The first 194 lines.
قبلاً در ازدواج اول جورجی و مندی
جیم
یه وضعیتی داریم
چی شده؟
این رو تو حموم کانر پیدا کردم
این چیه؟
یه تست بارداری
وای خدای من! اون دختره رو حامله کرده؟
نمیدونم
باشه. همه چی خوبه. باهاش حرف زدی؟
نه، بهتر، رفتم داروخونه
و دستورالعمل تست بارداری رو گرفتم
جیم!
یه خط یعنی منفیه
باردار نیست
اوه، خدا رو شکر
شوخی نمیکنی؟
اما بازم باید باهاش حرف بزنی
چرا؟ ما که خوبیم
بله؟
باید حرف بزنیم
ببین، نمیدونم تو زندگی شخصیت چی میگذره
اون باهام بهم زد
هنوز خبری از کانر نیست، نه؟
تمام روز از اتاقش بیرون نیومده
طفلک
هر وقت آماده باشه میاد پایین
مطمئنی هنوز اون بالاست؟
خواهرم مدام فرار میکنه
آره، فکر نکنم بشه تو ۲۷ سالگی از خونه فرار کرد
من چه میدونم. همه بچههای من هنوز اینجان
فرار نکرده. صدای حرکتشو شنیدم
داشتی پشت درش گوش میدادی؟
به این میگن تربیت بچه و من توش خوبم!
بعد شام یه سری بهش میزنم
اوه، ممنون، خیلی مهربونی
صبر کن. چی میخوای بگی؟
نمیدونم، معمولاً به چیزا فکر نمیکنم
قبل از اینکه بگم
داریم روش کار میکنیم
فقط یادت باشه اون الان آسیبپذیره
میدونم. اوه، و بدگویی کلوئی رو نکن
چون اگه دوباره با هم خوب بشن، تو مثل یه احمق به نظر میرسی
مثل این آقا که با جورجی کرد
اون فرق داشت
من اون حرفا رو جلوی روش هم گفتم
داریم روش کار میکنیم
و همچنین حرفای خوب درباره کلوئی نزن
نمیخوایم بخواد دوباره برش گردونه
بچهها، منم قبلاً کات کردم. میدونم چقدر حس بدیه
وای خدای من. من باهات ازدواج کردم و یه بچه بهت دادم. دیگه بیخیال شو
بله؟
جورجیام. برات یه کم غذا آوردم
نه، ممنون
مطمئنی؟ کباب تابهایه
تکه کناریش؟
همش سوخته و سفته
ممنون
صبر کن. چی؟
فکر کردم میتونیم یه کم با هم باشیم و حرف بزنیم
ترجیح میدم نه. من که چیزی ازت نخواستم
فقط میخوام بدونی، میفهمم چی بهت میگذره
واقعاً؟
وقتی خواهرت باهام کات کرد، عین جهنم بود
نه میتونستم بخورم، نه بخوابم
حتی نمیتونستم بیواچ رو روشن کنم
تازه یاسمین بلیت رو هم اضافه کرده بودن
خب
حس میکنم که...
صبر کن
سلام
فقط میخواستم...
باشه، با من حرف بزن
همه چی خوب بود
اما وقتی فکر کرد بارداره
همه چی عوض شد. منم اینو تجربه کردم
دیگه منو به چشم یه موزیسین در حال تلاش نمیدید
یهو شدم یه آدم بیکار
که با پدر و مادرش زندگی میکنه
و به زور از پس خودش برمیاد
تو که نمیدونی
اون عین همین حرفا رو زد
آره
اونم که زندگیش سر و سامون نداره
موزیکش به جایی نرسیده، خانوادهاش هم باهاش حرف نمیزنن
تو حق داری ناراحت باشی
بهش زنگ میزنم و حسام رو بهش میگم
اوه، نه، نه. نه، نمیخوای این کارو بکنی
چرا که نه؟
من دارم اذیت میشم، چرا اون نباید اذیت بشه؟
به من اعتماد کن، هیچ جوری نمیتونی کاری کنی که اون احساس گناه کنه
و به نفع تو تموم بشه
اما خیلی حس خوبی میده
داداش، دارم بهت میگم باید اینو بگذرونی
نمیدونم میتونم یا نه
هرچی میخوای به اون بگی، به من بگو
این مسخرهست
امتحان کن. شاید حالت رو بهتر کرد
باشه
چطور تونستی این کارو بکنی؟
گفتی دوستم داری
ادامه بده
بهت اعتماد کردم
و تو برگشتی و قلبمو شکستی
خالی کن خودتو. ما با هم آهنگ میساختیم.
من تو رو به خونوادم معرفی کردم
ما یک ماه هر روز سکس محشر داشتیم!
و تموم شد
آه، دلم نمیخواد اینجوری ببینمش
خب، دلشکستگی فقط قسمتی از بزرگ شدنه
میدونی، یه زمانی بود که ما نمیدونستیم
اصلاً دوست پیدا میکنه یا نه
چه برسه به دوستدختر
و ببین اون دختره چیکارش کرد
یه زن لخت دید. اینو یه پیروزی حساب کن.
چطور میتونی اینو مثبت جلوه بدی؟
خب،
میدونی، فکر میکردیم شاید برای همیشه تنها بمونه
ولی به جاش، یه دختر بود
یه ترس از بارداری داشت
یا... یه ترس از بارداری داشت!
بامزه نیست
این یه چیز خوبه، آدری
میدونی، یه جورایی مثل پینوکیو میمونه
داره یه پسر واقعی میشه
پس قبلش چی بود؟
این یه چیز خوبه، آدری
هی
آه! چی؟ این چه کوفتیه؟
اگه بهش زنگ بزنم ولی قول بدم آروم باشم چی؟
رفیق، این حرفا رو قبلاً زدیم
باید قوی باشی
احساس میکنم دارم دیوونه میشم
آه، خیلی متاسفم. ممنون.
حالا برو بیرون
ولی من دارم درد میکشم
میدونم
برو بیرون
چرا نمیذاریم اون بخوابه و من و تو یه فیلم ببینیم
تا حواست از این چیزا پرت شه
به چی فکر میکنی؟
سخت میشه با تماشای جیم کری ناراحت بود
نمیدونم الان حوصله کمدی دارم یا نه
استیون کینگ؟ کوجو، درخشش، قبرستان حیوانات خانگی؟
میدونی، شنیدم رستگاری در شاوشنک از استیون کینگه
راست میگی! اوه خدای من، برو بیرون!
مطمئنی نباید اول راکی یک، دو و سه رو ببینم؟
نه، چهارمین قسمته که واقعاً سریال خودشو پیدا میکنه
باشه، منم دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم!
حق با تو بود، نباید بهش زنگ میزدم
اوه، زنگ زدی؟
آدریان پرواز کرد به روسیه تا از راکی حمایت کنه
و من دوباره به عشق ایمان آوردم
بهت گفتم اوضاع رو بدتر میکنه
دست خودم نبود. همتت کجاست، مرد؟
دارم تمام تلاشمو میکنم
اگه قرار نیست به حرفم گوش بدی، منو قاطی نکن
بیرون چه خبره؟
بهش زنگ زد. بهش زنگ زدی؟
زنگ زدم بهش
چرا این کارو کردی؟
من بهش گفتم این کارو نکنه!
چند بار دیگه باید به خاطر این بیدار شم؟
بهش زنگ زد
چرا این کارو کردی؟
باهاش بد نباش
باشه، سیسی
وقت بازی "اسباببازیها رو جمع کن" هست.
میتونی به مامان کمک کنی؟
ببخشید، سرت شلوغه. چرا بعداً بهم خبر نمیدی؟
سلام. چه خبر؟
میتونی کمکم کنی رزومه درست کنم؟
چرا؟
باید زندگیم رو جمع و جور کنم
باشه. این آشغالها رو جمع کن تا من برم لپتاپو بیارم
حتما. بیا، سیسی
عمو کانر رو کمک کن
تا حالا رزومه درست کردی؟
تا حالا رزومه ندیدم
باشه، خب، این مال منه. میتونیم ازش به عنوان الگو استفاده کنیم
تو ۷۵ کلمه در دقیقه تایپ میکنی؟
کمکم رو میخوای یا نه؟
تو اینقدر تجربه داری!
من هیچی ندارم
اشکال نداره. بیا با تحصیلات شروع کنیم
تو دبیرستان رو تموم کردی
به زور
دانشگاه رفتی
من ظرف شش هفته گند زدم و ول کردم
خب، این خیلی بیشتر از جورجیه
و اون یه کسب و کار اداره میکنه
داری سعی میکنی حالمو بدتر کنی؟
باشه، مهارتهات چی؟
تو تقریباً هر سازی رو میزنی
No comments yet. Be the first to leave one.