The first 200 lines.
تقدیم می کند opus-sub تیم ترجمه ی
"قسمت 15"
چرا اینجا اینقد ساکته؟
،تا 15 روز دیگه
ارتش ما به هانیانگ میرسه
قلبم هنوز درد داره
هی
چی شده؟
شنیدم یه چیزی اینجاست
اما هیچی اینجا نیست
بیا بریم
فکر میکنم تنگی قفسه سینه باشه
پنج دقیقه دیگه میام اونجا
اتاق عمل رو آماده کنید و به پروفسور جانگ زنگ بزنید
لطفا
...خونه ی آقای هو
یون یی اونجا بود
هی
آقای هو
آقای هو
ماک گئه
...اون روز
...یون یی رو
تو اتاقی که توش درمان شدم دیدم
ماک گئه
چرا این اینجاست؟
یون کیونگ
سونبه حالت خوبه؟
بابابزرگ
بهوش اومدی؟
میدونی اینجا کجاست؟
چرا من اینجام؟
چرا زودتر بهم نگفته بودین؟
چیزی نیست گنده ش نکن
چیزی نیست؟
کی میدونه ممکن بود چه بلایی سرتون بیاد؟
میتونستین یهویی بمیرین اونوقت میگین چیزی نیست؟
چقد سرو صدا میکنی
گوشام درد گرفتن از دست تو
شما اینو از قبل میدونستین؟
پس چرا چیزی بهم نگفتین؟
داری خجالتم میدی
دیگه میرم خونه
نمیشه
همینجا می مونین
میخوایم روتون عمل انجام بدیم
عمل؟
چی داری میگی؟
اینجا من دکترم
بهم گوش کن
بریم اتاق عمل- ،اتاق عمل رو آماده کردم-
اما پروفسور جانگ توی اینچئونه برای همین فردا عمل رو انجام میده
بهش گفتی ضروریه؟
...گفتم اما
خودم بهش زنگ میزنم
بذار برم خونه
از پل روی رودخونه رد شو و دو کیلومتر برو به سمت شمال
،اگه 30 دقیقه به سمت شمال غربی بری
یه خونه ی مترکه میبینی
شما کی هستین؟
ماک گئه
دکتر هو
ماک گئه
تو زنده ای
خدا رو شکر که در امانی
جاییت صدمه دیده؟
من خوبم
اما تو خوب بنظر نمیرسی
من خوبم، آقای هو کجاست؟
حالش خوبه؟
اون خوبه
سربازای ژاپنی این مردم رو زخمی کردن
،وقتی برادرم اونایی که هنوز زنده بودن رو میاورد
آقای هو درمانشون میکرد
سلام
حتما پیامی که واست فرستاده بودم به دستت رسید
باید بری داخل
مگه نیومدی که یون یی رو ببینی؟
دکتر هو
آیگو خدای من
آقا
...ببخشید
که اینقد دیر کردم و منتظرت گذاشتم
...و
ممنونم از اینکه تونستی اینهمه مدت تحمل کنی
فقط یکم دیگه صبر کن من درمانت میکنم
چه اتفاقی واست افتاده؟
تشنج کرد
شش هاش مشکلی ندارن اما وضعیت معده ش بده
اما فکر نمیکنم اینا باعث بیماریش شده باشن
حق با توئه
برای یه بچه تحمل اینهمه مصیبت سخته
...خانواده ش توی کوهستان زندگی میکردن
و حیوون ها رو شکار میکردن
یه روز که پدرش برای شکار رفته بود بیرون
...گروهی از راهزنا
به مادرش تجاوز کردن
...بچه مادرش رو دید
که داره خودش رو دار میزنه
من همه ی تلاشمو کردم
اما تو تنها کسی هستی که میتونی این بچه رو نجات بدی
با اینکه تونست اینقد خوب تحمل کنه
اما داروهای تو باید بهش امید به زندگی بده
فکر میکنی بتونی اینکارو کنی؟
هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم
اون توی قلبش یه زخمق عمیق داره آسون نیست
این کیه؟
خودتی
بکشیدش
حتما جز سرنوشتمون بوده که همو دیدیم
چرا نمیتونم برم خونه؟
،اگه یه مریض خودش میخواد بره خونه
باید بهش اجازه داد
مگه یه دکتر میتونه زورم کنه که اینجا بمونم؟
اگه عمل کنین، میتونین طولانی تر و سالم تر زندگی کنین
چرا نمیخواین عمل کنین؟
من به اندازه ی کافی زندگی کردم
چرا باید بیشتر زنده بمونم؟
زندگی طولانی میتونه خسته کننده باشه
دلیلتون یه چیز دیگه ست
بهم بگین چیه
چرا اینکارو میکنین؟
من پدر خوبی نبودم
اجازه دادم پسرم و همسرش زودتر از من بمیرن
...من لیاقت ندارم عمل شم
تا بیشتر زنده بمونم
من خودم یه دکترم
با اینحال نتونستم مراقب احساسات پسرم باشم
نتونستم زندگی همسرش رو نجات بدم
...و اجازه دادم نوه ی عزیزم
توی اون بچگی پدرو مادرش رو از دست بده
من لیاقت بیشتر زندگی کردن رو ندارم
حالا که دلیلمو فهمیدی، بذار برم
پس من چی؟
به من اهمیت نمیدی؟
من هیچ خانواده و فامیلی ندارم
اگه تو هم پیشم نباشی
واقعا تنها میشم
...واقعا میتونی
تنها ولم کنی؟
وقتی رفتم از بابابزرگت مراقبت کن
از بابابزرگ؟ چرا؟
یون کیونگ
شنیدم بابابزرگت بیهوش شده حالش خوبه؟
...من
لیاقت اینو ندارم
لیاقت اینو ندارم
بعد از عمل حالش خوب میشه
...بخاطر پدربزرگم
معذرت میخوام
نیازی نیست عذرخواهی کنی
تو کار اشتباهی نکردی
و این به اون موضوع هیچ ربطی نداره
...شنیدم تو تونستی از آقای پارک رضایت بگیری
ممنونم
کاری نکردم
اما چرا هو ایم اینجا نیست؟
...خب
رفته جایی
کجا؟
...اون
برگشته چوسان؟
دیگه میخواد اونجا بمونه؟
نه
برمیگرده
خودش بهم گفت که برمیگرده
اگه برای همیشه نرفته پس چرا اینجا تنهات گذاشته؟
اونجا که موضوع مهمی اتفاق نیفتاده
جه ها
موضوع مهمیه
برای هردومون موضوع مهمیه
یه نفر هست که باید نجاتش بده
...نمیتونه
ایندفعه نا امیدش کنه
...اون خودش رو زخمی کرد
تا بتونه برگرده و نجاتش بده
...خوش شانس بودم
که امروز دوباره تو رو دیدم
من هیچوقت طعمه م رو از دست نمیدم
اگه شما بخواین حاضرم جونمو بدم
...بیاین بریم یه جای دیگه، اینجا
دهنتو ببند چوسانی ها داخن؟
خونه رو بگردین- بله-
صبر کنین
تو اون خونه زخمیا هستن
ایناهم دکترایی هستن که درمانشون میکنن
میدونم ما الان توی جنگ هستیم
اما نمیتونین به دکترها و مریضا آسیب برسونین
واسم مهم نیست
چه خبر شده؟
سربازای ژاپنی هستن
سربازای ژاپنی؟
عوضیا
خدای من! اون دیگه کیه؟
...اون...اون- خودتی هو ایم؟-
...چرا تو- بگیرش اونور-
!اونور- یه لحظه صبر کن-
باید اینا رو بکشم
حالم از این عوضیا بهم میخوره
انگار امروز از همیشه بیشتر شدن
No comments yet. Be the first to leave one.