The first 200 lines.
موضوع جدیه باید پیششون میموندی
مطمئنی اونجان؟
گوش کن آقای به
حقیقت نوین و اروهد دارن با هم کار میکنن
اروهد دیشب به دفترم حمله کرد و شمّاس های فرقه راستین با اونا بودن
،اگه بفهمن که بچهات فرمان رو دریافت کرده
تو و کل خانوادهات توی خطر میفتین
یه دقیقه صبر کنین بعدا بهتون زنگ میزنم، باشه؟
خانم سونگ سوهیون؟- بله؟-
لطفا از این طرف بیاید
لطفا به محض اینکه پیاممو دیدی) (بهم زنگ بزن
باید از شمّاس های فرقه راستین بپرسم) (چرا بچهمون فرمان گرفته
صبح بخیر
من شمّاس یوجی هستم
شنیدم موضوعی هست که میخواین راجع بهش صحبت کنین
میشه لطفا یه نگاهی به این بندازین؟
،خانم مین، همسرم گفت که رفته سراغ حقیقت نوین
باید همسر و بچهات رو از اونجا بیاری بیرون
ما هم زود خودمونو میرسونیم
باشه
فرزند سونگ سوهیون
،تا سه روز دیگه
...ساعت نه و نیم شب- شمّاس یوجی-
تا حالا شده اشتباهی توی فرمان پیش بیاد؟
عازم جهنم میشی...
این بچه تازه یه هفتهست به دنیا اومده
آخه میتونه مرتکب چه گناهی بشه؟
آدمای اینجا همه پروندههای مختلف عروج و فرمان رو مطالعه میکنن، درسته؟
حتما یه اشتباهی شده
...حتی یه شمّاس هم
همه مواردی که اتفاق افتاده رو نمیدونه
بذارید با بقیه اعضای سازمان هم صحبت کنم
میشه لطفا یه لحظه منتظرم بمونین؟
بله
مطمئن شو خانمی که توی اتاق چهاره ساختمون رو ترک نکنه
بله قربان
...و به شمّاس ساچونگ بگو که سریع بیاد
و وقتی من نیستم مواظبش باشه
چشم حتما
رئیس کیم
لازمه که یه جلسه فوری تشکیل بدین
فرزند سونگ سوهیون
،تا سه روز دیگه
...ساعت نه و نیم شب
راهی جهنم میشی
مادر و بچه کجان؟
توی اتاق مشاوره شماره چهارن
خب به نظرتون حالا باید چیکار کنیم؟
ها؟
راستشو بگم، سخته که الان بخوام چیزی پیشنهاد بدم
!اما یه چیز کاملا واضحه! اون ویدیو
...اگه مردم بفهمن این ویدیو وجود داره
کم کم درباره حقیقت نوین و مکتب ما به شک میفتن
حق با توئه
چطوره اول از همه بچه رو از مادرش جدا کنیم؟
...و بعد بفهمیم کیا درباره ویدیو میدونن
و بیاریمشون اینجا
بله قربان
مادره کو؟
توی اتاق شماره چهاره
دیر کردی! جواب تماساتو داد؟
نه، هنوز نمیتونم باهاش تماس بگیرم
اتاق مشاوره توی ساختمون بی هستن
گریه نکن
گریه نکن
خانم سونگ، سلام! من شمّاس ساچونگ هستم
مایلیم بهتون توضیح کاملی درباره این شرایط بدیم
لطفا با ما بیاین
وای! بچهام داره گریه میکنه بذارین اول آرومش کنم
نه نیازی نیست- اشکالی نداره! من رابطهام با بچهها خوبه-
قول میدم، مشکلی نیست- !خودم بچهمو نگه میدارم-
لطفا کیفتون رو بردارین و بیاین بیرون
!بچهمو پس بدین! لطفا تمومش کنین
!خیلی خب! خبرنگارا
رئیس کیم امروز کارای واجب دیگهای داره
به خاطر همین متاسفم که مجبورم ازتون بخوام از اینجا برین
هنوز داریم پرونده ...پروفسور گونگ و بیانیه اروهد رو
بررسی میکنیم
به همین دلیل هنوز توضیح رسمیای نداریم
اروهد توی بیانیهاش ،به فرقه راستین اشاره کرد
نمیخواید هیچ توضیحی بدین؟
...حرفی هست که بخواین
درباره تقلید اروهد از عروج بگین؟
الان نمیخوایم درباره هیچ کدوم از این مسائل، اظهار نظر کنیم
پس دوباره ازتون میخوام که لطفا برین
دارین رسما از اظهار نظر کردن امتناع میکنین؟
!دقیقا درسته! حالا دیگه باید برید
شمّاس، لطفا توضیح بدین- توضیح بی توضیح-
!من فرمان رو دریافت کردم- اون کیه؟-
من گناهکاریم که قراره تا ده دقیقه دیگه بره جهنم
هی، هی، اون یارو کیه دیگه؟
...اومدم اینجا تا گناهام رو به رئیس اعتراف کنم
گناهت چیه؟
و با عروج مواجه بشم...
جلوشو بگیرین- !دقیقا همینجا و دقیقا همین الان-
!نه، این بالا! این بالا باهاش مواجه میشم- !بیاریدش پایین-
!گمشو
!بیا پایین! بیاریدش پایین
رئیس کیم کجایین؟
داری چیکار میکنی؟- !همینجا باهات رو به رو میشم-
!بگیریدش! بگیریدش
...یه نفر توی لابی معرکه راه انداخته
و میگه تا ده دقیقه دیگه عروج براش اتفاق میفته
جدی؟
من میرم ببینم چه خبره شما مراقب مادره باشین
بله قربان
!وایسین! صبر کنین
بچهمو پس بدین
!از سر راهم بکشیدش کنار- وایسا، چی؟-
!شما چتونه؟ نه
!چرا این کارو میکنین؟ ولم کنین- !جلوشو بگیرین-
چرا این کارو میکنین؟- !دستاتونو از زنم بکشین-
...ولش کنین حرومزا
برید جلوشو بگیرین
!اون بچه کوفتی رو از اینجا ببرین
!بچهام
!بسه سوهیون! بسه
ای عوضی
!بیا اینجا حرومزاده- !سوهیون-
!بچهمو بده- !این زنیکه رو ازم جدا کنین-
!بیاید! جلوشو بگیرید
!ولم کنین- دارین چیکار میکنین؟-
!حرومزاده
!سوهیون
بمیر نکبت
!همین حالا به نگهبانا زنگ بزنین
!زود باشین
!بریم توی ماشین! بریم
!رئیس کیم !لطفا این گناهکار رو قبول کنین
رئیس کیم کجایین؟
وایسا
!اونا اینجان
همین حالا اونو ببرین بیرون
چشم قربان- ببریدش-
من رانندگی میکنم
!جلوشونو بگیرین! جلوی ماشینو بگیرین
!زود باشین! ورودی رو ببندین
اون آقایی که توی لابی بود مشکلی براش پیش نمیاد؟
،تا وقتی اون خبرنگارا اونجان نمیتونن باهاش کاری کنن
نگران نباش اون تحت حفاظت ماست
رئیس
...قول میدم هرکاری بتونم بکنم تا
چی گفتی؟
چی؟
چی گفتی؟ ها؟
،عجب رویی داری که بعد از کاری که کردی !میای جلوی من اینجوری وراجی میکنی
بی لیاقتیتو وقتی نشون دادی که گذاشتی اونا توی مرکز فرماندهی خودت گولت بزنن
فکر میکنی الان دیگه میتونی بگیریشون؟ نقشهای چیزی داری؟
!بنال
اصلا میدونی چیکار کردی؟
عروج فردا اتفاق میفته
اگه مردن بفهمن چی؟
!قیامت! پایان دنیا
فکر میکنن خدا یه چیز مسخرهست که !کاراش از هیچ قاعدهای پیروی نمیکنه
چه بلایی سر دنیای بدون قاعده و قانون میاد؟
!نابود میشه
شما دوتا کسایی هستین که دنیا رو به نابودی کشوندین
خیلی خب
از حالا به بعد، هر چی پیدا کردین به من گزارش میکنین
مهم نیست چقدر بی اهمیت باشه
اگه مجبورین، از اروهد استفاده کنین
دنیا هم با ما سقوط میکنه
!گمشین بیرون
پس به نظرت میتونیم به این آدم اعتماد کنیم؟
یکی از افرادم توی این منطقه منو بهش ارجاع داد
اون یه مدت پیش فرمانش رو گرفت اما هنوز هیچ عروجی براش اتفاق نیفتاده
باید یه مدت اینجا بمونیم
سلام خانم مین، تعجب کردم وقتی شنیدم دارین میاین
!لطفا بیاین داخل! بیاین تو
متاسفم که خونهام اینقد به هم ریختهست
لطفا بشینید
قهوه میخورین؟
میتونم براتون قهوه فوری آماده کنم
عالیه، مرسی- خیلی خب، پس بشینید-
خانم سونگ، فقط یه روز واسمون مونده
بچهتون خیلی برای قربانیهای بیشمار فرقه راستین اهمیت داره
،حتی از پیشنهاد دادن همچین چیزی هم شرمندهام
اما اگه تصمیم گیریتتون رو ،بیشتر از این عقب بندازین
فرقه راستین سر و کلهش پیدا میشه و به شما و بچه آسیب میزنه
حتی بدون اینکه ککشون بگزه، آدم هم میکشن
باید همین حالا تصمیم بگیرین
اینم قهوه
بچه بیچاره
من... من شنیدم که این بچه هم فرمان رو دریافت کرده
اما خب بچه که نمیتونه هیچ گناهی مرتکب بشه، مگه نه؟
!میدونین؟ برای منم همینه
من... من یکی از پیروان حقیقت نوین بودم
بیشتر از هرکسی، صادقانه مکتبشون رو دنبال کردم
،بعد از گرفتن فرمان
فکر کردم حتما بدون اینکه بدونم گناهی مرتکب شدم
مثل یه کابوس بود
هر کدوم از ما ممکنه بمیره
همهمون آخرش میمیریم
ممکنه به خاطر مریضی یا در اثر تصادف بمیرم
...اما... اینکه میدونم قراره برم جهنم
باعث میشه.. از خودم متنفر بشم
...این بچه، بچه شما اثباتیه برای اینکه
من هیچ کار اشتباهی نکردم
بچهتون اینو ثابت میکنه
مثل اینکه هیچ انتخاب دیگهای ندارم، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.