The first 200 lines.
« برای جین، نور و حنا »
« سـههزار شـب »
تو یه پسره رو با ماشینت رسوندی
درسته؟
آسیب دیده بود. سعی داشتم کمکش کنم - باریکلا، باریکلا -
اسمش چیه؟ - نمیدونم -
کجا زندگی میکنه؟ - نمیدونم -
نترس، نترس
ما فقط یهخرده اطلاعات میخوایم، بعدش میتونی بری خونه. نترس
گفتی نمیدونی کجا زندگی میکنه
من که میگم یه جایی قایم شده
شاید خونۀ مادرت؟
پای مادرم رو به این ماجرا باز نکنید
!تکون بخور
!تکون بخور
درشون بیار
این رو هم درآر
!هی
سربهسر من نذار
بچۀ کجائی؟
نترس
ببند
یالا، بیا نزدیک - !حسابش رو برس -
!گردنت رو میشکنم - ببند درِ گاله رو -
سرت رو بالا بگیر - ببند -
سرتون به کار خودتون باشه
بکِش کنار
!جم بخور. جم بخور
خفه شید، دخترها
دختر جدید اومده
یه سیگار بده من
ساکت
خوش اومدی
بذار ببینیم حالا چقدر زرنگای
!بده دیگه - بذار ببینیم حالا چقدر زرنگای -
اون تروریسته، چرا میاریش اینجا
گفتم یه سیگار بده
!دست از سر من بردار - گرفتی؟ -
!بسه. توروخّدا
من رو انگولک نکن
!بده
این دیگه کدوم خریه؟
شما کی باشی؟
عربای؟
چیه؟
زبون نداری؟
قورتش دادی؟
یا که میخوای ببُرمش؟ هوم؟
بیخیال
خودم میزونش میکنم
بسپرش به من
محاکمه شدی؟
اسمت چیه؟
مجبور نیستم چیزی بهش بگم
باید پیش ما میبودی
دیشب کجا بودی؟
یه داستان عاشقانهست
همچین چیزی واقعاً وجود داره؟
قشنگه، دارم بهت میگم
پا شید، دخترها
وقت سرشماریه
دخترها
پا شید، دخترها
!سرشماریه، دخترها
پا شید سرشماریه
!سرشماریه، دخترها
پا شید، دخترها
زود باشید
پا شو، فتنهفساد
!هنوز هیچینشده داری دردسر درست میکنی
میخوام با شوهرم صحبت کنم
به همین خیال باش - میخوام با شوهرم صحبت کنم -
!پا شید، دخترها، پا شید، پا شید
فیدا حمدان
همه پا شید وایسید
جمیله حمدان. ریحان بَیحوم. ثنا بیطار
امّعلی طاهر
سریع، سریع، یالا، بیرون
ما سه ماهه خانوادههامون رو ندیدیم، دریغ از یه نامه
چون فتنهفسادی - من فتنهفسادم؟ -
!آره. تکون بخور دیگه
بهش سخت نگیر. بلایی که سرش آوردید بسش نیست؟
خفه شو
بیاید تو
بیرون، تکون بخورید
!بیرون. بیرون
این چیه؟
دستم
دستم، دستم - !بیرون -
بیرون! اینجا چیکار میکنی؟
!بیرون
!گور بابات - همچنین -
یالا
سریع
سلام. صبح بهخیر. سلام
بیا، برات آوردم
کلّهش رو گرفت...
من باید با شوهرم صحبت کنم
آره، به همین خیال باش
سلیطهکوچولو مامانش رو میخواد
غلط کرده
بذار بره به درک - بله -
باید با شوهرم صحبت کنم، مهمه
میخوای معامله کنی؟
یالا، دخترها. داخل
یالا
!تکون بخور
به اخبار ساعت 9 خوش آمدید
اغتشاشات در «مصر». «اخوانالمسلمین» از حامیاناش میخواهد که امروز تظاهرات نکنند
فراخوانی داده شد که اعتراضات تا زمان پایانیافتن کودتا ادامهدار باشد
گزارشات خبرنگار ما حاکی از آن است که اعتراضگران یک ساختمان دولتی را به آتش کشیدند
میتونم با شوهرم صحبت کنم؟
یه سرباز کشته شد. بهمون بگو چطوری؟
نمیدونم
اگه میخوای بری خونه، باید راستش رو بهمون بگی
،من میتونم کمکت کنم
اما تو هم باید به ما کمک کنی
صاف میرم سر اصل مطلب
باید همکاری کنی
از دخترها برامون بگو
از کارهاشون و اینکه چطور با بیرون ارتباط برقرار میکنن
بهخصوص اونی که یه دست نداره
فرید
حالت خوبه؟
از اینجا درت میارم
عجله کن، من دارم پس میوفتم
اما چی شد؟ چرا گرفتنت؟
چیزی نشد - منظورت چیه چیزی نشد؟ -
راجع به یه پسره، یه ایست بازرسی و یه انفجار ازم پرسیدن
چرا بهم نگفتی؟ - چیزی نشد که بهت بگم -
این پسره کیه؟ از کجا میشناسیش؟ - نمیشناسمش -
واسه دراومدنت از اینجا باید ثابت کنیم هیچ ارتباطی با پسره نداری
چطوری؟
نمیدونم
...بهشون بگو
...که با چاقو تهدیدت کرد
یا همچین چیزی
اما اون تهدیدم نکرد - اماوْاگر نداره -
تنها فرصتمونه
!مداد رو بده من
مداد رو بده من. مال منه
رد کن بیاد
!رد کن بیاد، سلیطه
!بده من، مال منه! ول کن! مال منه، سلیطه
!بده
!بزنش، بزنش، شولامِت
!ولش کن
!این عرب دیوونه سعی داره من رو بکُشه
چه خبره اینجا؟
چه خبره اینجا، دخترها؟
!سلیطه - !خفه شید، دخترها -
اون شروع کرد
!این رو کش رفت - !کون لقت -
ساکت، شولامِت
شولامِت، بسه. همه بیخیال شید
تو برگرد سر جات، یالا
اون پیام میرسونه به فلسطینیها
راست میگه؟
!هرّی - بیا -
بیا - !فاحشه -
بیا ببینیم حالا چجوری پیام میرسونی
!در رو باز کن
!در رو باز کن
!باز کنید
!باز کنید
!پستفطرتها
منتظر بودم شما بهش بگید
بارداری
خبر نداشتی بارداری؟
زندان جای بچه نیست
بهتره واسه امنیت خودش منتقل بشه به یه سلول دیگه
باید بندازیش
!برو عقب
اینجا چیکار میکنی؟
وسایلت رو بده من
من ریحانام
این هم اامّعلیـه
دو تا نوۀ پسری توی زندان مردان داره
شادی وْ فادی. خدا حفظشون کنه و خیلی زود آزادشون کنه
اون جمیلهست و خواهرش فیدا
از مدرسه دستگیر شدن
ثنا یه مبارز فلسطینی اهل «لبنان»ـه
15 ساله اینجاست
جرمت چیه؟
توی دفتر رئیسزندان چیکار میکردی؟ چطوره که گذاشتن شوهرت رو ببینی؟
ثنا، سخت نگیر
بیا
گشنهته؟
یهخرده آب بده بهش
بخور
ورای همهچی، برامون آشپزی هم میکنن؟
مدرسۀ پسرونه نزدیک مدرسۀ ما بود
،وقتی خواستن دخترها به تظاهراتشون اضافه بشن
،«جای گفتن: «کلاشینکف، کلاشینکف
«گفتن: «ترس چرا، ترس چرا
همهشون خوابیدن
مطمئنای؟ - آره -
این رو رول کن
«اولین چیزی که گفتیم: «کتاب، مداد و دفتر
و ملاقاتی خانوادگی
No comments yet. Be the first to leave one.