The first 200 lines.
درباره چي حرف مي زنيد بانوي من؟
شما قاتل نيستين،و از ابتدا نبوديد؟
قاتلا نبايد تلاش کنن مردم بکشن؟
براي همينه که به شما ماموريت ميدم که بکشيد.
کيو بکشيم؟
طبيب دربار،لي هيون-گيک
مامور عالي رتبه يو يي گئوم بو باک ميونگ-وون.
کيم جا سئون و ...رئيس ايالتي
يي جانگ
يي جانگ؟
يي جانگ،پادشاه جوسيون.
بلند شو.
بلند شو.
به افرادت بگو که بزارن پدرم بره
شمشيراتونو بندازين و از من اطاعت کنين
ميکشمت!
خوب گوش کن
اسلحهاتونو رو تا بهتون نگفتم پايين نياريد.
تو سه شماره بايد موريانگ رو بکشي.
يک
تو گمشدي.
اگه ميخواستي منو بکشي تا حالا منو کشته بودي
مردد بودن تو نشون ميده که نمي توني منو بکشي
دو
بکشش،بکشش!هيوک سان!
نگران من نباش و بکشش.حالا!!
بکشش
چرا منو نميکشي
ميذاري پدرت بميره؟
هيوک سان!
هيوک سان!
هيوک سان!
هيوک سان!
قسمت آخر
5 روز
در 5 روز سر هاي سويون
مين سئونگ گوک
و فاتلا رو برام بيار
وگرنه نه جومينگ سو ميميره
همچنين
سعي نکن دنبال اون بگردي.
نه تنها نمي توني پيداش کني
تازه اونم ميميره
برو
پنج روز خيلي کمتر از اون چيزيه که شما فکر مي کنيد
من ميرم که انجامش بدم.
ازت نمي خوام که بهم ملحق بشي، تلاش براي متوقف کردن من هيچ فايده اي نداره
من يه قاتلم به همين دليله که اينکارو مي کنم
منم يه قاتلم
من ساچو و تاريخ نويس سلطنتي رو ازدست دادم
و من هدفم رو از شورش از دست دادم.
تنها چيزي که برام مونده کارمه.
بريم
امشب واسه مردن شب خوبيه
چرا مردن؟
هيونگنيم.
قاتل چيه؟
کسي مي کشه اما کشته نمي شه.
قاتل آماده ي مردنه اما نميميره
چه برنامه اي داري؟
ما به قصر حمله ميکنيم و اونو زنده بيرون مياريم
بايد يه راهي پيدا کنيم، مگه ما قاتل نيستيم
چيلوو
پدر
چه طرحي رو داري مي کشي؟
بياين همه اينا رو واسه الان متوقف کنيم.
بياين هر اتفاقي که افتاده رو فراموش کنيم و زندگيموادامه بديم
من به سراتون نياز دارم.
تو با قدرت شمشير مي زني، ولي تمرکز نداري
اين از تو بعيده
من بايد همه ي شما رو بکشم
تو نتونستي از پدرت مراقبت کني؟
چيلوو هيونگنيم!
چويي هيونگ
هيونگنيم
هيونگنيم
چويي هيونگ خوبي؟
،اون کجاست؟did he get you?
چي شده؟ اونا کجان؟
وقتي من با اون مي جنگيدم
من به فکر به راه بودم که شاه رو بکشم...
و زنده بمونم.
منظور؟ اونا مي خوان کيو بکشن؟
اونا ميخوان ييجانگ رو بکشن وقتي که شيپور منع رفت و آمد به صدا در اومد
ييجانگ کيه؟
Yi Jong...
اون اسم درباريشه
اين بوسيله ي تروريستا فرستاده شده
اونا توسط سربازاي يويي گيوم بو کشته نشدن؟
منم اينطور فکر مي کردم، اما مردم اونا رو ديدن
جدا؟
چه اتفاقي داره ميافته؟
اين اطلاعيه رو ديدي؟
بله
اونا گفتن که کار اون قاتلاس
تو چي فکر ميکني؟
منم همينطور فکر مي کنم.
تو بايد اون قاتلا در سريعترين زمان بگيري
5 روز بهت وقت دادم. تو اين 5 روز پيشرفتي هم داشتي؟
پدرم زنده هست؟
اره اون زنده وسالمه.
چطور ميتونم باور کنم؟
ميخواي منو دور بزني؟
نه
اگه پدرم هنوز زنده هست
نوشته اي رو با دست خط خودش برام بيار
سخته بهم اعتماد کني؟
خيلي چيزا بين منو تو اتفاق افتاده که اعتماد کردن بهت رو برام سخت مي کنه.
اونا مي خوان منو بکشن اينه؟
اروم باشيد سرورم. هيچ وقت يک همچين اتفاقي نمي افته.
چرا رئيس ايالتي اينجا نيست؟
من به اون يه نامه دادم اون به زودي به اينجا مي رسه.
داره چه غلطي مي کنه؟
چرا هنوز ساچو رو پيدا نکرده؟
قصد داره به من خيانت کنه؟
سرورم!
سرورم،رئيس ايالتي رسيدند/i>
بگو بياد تو
چرا اين همه دير کردي؟
سرورم...
تو به من اطمينان ندادي که همه شورش ها رو محو مي کني؟
چرا اينطوري شد پس؟
خوب گوش کن.
Haegeumwi, Howicheong, Eoyeongcheong, Gyeomsabot, Uigeum Bu and Hanseong Bu.
به سربازاي اونجاها بگو کاراشون رو رها کنند و بيان از من محافظت کنن
همه اون سربازا رو به داخل قصر بفرست
هر طور مايلين،سرورم.
آه،تويي
شمشير زدنت با همه در جوسيون فرق داره.
تو بايد به قصر بياي و از من مراقبت کني
کيم مشغوله دنبال کردن قاتلاس
همه اونا بيفايده ن
قاتلا ميخوان منو بکشن
اون مي تونه کنار من بمونه و قاتلا رو بگيره
بله،سرورم.
اين دست خط پدر منه
زمانه بدي شده.
اگر حواست به همه چيز باشه
من به تو خيانت نميکنم
فهميدم.
اگه اتفاقي براي پدرم بيفته
تو هدف من ميشي.
حدس مي زنم يعني تو بهم کمک مي کني تا پدرت نجات پيدا کنه.
همچنين يعني که تو مطمئني خواهي بود که قاتلا دستگير ميشن
فکر ميکني اين موفق ميشن يا شکست مي خورن؟
موفقيت موفق ميشن.
تو چي؟شکست؟
البته.
سربازا دولت همه جان
اونا نمي تونن وارد قصر بشن.
- من فکر مي کنم شکست بخورن - من هم همينطور
قاتلا نميتونن انجامش بدن؟
مطمئنم که برنامه اي دارن.
- پس فکر ميکني که موفق ميشن؟ - اره
اميد وارم زنده برگردن حتي اگه شکست بخورن.
بلمنم همينطور.
شنيدي؟
اون زنگ منع رفت و آمد نبود؟
نه،هنوز خيلي زوده،سرورم.
اما من شنيدم
اين قصر پر از سربازه
نگران نباش
زوده
ما بايد اينجوري دست رو دست بذاريم؟
حتي روح هم نميتونه بياد اينجا
نميتونم تحمل کنم
سرورم نبايد بريد بيرون
سرورم.
اگه يه قاتل بودي
به کجا اول حمله ميکردي؟
به اينجا،اتاق خصوصيم؟!!
سرورم،نگاه کنيد
همه سربازا دارن ازتون محافظت ميکنن
همه چيز مرتبه؟
بله،سرورم نگران نباشيد
سرورم!
<i<سرورم!
از اونجا اومد! بريد دنبالشون!
بله،عليحضرت
سرورم خوبيد؟
نگاه کن! اينا اون قاتلان!
بايد بريد داخل،سرورم
همه تمهيدات انجام شده.
فردا تنها فرصت ماست.
خوبه.پس ما فردا حمله مي کنيم.
شما دو تا بريد اين اعلاميه ها رو تو بازار و يويي گيوم بو پخش کنين(بچسبونيد)
- بله - حتما
اين يه اعلاميه ديگه ست؟
اونا ميخوان دوباره امشب انجامش بدن
پس بايد دوباره شرط ببنديم
بله
البته.
سرورم.
اونا اين کمان زنبورکي رو،بالاي درخت پيدا کردن
بالاي درخت؟
بله
اون طوري نصب شده بود که اتوماتيک شليک کنه.
پس اون توسط يه نفر شليک نشده بود؟
نه
اتوماتيک شليک شده بود
No comments yet. Be the first to leave one.