H-8...

H-8...

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

DVDrip with English Hardsub
A Commentary by piebaldcrow
دانلود رایگان بهترین آثار سینمای هنری در‫ Telegram.me/pureCinema تیم ترجمه‌ی Mr.Potato. ترجمه از وحید صالحی‌زاده و عسل محمدی

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2017-02-23
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تیم ترجمه‌ی Mr.Potato تقدیم می‌کند

اين فيلم بر اساس يک فاجعه‌ي واقعي

.در سال 1957، ميباشد

اما هرگونه تشابه آن افراد .به شخصيت هاي فيلم تصادفي است

اين فيلم به راننده‌ي ناشناسي تقديم ميشه

که بعد اينکه عامل تصادف شد .توقف نکرد

تنها چيزي که ما ميدونيم اينه که شروع ميشد H-8 شماره پلاکش با

در 14 آوريل سال 1957

ساعت 6:15 يک اتوبوس از مبدأ هميشگي .خودش در زاگرب، شروع به حرکت کرد

ساعت 6:32 در بزرگراه به سمت .بلگراد به راه افتاد

:ميانگين سرعتش کمي بيشتر از 70 کيلومتر در ساعت

همزمان کاميوني به سمت .زاگرب در حرکت بود

:ميانگين سرعتش کمي بيشتر از 60 کيلومتر در ساعت

بازرسي مستندات بعد از حادثه

نشان ميدهد که راننده .رودلف کنز" بود" .36ساله

از ليست محموله معلوم شد که .بار کاميون ورقه هاي فلزي بوده

گزارشات نشان دادند که .کاميون يک روز قبل بازرسي شده

.و همه چيز به درستي کار ميکرده

.به نظر مياد اتوبوس هم کاملاً سالم بوده

گواهينامه‌ي "يوسپ باراچ" نشان ميداد .که او در شهر "واراژدين" به دنيا آمده

42ساله است و در سال 1947 .در امتحان رانندگي قبول شده است

،متأهل، به همراه سه فرزند .بدون تخلف رانندگي

،شوفر راننده يانز پونگراچ" 49ساله"

.در سال 1940 در امتحان رانندگي قبول شد

.چند مورد نقض قانون جزئي داشته .متأهل، همراه پنچ فرزند

.از 22 نفر مسافر، 6نفر زن و 3 نفر کودک، بودند

،راننده کاميون يک مسافر داشت پسرش، متولد 1944

،کارنامه‌اش،که از مدرسه شبانه روزي گرفته نشان ميدهد

،که بعد از يک بار تجديد شدن در درس تاريخ کلاس پنجم رو قبول شده

،او 43 بار غيبت داشت .9بار غير موجه

،با اينکه اون روز بارون ميومد

.جاده لغزنده نبود و ديد خوبي داشت

حدوداً 50 کيلومتر از زاگرب دور شده بودند .که اتوبوس توقف کرد

.يک مسافر حالش بد بود

.يکي از مسافرها که پزشک بود کمکش کرد

اتوبوس بعد از سه دقيقه .دوباره راه افتاد

،در همون ساعت بود که ماشين شناسايي نشده .از زاگرب حرکت کرد

در ساعت 8:33 شب .باعث يک تصادف وحشتناک خواهد شد

.اينجا ساعت 7:20 است

اونموقع بود که کاميون .در يک ايستگاه خدماتي توقف کرد

راننده و پسرش شام خوردند .و شراب سفارش دادند

از اينکه راننده چقدر شراب خورد مطمئن نيستيم

بعد از 30 دقيقه راننده و پسرش

با يک مرد ديگه .به سمت زاگرب راه افتادند

کارت شناسايي‌اش نشان ميداد که .اسمش"اف. روزيچ" بوده، شغل: نامعلوم

در ساعت 7:50 اتوبوس طبق برنامه‌اش

،در اولين توقف 15 دقيقه‌اي .در "نووسکا" توقف کرد

،طبق معمول .مسافران غذا و نوشيدني خوردند

.اتوبوس بعد از 20 دقيقه دوباره راه افتاد

طبق معمول 5 دقيقه هم بيشتر منتظر ماند

.مرسومه که راننده‌ي دوم بشينه پشت فرمون

.چند دقيقه بعد يک مسافر در کافه جا ماند

که بعداً گفت بخاطر يک .تماس تلفني طولاني، بوده

.همان موقع بود که باران شروع شد

.هوا طوفاني بود و ديد محدود .ولي نه اونقدر که امنيت جاده به خطر بيوفته

،در ساعت 8:15 برخلاف تمام رسوم

، راننده کاميون مسافر خودش را برخلاف ميلش پياده کرد .و کمي جلوتر دوباره سوارش کرد

در ساعت 8:32 اتوبوس .و کاميون 800 متر با هم فاصله داشتند

ماشين به اتوبوس نزديک شد و ميخواست سبقت بگيره

،مسافران عقبي .نزديک شدنِ ماشين را ديدند

ولي راننده ميگه که ...متوجه هيچ علامتي

از اينکه ماشين .بخواد سبقت بگيره، نشد

مسافرها ميگن راننده‌ي ماشين .چراغ‌هاش رو نور پائين نکرد

.با اين حال حتماً کاميون رو ديده

ماشين سرعت گرفت تا از .اتوبوس سبقت بگيرد

!ولي خيلي نزديک بود

.متعجبانه، به سمت چپ جاده گرفت

راننده کاميون چيزي نمي تونست ببينه و اتوبوس رو نديد

پيچيد به وسط جاده

ماشين رو رد کرد .ولي نتونست اتوبوس رو رد کنه

!نتونست اتوبوس رو رد کنه

اين حادثه ساعت 8:33 شب .14آوريل 1957 اتفاق افتاد

ساعت 8:33 148کيلومتر بعد از زاگرب

!تقصير من نيست !تقصير من نيست

.شايد نباشه، يانز پونگراچ ولي چطوري مي‌خواي ثابتش کني؟

اونايي که شهادت ميدادن ديگه زنده نيستن

در حالي که شاهدِ نجات يافته ،با خونسردي تمام

چراغ هاشو خاموش کرد تا کسي نتونه پلاکشو ببينه

.دوباره روشنشون کرد .موقعي که سرعت گرفت -

چرا اينقدر با عجله، آقا؟ .کسي دنبالتون نکرده -

توي روزنامه راجع به .7نفري که کشتي، مي‌خوني

.7کشته. فقط يه عدد تو روزنامه‌ست .فراموش‌شون مي‌کني

.ديدنِ مردن اعداد راحته .7کشته -

:يه نفر ديگه همين الان مُرد .يک پسر. 13ساله‌اش بود

.8کشته .15دقيقه پيش هنوز زنده بودن -

،چند ساعت پيش ...داشتن تو خيابونا با عجله

...با دوستان و خوانواده‌شون خداحافظي ميکردن حتي دعوا ميکردن -

مردم مسافراي خوب .ولي همنشيناي بدي هستند

بچه‌هاي خوبي باشيد و به مادرتون گوش کنيد

چي شده؟ - اون چيزي که براي بابا - آماده کردين رو بدين بهش

.ساعت 8:15 شب باز شود

توش چيه؟

روزنامه‌ي بلگراد رو داري؟ زاگرب ايوينينگ پست -

!بابا! روزنامه بخر

واسه پسره ميوه گذاشتم

!روزنامه‌ي عصر !زلزله در يونان

نه مرسي - آخرين اخبار- نه مرسي -

.توي روزنامه خبري نميشه ازش .شروع دادگاه امروز صبح بود

!رسوايي دکتر در درمانگاه کودکان- !بيا-

.بايد پسرو ببرم .نبايد با بقيه بچه ها مواجه بشه

.3دقيقه اين تصميم نهايي‌ته؟

.بيا راجع به يه چيز ديگه صحبت کنيم

.دو و نيم دقيقه

.بازم تشريف بياريد

خوش گذشت - آره تعطيلات خوبه ولي سالي يه بار - درسته -

.پيش ما هم يه سر بياين

مادرمون بهمون ياد داد .که با هم خوب باشيم

.بايد اينو به بچه هامونم ياد بديم

!ببخشيد

!در رو قفل نکردم - !چرا، کردي -

پنجره هارو چطور؟ - .اونارو هم قفل کردي -

کجا ميريد؟ بلگراد؟- .درسته -

آب رو بستم؟ - "همه کارا رو کردي "نيکولا -

داريد ميريد بالا سوار اتوبوس بشيد؟ - .شما بفرماييد -

!ببين مردم چجوري حرف ميزنن

!ميريد بالا سوار اتوبوس بشيد

!چه بي کاربرد

!خيلي اضافه‌گوييه - درسته نيکولا -

ببخشيد شما داريد ميريد بالا يا ميايد پايين؟ ببخشيد-

ولي بابا نبايد زود بازش کني - قول بده -

حقه بازيه؟ - خودت ميبيني فقط الان بازش نکن -

نه... يه بوس قشنگ

چطوري آخه؟ !خودت گفتي اون يه احمقه

!کي؟ من؟ -

!چه حرفايي بچه ها از خودشون در ميارن - .درسته -

.به دامادمون سلام برسون مرسي -

!مواظب باش! دماغش داره خون مياد - !از دست اين اتوبوسا -

.اينجوري نگام نکن .بهم زدن راحت نيست

!مسافراي بلگراد همه سوار شن

!راه بيوفت

!"خيله خب بزن بريم "تيهومير

!برامون بنويس !سلام منو به "ماريکا" برسون

اين مرد بليط صندلي شماره 3 رو خريده بود

کساني که در تصادف کشته شدند ...اينها بودند: راننده

و کساني که آن لحظه ... .در صندلي‌هاي 3،4،2 و 5 نشسته بودند

ببخشيد- عذر ميخوام-

چرا بايد واسه ما همچين اتفاقي بيوفته؟- !بسه ديگه! دستمال بده -

...پنج، چهار، دو

!سلام- !فکر کردم نمياي- !بي خيال -

!جلسه دادگاه خيلي طول کشيد

برام مهم نيست که کي عليه کي شهادت داد .يا اينکه کي اولين جلسه رو مي‌بره

ولي خواننده ها دوست دارن همه چيو بدونن

پرونده‌ي دکتره چي؟ - جالبه ولي طولاني -

چرا من خبرنگار شدم آخه؟

خداي من! چه خوشگله - .تو خيلي خوشگل تري -

آره. نديدي اون مرده چجوري نگاهت ميکرد؟ - کي؟ -

.همون جوونه که دوربين داشت

حسوديت شد؟ - !نه به خدا -

اگه بخواي شماره تلفن‌مون رو هم بهش ميدم

.مي تونه بياد خونمون واست گل بياره

ولي فقط موقعي که منم خونه هستم - .تو خيلي لطف داري -

!خجالت بکش

!به بابا خداحافظ نگفتي !بگو بابا

!موش موشي !بابات نيست ديگه

دوباره مي‌بينيمش - با موتور که نمي تونه بياد -

دوست داريم ببينيم !چجوري ميخواي جلوشو بگيري

!با اين موتوراي جديد

با هلکوپتر مسافرت ميکنين، آره؟ !آره خب -

!نه مثل تو با اسب و گاري

يادته ظرفا رو مينداختي هوا ميگرفتي؟

.مامان نگران ميشد - مامانو يادته؟ - !معلومه -

.اونقدرم کوچيک نبودم - ميتوني اون پشت بخوابي - نه-

نمي خوام تا موقعي .که به زاگرب ميرسيم بخوابم

:همه کارات بايد منظم باشه خوردن، کار کردن، خوابيدن

از اينکه بعد از ظهر .درس بخونم متنفر بودم

.نميتوني هر کاري دلت بخواد بکني

.مدير هم همينو ميگفت

.بقيه بچه‌ها يتيم بودن

.بعضي از پدر مادراشون تو جنگ مُردن

بقيه‌شون تو اردوگاه‌ها .يا بمباران هوايي مردن

.فقط من پدرم زنده بود

:بچه ها مي‌پرسيدن

بابات کي مياد دنبالت؟

اونا که نمي‌دونستن من زندانم - چرا مي‌دونستن -

ساعت: 6:35

کاميون و اتوبوس .با نهايت سرعت در حرکت بودند

،ولي واسه اين سرباز .نه اونقدر سريع

.توي جيبش چندتا کاغذ داشت

:و يک تلگرام

.تازه متولد شدم .دوست دارم ببينمت .پسرت

.موقع تصادف او جلو نشسته بود

خاموشش کنم؟

نيکولا؟

موقعي که سوار شديم اون سرباز رو ديدي؟

روزنامه رو ميخوني پر از غلط زبانيه

شايد "برانکو"ي مارو بشناسه - کي؟ - .سربازه -

بپرسم ازش؟

!ولش کن! احتمالش خيلي کمه

خوشت مياد ازش؟

،ولي اگه تو دام افتاد بهم بدهکار ميشي، قبول؟

ميگن دائم الخمرها از قرص‌هايي که مانع مشروب خوردن ميشن، متنفرن آره -

ولي يا بايد اينکارو ميکردم ...يا کارمو از دست ميدادم بليط، لطفاً

!برو ديگه - صبر کن يه لحظه- !بدو-

همينجوري که نميشه !اونقدرا هم سخت نيست -

.يه حرف بامزه بگو .مثلاً اينکه قبلاً جايي ديديش

.اينکه بامزه نيست - نيست؟- .نه-

.اونو ولش کن :يه حرف عاشقانه بزن. بگو

خوبه آدم يکي رو داشته باشه" "که تا ايستگاه همراهي‌اش کنه

.اينم بامزه نيست - .نيست؟ پس خودت يه فکري بکن-

ميل داري؟ - .نه مرسي -

H-8... subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left