The first 200 lines.
...میخواهم قبل از ازدواجم
.برای اخرین بار بدنت را در اختیار داشته باشم
"شیلا" داره ازدواج میکنه
و میخواد برای اخرین بار .رابطه داشته باشیم
...هر تصمیمی که بگیری
.احساس من بهت تغییر نمیکنه
میدونستی با کسی رابطه دارم
.ولی بازم اینکارو باهام کردی
... اگر تاثیری روت نداشت پس برو
.و بهش بگو .تو که کاری نکردی
نمیفهمی؟
منو تبدیل به چیزی کردی
.که هیچوقت نمیخواستم باشم
!یک بوسه بود هاروی
!ما که بیشتر از اینو انجام دادیم
.مگه اینکه اینم بهش نگفتی
...دیشب وقتی گفتی تعجب کردی
،تابحال هیچ اتفاقی بین من و دانا نیفتاده
.باید چیزی میگفتم
...سالها پیش بود و فقط یک بار
.ولی من و دانا همخواب شدیم
.چیزی بگو
.-خواهش میکنم پائولا چیزی بگو .باشه-
میخواهی چیزی بگم؟
این دومین باریه
که تمام حقیقت رو بهم نگفتی
.اونم توی دوتا گفتگو
.منصفانه نیست و خودت میدونی
...نه تو کسی نیستی که الان تصمیم میگیره
.چی منصفانه هست یا چی نیست
این حرفت یعنی چی؟
یعنی میخواهی سرت داد بزنم
.تا اینو پشت سر بذاری
،خب من پشت سر نذاشتم
و الان چیزی که میخوام .اینه که تنها باشم
.پائولا خواهش میکنم
نه اگر نمیتونی
...نیاز به هضم ماجرای من رو
...بالاتر از نیازت به احساس خوب
...راجع به خودت بذاری
.پس متاسفانه هرگز نمیتونیم اینو پشت سر بذاریم
چه مرگت شده؟
...با تمام زورت
.مشت بزن لعنتی
.یالا
.گفتم با تمام قوا بزن
این واست کافی بود؟
.لوییس اینجا مکان امن توست
،احساس کثیفی داری
...ولی به زودی ذهن و بدنت
.به پاکی برف خواهد شد
...بذار گل با ورود به منافذت
.مشکلاتت را پاک کند
.این ورود بی اجازه نیست
...این پاک سازی شگرف و
!لعنت بهت ریکاردو
...گفتم مزاحمم نشی
شیلا
-اینجا چکار میکنی؟ ،-لوییس
،از اون شب
...درگیرم که تصمیم درستی بود
.یا اینکه نه
.منم همینطور
...ولی فکر نمیکنم که
،پس توافق داریم
یعنی میتونیم بارها و بارها
...و بارها
.اینکارو بکنیم
...بارها
...-و بار .-صبر کن
.صبر کن، صبر کن شیلا
...باید بدونم این یعنی
با نامزدت ازدواج نمیکنی؟
.نه اینجور نیست
.هفته دیگه عروسی ـه
.شیلا گوش کن
...اون شب
.یکی از بهترین شبهای تمام زندگیم بود
.ولی صبح بعدش یکی از بدترین بود
.نمیتونم اینکارو بکنم
.فقط... نمیتونم
لوییس
.من تو رو بهتر از خودت میشناسم
و میدونم که دیر یا زود
.نظرت عوض میشه
،پس دو روز بهت وقت میدم
...و بعد باهات از طریق این
.باهات تماس میگیرم
،تلفن اعتباری ـه
.و کاملا غیر قابل ردیابی ـه
،پس وقتی زنگ زدم
.-بهتره اماده باشی -آره؟
،"و وقتی میگم "آماده
...منظورم اینه که
،نه، نه، نه، نه
"چابی چکر" «خواننده راک»
.افرین
.گندش بزنن .دوبار شد
.-جسیکا .-صبح بخیر هاروی
.پس اطلاعیه خبری رو دیدی
.آره
.شرمنده که باید اینقدر تند میبود
.اشکالی نداره هاروی
هر دو میدونیم تنها راهی بود
که پولم رو بگیرم
.و تو شرکت رو نگه داری
.ولی الان چیزی ازت میخوام
.-هرچی ...-میخوام
...2میلیون از اون پول
.توی حساب غیرقابل ردیابی باشه
...جسیکا هزینه واریز همچین پولی
.به حساب 10هزار دلاره
...من بدون دلیل
.اینکارو نمیکنم
،خب من دلیلش رو بهت نمیگم
...ولی چیزی که واقعا میپرسی
اینه که میخوام قانون شکنی کنم؟
-میخوای؟ .-نه
.وقتی کارم باهاش تموم شه اعلامش میکنم
.بهت قول میدم
...خب اگر قبل از اعلام تو
،دستمون رو شه .قانون شکنی ـه
پس چرا نمیتونی بگی برای چیه؟
.چون نیازی نیست بدونی
و منم مجبور نیستم بهت بگم
،که برای چیه
... چون اصلا دلیل اینکه
،این پول رو میدی
،اینه که نجاتت دادم ،نه یک بار
.بلکه دوبار
پس یا اینکارو میکنی
.یا نمیکنی
کدوم؟
.انجامش میدم
عالیه پس .یک ساعت دیگه میبینمت
.خیلی ممنونم بهم وقت دادی
.ممنون خدانگهدار
.لوییس باید باهات حرف بزنم
قضیه چیه هاروی؟
... چون الان پهنای باند احساسی
.زیادی در دسترس ندارم
.پهنای باند احساست به چپم نیست لوییس
.به پول جسیکا مربوطه
.پس راحته ،بعد از نامه
چراغ سبز رو برای اینکه .هرچقدر بخواهیم بدیم داریم
.متوجه شدی؟ خوبه
...-حالا اگر اجازه میدی -لوییس
.این به مقداری که میدیم ربط نداره
.به نحوه دادنش مربوطه
...میخواد 2میلیون از پولش
.در حساب غیر قابل ردیابی باشه
.خدای من و تو موافقت کردی؟
،معلومه اینکارو کردم ...اگر از تو هم میخواست
.همینکارو میکردی
.نه نمیکردم
...چون دلیل اینکار
،اینه که مالیات نده
.و نمیخوام شریک جرم باشم
لوییس بهم قول داد
.کار غیرقانونی نمیکنه
...پس اروم باش و
.-بگو چطور میتونیم اینکارو بکنیم .-باشه
...تنها راه اینکه اینجوری بهش بدیم
اینه که از پولی که وارد .حسابمون نشده استفاده کنیم
پس داری میگی باید موکلی پیدا کنیم
مقداری که به جسیکا میدیم را به ما بدهکار باشه؟
.نه من اینو نمیگم
...باید مطمئن شیم که این موکل
با انتقال این پول به حساب غیرقابل ردیابی
،موافقت کنه
،و من موکلی با این مشخصات ندارم
.مثل هرکس دیگهای در این شرکت
لوییس باید راهی پیدا کنیم
خب متاسفم هاروی راهی نیست
مگر اینکه موکلی جادویی .در آستین خودت داشته باشی
پس میتونی به جسیکا بگی یا من بگم
.ولی در هرحال نمیتونیم اینکارو بکنیم
،حالا اگر تموم شد
.قراری دارم که باید بهش برسم
.سلام
.سلام به روی ماهت
میخوای بشینی یا این همه راه اومدی
تا پیشنهاد صبحانهم رو رد کنی؟
،خب اگر میدونستم واقعا میخوای حساب کنی
صبح یک کاسه بزرگ
.کاپیتان کرانچ نمیخوردم
.چی شده؟ بنظر جدی میومد
.هست
کلینیک علیه "هادسون میلز" پرونده داره؟
...خب بخواهیم دقیق تر بگیم
...من پروندهای
.علیه هادسون میلز دارم
.من نماینده بانک غذای "غذای قلب" هستم «یه جور خیریه برای تامین خوراک افراد بی بضاعت»
.یادم میاد
،پس یادت هست که پنج سال گذشته
هادسون میلز بهشون پک پروتئین رو به قیمت تولید میفروخت؟
.البته. هر واحد 2دلار
...خب ماه پیش هادسون میلز
،قیمتش رو بالا برد
...و بانک غذا توان پرداخت
No comments yet. Be the first to leave one.