The first 200 lines.
باچان
سيزدهم آپريل 2011
کلانتري السور
الو.. الو
نگهبانان السور گزارش آشوب دادن
تمام! به محل رسيديم خبر ميديم
اتاق کنترل
الو.. الو
متهم با موتور پليس فرار کرد
:شماره پلاک موتور KA-02-CA-4989
جين مشکي و کت چرم تنشه
قد حدود 6 فيت
با موي بلند و بسته
استايلش عين قهرمانهاست
"او پديدار شده، او نمايان شده.. او باچان است"
"باچان اومده"
"باچان اومده"
آتش
سي دقيقه قبل
الو. الو
نگهبانان السور گزارش آشوب دادن
تمام! به محل رسيديم خبر ميديم
الو.. الو مرکز کنترل.. مرکز
داره بازرس رو ميزنه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا - اشعار: سانابينگ
آهاي.. کي هستي؟ وايسا
هي! چه غلطي ميکني؟
الان پليس خبر ميکنم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
من از بخش جنايي هستم اسمم ويجيکومارـه
ميدوني چرا اسمم رو گفتم؟
شايد قتلهايي که مرتکب شدي رو فراموش کرده باشي
اما از امروز تا روزي که بميري اسم من رو فراموش نخواهي کرد
نگاه کردن بسه، حالا ديگه دهنت رو باز کن
بگو، چرا بازرس و دکتر رو کُشتي؟
..وقتي خداوند راضيه
و حالش خوبه، آدمهاي بزرگ خلق ميکنه
اما وقتي عصبانيه
انسانهايي مثل من رو خلق ميکنه
داستان رو برام تعريف کن
اسم من بهاراتـه
بهارات حلال مشکلات ملکي
من کاراي ملکي ميکردم
صبح بخير، قربان
آنجلي، ميتوني بياي داخل؟
با قهوه.. آره
صبح بخير قربان صبح بخير-
قهوهتون، قربان
ممنون
يه دقيقه صبر کن برنامه امروز چيه؟
قربان، پوتاسوامي با يه پيشنهاد اومده
اقبال که بهت رو کنه از زمين و آسمون برات ميباره
!پنجاه جريب
به بزرگي تمام کوههاي مقدس
پنجاه جريب زمين
ده جريب بايرـه
چهل نفر براي اون چهل جريب در حال رقابت هستند
اما من مانع همهشون شدم
ضمنا داماد وزيرکل چشمش به اون املاکه
اگر قبل از اون دست به کار بشيم واسه هر جريب ده لاک گيرمون مياد
اگر دير کنيد بايد سماق بمکيم
اگر موافق باشين معامله تمومه، قربان
اگر موافقت کنيد خوبه، قربان رزومه کمپانيمون قوت ميگيره
اگر پنجاه کرور خرج کنيم با هر يک جريب ميتونيم ده لاک صاحب شيم
اگر يک کرور ديگه براي سير کردن شغالها، روباهها و سگها خرج کنيم
به طور قطع حداقل با هر جريب ده لاک گيرمون مياد
اگر بياين پيششون و فقط يه چيز بگين، حله
ميدونيد چي؟
پدرم هميشه ميگفت احترام گذاشتن به کشاورزان مثل احترام گذاشتن به خداست
درود بر همهتون
با اولين جمله همهشون رو مجذوب کردين، قربان
راستش من نيومدم اينجا که زمينهاتون رو بخرم
با دومين جمله شتکام کردين، قربان
ميگن کشاورزان ستون کشور هستن
ولي بيشتر از همه حقتون خورده ميشه
اگر به بارون اعتماد کنيد فريبتون ميده
اگر بارون هم بياد محصولي نمياد
اگر محصول خوب درو کنيد نرخ خوبي نميگيريد
حتي اگر نرخش هم خوب بشه دست شما بهش نميرسه
يه آدم عادي مياد ميگيرش
شايد کشاورزها نرخ درست ندن
اما زمينها معدن طلا هم بشن
کشاورزان ازش بهره ميبرند؟
بله.. بله
من بيخيال ميشم
امروز من زمينهاي شما رو با پرداخت ده لاک ميخرم
در آينده به يکي ميفروشمش يک کرور
چيکار ميکنيد؟
تمام پول تو يه روز خرج ميکنيد و بيچاره ميشيد
براي دوري از اين، من زمينهاي شما رو نميخرم
در عوض همهتون رو شرکاي تجاري خودم ميکنم
بياين سود رو برابر تقسيم کنيم
باشه؟
ممنون
چيکار کردين، قربان؟
کلي انرژي مصرف کردم تا به اينجا برسه
اومدين و چند ثانيهاي !همه چيز رو خراب کرديد
پوتاسوامي، تجارت فقط به معناي سود کردن نيست
بايد از اصول پيروي کنيم
فقط من نبايد موفق بشم بقيه هم بايد موفق بشن
گفتن و شنيدنش خيلي خوبه
اما اين تو کار ما عملي نيست، رئيس
چرا خفه نميشي و کارت رو انجام نميدي، آنجلي؟
ببخشيد قربان آره-
خوب به حرفم گوش کن، پوتاسوامي
در هر ساعت هزاران نفر ميميرن و هزاران نفر بدنيا ميان
فقط اونايي که کار نيک ميکنند بعد از مرگ زنده ميمونند
نميدونم چي ميگين
جاي اين که بره تو مغزم گند ميزنه به مغزم
مامان، من سر ميز غذام
منم همينطور
من هم آمادهام
باشه، تو روزهاي
مگه امروز، چه روزيه؟
اين چيه مادر؟ سمبر گياهي، پسرم-
آخه چرا خوراک سمبر؟ ببندش
ميدوني از ترب بدش مياد چرا درست کردي؟
ميشه ساکت باشي؟
همين به زودي به فنات ميده
اگر بخوام طبق ميل اون غذا درست کنم ميدوني کنترل بودجه چقدر سخت ميشه؟
هزاران ليتر بنزين مصرف کردم
اونوقت تو قفلي زدي رو صد روپيهاي که براي سبزيجات خرج ميشه؟
مثل اينه که روپيه پرت کني و پني جمع کني
خفه شو
روش کاري من اينه
کارت رو براي خودت نگه دار خفه شو و هرچي ميارم بخور
نميخورم، عمرا اگر بخورم
پس روزه بگير
فقط احمقها روزه ميگيرن باهوشها چيکار ميکنند؟
چيکار ميکنند؟
ميرن خونه بغلي شام بخورن
همسايهمون رامانات و خانوادهش دوست دوران کودکي بابام بودن
چرا نون خالي ميخوري؟ حالت خوب نيست؟
چشه؟ خيلي سمجه
سمبر درست کردم داره به نشان اعتراض نون ميخوره
!چه باحال ممنون-
از سمبر خوشتون نمياد؟
اين سمبره؟
ازش متنفرم
هرچي که هست، اگر عمو بدش مياد پس درست کردنش اشتباهه
کي اهميت ميده من چي دوست دارم؟
اون هرچي دوست داشته باشه رو آماده ميکنه، نه؟
منظور؟
وقتي مادرت ترب خريد انتظار همين رو داشتم
ميدونستم مياي اينجا شام بخوري
براي همين غذاي مورد علاقهت رو درست کردم
باشه خاله، بهم سمبر بده بخور - نه -
به نصيحت مشاورت گوش نميدي ولي غذاي خونهش رو ميخوري
خفه شو و برو بيرون
چت شده؟ چرا اينطوري رفتار ميکني؟
ميدوني چيکار کرد، مامان؟
اون ميگه و شما به آرومي گوش ميدي
من هم غذام رو ميخورم
بهش دست نزن چته، عزيزم؟-
ميدوني امروز چه توهيني بهم کرد، بابا؟
اگر بگي ميفهمم، درسته؟
جلوي بقيه بهم گفت خفه شو
بذار بگه، بعد از عروسي جرأت داره بگه؟
ميگه سرت تو کار خودت باشه
درسته، اگر زنها سرشون تو کار خودشون باشه
زمين بهشت ميشه
کي گفته؟
من نگفتم، يه آدم فرزانه گفته
هرکي گفته.. بيارش، تا با چوب بزنمش
وايسا.. ما قرار بود دعوا کنيم
شما چرا دعوا ميکنيد؟
نکته باريکي بود! ما بعدا دعوا ميکنيم شما ادامه بديد
کارم تمومه
مشکلت چيه؟ لطفا گوش بده-
لطفا اونجا وايسا و گوش کن
مشکلات خونه رو نيار دفتر و بالعکس
درست نميگم، عمو؟
درسته.. درسته چي؟-
گفتم درست ميگي
..عمو، منظورم اينه
من چندتا اصول تو کارم دارم
چون اون دختر شماست بايد بيخيالشون بشم؟
منصفانه بگين کِي گفتم نه؟-
کي مخالفت کردم؟
يه پيشنهادي دادم يا قبول کن يا رد کن
چطور جرأت کردي جلوي پوتاسوامي به من توهين کني؟
پيش خودت چي فکر کردي؟
چطور تونستي جلوي مردم بهم توهين کني؟ ساده ازش نميگذرم
يه چيزي برات گرفتم
..من
نرو تو مخم
!اصلا
خواهش ميکنم باشه، بگير-
حله؟
!احمق
"هيچوقت هيچي رو نميدونستم"
"تا حالا کسي قلبم رو ندزديده"
"!سلام"
سلام، سلام، سلام" "قلب من فقط همينجاست
"من همينجا گم شدم عشقم"
"خودم رو براي اين عروسک خندون گُم کردم"
آنجلي گوش کن" "چشمهاي تو قدرت کُشتن دارن
"هر کجا که برم فقط به تو فکر ميکنم"
آنجلي گوش کن" "چشمهاي تو قدرت کُشتن دارن
"هر کجا که برم فقط به تو فکر ميکنم"
No comments yet. Be the first to leave one.