر میاد تناسخ پیدا کردم
کی فکرش رو میکرد .یه همچین چیز خیالیای واقعاً اتفاق بیوفته
.پائول و زنیس .به نظر تازه 20 رو رد کردن
،از دید من 34 ساله .میشه گفت اونا هنوز جوونن
،تو این سن بچه دار شدن .عین چی حسودیم میشه
ولی همین که بتونم مفتومجانی سینههای .همچین جیگری رو بخورم، بهترینه
...گرچه، نمیدونم به خاطر اینه که مادرمه یا چی .حتی یه ذره هم تحریک نشدم
رودی؟
کجایی؟
!رودِئوس
."اینطور که به نظر میاد، اسم من "رودئوسه
،از اونجایی که بیشتر از 6 ماه گذشته .دارم کم کم از زبونشون سر درمیارم
،شایدم چون هنوز سنم پایینه اینطور حس میکنم .ولی حافظهام وحشتناک خوبه
...خدمتکارمون لیلیا
!یه جفت از اون محشراشو داره
!هی، رودی
.نباید خودت تنهایی اینور اونور بری
!اینم چیزی نیست که بخوای سرت کنی
چی شده، لیلیا؟
...زنیس ساما، یکم گفتنش سخته، ولی
...خب
،مثل اینکه رودئوس ساما .مشکلی خاصی دارن
.نـ... نه، چیزی نیست
چرا اینقدر دو پهلو حرف میزنی؟
.اون هنوز بچهاس
.پیش میاد اشتباهی لباس زیر سرش کنه
... نه
.یه چشم انداز قشنگی
.قبلاً یه همچین عکسایی دیده بودم
احتمالاً تو همون اورپام، ها؟
...ولی بازم
فکر میکنی همینقدر کافیه؟
اینجا حتماً جای خیلی دورافتاده ایه، نه؟
.بله
.پس اونور با تو، لیلیا
نه برقی، نه گازی تو چه عهدی زندگی میکنن؟
.چشم
،حتی اگه دوباره متولد شده باشم ولی حداقل یه کامپیوتری چیزی که میخوام، مگه نه؟
هی، اِه!؟
داره چیکار میکنه؟
!اوه بد شد
!رودی
!رودی
!ارباب جوان
چیزیش نشده؟
،وقتی یکی سرش ضربه میخوره !نباید زیاد تکونش بدی، خانوم
حتی بعد همچین چیزی هم ...بازم گریه نمیکنه
...نازی نازی
...فقط محض احتیاط
یه طلسم روت میذارم .که درد رو از بین میبره
.قدرت پروردگار فراوان و نیرو بخش است
هوی هوی، اینم شد شوخی آخه؟
...او قدرتش را برای رشد دوباره
این نسخه ی همون بذار بوس کنم، خوب بشه" تو این کشوره؟"
.در اختیار آنان که قدرتشان را از دست داده اند قرار میدهد
مامانمـم مثل بابام تو تخیلاتش سِیر میکنه؟
یعنی الان یه جنگجو با یه راهبه ازدواج کرده؟
!درمان
چطوری؟ دیگه درد نمیکنه، مگه نه؟
،شاید به مامانی نیاد !ولی قبلنا یه ماجراجو بوده، ها
چی شده؟
...یه صدای بلند
عزیزم! رودی با کله ...از رو صندلی افتاد پایین
،آروم باش، بچه است دیگه .هر از گاهی پاش گیر میکنه، میوفته دیگه
.تازه، اگرم زخمی بشه، تو میتونی درمانش کنی
...نکنه اینجا
!ولی میترسم زخم بدی برداره که خوب نشه
.چیزی نمیشه
....نه! دیگه میشه با قطعیت گفت که
!اینجا زمین نیست، یه دنیای دیگه است
!دنیای شمشیر و جادو
.دیگه راحت رو پاهام میتونم بایستم
ولی بازم، جادو، ها؟
... جادو
میمونم باشه، بعد شنیدن همچین چیزی برات تانگو میرقصه، مگه نه؟
.دوست دارم خودمم زودتر امتحانش کنم
.با این وجود، الان نمیتونم کار زیادی بکنم
کتاب، ها؟
.کلاً پنج تا کتاب تو خونه پیدا میشه
شاید تو این دنیا کتاب خیلی گرونه .یا شایدم پائول و زنیس همچین اهل کتاب نیستن
،برای منی که تقریباً هزار تا کتاب داشتم .باور کردنش سخته
.و البته که همشونم لایت ناول بودن
.نمیتونم بخونمش .اول باید حروف رو یاد بگیرم
.و یه سال دیگه هم گذشت
،با اینکه پنج تا کتاب بیشتر نبود ...به لطف پائول که هر از گاهی واسم میخوندشون
به مرور تونستم .یه جورایی کلمات رو یاد بگیرم
ولی، موندم اون باباهه واقعاً فکر میکنه یه نوزاد میتونه محتوی این کتابا رو بفهمه؟
.با این وجود، این کتابه خیلی جالبه
"راهنمای جادوگری"
یه چیزایی اینجا هست .که تو دنیای قبلیم به چشمم خورده
:مثلا، واسه فعال کردن جادو دو راه هست ...ورد خوندن و حلقه جادویی
.ولی الان ورد خوندن رو بورسه و این حرفا
.جادو پیش زمینههایی زیادی داره
،ولی چیزی که برام جالبه ...اینه که با توجه به کتاب
،قدرت جادویی هرکس .از بدو تولد مشخصه و نمیشه هم تغییرش داد
.نگرانم میکنه
.شک دارم ژنهام بخوان کاری از پیش ببرن
.خب، فکر کنم یه امتحانی بکنم
اِه... بگذار که حفاظی مقاوم از آب .در مکانی که میخواهی قرار گیرد
من جریان جوشان و تازه را !اینجا و الان فرا میخوانم
.گوی آب
نباید پرت میشد؟
.یه بار دیگه
.مثل تمرین کوبوی رزمی کارهاس
.مترجم: هنر ارتباط بین چندین تکتیک در هنرها رزمی
،تمرکز کن ...و بارها و بارها توی سرت تصورش کن
.و بعد، واقعاً انجامش بده
ها؟
هنوز که ورد رو نخونده بودم، نه؟
پس چرا؟
چی؟
همۀ نیروی جادویی ـم همین بود؟
.از دست تو رودی
اگه خوابت میاد، قبلش باید .بری دستشویی و بعدشم سر جات بخوابی
.تف توش
!من بزرگتر از اونم که خودمو خیس کنم
.تف توش. تف توش
ها؟
.یه مدت امتحان کردم و کلی چیز یاد گرفتم
.اون کتاب "راهنمای دروغ گویی" بود
،هرچی بیشتر از جادو استفاده کنی .ظرفیت جادوییت هم بیشتر میشه
.و بدون وِردم، جادو کار میکنه
فکر کنم نمیتونم .هر چی که خوندم رو باور کنم
ولی اگه اینقدر راحت میشه از جادو استفاده کرد پس خوندن ورد چه فایدهای داره؟
شاید وردها یه ساختار .واسه جادوهای خودکارن
...ای میلیس مقدس که از سرزمینهای دور حواست به ما هست
.ما قدردان نعماتی که با غذای جان بخش خود بر ما نازل کردی، هستیم
،بدون اینکه لازم باشه رو تک تک طلسمها تمرکز کنی .خود وردها کار رو واست انجام میدن
!ممنون برای غذا
.اگه اینطور باشه، خیلی مفیدن
.اول اینکه یاد گرفتنشون راحته
.همۀ چیزی که لازم داری فقط یه ورده
پس شاید همونطوری ...که جادو داشته تدریس میشده
با گذر زمان مردم .به این فکر افتادن که وردها لازمن
.دوم اینکه راحته
احتمالاً جادوی تهاجمی ...تو نبرد خیلی استفاده میشه
و اینگونه پروگیوس 12 همراه خود را .به سوی شیطان لاپلاس هدایت کرد
،پس به جای بستن چشم و تمرکز کردن .خوندن ورد و اقدام سریع، خیلی به صرفهتره
.رودی، بهتره دیگه بریم بخوابیم
...آه،، عزیزم، دیگه نمیتونم
!هنوز زوده، تازه شروع کردیم
همین افزایش پیدا کردن ظرفیت جادویی هم .خودش پر از رمز و رازه
ممکنه به خاطر تمرین کردنم باشه؟
حتی اگه خیلی تمرین کنی .بازم برای قدرت جادویی یه حدی وجود داره
.نه! برای نتیجهگیری خیلی زوده
،آره، مثلاً وقتی بزرگ بشم .ممکنه اونم بیشتر بشه
یا اینکه استفاده از جادو توی سنین کم .ظرفیت جادویی رو به طور چشمگیری بالا میبره
!اوه
No comments yet. Be the first to leave one.