The first 194 lines.
!ما میمیریم
!هی، زودباش شکستشون بده
!دیگه بسه، همهشون رو میخورم
.مثل اینکه داره بهتون خوش میگذره
تلپاتی؟ توموئه، خودتی؟
میدونی چه خبره؟
نمیتونی کاریش کنی؟
بذار ببینم، یعنی برای کسی که منو تنها گذاشت و با میو رفت سر قرار باید کاری کنم؟
!قرار؟ اینطور نیست
.دست همدیگه رو گرفته بودین
ولی وقتی من اسم کاتانا یا ساکه رو بیارم .از دستم عصبانی میشی
باشه! بهت اجازه ساخت کاتانا !و کارگاه ساخت ساکه رو میدم
!منتظر شنیدنش بودم
!تنبیه و پاداش طریقت این دنیاست
،پس جلوی ماجراجوها ...یه دودی چیزی به پا کن
و منم تو این فرصت .دروازهی مه رو باز میکنم
میخوای اونها رو وارد شهر خیالی کنی؟
.دقیقاً
میتونی برای سر عقل آوردن میو هم .کمی از غذای مورد علاقهش رو بهش بدیم
غذای مورد علاقهش؟
منو میگی؟
دهکدهی مخفی اونیها شب دهم
رفیقاش رو سوزوند؟
...و اینم برای
!یالا میو، از هپروت بیا بیرون
...حس زبونش
!چیکار میکنن؟
!چه چندش
.ارباب جوان، خیلی خوشمزه بودی
.اَه... دستم تُفتُفی شده
مثل همیشه انسانها .موجودات مسخرهای هستن
.دیگه کاسۀ صبرمون داره لبریز میشه
میو، میتونی ترتیبش رو بدی؟
.بله، ارباب جوان
!ای هوا، منجمد شو و تیغهی من شو
جادوی تاریکی بود، ها؟
جادویی حریف رو قبل از اجرا .با جذب نیروی جادویی باطل میکنه
.میو واقعاً کارش درسته
!چقدر عجیب و مرموز
!جادوم فعال نمیشه
.ممنون برای غذا
.خیلی خب میو، حواست به نور باشه
.بله
چی؟
!چشمام
.میو، محض احتیاط ببندشون
ما کجاییم؟
.اینجا جنگل تیناراک نیست
قضیه چیه؟ ما کجاییم؟
.به شهر خیالی خوش اومدین
،پس یعنی شما برای دزدی گلهامون نیومدید فقط برای مذاکره اومدید؟
.بله. برخلاف ظاهرم، من یه تاجرم
.میخوام باهاتون تجارت و معامله کنم
.باید با بقیه صحبت کنید
.شما رو به دهکده میبریم
.من آکوا هستم
.منم اریس هستم
ترکیب اسمشون .شبیه نوشیدنی ورزشی میشه
.به دهکدهی اونیهای جنگلی خوش اومدین
مترجم: "اونی" در زبان ژاپنی دو معنی عام "شیطان" و خاص "اوگر" یا همون "دیو" خودمون رو داره .ولی بر اساس داستان و حرفایی که میزنن احتمالاً اینجا منظورشون از "اونی جنگلی" همون شیاطین جنگلیـه .پس محض اطمینان، من از "اونی جنگلی" استفاده میکنم
به نظر میاد تمام دهکده .با حصار مخفیکننده پوشیده شده
این حس رو قبلاً کجا تجربه کرده بودم؟
حصار از نیلوفرهای سرخ .و دهکدهی مامحافظت میکنه
افراد مشکوک رو .به دهکدهمون دعوت میکنیم
.تشویق لطفاً
نه نه! شما میخواستین ما رو بکشین، مگه نه؟
.همچین روزهایی هم پیش میاد دیگه
،همهچیز طبق برنامه پیش نمیره .زندگی همینه دیگه
.این دختره واقعاً رُس آدم میکشه
!یالا این بندها رو باز کنید .میبریمتون پیش ریشسفیدها
!این یکی هم واسه خودش خیلی ترسناکه
.به دهکدهی اونیهای جنگلی خوش اومدید
.من، نیلگیستوری، نمایندهی ریشسفیدها هستم
اونیهای جنگلی؟ اِلف نیستین؟
برخلاف اِلفها که از ...ارواح طبیعت قدرت میگیرن
ما این جنگل رو .با دانشی که داریم مدیریت میکنیم
.به عبارت دیگه، ما گونهی متفاوتی هستیم
ریشسفیدها همیشه به نوبت حرف میزنن؟
.ما گونهی متفاوتی از اِلفها نیستیم
.من پسر نیلگیستوری، آدونو، هستم
.گفتم به مهمانهامون خوشآمد بگم
.ما اونیهای جنگلی، اجداد اِلفها هستیم
،خودمون رو با نامی متفاوت صدا میزنیم .ولی این حقیقت رو تغییر نمیده
...اِلفها به جنگل وابسته هستن
...ما اونیهای جنگلی، جنگل رو میسازیم
.و بهش حکومت میکنیم
با اینکه حصار اژدها ...داره همینطور ضعیفتر میشه
ولی هنوزم اصرار دارید که در خفا باقی بمونیم؟
ها؟ حصار اژدها؟
.مهمان عزیز، شنیدهم که تاجری
.بله. دنبال گیاهان دارویی اومدیم
تاجرها اونقدر قوی هستن که آکوا و اریس رو شکست بدن؟
.یهکم دفاع شخصی بلدم
.فعلاً حرفت رو باور میکنم
.خدانگهدار
به من مشکوکه؟
.لطفاً پسرم رو ببخشید
.قبلاً اینجوری رفتار نمیکرد
.خب مهمان عزیز، چند سوال ازتون داریم
.همهجور سوالی ازمون پرسیدن
امشب برای عذرخواهی به خاطر رفتار بدمون ...ضیافتی براتون ترتیب دادیم
ولی قبلش میخوایم شما رو .به استادمون معرفی کنیم
!استاد؟
.اوه... نه ممنون
.هی
.چیزی نیست. فقط اولش درد داره، یهکم
!درد داره؟! نمیخوام
از وقتی دیگه کمان دست نگرفتم .از نظر احساسی بیثبات شدم
...ارباب جوان
!سلام
شما مهمونهای دهکده هستید؟
...باز هم دوباره
.یه دردسر دیگه پیداش شد
حالا چیکار کنم؟
!استاد
چرا از توی دیوار اومدی تو؟
!میدونستم این یارو استادشونه
شنیدهم با آکوا و اریس .مثل بچهها رفتار کردی
...من موندو هستم. اول از همه
...واقعاً نمیخوام این کار رو بکنم ولی
.چه جالب
میشه ولم کنی؟
...ا-استاد
...نکنه که
.مدتها میشه که همچین حس خوبی نداشتم
!سیودو
!باید تنبیه بشه
!ولم کن
!ولش کن
!چـــــــــــــــــــــــــــی؟
!استـــــاد
.چه خروج سریعی
.من فقط تونستم 31 ثانیه دستـتون رو بگیرم
.ولی اون گوریل 32 ثانیه دستـتون رو گرفت
!باید مجازات بشه
!چه ترسناک !وایسا ببینم، داشتی میشمردی؟
...اون ضربه
اون دیگه کیه؟
...اون مرد هم .این اولین بار بود که اون قدرت فعال نشد
!استاد
.استاد رو پیدا کردیم
سرت ضربه خورده و عقلت رو از دست دادی؟
.هیچ کدومشون انسان عادی نیستن
.خیلی بدشانس بودید که به من برخوردید
تحقیق؟
.آره
میخوام درمورد اون یارو آدونو که از ریشسفیدها دیدن کرد .و استادی که امروز دیدیم، تحقیق کنی
همون منحرفه؟
میتونی درحالی که اطلاعات جمع میکنی بررسی کنی که هنوز زنده است یا نه؟
اطلاعات؟ منظورت جاسوسیه؟
.توی خاطراتـتون دیدم
.از لیزرهای قرمز جاخالی میدن
لیزر؟
امیدوارم یه روز بتونیم با هم .گنجینهی مخفی دنیا رو پیدا کنیم
.خب، من رفتم
!میو هم داره شبیه توموئه میشه، ها
هیچی بیشتر از خدمت به ارباب جوان .خوشحالم نمیکنه
.ولی اخیراً به نظر میاد مضطرب و بیقراره
،اگه بهخاطر خستگی از من کمک خواسته
.این یهکم ناراحتم میکنه
از وقتی این شکل رو بهدست آوردم .دارم به چیزهای بیشتری فکر میکنم
،پیداش کردم .منحرف 32 ثانیهای داره میاد
.عجیبه. زخمی نشده
.مانای زمینی قوی دورش جمع شده
.که اینطور. حتماً چیزی تسخیرش کرده
خاطراتم از زمانی که عنکبوت بودم .دارن بهش واکنش نشون میدن
.بهم میگن خوشمزه است
ببینم از توی تاری که تو دهکده گذاشتم، چیزی گیرم میاد؟
این مکالمهی تلپاتیکه؟
.بله
اخیراً فقط محققها .و تاجرها از سیگه اومدن
یکیشون آدونوست. اون یکی کیه؟
!این استراق سمعه؟ !اولین تجربهی استراق سمع منه
مشکلی نیست، کسی در مورد .ارتباط ما با شیاطین تحقیق نمیکنه
.که اینطور
.پس چیزی استادشون رو تسخیرکرده
.و آدونو هم با شیاطین در ارتباطه
.قضیه پیچیده شد
بله، ولی فرصتی پیش نیومد که بتونم .از لیزر قرمز جاخالی بدم
وا... واقعاً؟
ببخشید همین که برگشتی ...دارم ازت درخواست میکنم
میتونی جات رو با توموئه توی سرزمین میانبعدی عوض کنی؟
با توموئه سان؟
.میخوام از یه چیزی مطمئن بشم
.اوه! چه رقص قشنگی
اونجا چه خبره؟
.نمیتونی منو خر کنی
.نمیدونم درمورد چی داری حرف میزنی
آدونو و استاد منحرف؟
موندو، چیکار میکنی؟
!تبدیل شو به موادی برای شکل من
...نه... بس کن
چرا کشتیش؟
این یکی فقط به خاطر بلعیدن نیروی زندگیش .نمیتونه حرکت کنه
No comments yet. Be the first to leave one.