The first 135 lines.
...اینجا
...اودین
.بیا، کلائودیا
خواب بود؟
...من
روحیه تزلزلناپذیر
: قسمت یازدهم حمله مجدد به ستون فوجی
اینکه ارتش به موقع بازسازی .شد به لطف سرلشکر اُکیتا ئه
پایگاه پیشرو
.تصمیم عقبنشینی فوریای هم که گرفت بجا بود
.به یارهامون و گارد عقب هم بدهکاریم
...هلمویگه، آماتسوکا یایوی
.فداکاریای که اون و بر و بچش کردن
،از اونموقع آب دستمون بود گذاشتیم زمین .همهی نیروی نظامی عالمو میذاریم پای این عملیات
ضدحمله دوم...شکست بخوره .دیگه جبران کردنی در کار نیست
...به کلام دیگه
.این جنگو ببازیم، بشریت باخته
اما فقط ما نیستیم که زخم .دفعه قبلمون هنوز خوب نشده
مگه نه، جناب خدا؟
...داره شروع میشه، خدای خدایان اودین
.رگناروکی که میخواستی
.کورومی، اینقد نگران نباش
...میدونم. اما آخه، موئه چان
!اینقد دلتون شور نزنه، دختر خانوما
!اینجور موقعا نوبت پیر پاتالاس
مرسی که دلگرمی میدید، ولی .شما که دیگه بازنشست شدید
!عرض بشه تا وقتی مارک بال رو داریم، دائمالعمر خلبانیم
!شما دخترخانوما جای نوهمونو دارین
!نمیشه که عاطل و باطل تماشا کنیم
از خدامم باشه باز تو این آسمون که ممکنه !توش بمیری همراه همرزمهام پرواز کنم
منم فکرشم نمیکردم اینقد عجولانه برم !به استقبال روزی که ممکنه بمیرم
!حق ندارید بمیرید
!ما والکیریها برای زندگی میجنگیم
.تازه، از الان به بعده که سرتون شلوغ میشه
.جنگ که تموم شد کمکتونو لازم داریم
!عجب دخترخانومایی
!از خدا ترسناکترن
!آره! آره
میخواین تا میشه از ما لبگوریها کار بکشین؟
!زنم خوب رقبایی پیدا کرد
حالا که اینطوره، به خدا حالی میکنیم !هیچی ترسناکتر از زن و نوه آدم نیست
!چشم
.برگشتیم
.فرمانده
.گفته باشم تا ماتحت تو آمپاسیم
.بیادب
.اضطراب هم که پَر
.هرچقدرم که بدتون بیاد، جای شما اونجاست
.کسایی که اینجان هم ارتش شمان
.عجبا. قبلا کاواییتر بودین
.کمال همنشینه
.همچونینگ
.همینی که سمت راستی گفت
آمادهسازیها؟
.نرم پیش میره
.دوستان، فرمانده عملیات، ساتومی ام
.شرمنده ولی سخنرانیم نمیاد
،حرفی بلد نیستم که هوایی شین .فقط یه حرف باهاتون دارم
.لحظه نابودی رو امروز تموم میکنیم
.ما برگشتیم اینجا که پیروز بشیم
.پس بریم بشیم
.میخ اون الکیخدا رو میکوبیم
.عصر خدایانو که یه بار سر اومد، بکنیمش دو بار
.این رگناروکیه که ما میخوایم
.حالا خوبه بلد نبود
.اما بعنوان فرمانده سخنرانیش بیست بود
!چه جورم! من که هوایی شدم
.طبق معمول الکیخوش
آزو چان، مضطربی؟
!نگران نباش! نگران نباش
!نباش
عجب منظرهای، مگه نه کلائودیا؟
...اینجا
.زادگاه من و تو
.یادم نمیادش
.نبایدم. منم فقط خواستم گفته باشم
اما، خوب جاییه، نه؟
.اودین...زادگاه تو الانشم از بین رفته
.خودت هم خوب میدونی
...آهنگه مونده. آهنگ نابودی و حیات دوباره
.خیلیها میمیرن
یا نکنه حرف این الکیخدا باورت نمیشه؟
...اگه تو کوتاه بیای، ما هم
این حرفا فایده نداره. چون هدف من .همینه که جنگوهای فراوونی بمیرن
.برای اومدن رگناروک
!جنگجوها رو...اینهریار رو... تحت فرمانم در میارم
!من میبرم! رگناروکو موفق میکنم! برای این
خیال مذاکره نداری؟ !پس چرا جلوم سبز شدی؟
.که خوابت محقق بشه
.بیا کلائودیا
.دخترم
.فقط تویی که حاضری دستمو بگیری
!دستتو نمیگیرم
.پدر من یه نفره. خونهمو به جون و دل انتخاب کردم
اینجا بهشت خدایانه...یه سرزمین !خیالی که خیلیوقته ازبین رفته
!چه خزعبلات! دخترک نادون خدانشناس
!تو یه والکیری گستاخی که از پدرش سرپیچی میکنه
...وای بر من...دختر دلبندم
!پس جونتو میگیرم! تو قلمروم اسیرت میکنم و بس
.بدون رحم. همینه
!اودین
.فرار نمیکنم. تو فوجی منتظرم
.جدی بیا، کلائودیا
کلائو؟
!ریلکس! ریلکس
!تلاشمونو بکنیم
!آه، البته
.سیگوروری
...یک، دو
!سیگوروری
.تمام نیروها در موقعیت
.فرمانده
.عملیات رگناروک دوم شروع میشه
.جنگ شروع شد
،آره. مثل دفعه قبل .با انداختن بمب سوویزو، طبق برنامه
اما تعداد والکیریها اصلا به دفعه قبل نمیرسه، نه؟
.همینطوره. اصلا نمیرسه
،همین که به ستون فوجی حمله بشه .همه سکوندوریهای عالم یهو فعال میشن
.دفعه قبلم همینجوری همه دنیا رو درب و داغون کردن
.اینبار والکیریهای تمام جهان آمادهباشن
.اکثر ارتش کشور الان اینجان. ما هم آمادهباشیم
...میکو چان، حالتو میفهمم، ولی
مرتبه. برگ برنده ما ایم دیگه؟
.نقشهی آزو ئه. سر تا پا بهش اعتماد دارم
.شما دو تا عوض نمیشید
...پر روحیه بودن چیز خوبیه. فقط میمونه
تا کی میخوان ما رو...آسها رو نگه دارن؟
...ذخیره نگه داشتن دستهی والکیری
...حداقل تا نقطه اول، در صورت امکان تا نقطه دوم
.حداکثر تا نقطه سوم برسن عالی میشه
.پدیداری سکوندوری داخل ستون
!دسته ۹۰۱ : درگیر
.نوع توپی تایپ سی: هممدل سکوندوری اومیهوتارو
!وقت واسه این تعمیرشوندهها نداریم
!سکوندوری : خنثی شد !نقطه اول عملیات : رد شد
No comments yet. Be the first to leave one.