The 10th Kingdom

The 10th Kingdom

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The10ThKingdom Ep2-DvdRip
A Commentary by saba22
Rapidbaz.Org مترجم : ســـبــا

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2011-03-08
Downloads: 52
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حالا که ما يه قلمرو برايِ خودمون داريم ، بايد چيکار کنيم؟

من ميدونم. هزاران هزار خدمتکار ميگيريم .تا کفشهامونُ برق بندازن

.بابا بيا بريم خونه- ولي من نميتونم برگردم- الان پليس کلِ پارک مرکزي رو .برا پيدا کردنِ من زير و رو کرده

.ولي ما که نميتونيم اينجا بمونيم- .دارم بويِ غولها رو حس ميکنم- .داره بويِ غولها رو حس ميکنه-

يه پارتيِ کفش ميگيريم و .هر ساعت 6 بار کفش عوض ميکنيم

و هر کي با کفشهايِ کثيف بياد .لتُ پارش ميکنيم

.زود باشيد، دنبالم بياين- .نه، يه دقيقه صبر کن- ما الان کجاييم؟

ما الان تو قسمتِ جنوبيِ ،قلمرو من هستيم

همون جايي که مادر خوانده ام به من .حمله کرد و منُ به سگ تبديل کرد

به اينجا ميگن زندان يادبود سفيد برفي زنداني که خطرناکترين مجرمان کلِ 9قلمرو .نگهداري ميشن

نُه، چي چي ؟ - .قلمرو-

.من شاهزاده وندل هستم ،نوه يِ مرحوم سفيد برفي

و قرار بود به همين زودي - .به عنوانِ پادشاه چهارمين قلمرو تاجگذاري کنم و جناب عالي؟ کي هستين؟-

.من توني لوئيس هستم، سرايدارم فکر کنم قبلا با دخترم ويرجينيا .آشنا شده باشي

"...قلمرو غولها"

"...جنگل شنل قرمزي"

باشه، يه دقيقه مهلت بده، يعني داري ميگي ما الان تو داستان سيندرلا، زيبايِ خفته و قصه هايِ جن و پري هستيم؟

خب، دوران طلايي ما حدود 200 .سالِ قبل بود

زمان زندگي بانواني که بهشون .اشاره کردي، کساني که در تاريخ ماندگار شدند

ولي بعد از اون اوضاع به هم ريخت .و ديگه به دوران خوش قبلي برنگشتيم

همه يِ فرمانروايان ساير قلمروها .به مراسم تاجگذاري من دعوت شده اند

بعضي از اونها برايِ رسيدن به اينجا بايد مسافت زيادي رو طي کنن .و قلمروهايِ زيادي رو پشت سر بذارن

هيچکس حق عبور ازبين مرزِ قلمروها .رو نداره مگر در مواقع خاص

اين ديگه چه مادر خوانده ايه که تو رو به سگ تبديل کرده؟

اون خطرناکترين و پليدترين .زنيه که در حال حاضر زندگي ميکنه

.منو يادِ مادر زنم ميندازه- نميتونيم تمام روزمونُ با حرف زدن- تلف کنيم. بايد سلول مادر خوانده مو پيدا .کنيم، از اين طرف

،ويرجينيا، بايد دنبالش بريم .بجُنب

.اينجا رو ببينين، ظرف غذاي سگه .همون سگه که داره با بدنِ من ميچرخه

!به من بي حرمتي کردن- تو چرا اونو زندوني کردي؟-

اون پدرو مادر مو با زهر .به قتل رسوند و سعي داشت منم بکشه

پدر و مادرشو با زهر کشته .و خودشم ميخواسته بکشه

چيکار ميکني، ويرجينيا؟- .اينجا احساس عجيبي بهم ميده- حالت خويه؟-

.آره، برم بيرون حالم بهتر ميشه

.غولها اينجا بودن- .باشه. فقط زياد دور نشو- .همون پشت در وايستا

.فکر نکني که من ترسيدم ها فقط نميخوام مردم منو اينجوري ببينن .واقعا از اين وضعيت احساس شرمندگي ميکنم

!کي اهميت ميده که تو يه سگي

بچه هات کجا رفتن؟ برايِ هيچ کاري .نميشه به غولها اعتماد کرد

،مواظب حرف زدنتون باشين .اين من بودم که شما رو از زندان آزاد کرد

.البته. تا ابد مديون شما هستم ، اعليحضرت

.ولي من بيشتر از اين نميتونم اينجا بمونم .نميخوام کسي شاهزاده رو با اين وضعيت ببينه

مطمئن شو که بچه هات اون .سگو براي من بيارن

.من که نوکرِ تو نيستم .من فرمانروايِ قلمروِ غولها هستم

!به نفعته که يادت بمونه- .البته اعليحضرت-

همونطور که گفتم در ازايِ تحويل دادنِ .شاهزاده ، نيمي از قلمروش رو به شما ميدم

دقيقا ، کِي قراره به قولت عمل کني؟

به زودي، ولي در حال حاضر بايد .از اينجا برم، توقفمون در اينجا خيلي طول کشيده

.از جات بلند شو

قراره کجا برين؟ .نميتوني از من مخفي بشي

اگه بفهمم که فرار کردي دستور ميدم همه يِ راهها رو مسدود کنن و هر سوراخ سنبه اي که تو اين .قلمرو پيدا ميشه رو دنبالت بگردن

...نه هر سوراخ سنبه اي

.اه ، نبايد دنبالِ اون سگه برميگشتيم اينجا- .نه، نميشد. گرد غوليمون تموم شده بود-

صبر کنيد! شمام ميشنوين؟ .دارن بيدار ميشن، بجنبيد، بايد از اينجا بريم

ولي اگه همينجوري بذاريم بريم- .ملکه خيلي عصباني ميشه ملکه در مقابل اين دختره- .مورچه هم به حساب نمياد

ما با خودمون يه جادوگر از قلمرو .دهم آورديم. بايد به بابا نشونش بديم

با پدرش چيکار کنيم؟ .شايد قدرت جادوييه زيادي داشته باشه

اون که الان تو زندون با- .دستهاي بسته گرفتار شده .تازه بيشتر شبيه خنگهاست تا جادوگرها-

دلم ميخواست وقتي رئيس زندان اونو .تو سلول ملکه پيدا ميکنه ، اونجا بودم

دارين چيکار ميکنين؟ ...من داشتم

نميدونم چه وردي خوندن که يه روز کامل .بيهوش شديم

،تمامِ زندانُ زير و رو کرديم .ولي انگار ملکه آب شده رفته زير زمين

.من 12 ساله که زندان بانِ اينجام

.تا به حال هيچکس نتونسته بود از اينجا فرار کنه

!واقعا سابقه درخشاني داشتيد

آنتوني، داري چيکار ميکني؟ .بهشون نگي که من تبديل به سگ شدم

چرا نگم؟- فقط وقتي ازت سوال ميکنن،حقِ- .حرف زدن دادي

.چون ملکه نقشه هاي وحشتناکي کشيده اينجوري ممکنه تمامِ قلرو من .تو خطر بيوفته

.هيچکسي نميتونه بهمون کمک کنه

بسيار خب، ملکه کجاست؟

!آرزو ميکنم که برگردم به خونه آرزو ميکنم که من و ويرجينيا برگرديم !نيويورک، به خونمون، همين حالا

،خُب !انگار نميتوني جايي بري

نه آنتوني! نگو که پشگِل اژدها !قورت داده بودي؟ کودن

پس اين يعني اينکه ، ديگه آرزوهام تموم شدن، آره؟

ملکه ، چطور تونست فرار کنه؟- !بهتون که گفتم، من اصلا خبر ندارم-

پس تو اونجا، تويِ سلولش چيکار ميکردي؟ اونم با در قفل شده؟

.من بيگناه قرباني شدم در تمامِ عمرم حتي يک بار هم .با پليس مشکلي نداشتم

پس چرا دستهات بسته است؟- !چون اونها فکر ميکردن که من دزدم-

.ولي باور کنين، من هيچ کاري نکرده بودم- همينطوري ادامه بده ،آنتوني. خوب- .داري حواسشونوُ پرت ميکني

ببين چي ميگم، من از يه زمان ديگه اومدم اين سگه منو از يه زمان ديگه ، آورده اينجا .اين سگه شاهزاده وندله

...آه، بهت که گفتم: بهشون نگو

شاهزاده وندل؟ منو مسخره ميکني؟ من ميتونم مجبورت .کنم 100 سال،با اين دندونهات سنگ در بياري

!من دارم راستشو ميگم- !اين سگه، سگ ملکه است-

سه سال ميشه که بهش اجازه دادن .که تو زندان ، سگ داشته باشه !به شعورِ من توهين نکن

.من به شما توهين نميکنم. دارم راستشو ميگم باشه. باور نميکني؟ .بهت ثابت ميکنم

.اگه دارم راستشو ميگم، يه بار پارس کن- .من اصلا قصد پارس کردن ندارم، آنتوني-

.لَج کرده.ببين. بايد منو آزاد کني برم .غولها دخترمُ دزديدن

!بس کن ديگه !خيلي زود ، حقيقتُ از زير زبونت ميکشم بيرون

!نگهبان ، دستهاشو باز کن ...يونيفرم زندانيها رو بهش بده و بندازش

،آره...بندازش تو سلول 103 پيش او ن کوتوله يِ درخت بلوط

و او جنِ صورت گِلي

جن صورت گلي؟ !نه، خواهش ميکنم! من بايد برم دخترمو پيدا کنم

با سگِ ملکه چيکار کنيم؟- .از شرش خلاص ميشيم-

امشب به جايِ شام چند تا موش سمي بهش ميدم .و فردا ميندازيمش تو کوره ، بسوزه

شنيدي؟آنتوني؟ شنيدي چي گفتن؟

!بايد منو از اينجا ببري بيرون !وظيفه يِ تو وحافظت از منه

.بيا ، بذارش تو قايق

!اين قايقِ منه- !حالا ديگه مال ماست-

!بزن بريم

.تخت وسطي از توئه

خب، برايِ چي اينجايي؟

.برايِ يه سرقت بزرگ مسلحانه يِ بانک

،آدمهاي زيادي صدمه ديدن .ولي کار روزگاره ديگه، آخرش گرفتار شدم

تو چرا اينجايي؟- .خشونت زياد-

.خيلي زود از کوره در ميرم

.من يه کوتوله يِ بلوطي هستم

يه چيز فلزي با خودت داري؟ چاقويي، چنگالي، چوب رختي؟

.نه، چيزي ندارم

اگه خنجري ، چيزي داشتي .بدش به من ، برات نگهش دارم

.البته

تو از مجسمه سازي خوشت مياد؟

...نه تا حالا امتحان نکردم

.ببين چي درست کردم

.آه، تو واقعا با استعدادي ها

.به من ميگن جنِ صورت گِلي- .توني-

تو براي چي اينجايي؟- .کَنده کاري-

ميخواي با من دوست بشي؟

ميشه دقيقا بگي منظورت چيه؟

".شما از قلمرو چهارم خارج شديد"

بهتون اطمينان ميدم که تا چند لحظه يِ ديگر شاهزاده وندل

برايِ تحويل گرفتن تخت سلطنتيِ مخصوص مراسم .تاجگذاريشان به اينجا خواهند رسيد .تختي که طي 2 سال توسط هنرمندان اين شهر ساخته شده است

اون قرار نيست بياد ، مگه نه؟- .معلومه که مياد-

.نگران نباش

مطمئنم برايِ تاخيرشان دلايلِ ،قاطعي دارند

!خبرهاي بدي دارم، ملکه از زندان فرار کرده

!ملکه! ملکه؟ تمام راهها رو ببنديد !اگه پاش به اينجا برسه هممونُ نابود ميکنه

.خبرهايِ خوب، شاهزاده وندل داره مياد

!خدا رو شکر !اون قدر کارهامونُ ميدونه

.به شهر لوبياها خوش آمديد، اعليحضرت

آنتوني، اينجا، من اينجام .پشت درِ اتاقِ رئيس زندان

از کجا فهميدي که منم؟- !تو بويِ لباس چرک ميدي-

داري چيکار ميکني؟- به نظرت دارم چيکار ميکنم؟- .دارم کفِ زندانُ ميسابم ديگه

با خودت يه صابون داري؟- آره که دارم، ميخواي چيکار؟- خودتو بشوري؟

.نه، هونجا وايستا، جايي نري

.اين شاه کليدِ رئيسِ زندانه .بزنش رو صابون. زود برش گردون

!بدجور لک شده، قربان

!نگاه کن، دختره بيدار شد- !صبح بخير-

ما قسم ميخوريم که به شاهزاده وندل خدمت کنيم

فرمانروايِ آينده يِ شجاع و باشرافتِ .چهارمين قلمرو

و تعهد ميکنيم که در اين راه .به او وفادار بمانيم

.و تا ابد در خوشي و شادماني زندگي کنيم

اين ديگه چيه؟- .خوراک لوبيا-

خوراک لوبيا؟- .آشغال لوبيا-

.خدايِ من، من نميتونم اينو بخورم .مزه اش مثل تشک کهنه ميمونه

نخير! تشک کهنه مزه اش بهتره .مزه يِ گوشت ميده

حالا اين غذا چند بار تو منو اومده؟

.سه بار در روز

.اين آبِ آشغال لوبياست .طول ميکشه تا بهش عادت کني

...ببينين، من بايد با يکي حرف بزنم .يه چيزي لازم دارم که بايد برام تهيه کنه

...مثلا اگه يه تکه کوچيک آهن بخوام

بايد با کي حرف بزنم؟ اينجا رئيس کيه؟

اگه بخواي چيزي بخري يا رد و بدل ...کني بايد با

پريِ دندون حرف بزني؟

با کي؟

.دندون پزشک زندان

برايِ ديدنش بايد چيکار کنم؟- .خب، کاري نداره-

"پري دندان" "قبلا وقت بگيريد"

.انگار وضعِ دندونهات خيلي خرابه !بايد همشونو بِکِشم

!چي ميگي؟من هنوز دهنمم باز نکردم- !بشين-

چند تا آبنبات ميخواي؟

چي ؟ تو ديگه چجورشي؟ دندون پزشکها که- .نبايد به مراجعينشون آبنبات بدن چرا ؟-

.چون دندونها رو خراب ميکنن- .چرت و پرته-

.اين که ديگه معلومه- خيلي معذرت ميخوام. ولي اينجا، کي - دندون پزشکه، من يا جنابعالي؟

داري چيکار ميکني؟- .دارم اين تسمه ها رو ميبندم-

تسمه؟ اين تسمه ها به چه دردي ميخوره؟- .مَحضِ اطمينان-

:پوسيدنِ دندانها ميتونه3 تا دليل داشته باشه

.اول: تغذيه يِ نامناسب .دوم: مسواک نزدن

.سوم: پري هايِ بدجنس

...ببين، به نظرم بتونيم- ...بذار يه نگاه به دندونهات بندازم-

اين يکي خرابه؟

خب، با اين چطوري؟

.اينم از دندونِ لقِت

ناراحت نباش من دندونتو تويِ يه کيف جادويي .نگه ميدارم

.من اينجا اومدم، تا ازت کمک بگيرم- کمک؟-

.آره، من بايد يه کليد با اين قالب بسازم

چقدر ميدي؟

اينو ميبيني؟

اين يه ساعت مچيه. عقربه هاش ميچرخن .و ساعتُ نشون ميدن

.توضيحش خيلي پيچيده است

.ما به اينها ميگيم ساعت

، ولي اين يکي رولکسه .طلاي خالص

.اگه از اون ساعتهايِ ارزونِ قلابي نباشه- .نه، اين کارُ نکن-

،هي، هي، همه سر جاهاشون !شاهزاده وندل اومدن، مانعُ بردارين

داري ميگي که شاهزاده وندل بدونِ توقف از شهر لوبيا گذشته؟

،روز چهارشنبه بوده، لرد چنسلور ،بعد از اون ديگه خبري از شاهزاده نداريم اين رفتار شاهزاده باعثِ ناراحتي هنرمنداني شده .که تختُ ساختن و ممکنه تاجگذاري رو تحريم کنن

.شاهزاده معمولا بيخبر جايي نميرفتن

.شايد به خاطر مراسم تاجگذاري، عصبي هستن .مطمئنم که به زودي خبري ازشون ميشنويم

ولي نبايد فراموش کنيم که اون .ملکه يِ شرور ديگه زنداني نيست

وندل کجاست؟ حالا که اين مملکت اينقدر بهش نياز داره، کجا گذاشته رفته؟

.اوضاع واقعا به هم ريخته است- .فجيعه-

.خيلي وحشتناکه- ...ولي هنوز هم-

.مطمئنم که همه چي به خير و خوشي ميگذره

.ولي هنوز هم يک مشکلِ بزرگ داريم رنگ مناسبي برايِ تشريفاتِ مراسمِ تاجگذاري .انتخاب نکرديم

رنگ پردازي در اين ضيافت بايد .بي نظير باشه

.بيدار شد...بريم سرِ کارمون

.حالا تو تله يِ غولهاي بيرحم افتادي

.بيرحم- .بدونِ هيچ بخششي-

.چه پاهايِ کوچيکِ خوشگلي داري .خيلي قشنگن

فرمانروايِ قلمروتون کيه؟- قلمروِ من؟-

گفت : فرمانرواتون کيه؟- !رئيس جمهور-

وندل ميخواد از قلمرو شما ، لشکري جمع- کنه و به ما حمله کنه، مگه نه؟ !نه-

...انگار يه شکنجه يِ طولاني در راهه- !هرچي که بخواين بدونينُ بهتون ميگم-

More Farsi Persian subtitles for The 10th Kingdom

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left